سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – شاهرخ عربشاهی: مستندسازی و تنظیم پنجاه نسخه فیلم کوتاه پنج تا هفت دقیقهای در معرفیِ اندیشه و هنر شاعران بزرگ کلاسیک ایران؛ حکیم فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ؛ و نیز بیان حکایتهای شیرین فارسی، و انتشار آنها در فضای مجازی پرمخاطب چینی (بیلیبیلی و دویین) و سپس آراستن آن در قالب خلق کتاب دوزبانه فارسی-چینیِ کوچهباغ شعر و حکایات فارسی؛ حاصل تلاشها، همکاریها و دقتنظرهای ارزنده و مشترک نهادها، بخشها و بهویژه اشخاصی همچون دانشگاه پکن و مرکز پژوهشهای فرهنگ ایران آن دانشگاه، رایزنی فرهنگیجمهوریاسلامی ایران درکشور چین، به هنگام تصدی ریاست آن توسط دکتر نعمتالله ایرانزاده (در سالهای ۲۰۲۶ - ۲۰۲۲م)، دکتر بهادر باقری، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی و استاد مدعو زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پکن، از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵م، در تدوین اثر؛ دکتر وانگ یین هوان، مترجم چینی اثر؛ دکتر گوان یوان، ویراستار چینی کتاب؛ دکتر کوروش سلماننصر، ویراستار فارسی کتاب و علی باقری، طراح روی جلد مجموعه است.
تقدیر از دانشگاه پکن و مرکز پژوهشهای فرهنگ ایران آن، از این نظر که در رابطه با تهیه و انتشار کتاب، همراهیها، حمایتها و همکاریهای لازم را داشته و همچنین نیز با آغوشی گشوده و نگاهی جهانبین، خانهای امن را برای پیوند میان اندیشههای ناب پارسی و چینی بنا نهادهاند. حقیقتاً گام ارزشمند و ستودنیِ آنان، در کمکمؤثر به تالیف و انتشار کتاب دوزبانه کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، چشمهای زلال ازهمگراییهای فرهنگی است که جانمایه ادبیات غنیِ پارسی را بهکام جامعه دانشگاهی و پژوهشگران شریف چین میچکاند. این تلاشها و مساعی فاخر، مهم و ارزشمند، نه تنها گشودن دریچهای نو به روی حکمت، صلح و دوستی میان دو تمدّن کهن ایران و چین است، بلکه نیز انگیزهای مضاعف و الهامبخش برای استادان، دانشجویان و پویندگان دانش خواهد بود تا در مسیر شناخت این میراث مشترک گام بردارند.
سپاس از رایزنی فرهنگی جمهوریِ اسلامیِ ایران در کشور چین به لحاظ مساعدتها و پشتیبانیهای مؤثر در زمینۀ انتشار و به ثمر نشستن مجموعه، در دوران تصدی ریاست دکتر نعمتالله ایرانزاده، و تحت راهبری ارزنده و خلاقانه ایشان، که بسیار ستودنی و الهامبخش است. همّت بلند و همراهی دلسوزانه ایشان در دوران رایزنی فرهنگی خود در چین، مسیر انتشار این اثر ماندگار را هموار و روشن ساخت.
از آنجا که فرهنگ پُلی است از جنس کلام و دلها را از کرانهای به کرانۀ دیگر پیوند میدهد؛ گشودن این کوچهباغ خیال به زبانِ چین، نسیم خوش ادب پارسی را از شیراز و توس و بلخ به سرزمین دیوار بزرگ رسانده است و دستی که این پُل مینو را ساخت، حقیقتاً بازتاب جاودانگی کلمه خواهد بود.
انتشار مجموعه زیبا و فاخر کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، در حقیقت گذرگاه نوینی است میان میراث کهن ایرانزمین و گستره پرشکوه اندیشه چینیان. آنجا که جوهر قلم با مِهر فرهنگی آمیخته شود، مرزهای جغرافیایی رنگ میبازند، چنانکه با انتشار این اثر، گویی پنجرهای رو به باغ بیخزان شعر پارسی در برابر چشمان مردمان چین گشوده شده است؛ همراهی رایزن فرهنگی وقت در انتشار این اثر، حرکتی فراتر از یک وظیفه اداری و تجلّی راستین دیپلماسی برخاسته از جان و فرهنگ بوده است، چرا که به ثمر رسیدن این مهم، جز با همّتی والا، ژرفنگری فرهنگی و حمایتهای بیدریغ رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در چین میسر نمیشد؛ ایرانزاده، مردی است از تبار فرهنگ که با تدبیر و همدلی، بذر سخن پارسی را در خاک خوشیار دیار شرقی افشاند تا گلستان دوستی، دوام و طراوتی جاودانه یابد.
ناگفته نماند که تاکنون کتابهای دوزبانه بسیاری توسط ناشران بینالمللی، دانشگاهها، بنیادهای ایرانشناسی و رایزنیهای فرهنگی ایران در سراسر جهان، به دو زبان فارسی و بیش از سی زبان زنده دنیا، بهویژه انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، عربی و اردو نگارش یافته و منتشر شدهاند. بخش عمده و قابل توجهی از این قبیل آثار در حوزه ادبیات فارسی و عرفان ایرانی هستند. پُرتیراژترین آثار دو زبانه در حوزه ادبیات فارسی در جهان هم در ادبیات کلاسیک ایران، شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ، غزلیات سعدی، رباعیات خیام، مثنوی معنوی غزلیات شمس، نظامی گنجوی و در ادبیات معاصر و حوزه شعر فارسی، آثار پروین اعتصامی، فرخی یزدی، و در شعر نو، آثار نیمایوشیج، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، احمد شاملو و همچنین در حوزه ادبیات داستانی ایران، داستانهای کوتاه نویسندگان معاصر ایرانی اند.
و امّا، حمایتها، پشتیبانیها و راهبری آقای دکتر ایرانزاده، در زمینه انتشار کتاب دوزبانه فارسی-چینی کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، در نوع خود از این نظر که در دیپلماسی فرهنگی به پیوند زبانها و ادبیات دو ملت ایران و چین به صورتی حکیمانه، عنایت ویژهای داشته؛ همکاریها و هماهنگیهای استادان حوزههای مختلف تدوین، ترجمه، ویرایش، طراح از دو کشور ایران و چین را هنرمندانه صورت داده و از این طریق، به نحوی برنامهریزی نموده که جاده تاریخی ابریشم، اینبار نه با کاروانهای کالا، که با جریان سیال کلمات در کتابی دوزبانه تجلّی یافته است؛ مجموعه درخور توجهی که به ایجاز و بهزیبایی، شعر و حکایات فارسی را معرفی کرده، بهگونهای که به عنوان یک منبع آموزشی در برنامههای درسی دانشگاهی قابل استفاده باشد؛ اگر نگوییم بینظیر، حداقل کمنظیر است.
همّت بلند وتلاش ماندگار دکتر بهادر باقری در تدوین و انتشار این کتاب، که گامی درخشان در پیوند فرهنگی دو کشور ایران و چین بوده و دریچۀ نوینی است که عطر دلانگیز ادبیات کهن، زیبا و نیز پُرمحتوای فارسی را به مشام جان شیفتگان حکمت و هنر در شرق دور میرساند، قابل قدردانی است.
ایشان با دانش وسیع خود در سه سال تدریس در دانشگاه پکن، جان و جهان فیلمهای کوتاه تهیه شده را به زیباترین شکل ممکن در کالبد این کتاب دمیده و تدوین کردهاند. در رابطه با ویژگیهای قلم شیوا و نگاه ژرف تدوینگر کتاب که با تدوین اثر، پُل مستحکمی از واژهها میان دو تمدّن باستانی بنا نموده و شکوه کلام پارسی را در پهنه جهان بازتاب داده است، در جایجای سطور بعد، به تناسب هر گزاره، اشارهای شده است.
ترجمه دکتر وانگ یین هوان، مترجم چینی مجموعه، که ایشان با جادوی قلم و ترجمه شیوا و گویای خود، میان واژگان دو زبان، پُل باشکوهی از واژهها را میان جان کلام شعر و حکایات پارسی و نیز دلهای مشتاق مردم چین ساخته و عطر کوچهباغهای شعر پارسی را به جان سرزمین کهن چین رسانده، جای سپاسگزاری دارد. ترجمه لطیف، هنرمندانه و دقیق مترجم، دعوت دلنشینی به همزیستی اندیشهها، گشودن پنجرهای از ابریشم و غزل به روی مردمان شرق دور و پیوند زدن روح فردوسی، سعدی، حافظ و مولانا با طراوت فرهنگ چین است.
نگاه زیبابین، دقت نظر و ویراستاری دقیق خانم دکتر گوان یوان، به متن چینی این اثر آراستگی، روانی و درخششی دوچندان بخشیده است. سه دوره ویرایش دلسوزانه و بیوقفه این اثر توسط ایشان، نه تنها یک اصلاح ساختاری، بلکه دمیدن روحی تازه در کالبد واژههای کتاب بوده است، لذا حقیقتاً شایستۀ تقدیر و سپاس است. دکتر کوروش سلمان نصر، استاد فرزانه و گرانمایه با وسواس ادبی و ویراستاری سنجیدۀ خود، پاسدار اصالت و شیوایی زبان شیرین فارسی در این کتاب بودهاند. بیشک، بخش عمدهای از زیبایی، روانی و درخشش متن فارسی این کتاب، وامدار قلم دقیق، هوشمندانه و سرشار از ذوق ایشان است. دکتر سلمان نصر، با ویرایش دقیق و حراست از حریم واژگان پارسی، بر غنا و روانی بخش فارسی کتاب افزودهاند.
و امّا، جامه فاخری که بر تن این اثر پوشانده شده و در نخستین نگاه، چشم و دل مخاطب را مینوازد، حاصل ذوق سرشار و مساعی آقای علی باقری، طراح گرانمایۀ جلد این اثر است. دستمریزاد به ایشان که با ذوق زیباشناسانه، هنر سرشار و متعهدانه و با طراحی چشمنواز خود، دیباچهای بصری و شایسته بر سیمای این اثر ارزشمند نقش زده و هنرهای به کار رفته در متن کتاب را با هنر خویش، مضاعف نمودهاند.
این انتخاب هوشمندانه، بستر سرشار از تامل را برای مقایسه تطبیقی میان نگارگری ایران و چین فراهم میآورد؛ دو مکتب بزرگی که در طول تاریخ وامدار یکدیگر بودهاند. هنر مینیاتور و نگارگری در ایران و چین، با وجود ریشههای مشترک و تبادلات تاریخی جادۀ ابریشم در دو فرهنگ؛ با این حال، در هنر دو کشور در این حوزه، جهانبینیهای متفاوتی را بازتاب میدهند.
به عنوان مثال، از نظر فلسفه و جهانبینی، نگارگری ایرانی، الهامگرفته از عرفان اسلامی و حکمت اشراق؛ و نمایش باغ بهشت و جهان آرمانی (مُثُل) است؛ در حالی که نگارگری چینی، از تائویسم و آیین بودا؛ با تأکید بر هماهنگی انسان با طبیعت و جریان انرژی حیات (چی)، الهام گرفته است. همچنین به لحاظ پرسپکتیو و فضا، در نگارگری ایرانی، پرسپکتیو مقامی و چندساحتی مطرح است؛ به این صورت که اشیاء بر اساس اهمیّت یا چیدمان عمودی قرار میگیرند تا بُعد معنوی خلق شود. لیکن در نگارگری چینی، پرسپکتیو متحرک یا چندکانونی است؛ چنانکه گویی بیننده در میان کوهها و رودها حرکت میکند (یعنی دید از بالا یا دور دست است).
جهان امروز ما، بیشاز هر زمان دیگری، نیازمند میانجیهای فرهنگی است ، تا پُلهایی از جنس نور، کلمه و معنا میان دلهای ملتها استوار کنند. در این میان، آثار ادبی و به¬ویژه شعر و حکایات کلاسیک فارسی، همواره پیامآور صلح، شفقت و نیز خرَد ناب قلمداد شده است. کتاب کوچهباغ شعر و حکایات فارسی که با همّتی ستودنی و نگاهی ژرف به زیور طبع آراسته شده، نمونهای درخشان و ماندگار از این دستاورد فرهنگی است؛ اثر ارزندهای که نه تنها جانمایۀ فرهنگ ایرانی را در خود جای داده، بلکه نیز با پیوند زدن آن به زبان و جان مخاطبان چینیزبان، افقهای جدیدی از گفتگوی تمدّنی را گشوده است.
این کتاب، تنها یک اثر مکتوب نیست؛ بلکه پُلی است استوار و پُر نقش و نگار از جنس بلور و ابریشم، که قلمرو جادویی پندار ایرانی را به اُفقهای روشن و کهن شرق دور پیوند میزند و دعوتی است به یک ضیافت باشکوه؛ و قدمزدن در سایهسار درختان کهنسال فرهنگ ایرانزمین، جایی که عطر غزلهای دلانگیز و ترنم مثنویهای حکمتآموز، روح انسان را صفا میبخشد. گذرگاهی است که مخاطبان خویش را به تماشای غزلهای شورانگیز و نیز مثنویهای حکمتآموز حافظ، سعدی، مولانا و دیگر استوانههای ادب کلاسیک میبرد.
این مجموعه ارزشمند و گرانبها، با خوشسلیقگی و دقت علمی تام، با همّت، کوشش، هدایت و همچنین انتخابهایی هوشمندانه از میان قالبهای اصیل و ماندگار شعر کلاسیک فارسی، بهویژه غزلهای شورانگیز و نیز مثنویهای حکمتآموزکه آینهای تمامنما از روح شرقیو عرفانی ایرانزمین را پیش چشم مخاطب میگشاید، توسط اندیشمند گرامی، جناب آقای دکتر بهادر باقری تدوین یافته و با قلم شایسته، سحّار، شیوا و ذهن زیباشناس استاد برجسته، سرکار خانم دکتر وانگ بین هو انجامهای زرنگار، از زبانچینی به تن کرده است.
تدوین دقیق و نیز گزینش هوشمندانه متون در این مجموعه، نشان از اشراف علمی و ذوق سلیم تدوینگر محترم دارد، چراکه توانسته است عصاره فضایل ادبی ایران زمین را در یک مانیفست مینیاتوری به تصویر بکشند. انتخاب سرشار از ذوق در این اثر، مطالعۀ آن را به مانند قدم زدن در باغی مصفا ساخته است که هر گوشه آن شمیمی از عشق، معرفت و اخلاق را به مشام جان میرساند. غزل با همان لطافت بیپایانش در تمنای امر قدسی، و مثنوی با حکایتهای تمثیلی و گرهگشاییهای اخلاقیاش، در این اثر چنان چیدمان شدهاند که گویی هر شعر و حکایتی، دعوتی است به ضیافت دانایی.
از سوی دیگر، عیار و ارزش دو چندان این کتاب، در ترجمه فاخر و هنرمندانه سرکار خانم دکتر وانگ یین هوان متجلّی شده است. برگردان این مضامین بلند و استعارههای پیچیده به زبان مینیاتورهای واژگانی چینی، رسالتی خطیر بود که مترجم فرزانه با درک عمیق از بافتار فرهنگی هر دو زبان، به شایستگی از عهدۀ آن برآمدهاند؛ چنان که آهنگ کلام و روح شرقی حاکم بر حکایات و اشعار در لباس جدید خود نیز زنده و تپنده باقی مانده است. این اثر فرخنده و برگردان زبانی آن نیز، یک سلوک فرهنگی و پلهای استوار میان دو تمدّن کهنسال آسیا و پیونددهنده دو ملت بزرگ ایران و چین است که از دیرباز با جاده ابریشم هنر و تجارت به یکدیگر متصل بودهاند. تمرکز هوشمندانه این اثر بر قالبهای اصیل شعر کلاسیک فارسی، بهویژه غزل و مثنوی، مخاطب دانشگاهی را نیز مستقیماً با هسته سخت و جوهر اصلی و اصیل ادبیات ایران روبهرو میکند.
در واقع، کتاب کوچهباغ شعر و حکایات فارسی به لحاظ ساختارشناسی ادبی وهمچنین اصالت متن در غزل کلاسیک، با تکیه بر سیر تطور عشق، عرفان و زیباییشناسی کلامی، ساختار اشارتها و کنایات رمزی را برای دانشجویان بازخوانی میکند. همچنین در حکایات و مثنویات، با رویکرد پندآموز و تعلیمی، ساختار روایی مینیاتورهای داستانی ایران را آشکار ساخته و حکمت عملی شرق را به نمایش میگذارد. این اثر ارزشمند به نیکویی و شایستگی توانسته است ویژگیهای منحصر بهفردی را در خود جای دهد. از جمله این ویژگیها اینکه، در تجلّی دو فرهنگ کهن در این کتاب، جادوی خط فارسی در کنار اصالت و وقار کاراکترهای چینی، سمفونی بصری و معنایی شگرفی آفریده است.
همچنین این کتاب بهخوبی نشان میدهد که چگونه هنر و ادبیات میتوانند مرزهای جغرافیایی را درآوردند و زبانی جهانی برای صلح، عشق و دوستی خلق کنند.
از نظر اهمیّت آکادمیک و ارزش دانشگاهی اثر برای دانشجویان و پژوهشگران چینی در حوزه زبان و ادبیات فارسی نیز باید گفت که این کتاب یک منبع آموزشی و پژوهشی معیار به شمار میرود.
ارزش دانشگاهی این اثر را میتوان در این ابعاد خلاصه کرد: ۱. در این اثر در زمینه همارزی زبانی دقت لازم صورت گرفته شده است. ترجمه اشعار کلاسیک فارسی به دلیل چندمعنایی بودن و آرایههای پیچیده، همواره یکی از چالشهای بزرگ در زبانشناسی تطبیقی بوده است. ترجمه دقیق سرکار خانم دکتر وانگ یین هوان توانسته است علاوه بر حفظ امانت معنایی، آهنگ و وقار، متن مبدأ را به متن مقصد منتقل کند؛ ۲. در رویکرد آموزشی متقارن و چیدمان دوزبانۀ کتاب، این امکان برای دانشجو وجود دارد تا به واژهگزینیهای تخصصی، ساختارهای دستوری پیچیده و نیز نحو کلاسیک مسلط شود؛ ۳. ارزش دانشگاهی دیگر اثر نیز گزینش هدفمند تدوینگر است. دکتر بهادر باقری با درک عمیق از نیازهای آموزشی کرسیهای زبان فارسی در دانشگاههای چین، متونی را برگزیدهاند که همزمان معرف تاریخ ادبیات، همچنین سیرتحول افکار و نیز سبکهای ساختاری (عراقی، خراسانی و تعلیمی) باشند؛ ۴. در این اثر، ساختار و روششناسی تدوین پدیدار میشود. تدوینگر با تکیه بر اشراف علمی و ذوق زیباشناختی خود، دست به گزینشی هوشمندانه زده است. انتخاب غزل، به عنوان اوج تجلّی عاطفه و عرفان غنایی، و مثنوی، به عنوان ظرف تفکر حکَمی و روایی، نشاندهندۀ درک عمیق از نیازهای مخاطب معاصر بینالمللی است؛ ۵. جامعیّت در عین گزیدهگویی، از دیگر ویژگیهای این اثر است. متن کتاب توانسته است سیر تکوینی اندیشۀ عرفانی و فلسفی ایران را در آیینۀ ابیات کلیدی و حکایات ارزنده و آموزنده به تصویر بکشد؛ ۶. ترکیب دقیق شعر ناب و حکایات پندآموز، بستری دوگانه از لذت زیباشناختی و معرفت اخلاقی را فراهم آورده است و در فضاهای آکادمیک از این نظر که نوعی توازن ساختاری را سبب شده، بسیار کارآمد و قائل اتکاست؛ ۷. از نظر بوطیقای ترجمه و چالشهای زبانشناختی، برگردان شعر کلاسیک فارسی به زبان چینی، مواجهه با یکی از پیچیدهترین فرآیندهای زبانشناختی و نشانهشناختی است؛ ۸. غزل و مثنوی سرشار از استعارههای چندلایه، ایهام، و رمزپردازیهای عرفانی است. ترجمه حاضر با وفاداری به متن اصلی، موفق شده است مفاهیم بلندی چون عشق، رندی، فنا و حکمت اشراقی را به معادلهای دقیق و ملموس در فلسفه و ادبیات چینی (همچون مفاهیم همپوشان در اندیشههای تائوئیستی و کنفوسیوسی) نزدیک کند. از این طریق روح اشراق در این اثر به مخاطب چینی منتقل شده است؛ ۹. اگرچه انتقال موسیقی بیرونی و عروض فارسی به خط و زبان چینی ناممکن است، امّا مترجم با درک عمیق از موسیقی معنوی کلام، لحنی آهنگین و باوقار به متن چینی بخشیده است و به حفظ ضربآهنگ درونی اثر منجر شده به گونهای که طنین شعر فارسی را در ذهن خوانند چینیزبان بازسازی میکند.
اُبُهت شاهکار حماسی حکیم ابوالقاسم فردوسی در قلمرو اژدها: کتاب در بخش نخست، با طلوع خورشید توس آغاز میشود. در این قسمت، فردوسی به عنوان برجستهترین حماسهسرای ایران، و همچنین اثر سترگ او، شاهنامه و نیز پیشینه آن، به ایجاز و بهدرستی و نیکویی معرفی شده و ابیات و داستانهایی چند از شاهنامه آورده شده است. در نزدیکی روایت حکمت و دادگری، تدوینگر و مترجم توانستهاند طنین استوار و آهنگین شاهنامه را در ساختار فرهنگ و خطوط چینی ارائه و حفظ نمایند. خرَد و دادگری حکیم فردوسی، یادآور اصالت حکمت کنفوسیوسی در ترکیب با حماسه اساطیری ایران است؛ شاهنامه مظهر بیداری روح ملت ایران است که در این کتاب در کالبد کلمات چینی جلوهگری میکند.
پس از رزم، مصلح مینیاتورهای اخلاقی، شیخ اجل سعدی شیرازی: عبور از فردوسی به سعدی، هجرت از میدان رزم به گلستان نظم و بوستان نثر، و به سوی سهل و ممتنع است. در این اثر در معرفی آثار سعدی، به شهرت اشعار و حکایات او در پهنه وسیعی از آسیای صغیر تا آسیای میانه و شبهقاره هند، نیز به غزلیات و بوستان و گلستان او اشاره شده و اینکه از جمله ویژگیهای اشعار و حکایاتش، شوخطبعی، نکتهبینی و طنزپردازی بوده است.
و امّا، حکایات و مواعظ سعدی که به کوتاهی و مغزپزی شهرهاند، در این ترجمه با همان روانی و ایجاز بینظیر خود نیز به چینی برگردانده شدهاند. شعر جاودانه «بنی آدم اعضای یکدیگرند» که جهانشمول است، در این اثر به گونهای ترجمه شده که گویی روح دائو و شفقت شرقی در آن جریان دارد. مینیاتورهای اخلاقی سعدی در این بخش به سادهترین و در عین حال با زیباترین عبارات چینی آراسته شدهاند تا خواننده چینیزبان، پندهای این پیر جهاندیده را چون پارههای طلا پذیرا شود.
و بعد، رقص سماع کلمات در طریقت عرفان و عشق مولانا جلالالدین بلخی: به یقین که غزلهای پُرشور و همچنین حکایات مثنوی معنوی، چالشبرانگیزترین محتوا دربخش اینکتاب بودهاند. با این حال، با چیدمان نیکوی تدوینگر و نیز با درک عمیق مترجم از عرفان اسلامی- ایرانی، اثر توانسته است که آتش موجود در کلام مولوی را به جان کلمات و خواننده چینی بیندازد. نظم ارائه و برگردان حکایات مثنوی در این کتاب، تنها نقلداستانها نیست؛ بلکه بهنوعی بازتاب شوریدگی رقص سماع است. واژگان چینی در این فصل، گویی سنگینی خاک را رها کرده و در اتمسفر اشتیاق و وصال به پرواز درآمدهاند. تعابیر مربوط به فنا و بقا در عشق نیز با ظرافتی فیلسوفانه عرضه شدهاند.
سرانجام، معمای غزل و ایهام قدسی لسانالغیب حافظ شیرازی: این بخش از کتاب ، بهدرستی با اوج غزل پارسی، یعنی غزلهای خواجه شمسالدین محمد حافظ به پایان میرسد. در این بخش، خصوصاً ترجمه حافظ، راهرفتن روی لبهتیغ ایهام است. تدوینگر محترم و نیز مترجم گرامی در فراز آخر این بخش، هنر خود را به کمال رسانده و توانستهاند که میان عشق زمینی و آسمانی حافظ تعادل جادویی ایجاد کنند. استعارههای حافظ از پیر مغان، جام جم ونیز رندی با چیدمان و معادلهایی هوشمندانه تنظیم و بازسازی شدهاند، بهگونهای که برای مخاطب چینی، یادآور لطافت اشعار شاعران بزرگ سلسله تانگ (مانند لیبای) است.
در نگاهی کلّی به محتوا و ارزش ترجمه مجموعه کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، میتوان گفت که این اثر تنها یک کتاب نیست، بلکه یک نگارخانه زنده است. بزرگترین قوّت این کتاب نیز در حرکت گامبهگام و تاریخ آن است که سیر تکامل جهانبینی ایرانی را از حماسه (فردوسی)، به اخلاق (سعدی)، سپس به عرفان شورانگیز (مولانا) و در نهایت هم به رندی و کمال غزل (حافظ) به زیباترین شکل ممکن به نمایش میگذارد. به همین ترتیب، ترجمه از فارسی به چینی با وفاداری به متن اصلی و درعین رعایت زیباشناسی زبان مقصد انجام شده است. این کتاب به هر دو فرهنگ یادآوری میکند که شعر، زبان مشترک جانهای مشتاق است و خطوط چینی میتوانند به اندازه نستعلیق پارسی، حامل اسرار عشق و حکمت باشند.
در بخش حکایات فارسی اثر، حکایتهای درخشان، آموزنده و شیرینی از آثار مختلفی همچون کلیله و دمنه، مثنوی مولانا، نظامی و... دراین کتاب آورده شده و همچنین به نیکویی هم به زبان چینی برگردانده شدهاند. البته در این مجال، امکان ذکر معانی و تحلیل هر یک از حکایات در این بخش از کتاب وجود ندارد. همی نقدر اشاره شود که در این بخش، ابتدا به فلسفه حکایات مندرج در هر مجموعه و فضای فکری نویسنده آنها اشاره شده و سپس نمونههای برجستهای از حکایتهای کوتاه و حکیمانه مرتبط روایت شده است. حکایات نیز با زبانی ساده، نغز و اخلاقی انتخاب شدهاند تا برای مخاطبان چینی ( بهویژه دانشجویان و علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای چین ) قابل فهم و جذاب باشند.
و امّا در رابطه با حکایات فارسی، شاید در اینجا، درخصوص فلسفه گنجاندن گزیدهای از آنها در کتاب مفید این کتاب برای ارائه به خوانندگان چینی، پاسخ به چند پرسش اساسی، در زمینه توجهات بیشتر به این بخش از کتاب مؤثر باشد. اینکه اصولاً حکایات فارسی در ادبیات کلاسیک ایران چه جایگاهی دارند؟ ویژگیهای کلّی حکایات در هر دوره از تاریخ ادبیات ایران و آثار هر یک از شعرا و نثرنویسان ادبیات کلاسیک ایران کدامند؟ حکایات در ادبیات کلاسیک چین، چه تاریخ و تحولاتی داشته و از چه جایگاه و ویژگیهایی برخوردارند؟ و تاکنون درباره مطالعات و بررسیهای تطبیقی حکایات در ادبیات کلاسیک ایران و چین، چه پژوهشهایی صورت گرفته و چه یافتههایی از آنها حاصل شده است؟
البته یقیناً نمیتوان پاسخهای علمی و جامع به همه این پرسشها را در فرصت محدود این دیباچه جای داد؛ امّا در رابطه با برخی از آنها، به نظر، یکی دو اشاره برای آغاز کنجکاویها و جستجوهای بیشتر علاقهمندان این مباحث، رهگشا باشند. حکایات فارسی یکی از اصلیترین ارکان و پایههای اساسی ادبیات کلاسیک ایران را تشکیل میدادهاند. در واقع، حکایات در تاریخ ادبیات ایران، صرفاً ابزاری برای سرگرمی نبوده، بلکه به عنوان مهمترین رسانه برای انتقال مفاهیم اخلاقی، عرفانی، فلسفی و آموزشی عمل کرده است. این فرم ادبی از زمان ایران باستان به صورت شفاهی وجود داشته و بعدها از قرن سوّم و چهارم هجری (با آغاز شعر رودکی) به شکل مکتوب در هر دو قالب نظم و نثر جایگاهی بیبدیل یافته است. اصلیترین ابعاد جایگاه حکایات در ادبیات ایران را میتوان در پیوند عمیق با تعلیم و تربیت در ادبیات تعلیمی، به عنوان زبان گویای عرفان و تصوف، در حفظ هویت ملّی و سنّتهای شفاهی و بازتاب فرهنگ بومی، اسطورهها و باورهای مردم ایران در طول تاریخ و بستری برای شکلگیری ادبیات داستانی مدرن ایران بر پایه حکایات کهن ایرانی مورد توجه قرار داد که اینجا جای بازکردن هر یک از این جایگاهها و آثار نیست.
در ادبیات کلاسیک چین نیز حکایات جایگاه بسیار مهم و ریشهداری دارند. در چین باستان، حکایات معمولاً به صورت مستقل نوشته نمیشدند؛ بلکه فلاسفه و اندیشمندان بزرگی مانند کنفوسیوس، چوانگ تسی (ژوانگزی)، هان فی تسی، و منسیوس از این داستانهای کوتاه و پندآموز، برای اثبات نظریات اخلاقی، سیاسی و فلسفی خود استفاده میکردند. این قبیل حکایات امروزه نیز بخش بزرگی از ضربالمثلهای چهار حرفی چینی را تشکیل میدهند. معروفترین نمونههای حکایات کلاسیک چین و چند نمونه از پُرآوازهترین حکایات ادبیات باستانی چین را میتوان شامل رویای پروانه، از کتاب چوانگ تسی، پیرمرد نادانی که کوهها را جابهجا کرد، مردی که برای خرید کفش به اندازه پلی خود اعتماد نکرد، اضافه کردن پا به نقاشی مار و آقای یه که عاشق اژدها بود دانست.
و امّا بررسی تطبیقی حکایات در ادبیات کلاسیک ایران و چین نشان میدهد که این دو تمدّن باستانی با وجود تفاوتهای زبانی و نیز جغرافیایی، از طریق جاده تاریخی ابریشم، تبادلات فرهنگی عمیقی داشتهاند که بازتاب آن درساختار، مضامین و اهداف اخلاقی داستانهایشان بهوضوح دیده میشود. در واقع امر، وجود حکایات در ادبیات کلاسیک دو کشور، جدای از شباهتها و تفاوتها با یکدیگر، نشاندهنده پیوندهای عمیق فرهنگی و تبادلات داستانی دو تمدّن باستانی در طول تاریخ و به واسطه مسیر تاریخی جاده ابریشم است. مطالعات و بررسیهای تطبیقی در مقایسه حکایات در ادبیات کلاسیک دو کشور نیز، عمدتاً در سه حوزه اصلی ساختار روایی، بنمایههای مشترک اساطیری - پهلوانی و کارکردهای اخلاقی - تعلیمی تجلّی مییابد. قرابتهای آیینها و افسانههای ایران و چین باستان فراتر از مبادلات ساده، گاه ریشه در یک منبع میانجی مانند فرهنگ سکاها دارد.
در یک نگاه اجمالی و تطبیقی به ویژگیهای کلیدی حکایتنویسی در ادبیات کلاسیک دو کشور ایران و چین از نقطهنظر تفاوتها، میتوان در رابطه با حکایات حیوانات، با توجه به حکایاتی از کلیله و دمنه در کتاب کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، گفت که در ادبیات کلاسیک ایران از حکایات حیوانات برای نقد نظام سیاسی و اخلاقی، مانند کلیله و دمنه و مرزباننامه، استفاده میشده؛ امّا در ادبیات کلاسیک چین از روایتهای جانوران نمادین در حکایات بومی و بودایی برای آموزش مفاهیم تائوئیستی و کنفوسیوسی استفاده به عمل میآمده است.
همچنین در رابطه با حکایات با محوریّت مفهوم عدالت و پادشاه عادل، باید اشاره کرد که در ادبیات کلاسیک ایران مثل آثار سعدی، مولوی و عطار، با محوریّت انوشیروان یا پندهای وزیران دانا به شاهان، در سیاستنامه و گلستان، تأکید بر عدل و ضرورت وجود حاکمان عادل بوده، چنانکه در سیاستنامه نظامالملک و بوستان سعدی، هدف از حکایات عدلمحور چنین است. لیکن در ادبیات کلاسیک چین و متون کنفوسیوسی و تائوئیستی، در حکایات بر اساس مفهوم فرمان آسمان، حاکم باید بافضلیت باشد تا حکومتش پایدار بماند، چرا که حکمرانی منصفانۀ شاهان بر اساس اصول کنفوسیوس است.
از نقطهنظر زهد و عرفان در برابر دنیاگرایی نیز در ادبیات کلاسیک ایران و حکایات صوفیانه در مدح درویشی، اعراض از دنیا، ارزش قناعت و کشف درون مورد توجه بوده است، چنانکه در حکایات عطار، بوستان سعدی و مثنوی معنوی مولوی چنین مقصودی وجود دارند؛ ولی در ادبیات کلاسیک چین مثل حکایات تائوئیستی (مانند داستانهای جوانگزی) مراد تأکید بر ستایش سادگی، رهایی از تکلیف دنیا و دوری از جاهطلبیهای مادی، همچنین همسو شدن و همگامی با طبیعت بوده است. همچنین حکایات در ذکر مکافات عمل در ادبیات کلاسیک ایران، نگاه به بازگشت سود و زیان رفتار انسان به خودش بوده است، گندم از گندم بروید، جو ز جو، در حالی که در متون کنفوسیوسی و تائوئیستی در ادبیات کلاسیک چین، تاثیر عمیق مفاهیم بودایی و تائوئیستی درباره تناسخ و بازتاب اعمال خیر و شر در زندگی فعلی و بعدی مطرح بوده است.
به لحاظ شباهتها بین حکایات در ادبیات کلاسیک هر دو کشور ایران و چین نیز میتوان به شباهتهای شگفتانگیزی که میان قهرمانان شاهنامه و اساطیر چین به چشم میخورد اشاره کرد. همچنین بسیاری از افسانههای پریان در ایران و چین ساختار یکسانی دارند. مثلاً قصه ماهپیشانی و قصه چینی یه شین، هر دو روایتگر دختری آزاردیده از نامادری هستند که به کمک نیرویی ماوراءطبیعی (ماهی جادویی در نسخه چینی) و (گاو یا پی زن در نسخۀ ایرانی) به پاداش و نیکبختی میرسد. این امر نشاندهنده یکسانی ساختار ناخودآگاه جمعی و تبادل فرهنگی در مسیر جاده ابریشم است.
از دیگر شباهتها اینکه، هر دو تمدّن از حکایات حیوانات برای آموزش مفاهیم سیاسی و اخلاقی به حاکمان و عامه مردم استفاده میکردند. از نظر ساختاری و فرم داستاننویسی نیز، حکایات در ادبیات کلاسیک دو کشور مشابهتهایی داشتهاند. مانند داستان در داستان که در ادبیات ایران آثار کلیله و دمنه و هزار و یک شب چنیناند و در ادبیات چین، شاهکارهایی مانند سفر به باختر اثر سییو جی، یت رویای تالار سرخ که همه اینها ساختاری چندلایه داشته و یک داستان اصلی، دهها حکایت فرعی را در خود جای میدهد- یا مثل آمیختگی نثر و نظم که در ادبیات ایران گلستان سعدی و در ادبیات کلاسیک چین در دوران دودمانهای تانگ و سونگ، حکایات بهشدّت از ترکیب نثر روان و شعر برای تأثیرگذاری بیشتر استفاده میکردند. شباهت دیگر مضامین و درونمایههای مشترک حکایات در ادبیات کلاسیک دو کشور بوده است. تمرکز اصلی حکایات در هر دو فرهنگ، آموزش اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مداری بوده است.
کتاب کوچهباغ شعر و حکایات فارسی، به تدوین دکتر بهادر باقری و ترجمه شیوای خانم دکتر وانگ یین هوان، یک رویداد سترگ آکادمیک و گامی بلند در مسیر دیپلماسی فرهنگی و ادبی میان دو تمدّن کهنسال ایران و چین است.
در پایان، چاپ و انتشار این کتاب ارزشمند را به جامعۀ ادبی، ایرانشناسان، دوستداران فرهنگ ایرانی و چینی، و نیز تمام پویندگان طریق دانایی تبریک عرض نموده و از تلاشهای بیشائبه و عالمانۀ تدوینگر گرامی و مترجم گرانقدر که قلم خود را وقف پیوند دو ملت بزرگ ایران و چین کردهاند، صمیمانه سپاسگزاری نموده و مطالعه این اثر مفید و ارزشمند را به تمام اهالی فرهنگ، پژوهشگران ادبیات جهان و تشنگان زلال معرفت شرقی پیشنهاد مینمایم. امید است که این کوچه باغ، همواره پُر رهرو و شمیم دلانگیز کلماتش، روشناییبخش دلهای شیفتگان معرفت باشد.
نظر شما