سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ طاهره مهری- کتاب «از آغاز تا پایان امپراتوری بریتانیا» تالیف موسسۀ هارلی هیستوری و ترجمه ام. درخشش از سوی انتشارات سبزان به بازار کتاب آمد.

این کتاب روایتی است از یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای تاریخ بشر: چگونه جزیرهای کوچک در شمال اروپا توانست به بزرگترین امپراتوری جهان تبدیل شود؟ این داستان فقط داستان فتح سرزمینها نیست، بلکه روایت شکلگیری اندیشهها و نهادهایی است که امروز بنیان بسیاری از نظامهای سیاسی جهان را تشکیل میدهند.
انگلستان دو بار در تاریخ خود به مرکز یک امپراتوری تبدیل شد. نخست در زمان هنری دوم، که نیمی از فرانسه را نیز در اختیار داشت و بار دوم زمانی که پرچم بریتانیا بر شهرها و قارههایی به اهتزاز درآمد که هنری پلانتاژنه حتی در خواب هم نمیدید. اما استفاده از واژة «امپراتوری» برای هر دو دوره شاید چندان دقیق نباشد. این واژه که ریشه در روم باستان دارد، معمولا به معنای قدرت مطلق و تمرکزگرایی است؛ در حالی که هر دو امپراتوری انگلستان، به ویژه امپراتوری معاصر، از تمرکزگرایی به دور بودند.
نکتة جالب توجه این است که امپراتوری نخست انگلستان، که مجموعهای از حکومتهای فئودالی بود، ارتباط چندانی با سرنوشت و شخصیت ملی انگلیسیها نداشت. پادشاهان نورمن، انگلستان را فقط ضمیمهای برای قلمرو اصلی خود در قارۀ اروپا میدانستند و فقط به خاطر پول و کمانداران آن به سرزمین اهمیت میدادند. در واقع، از زمان ورود قبایل ژوت در سال 449 تا پایان جنگ صدساله در 1453 و جنگهای رز در 1485، انگلستان صرفا انگلستان بود، نه حتی بریتانیای کبیر.
آنچه امپراتوری بریتانیا را از سایر امیراتوریهای تاریخ متمایز میکند، شیوۀ خاص حکمرانی آن است. بریتانیا توانست ترکیبی منحصربهفرد از قدرت نظامی و انعطافپذیری سیاسی را به نمایش بگذارد. این امپراتوری از یک سو، با قدرت نیروی دریایی خود بر آبهای جهان حکم میراند و از سوی دیگر، به تدریج نظامی از حکمرانی غیرمتمرکز را بنا نهاد که در تاریخ بیسابقه بود.

کتاب پس از مقدمه و پیشگفتار در ده فصل به شرح گسترش انگلستان، شکلگیری بریتانیای کبیر و امپراتوری آن، جنگ هفتساله و انقلاب در آمریکا، ظهور امپراتوری دوم بریتانیا، هند: نگین تاج، نیروی دریایی سلطنتی، قرن امپراتوری، جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و استعمارزدایی و پایان امپراتوری میپردازد و سپس نتیجه میگیرد.
در پیشگفتار این کتاب میخوانیم: «پیدایش انگلستان به دوران پس از فروپاشی امپراتوری روم بازمیگردد؛ در آن روزگار، این سرزمین نه به شکل کشوری یکپارچه، بلکه به صورت چندین پادشاهی مستقل و غالبا متخاصم اداره میشد. در میان این پادشاهیها، قلمرو آنگلوساکسونهای وِسِکس به تدریج قدرت بیشتری یافت و بر سایر مناطق چیره شد. سرانجام در سال 927 میلادی، اتلستان، پادشاه آنگلوساکسون، با پیروزی چشمگیر در نبرد یورک، برای نخستین بار پادشاهی متحد انگلستان را بنیان نهاد. تا آغاز سدۀ یازدهم میلادی، انگلستان به سرزمینی یکپارچه با نظام حکومتی متمرکز و نیرومند، ارتشی کارآمد و اقتصادی پویا تبدیل شده بود.
رخداد سرنوشتساز دیگر در تاریخ انگلستان، به سال 1066 میلادی بازمیگردد؛ زمانی که ویلیام، دوک سرزمین نورماندیِ فرانسه، با لشکرکشی موفقیتآمیز خود، هارولد، واپسین پادشاه آنگلوساکسون را از پای درآورد و طبقهای از اشراف نورمان را در هر دو سرزمین انگلستان و نورماندی به قدرت رساند. این فرمانروایی دوگانه به رویارویی طولانی با فرانسه انجامید که اوج آن در «جنگ صدساله» (1337-1453) تجلی یافت. برآیند این کشمکشهای دیرپا، از دست رفتن چشمگیری از قلمرو انگلستان در خاک نورماندی بود.
در پی این دوران پرآشوب، انگلستان گرفتار گردابی از جنگهای داخلی شد که محور اصلی آن، کشمکش بر سر جانشینی تاج و تخت بود. این درگیریها که در تاریخ با نام «جنگهای رُز» (1455-1487) شناخته میشود، میان دو شاخه از خاندان سلطنتی پلانتاژنه، یعنی خاندانهای یورک و لنکستر درگرفت. به طرز شگفتآوری، این نبردهای خونین به نابودی وارثان اصلی هر دو دودمان انجامید و سرانجام در سال 1485، هنری هفتم از خاندان تودور، با پیروزی در نبرد سرنوشتساز بازورث فیلد، سلسلهای نوین را پایهگذاری کرد که تا سال 1603 بر انگلستان فرمان راند.
برای نخستین بار پس از شکلگیری پادشاهی انگلستان، این سرزمین به آرامشی پایدار دست یافت. چند سالی از به تخت نشستن هنری هفتم نگذشته بود که دگرگونیهای شگرفی در گوشه و کنار جهان آغاز شد؛ تحولاتی که به پیدایش امپراتوریهای قدرتمند دریایی انجامید. در این دوران سرنوشتساز، همزمان با آنکه دریانوردان اسپانیای تازه متحد شدند و پادشاهی پرتغال به کشف سرزمینهای ناشناخته میپرداخت و گنجینههای بیکران به سرزمین خود میآورد، انگلستان نیز برای دستیابی به فرصتهای نوین بازرگانی و گسترش قلمرو خویش، دیده به افقهای دوردست دوخت.»
در پایان کتاب نیز چند پیوست قرار گرفته است. در پیوست دوم با عنوان «ظهور قدرت دریایی» میخوانیم: «در روزگاری که دریانوردان انگلیسی برای نخستین بار مجذوب افقهای دوردست شدند، دو هدف بزرگ توجه آنها را به خود جلب کرد؛ یافتن راهی از شمال غرب به سرزمین هند و تجارت در دریای اسپانیا. سه قرن تمام، دریانوردان انگلیسی به دنبال راه شمال غرب بودند و همین جستوجو نامهای ماندگاری در تاریخ دریانوردی انگلستان به جا گذاشت. در آبهای خلیج مکزیک و دریای کارائیب بود که انگلیسیها درسهایی آموختند که بعدها در سال 1588 به کارشان آمد و سرانجام آنها را به برترین قدرت دریایی جهان تبدیل کرد. به راستی که دوران ملکه الیزابت اول سرآغاز شکوفایی قدرت دریانوردی انگلستان بود.
مارتین فروبیشر در تابستان 1576 با دو کشتی کوچک به نامهای گابریل و مایکل و یک قایق کوچکتر راهی سفری شد تا راهی کوتاهتر به سوی چین پیدا کند. یک ماه بعد به سرزمینی بلند و پوشیده از یخ رسید – که احتمالا گرینلند بود- اما به خاطر یخهای فراوان در کنار ساحل و مه غلیظی که جلوی دیدشان را گرفته بود، نتوانست به خشکی نزدیک شود. با اینکه قایق کوچکش را از دست داد و کشتی مایکل هم از او جدا شد، این دریانورد دلیر به راهش ادامه داد؛ حتی با وجود اینکه دکل کشتیاش شکسته و در توفان آسیب دیده بود.
جان هاوکینز، که در تجارت برده با اسپانیاییها به پول و ثروت رسیده بود، در راه بازگشت به انگلستان در بندر وِرا کروز با دوازده کشتی اسپانیایی روبهرو شد. او بیاعتنا به قانونهای اسپانیا، با صاحبان و کشتزارها که سخت به کارگر نیاز داشتند، داد و ستد میکرد. با اینکه با اسپانیاییها پیمان صلح بست، آنها ناجوانمردانه به کشتیهای انگلیسی حمله کردند. در این نبرد نابرابر، بیشتر ملوانان جان باختند و فقط سه کشتی توانستند از چنگ دشمن بگریزند.
این پیمانشکنی کینهای ژرف در دل فرانسیس دریک، فرماندۀ جوان یکی از کشتیهای نجاتیافته، کاشت. او چند سال بعد به دزدی دریایی روی آورد و بیباکانه کشتیهای اسپانیایی را غارت میکرد. در بهار 1572، با هفتاد و سه دلاور دریا به نومبره دیدیوس، ثروتمندترین بندر اسپانیایی، یورش برد. با کمک بومیان- که از اسپانیاییها دل خوشی نداشتند- به بالای تپهای رسید که از آنجا برای نخستین بار اقیانوس آرام را دید و از خدا خواست روزی با کشتی انگلیسی در آن دریای پهناور بادبان بگشاید.
سرانجام وقتی ناوگان بزرگ اسپانیا برای تنبیه انگلستان به سواحل کورنوال رسید، دریانوردان انگلیسی که بارها در دریاهای دور با اسپانیاییها جنگیده بودند، دلیرانه به میدان آمدند. دریاسالار انگلیسی، لرد هوارد، با حملههای برقآسا و عقبنشینیهای زیرکانه، کشتیهای سنگین اسپانیایی را خسته و درمانده کرد. در نبرد سرنوشتساز گراولین، انگلیسیها پیروزی درخشانی به دست آوردند و ناوگان شکستخوردة اسپانیا در توفانهای سهمگین دریای شمال نابود شد.
این پیروزی بزرگ نه فقط انگلستان را از خطر نجات داد، بلکه نشانهای شد از پایان کار اسپانیا و آغاز فرمانروایی انگلستان بر دریاها، اما مهمتر از جنگ و پیروزی، شور و شوق تازهای بود که در دل انگلیسیها برای کشف رازهای جهان بیدار شده بود. هممیهنان رالی و شکسپیر پا در راهی گذاشتند که دستاوردهایش از خیال کریستف کلمب و کورتز هم فراتر میرفت.»

امپراتوری بریتانیا: از آغاز تا پایان روایتی فشرده، دقیق و تحلیلمحور از یکی از مهمترین امپراتوریهای تاریخ است؛ ساختاری که از اتحاد پادشاهیهای محلی آغاز شد و طی چند قرن، به قدرتی جهانی با نفوذ نظامی، اقتصادی و فرهنگی بدل شد.
این کتاب با نثری روشن و روایتی مرحله به مرحله، سیر تاریخی بریتانیا را از قرون وسطی تا قرن بیستم دنبال میکند و به نقش آن در استعمار، تجارت جهانی، جنگهای بزرگ و شکلگیری نظم نوین بینالمللی میپردازد. از گسترش ناوگان دریایی و تشکیل کمپانیهای فرامرزی گرفته تا انقلابهای استقلالطلبانه و فرایند استعمارزدایی، کتاب تصویری روشن از پیچیدگی های قدرت و میراث آن ارائه میدهد.
این اثر نه فقط تاریخ رویدادها، بلکه داستان نهادها، ایدهها و پیامدهایی است که هنوز در ساختارهای سیاسی و فرهنگی جهان امروز زندهاند.
کتاب «از آغاز تا پایان امپراتوری بریتانیا» تالیف موسسۀ هارلی هیستوری و ترجمه ام. درخشش با 88 صفحه، شمارگان 100 نسخه و بهای 228 هزار تومان از سوی انتشارات سبزان منتشر شد.
نظر شما