یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
درد چیزی است که باید محو شود

انسان معاصر ناگزیر از خوشبختی و سلامتی است. هان اینجا از لفظ منفیّت درد استفاده می‌کند. در جامعه نئولیبرال حتی قدرت نیز امری مثبت است. مثبتیّتی که هرگونه منفیّت مانند درد را کنار می‌زند. در جامعه­ نئولیبرال تفاوت همان درد است و درد چیزی است که باید محو شود مبادا عاملیت یافته و مناسبات اجتماعی را متحول کند.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مهسا عِلّیون؛ «بیونگ‌چول هان» فیلسوف کره‌ای- آلمانی که فلسفیدن را به طور رسمی با انتشار رساله دکترایش در خوانش و تأویل فلسفه هایدگر آغاز کرد و در سال 2010 با انتشار کتاب «جامعه فرسودگی» نگرش خود را تبیین نمود، در یکی از تألیف‌های متأخرش بار دیگر به نقد سرمایه ‌داری نئولیبرال پرداخته، این بار از رهگذر واکاوی طردِ درد توسط جوامع تحت سیطره ‌ سیاست‌های نئولیبرالیستی.

درد چیزی است که باید محو شود

هان در کتاب «جامعه تسکینی» که دنباله‌ای بر فلسفه تثبیت‌شده او در آثار پیشین‌اش است، با ارجاع‌های مکرر به دیدگاه ارنست یونگر و متأثر از شرایط زندگی در دوران همه‌گیری کرونا به بررسی ریشه‌ها و پیامدهای دردگریزی در جوامع امروز می‌پردازد.

هان ابتدا با شرح مفهوم دردگریزی چنین استدلال می‌کند که در جوامع کنونی درد به مثابه نوعی ناهنجاری تلقی شده و با واگذاری آن به حوزه پزشکی دیگر عاملیتی در برانگیختن شور جمعی، تحرکات اجتماعی و انقلاب ‌ها ندارد. پزشکی نیز به نوبه خود نه در پی درمانِ درد بلکه درصدد کاهش علائم آن است. فرد دردمند که درد او ریشه در نابرابری‌های اجتماعی دارد توسط جامعه نئولیبرال طرد می‌شود، سپس با تجویز داروهای مسکن و آرامبخش و حتی روان ‌درمانی توسط سیستم پزشکی به فردی افسرده، آرام و منفعل تبدیل می‌شود؛ به این ترتیب دیگر تهدیدی برای نظم سرمایه‌داری به حساب نمی‌آید. درد از نگاه سرمایه‌داری سودآور نیست پس باید نکوهش و ناپدید شود.

درد چیزی است که باید محو شود
عنوان

هان در فصل دیگر کتاب با عنوان «اضطرار خوشبختی» از کتاب «تنبیه و مراقب» فوکو نقل قول می‌کند و ایده خود را بسط می‌دهد. به باور فوکو شکنجه و نمایش بدن‌های مثله ‌شده در عرض چند دهه از دید عموم محو شد اما شیوه ‌های اِعمال درد ظریف ‌تر و غیرجسمانی شدند.

در جریان گذار به جامعه صنعتی، بدنِ شکنجه ‌شده به کار تولید نمی‌آمد. انسان به مثابه‌ ابزار تولید باید به بدنی مطیع بدل می‌شد. پس اِعمال درد و شکنجه نیز به محیط‌های بسته‌ای مانند کارخانه‌ها، پادگان‌ها و مدرسه ‌ها منتقل شد. اما گذار از آن جامعه‌ انضباطی به جامعه نئولیبرال فعلی بهره‌وری را به تنها ارزش مسلط تبدیل کرد.

درد چیزی است که باید محو شود

انسان معاصر ناگزیر از خوشبختی و سلامتی است. هان اینجا از لفظ منفیّت درد استفاده می‌کند. در جامعه نئولیبرال حتی قدرت نیز امری مثبت است. مثبتیّتی که هرگونه منفیّت مانند درد را کنار می ‌زند. درد را درمان نمی ‌کند بلکه به تسکین آن بسنده می ‌کند. چنین است که جامعه ‌ نئولیبرال جامعه ‌ای تسکینی است. شخص باید شادوعاری از درد باشد تا به بهره‌وری مدنظر قدرت ‌ها برسد. رواج اصول خودانگیزشی، خودبهره‌وری و خودشکوفایی شلاق را از دست حاکمیت گرفته و به دست خود فرد می‌دهد. سلطه و آزادی هم ‌معنا می‌شوند. فرد نسبت به هرگونه درد سِر و کرخت شده است. او ناچار است احساس خوشبختی کند، در غیر این صورت در قامت یک ناهنجاری از تمام عرصه ‌های حضور بشری کنار گذاشته خواهد شد.

در ادامه، هان که به طور مشخص بخش عمده ‌ این کتاب را در دوران پاندمی کرونا به رشته تحریر درآورده، شرح می‌دهد که ویروس چگونه معادلات گذشته را به هم ریخت و در عین حال تمام واسطه ‌های فرهنگی باقیمانده را نیز به منفیّت بدل کرد. زندگی را به زنده‌مانی تقلیل داد و با نکوهش مناسک مرتبط با سوگواری، مرگ را به آمار و ارقام تبدیل کرد. در این دوران بود که نظارت بر جنبه‌های خصوصی زندگی افراد نیز وجهی مثبت گرفت. افراد بیش از پیش آسایش را به آزادی ترجیح دادند. اینگونه بود که سرمایه‌داری از مرگ و میر نیز نهایت بهره را برد.

فرد به تدریج حتی به نوعی دیکتاتوری درونی رسید. به کنترل‌گری بدل شد که به طرزی وسواس‌گونه تنها بر سلامت خویش متمرکز است. او نباید درد داشته باشد و درد دیگری نیز نباید بر زندگی او اثرگذار باشد.

الگوریتم ‌های فضای مجازی و ابزارهای هوشمند نیز ذهن و بدن افراد را نه تنها تحت نظارت قرار دادند بلکه با نمایش تصاویر مشابه یا به تعبیر هان "همانِگی"، تفاوت و "دیگرانگی" را محو کردند. در جامعه نئولیبرال تفاوت همان درد است و درد چیزی است که باید محو شود مبادا عاملیت یافته و مناسبات اجتماعی را متحول کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها