چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
صادرات کتاب ایران؛ از شعار تا واقعیت بازارهای جهانی

با وجود تلاش‌ها برای معرفی و عرضه آثار ایرانی در خارج از مرزها، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ حمایت‌های دولتی و رویدادهای مختلف تا چه اندازه به انتشار واقعی کتاب، درآمدزایی و شکل‌گیری روابط پایدار با ناشران خارجی منجر شده‌اند؟

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزِی: ۲۹ مهر، روز ملی صادرات، فرصتی برای بازخوانی ظرفیت‌ها و چالش‌های حضور محصولات فرهنگی ایران در بازارهای جهانی است. کتاب، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حامل‌های اندیشه، هویت و تمدن ایرانی، می‌تواند نقشی فراتر از یک کالای اقتصادی ایفا کند؛ ابزاری برای معرفی نویسندگان ایرانی، گسترش زبان و ادبیات فارسی و تقویت دیپلماسی فرهنگی کشور. بااین‌حال، پرسش اساسی این است که چرا با وجود برخورداری ایران از پیشینه غنی ادبی و فرهنگی و ظرفیت‌های قابل‌توجه در حوزه تألیف و نشر، صادرات کتاب همچنان از جایگاهی متناسب با این ظرفیت‌ها برخوردار نیست؟

از منظر یک ناشر، صادرات کتاب می‌تواند هم‌زمان دو دستاورد مهم داشته باشد؛ ایجاد درآمد ارزی و معرفی آثار ایرانی به مخاطبان فراتر از مرزهای کشور. اما تحقق این اهداف صرفاً با برخورداری از پیشینه فرهنگی غنی یا تولید آثار ارزشمند امکان‌پذیر نیست. ورود به بازارهای جهانی به شناخت سلیقه مخاطبان، رعایت استانداردهای حرفه‌ای نشر، برخورداری از شبکه توزیع مؤثر، بازاریابی بین‌المللی و ایجاد ارتباط پایدار با ناشران خارجی نیاز دارد و کیفیت ادبی و فکری اثر شرطی مهم است، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت تجاری آن نیست.

صنعت نشر ایران در بخش قابل‌توجهی از مناسبات بین‌المللی خود، سال‌ها بیشتر درگیر واردات کتاب و انتقال آثار خارجی به بازار داخلی بوده است. تغییر این الگو و حرکت به سمت صادرات، مستلزم آن است که کتاب ایرانی نه‌فقط به‌عنوان محصولی فرهنگی، بلکه به‌مثابه کالایی قابل عرضه در یک بازار رقابتی دیده شود.

شاید بتوان گفت که محدود بودن جمعیت فارسی‌زبانان در جهان، یکی از موانع گسترش صادرات مستقیم کتاب‌های فارسی است. بااین‌حال، این محدودیت نباید به توجیهی برای کم‌تحرکی در بازارهای بین‌المللی تبدیل شود. کشورهای فارسی‌زبان، به‌ویژه افغانستان و تاجیکستان، می‌توانند بخشی از بازار هدف ناشران ایرانی باشند؛ اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که ظرفیت صادرات کتاب به این کشورها نیز به شرایط سیاسی، اقتصادی، مقرراتی و روابط حرفه‌ای میان فعالان نشر وابسته است.

افغانستان در سال‌های گذشته یکی از بازارهای مهم و مستعد برای حضور ناشران ایرانی به شمار می‌رفت، اما تحولات سیاسی و محدودیت‌های ایجادشده در سال‌های اخیر، فعالیت در این بازار را با دشواری‌هایی مواجه کرده است. این تجربه نشان می‌دهد که اتکای صادرات کتاب به چند بازار محدود، بدون تنوع‌بخشی به مقاصد صادراتی و طراحی راهبردی بلندمدت، می‌تواند آسیب‌پذیری ناشران را افزایش دهد.

از سوی دیگر، ترجمه آثار ایرانی به زبان‌های پرمخاطب جهان می‌تواند دامنه دسترسی به این آثار را گسترش دهد؛ بااین‌حال، ترجمه به‌خودی‌خود به معنای صادرات موفق نیست. انتخاب هوشمندانه آثار، شناسایی ناشر مناسب در کشور مقصد، واگذاری حرفه‌ای حقوق نشر، کیفیت ترجمه و دسترسی به شبکه‌های توزیع، حلقه‌هایی هستند که باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.

فعالیت‌هایی پراکنده با مسئولیت‌های نامشخص

یکی از مسائل بنیادین صادرات کتاب در ایران، نبودِ سازماندهی منسجم و سازوکار پایدار برای هدایت این فعالیت است؛ در شرایطی که آژانس‌های ادبی، ناشران و برخی نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی هر یک بخشی از مسئولیت معرفی و عرضه آثار ایرانی را بر عهده دارند، هنوز این پرسش مطرح است که متولی اصلی توسعه بازارهای خارجی کتاب کدام نهاد است و مسئولیت هماهنگی میان بازیگران مختلف بر عهده چه مجموعه‌ای قرار دارد؟

فعالیت آژانس‌های ادبی و تلاش ناشران برای حضور در بازارهای بین‌المللی ارزشمند است، اما نمی‌توان انتظار داشت که این تلاش‌های پراکنده، بدون برنامه‌ریزی و برخورداری از حمایت‌های قابل اتکا، اطلاعات دقیق بازار و سیاست‌گذاری هماهنگ، به صادراتی پایدار و قابل اندازه‌گیری منجر شود.

صادرات کتاب به شبکه‌سازی حرفه‌ای، حضور مستمر در نمایشگاه‌ها و بازارهای تخصصی، شناخت قوانین حقوق نشر در کشورهای مقصد و پیگیری قراردادها نیاز دارد. این فرایند با حضور مقطعی در یک رویداد یا معرفی چند عنوان کتاب به ناشران خارجی به پایان نمی‌رسد. اگر قرار است صادرات کتاب به فعالیتی اقتصادی و مستمر تبدیل شود، باید از رویکردهای موردی فاصله گرفت و برای آن برنامه‌ای بلندمدت، هدف‌گذاری مشخص و سازوکار ارزیابی نتایج تعریف کرد.

گرنت و تاپ؛ حمایت‌هایی که باید به نتیجه برسند

طرح گرنت، با هدف حمایت از ترجمه و انتشار کتاب‌های ایرانی در بازارهای جهانی، یکی از ابزارهای سیاست‌گذاری فرهنگی در این حوزه است. این طرح می‌تواند بخشی از هزینه‌های ورود آثار ایرانی به بازارهای خارجی را کاهش دهد و انگیزه ناشران بین‌المللی را برای انتشار این آثار افزایش دهد. بااین‌حال، اثربخشی چنین حمایتی بیش از هر چیز به اجرای منظم تعهدات مالی، شفافیت فرایندها و اعتمادسازی در روابط حرفه‌ای وابسته است.

یکی از انتقادهای مطرح‌شده درباره اجرای این طرح، تأخیر در تأمین و پرداخت منابع مالی و طولانی شدن فرایندهای اداری است. چنین مشکلاتی، در صورت تداوم، می‌تواند برنامه‌ریزی ناشران خارجی را مختل کند و اعتماد آنان را به همکاری‌های آتی کاهش دهد. در بازار بین‌المللی نشر که زمان‌بندی قراردادها و تعهدات مالی اهمیت زیادی دارد، حمایت دیرهنگام ممکن است بخشی از کارکرد اصلی خود را از دست بدهد.

طرح تاپ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز که با محوریت حمایت از ترجمه آثار فارسی به زبان‌های دیگر و انتشار آن‌ها در بازارهای جهانی فعال شده، با پرسش‌هایی درباره دامنه اثرگذاری و شیوه اجرا مواجه است. محدود بودن ارتباطات حرفه‌ای با ناشران معتبر بین‌المللی و تمرکز بر شمار محدودی از ناشران یا عناوین در برخی رویدادها، از جمله مسائلی است که می‌تواند دامنه دسترسی این طرح را کاهش دهد.

البته ارزیابی دقیق عملکرد این دو طرح، به انتشار اطلاعات شفاف درباره بودجه‌های مصوب و پرداخت‌شده، تعداد قراردادهای منعقدشده و اجراشده، شمار کتاب‌های منتشرشده در کشورهای مقصد و میزان تداوم همکاری‌ها نیاز دارد. صرف اعلام حمایت مالی یا شمار قراردادها نمی‌تواند معیار کافی برای سنجش موفقیت باشد.

و اما پرسش اصلی این است که چه میزان از حمایت‌های انجام‌شده به انتشار واقعی کتاب، فروش مؤثر و ایجاد ارتباطات پایدار در بازارهای هدف منجر شده است؟

فلوشیپ نشر تهران؛ قرارداد بیشتر یا بازار پایدار؟

برگزاری نخستین فلوشیپ نشر ایران هم‌زمان با سی‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، را هم می‌توان گام مثبت و خوبی برای تقویت ارتباط ناشران داخلی و خارجی و توسعه حضور ادبیات ایران در بازارهای جهانی دانست؛ این رویداد با حضور ۳۱ ناشر و میهمان بین‌المللی از ۲۰ کشور برگزار شد و با توجه به ظرفیت آثار کودک و نوجوان و جایگاه تصویرگری در بازار جهانی، تمرکز ویژه‌ای بر این حوزه داشت.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی دبیرخانه، حدود ۱۶۸ توافق و قرارداد میان ناشران ایرانی و میهمانان بین‌المللی به امضا رسید. این عدد، در نگاه نخست، نشانه‌ای امیدوارکننده از ظرفیت تعاملات حرفه‌ای در صنعت نشر است. بااین‌حال، در ارزیابی چنین رویدادی باید میان توافق اولیه، قرارداد نهایی، اجرای قرارداد و انتشار و توزیع کتاب تمایز قائل شد.

بر اساس اطلاعات اعلام‌شده، ۱۰ میلیارد تومان برای برگزاری آن در نظر گرفته شده بود که بنا بر گزارش منتشرشده، به‌تازگی به حساب اداره کل مجامع و تشکل‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واریز شده است و این موضوع، بار دیگر ضرورت توجه به زمان‌بندی تخصیص و پرداخت بودجه را یادآوری می‌کند. در فعالیت‌های بین‌المللی، منابع مالی زمانی بیشترین اثر را دارند که به‌موقع و متناسب با تعهدات اجرایی تأمین شوند.

فلوشیپ نشر می‌تواند نقطه شروع مناسبی برای ایجاد ارتباطات حرفه‌ای باشد، اما موفقیت آن در گرو پیگیری توافق‌ها، تسهیل قراردادهای حقوق نشر و تبدیل ارتباطات اولیه به همکاری‌های مستمر است. رویداد بین‌المللی زمانی به توسعه بازار کمک می‌کند که آثار و نتایج آن پس از پایان مراسم نیز قابل مشاهده باشد.

صادرات کتاب به سیاستی فراتر از برگزاری رویدادها نیاز دارد

محدود بودن مسئله صادرات کتاب ایران را نمی‌توان صرفاً به ضعف یک طرح حمایتی، محدودیت‌های زبانی یا کمبود حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی تقلیل داد؛ این مسئله حاصل مجموعه‌ای از چالش‌های به‌هم‌پیوسته است؛ از نبود هماهنگی نهادی و دشواری‌های تأمین مالی گرفته تا ضعف بازاریابی بین‌المللی، محدودیت ارتباطات حرفه‌ای و فقدان نظام شفاف برای ارزیابی نتایج.

برای عبور از این وضعیت، نخست باید مسئولیت نهادهای مرتبط مشخص شود و میان سیاست‌گذاری فرهنگی، حمایت مالی و فعالیت حرفه‌ای ناشران و آژانس‌های ادبی پیوندی مؤثر شکل بگیرد. همچنین، حمایت‌های دولتی باید به‌موقع، شفاف و قابل پیش‌بینی باشند تا ناشران داخلی و خارجی بتوانند با اطمینان بیشتری برای همکاری‌های بلندمدت برنامه‌ریزی کنند.

در کنار این اقدامات، لازم است بازارهای هدف براساس ظرفیت واقعی آن‌ها شناسایی شوند، ترجمه آثار با توجه به نیاز و سلیقه مخاطبان هر کشور انجام و حضور ناشران ایرانی در رویدادهای بین‌المللی به شبکه‌سازی حرفه‌ای و پیگیری قراردادها محدود نماند، بلکه به بخشی از یک برنامه مستمر توسعه بازار تبدیل شود.

مهم‌تر از همه، ارزیابی عملکرد صادرات کتاب باید بر شاخص‌هایی فراتر از تعداد رویدادها، تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای اعلام‌شده استوار باشد. تعداد کتاب‌های منتشرشده در بازارهای خارجی، میزان اجرای قراردادها، تنوع زبان‌های مقصد، درآمد حاصل از واگذاری حقوق نشر و استمرار همکاری‌ها، از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند تصویری واقع‌بینانه‌تر از وضعیت صادرات کتاب ارائه دهند.

کتاب ایرانی برای حضور در بازارهای جهانی، به چیزی بیش از برخورداری از پیشینه فرهنگی و ادبی نیاز دارد. کیفیت اثر، ترجمه حرفه‌ای، شناخت بازار، شبکه توزیع، حمایت مالی منظم و روابط پایدار میان ناشران، اجزای یک زنجیره به‌هم‌پیوسته‌اند. تا زمانی که این زنجیره شکل نگیرد، صادرات کتاب همچنان بیش از آنکه به صنعتی پایدار تبدیل شود، به مجموعه‌ای از تلاش‌های پراکنده و رویدادهای مقطعی وابسته خواهد ماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها