به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «بیجار» نوشته نرگس مقدسیان، با حضور جمعی از دوستداران ادبیات داستانی و اهالی هنر در خانه فرهنگ گیلان برگزار شد.
سینا جهاندیده نویسنده، منتقد و مدرس دانشگاه در این نشست، کیفیت ادبی برخی داستانهای مجموعه را قابل توجه دانست و بهویژه از «بیجار»، «جلفِ بیجار»، «این صدا تا کجا با ما میآید؟» و «کامیون چادردار» نام برد.
وی در توضیح ارتباط میان گرایشهای فکری و سیاسی نویسنده با استقلال ادبی داستانها اظهار داشت: در برخی داستانها، موضعگیریهای فکری و سیاسی چنان برجسته میشوند که ممکن است بر ظرفیت مستقل ادبی اثر غلبه کنند.
وی در این ارتباط از نوعی نوستالژی چپ و زیباییشناسی متأثر از مارکسیسم سخن گفت و برخی از داستانها را یادآور سنت ادبیات مبارزاتی و سیاسی دهههای ۴۰ و ۵۰ ایران دانست.
جهاندیده سپس به جایگاه زنان و نحوه بازنمایی روابط جنسیتی در مجموعه پرداخت و گفت: بخش عمده روایتها از منظر زنان و بهویژه دختران شکل گرفتهاند و مردان اغلب در موقعیتهایی منفی، منفعل یا مسئلهساز قرار دارند و این ویژگی با گرایش فمینیستی نویسنده مرتبط است و در پیوند با دغدغههای محیطزیستی، زمینهساز نوعی نگاه اکوفمینیستی است.
وی ادامه داد: در این خوانش، استعاره «زن و زمین» یکی از عناصر محوری جهان داستانی مقدسیان است؛ هر دو در معرض فشار، بهرهکشی و آسیب قرار دارند و پیوندی که در داستان «بیجار»، با حضور زنان شالیکار، زمین و زباله، به شکلی ملموس در ساختار روایت نمایان میشود.
جهاندیده در بخش دیگری از سخنانش به «زیباییشناسی فاجعه» اشاره و خاطرنشان کرد: تجربه زیسته نویسنده و نسل او در گیلان، خاطرات مادران شالیکار، فقر، دشواری کار و آسیبهای واردشده به محیط طبیعی از زمینههای شکلگیری نوعی فاجعهاندیشی در این مجموعه است.
وی در توضیح داستان «بیجار»، ظرفیت شخصیتپردازی و گفتوگوهای طبقاتی و نسلی آن را یادآور شد و گفت: این ظرفیت در پایان داستان، با فرورفتن همه عناصر روایت در یک فاجعه، تا اندازهای محدود میشود و چنین پایانبندیای با وجود تأثیر عاطفی خود، ممکن است بخشی از امکانهای داستان و شخصیتهای آن را از میان ببرد.
این مدرس دانشگاه آثار نرگس مقدسیان را در نسبت با تاریخ ادبیات کارگری ایران بررسی و با اشاره به پیوند تاریخی این جریان با ادبیات چپ و حزب توده، یادآور شد: کارگران، محرومان، فقر و رنج اجتماعی از موضوعات اصلی این سنت ادبی به شمار می آیند بااینحال، از دهه ۷۰ و همزمان با گسترش گرایشهای فرمالیستی، ادبیات کارگری تا حد زیادی به حاشیه رانده شد.
به گفته جهاندیده؛ داستانهای نرگس مقدسیان را نمیتوان صرفاً ادامه همان الگوی سنتی دانست زیرا ورود تجربه زنانه، دغدغههای محیطزیستی، تغییر زاویه دید و بهرهگیری از شیوههای روایی متفاوت، به این آثار امکان داده تا از قالبهای پیشین فاصله بگیرند و به بیان شخصیتری برسند و در این مجال؛ داستان «کامیون چادردار» نمونهای از این تحول است؛ روایتی که بهجای طرح مستقیم مسئله، آن را از خلال تجربه محدود و مبهم یک کودک پیش میبرد.
وی همچنین تمایز میان «نمایش رنج» و «زیباییشناسی رنج» را مورد توجه قرار داد و تأکید کرد: وظیفه ادبیات به نمایشگذاشتن فقر، خشونت و بدبختی محدود نمیشود؛ رنج باید در فرایند آفرینش هنری دگرگون شود و به درکی عمیقتر از انسان و زندگی بینجامد در غیر این صورت، اثر ممکن است بهجای گشودن افقی برای شناخت، صرفاً مخاطب را در معرض انباشت تصاویر دردناک قرار دهد.
این منتقد آثار نرگس مقدسیان را حاصل مواجهه با سنت ادبیات کارگری و چپ دانست که با تجربه زنانه، دغدغههای اکوفمینیستی و تجربهگری روایی، بهتدریج به جهان داستانی متمایزی رسیدهاند؛ جهانی که همچنان میتوان درباره نسبت میان تعهد اجتماعی، موضع فکری و استقلال زیباییشناختی آن بحث کرد.
حافظه جمعی و تجربه زیسته در داستانهای مقدسیان
همچنین در ادامه این نشست؛ متن نقد محبوبه موسوی ویراستار و مترجم با عنوان «ادبیات بهعنوان حافظه جمعی» قرائت شد. وی در این یادداشت مجموعه داستان «بیجار» را حاصل پیوند تجربه زیسته نویسنده با تعهد اجتماعی و حافظه جمعی دانست؛ مجموعهای که در آن؛ رنجهای اجتماعی، مسائل کارگری و بحرانهای زیستمحیطی به جهان داستان راه پیدا میکنند.
در خوانش موسوی؛ داستان «بیجار» از آن جهت اهمیت دارد که زنان شالیکار را از جایگاه عناصر یک منظره روستایی بیرون میآورد و به آنها فردیت و صدا میبخشد، زندگی این زنان در سایه تهدید کوه زباله و بحران محیطزیستی جریان دارد؛ بحرانی که نویسنده بهجای توضیح مستقیم آن، در تار و پود روایت جای میدهد.
موسوی در نگاهی کلیتر، یکی از ویژگیهای مجموعه را بازنمایی حافظه جمعیِ سرکوبشده میداند؛ خاطراتی از رنجهای اجتماعی و سیاسی که گاه مجال انتشار رسمی نیافتهاند و در حافظه شفاهی خانوادهها، روایتهای غیررسمی و خبرها باقی ماندهاند.
این مترجم و ویراستار بیان داشت: ادبیات در این معنا، صرفاً بازگویی گذشته نیست؛ تلاشی است برای آنکه تجربههای انسانی و اجتماعی از امکان فراموششدن نجات پیدا کنند و به شکلی تازه در جهان داستانی حضور یابند.
نرگس مقدسیان متولد سال ۱۳۴۵ است و در رشت زندگی می کند و از دهه ۸۰ به طور جدی داستان نویسی را آغاز کرد و نوشتههایش در مجلات و روزنامهها چاپ شد. اولین داستان او به نام «ماگما» در روزنامه گیلان امروز منتشر و داستان «این صدا تا کجا با ما می آید؟» نیز در سال ۱۳۸۹ از داستانهای برتر جایزه صادق هدایت شد.

«خوشههای اقاقیا»، «پشت تصویر مرد»، «هرابال یعنی تمام کتابهای خمیرشده دنیا»، «از زن تا زمین» و «بیجار» از جمله نوشتههای مقدسیان است.
مجموعه داستان «بیجار» را نشر نورهان منتشر کرده و در ۱۸ داستان که بازه زمانی دهه ۴۰ شمسی به این سو را در بر میگیرد؛ داستان دو نسل از زنان کارگر بیجارکار را روایت میکند. نویسنده با نمایش امیدها و آرزوها و خوشیهای ناچیز و اندوههای بزرگ آنها و بازتاب دادن آن در آواها و موسیقی بومی و سنتهای کار با چند اشاره ظریف غیر مستقیم خواننده را با شرایط استثماری سخت و پنهان شده در ظاهر دوستانه کار زنان بیجارکار آشنا میکند و آینده نسل جوان زن کارگر را در آینه کمردردها، زانو دردها، بیچیزی و فقر زنان نسل پیش بدون شعارزدگی و پناه بردن به انواع ترفندهای قلمی و زبانی نشان میدهد.
نظر شما