به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب که در سال ۲۰۲۳ در ایالات متحده به چاپ رسیده، همچون سایر مجلدات این مجموعه، برترین داستانهای کوتاه سال را در برگرفته و در اختیارعلاقهمندان ادبیات و بویژه داستان کوتاه قرار داده است.
پیشینه جایزه داستان کوتاه ا.هنری به سال ۱۹۱۹ بازمیگردد. ده سال پس از مرگ ا.هنری دوستان و دوستداران وی این جایزه را بنیان نهادند تا با یادبودی که به گفته خودشان هم هنر نگارش داستان کوتاه را تقویت میکرد و هم به نویسندگان جوان انگیزه میبخشید، یاد ا.هنری را گرامی بدارند.
برگزیدگان مجموعه ۲۰۲۳ به روشنی شور و شوق مستمر قالب داستان کوتاه را برای ادامه راه نشان میدهند. به گفته لورن گراف، ویراستار این جلد از مجموعه داستانهای کوتاه برگزیده جایزه ا.هنری، یک داستان عالی میتواند نفرتهای غیرمنطقی را از میان ببرد و این یکی از بزرگترین مواهب روایت است.
کتاب دیوانگان پاریس شامل ۱۱ داستان کوتاه از نویسندگانی از چهار گوشه جهان است.
داستان «ساعات اداری» نوشته لینگ ما، داستانی خواندنی است که بطرزی مرموز مرزهای خیال و واقعیت را در هم میریزد. زنی جوان به نام ماری که استاد دانشگاه است در دفتر کار خود که از قضا پیش از او دفتر کار استاد راهنمای فوت شده ش بوده، دری مخفی مییابد که به مکانی متفاوت و بسیار عجیب باز میشود.
داستان «کوهِ مرد» نوشته کترین لِیسی، هم روایتگر اتفاقی نادر و باورنکردنی دردنیای پرهیاهو و آشوب ماست. در ایالت کانزاس ناگهان کوهی نمایان میشود که دیوارههای آن نه از سنگ و خاک بلکه از تعداد زیادی انسان است، آن هم همه مرد. آنچه در این داستان نمادین جالب است همانا گمانه زنیها وتفاسیر کسانی است که با این پدیده غریب روبهرو میشوند.
داستان «جن زدگی حاجی هوتک» نوشته جمیل جان کوچایی، زندگی مهاجران را دستمایه کار خود قرار داده است. پیرمردی افغانستانی که سالها پیش به ایالات متحده مهاجرت کرده هنوز در مظان مشارکت در فعالیت های سیاسی است و همه لحظات زندگی خود و خانواده پرجمعیتش توسط جاسوسی ناشناس و نامرئی رصد میشود.
اما بیگمان یکی از جذابترین داستانهای این مجلد داستان «دیوانگان پاریس» است به قلم رودریگو بِلانکو کالدِرون؛ پژوهشگری مکزیکی برای گذراندن دوره کارورزیاش آزمایشگاه زبانشناسیِ لغتنامه انفورماتیک پاریس را انتخاب میکند، ولی از بد روزگار ۲۳ نوامبر ۲۰۱۵ ، تنها ده روز پس از قتل عام باتاکلان، وارد این شهر میشود؛ روزهایی که اهالی پاریس اندوهشان را پیچیده در شالی نامرئی تاب میآوردند و سکوت آزاردهندهشان دستمالی بود به جنس خود هوا که یکسان دور گردن اهالی و مهاجران پیچیده بود. باری، پژوهشگر افسرده ما که از آن سکوت سرد و سنگین به ستوه آمده در مترو با مردی رومانیایی آشنا میشود و ناخواسته از اسراری تاریخی و سیاسی سر در میآورد.
داستان «مادر»، نوشته جیکوب اِم هانگو قصه جوانه زنی است که در قبیلهای افریقایی باورهای سنتی و نظام مردسالار دهکده را زیر پا میگذارد و برای نخستین بار از چیزهایی تازه سخن میگوید و ناخوانده پیداست که فرجام چنین کاری چه خواهد بود؛ ولی تومبی، قهرمان قصه ما، به طرزی معجزهآسا از عقوبت ریشسفیدان و متعصبان دهکده جان سالم به در میبرد.
داستان «قفلساز» نوشته گری وولف لاجوی، اما از احوال کسانی میگوید که در چشم مردم خوار و حقیرند ولی پشت ظاهر غریبشان عالمی دگر دارند؛ قفلسازی کم حرف ومردم گریز که زندگی به انزوا میگذراند، از شوخی روزگار درهای بسته را به روی صاحبانشان باز میکند. او در خلوت خود به مسایلی عمیق فکر میکند، مسایلی که دانشمندان عالم در حل آن درماندهاند.
کتاب دیوانگان پاریس از داستان طنز نیز بیبهره نیست و داستان «عروس» نوشته کِی مینگ چانگ، داستان زنی میانسال است که با وجود آنکه سالهاست از ازدواجش میگذرد هنوز با مادرشوهر فرتوتش مشکل دارد.
نظر شما