سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طب گیاهی که بخشی از طب سنتی ایران را تشکیل میدهد از دیرباز موردتوجه ایرانیان بوده است. تا آنجا که در مناطق روستایی ایران هنوز بخش عمدهای از درمان بیماریها به واسطه این علم انجام میگیرد. ایران به جهت تنوع آبوهوایی و وجود بیش از هشت هزار نوع گونه گیاهی یکی از کشورهایی بوده است که از دیرباز در استفاده از گیاهان برای درمان پیشگام بوده است. برخی گیاهان موجود در ایران دارای تراکم بیشتر و پراکنش وسیعتری در سطح کشور هستند، در حالیکه تعدادی دارای عرصه پراکنش محدودتری هستند.
کتاب «طب سنتی ایرانی(طب گیاهی)» با عنوان فرعی تغذیه و درمان با سبزیهای صحرایی، آشنایی با گیاهان دارویی و میوه درختان تالیف محمدجعفر حسینی شیرازی در سه جلد از سوی موسسه آموزشی تالیفی ارشدان منتشر شد.
محمدجعفر حسینی شیرازی در این کتاب بعد از مقدمه به شرح طب سنتی، طب گیاهی در ایران، آغاز تاریخچه طب در ایران پرداخته و سپس گیاهان دارویی را شرح داده است.

مولف به آغاز تاریخچه طب در ایران اشاره میکند و مینویسد: «پزشکان نامور قرون نخستین اسامی از قبیل حنین بن اسحاق، سهل بن شاپور، عیسی بن مهاربخت، عیسی بن شهلا فا، یوحنا بن سر افیون، داوید بن سر افیون و نیز اعضای خاندانهای بختیشوع و ماسرجویه عموما از دستپروردگان همین دانشگاه بودند.
فرهنگ اسطورهای ایرانیان قدیم را در مجموعه مدارکی به نام ریگودا (Rigveda) در هند یا یشت در ایران میتوان دید که سرشار از مبارزه و تلاش برای دستیابی به نعمت، غنا و آرامش است و در این راستا خدایان آنها از بین برنده عوامل بدبختی، دیوها و نظایر آن بودهاند.
در عقاید ایرانیان قدیم چه اسطورهای (یشت) و چه مذهبی (زرتشت) جهان صحنه نبرد خدایان یا یزدان (منشاء همه خیرات، برکات و سلامتی) با منشاء اشرار، دیوها و بیماریها(اهریمن) بود.
ایران سرزمین شکلگیری نخستین جوامع مدنی باستانی و شاهراه ارتباطی تمدنهای معتبر تاریخ هست.
آمیختگی با تمدنهای مصر، بابل، کلده، آشور و یونان از غرب و تمدنهای هند و چین از شرق و تمدنهای عربی و سامی از جنوب و تمدنهای اروپایی، رومی و روسی از شمال، ایران را به چهارراه اصلی ارتباطی تبادل فرهنگ و تمدن تبدیل نمود.
آغاز تاریخچه پزشکی در ایران از دورهای است که آریاییها در زادگاه اولیه خود به نام آریاویژ در حوالی خوارزم و پامیر جایی که ده ماه از سال سرد و تنها دو ماه گرم بوده است، زندگی میکردند و این شاید هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح باشد.
نخستین پزشک آریایی به نام تریتا (اترت) نامیده شده است. چنانکه در وندیداد فرگرد در بند بیست در بخش دو یک این مطلب به شرح زیر آمده است:
زرتشت از اهورامزدا پرسید:
کیست در میان پرهیزگاران، دانایان، کامکاران، توانگران، رایمندان، تهمتنان، پیشدادیان، نخستین کسی که ناخوشی را بازداشت، مرگ را بازداشت، زخم نیزه پران را بازداشت، گرمای تب را از تن مردم بازداشت؟
اهورامزدا در پاسخ فرمود:
ای اسپیتمان زرتشت، تریتا در میان پرهیزگاران... پیشدادیان نخستین کسی است که ناخوشی را بازداشت، مرگ را بازداشت، زخم نیزه را بازداشت، گرمای تب را از تن مردم بازداشت.
همچنین از مطالب کتابهای مختلف زبان پهلوی چنین آمده است که نخستین پزشک آریایی در جراحی نیز دست داشته است به قول بندهش:
اهورامزدا کاردی مرصع به تریتا بخشید تا با آن عمل جراحی را انجام دهد.
تریتا از خواص دارویی گیاهان مختلف نیز آگاهی کامل داشته و بهویژه خود عصاره آنها را مهیا میساخت.
چنانکه در یسنای بند نه بخش ده آمده است:
سومین ناموری که گیاه هئوما را فشرد و عصاره آن را مهیا ساخت تریتا از خاندان سام بود، آنکه صاحب دو پور دلیر یکی ارواخشیه و دیگری گرشاسب گردید.
نام تریتا نه تنها در پزشکی ایران به جا مانده است بلکه در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته شده و از این معلوم میشود تریتا هنگامی زیسته است که آریاییان هند و ایران از هم جدا نبودهاند و پزشکی دو قوم همجوار با یکدیگر وابسته بوده است.
پس از تریتا در سرزمین آریاویژ (زادگاه اولیه آریاییها) در حوالی خوارزم و پامیر در مکانی به نام ورایماکرت یک آریایی به نام یما (جمشید) موفق شد گروه مبتلایان به بیماریهای پوستی و استخوانی و دندانی بسیاری از بیماران دیگر را از افراد سالم متمایز سازد.
البته در تاریخ اولین کسی که طب را به صورت منظم و مدون ارائه کرد و آن را از سحر و جادو جدا ساخت بقراط بود، که او را پدر علم طب نامیدهاند. (460-355 قبل از میلاد مسیح)
پس از بقراط، جالینوس (سال 199-129 میلادی) مدرسه جدیدی برای تشریح بنا کرد و آثارش مدت هزار سال مبنای عقاید طبیعیدانان قرار گرفت.
اساس روش درمانی بقراط و جالینوس بر اساس طب مزاجی بود لذا بعضی اساس طب مزاجی را از یونان میدانند و به آن طب یونانی لقب دادهاند.

اما جالب است که در این زمینه گفتار آقای سیریل الگود نویسنده کتاب «تاریخ پزشکی ایران» را بشنویم که در صفحه سیوشش این کتاب میگوید: تا آنجا که از اطلاعات به دست آمده معلوم میشود، در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفتهتر از آشور بود. حتی به جرات میتوان پا را فراتر نهاده گفت که ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده به یونانیان تعلیم دادهاند.
حتی خود یونانیها هم فرضیه طبایع چهارگانه خود را یک فرضیه بیگانه میشناختند و به رسم آن زمان آن را ایرانی مینامیدند.
دکتر نجمآبادی نیز در کتاب تاریخ طب در ایران ضمن اشاره به این مطلب اذعان میکند که مکتب طبی زرتشت خیلی پیشتر از مکاتب طبی یونان، در عالم وجود داشته است.
اما به هر حال در میان مورخین در مورد مبدا طب مزاجی اتفاقنظر وجود ندارد.
بعدها در یونان باستان، در قرن چهارم میلادی مردم و اطباء کمکم روش منطقی بنا نهاده شده توسط بقراط و جالینوس را رها کردند و برای درمان بیماریها به معالجه با جادو، دفع اجنه و طلسم متوسل شدند.
به طوری که تا سالهای متمادی روش بقراط و جالینوس به فراموشی نهاده شده بود. تا اینکه در جنگهای ایران و یونان آثار طبی بقراط و دیگر اطبای یونانی به دست ایرانیان افتاد.
با تاسیس مدرسه جندیشاپور و ترجمه آثار مهم نویسندگان یونانی، به کمک دانشمندان ایرانی، طب به فراموشی نهاده شده یونان دوباره مسیر کمال خود را بازیافت.
پس از تصرف جندیشاپور توسط مسلمانان این شهر کماکان از گزند و آسیب در امان ماند و همچنان در سراسر ممالک اسلام به عنوان بزرگترین مرکز تعلیم پزشکی باقی بود.
پس از اسلام نیز با ترجمه بیش از پیش کتب طبی یونان، دانشمندان مسلمان بزرگی از جمله محمد بن زکریای زاری و ابنسینا پای به عرصه ظهور نهادند.
پیشرفت علمی مسلمانان در مدت کوتاهی موجب شگفتی جهانیان گردید. به طوریکه در آن زمان هر جوینده علمی گمشده خود را در کشورهای اسلامی جستجو میکرد.
در حالی که در اروپا در اغلب نقاط بیمارستانی وجود نداشت و شیوه درمانی اطباء به جادو و طلسم و... ختم میشد، در قلمرو حکومت اسلام بیمارستانهایی وجود داشت که دارای بخشهای مختلف با تخصصهای مختلف بود.
گفته میشود بعضی از این بیمارستانها دارای لولهکشیهای آب گرم نظیر سیستم شوفاژ برای گرم نگه داشتن اتاق بیماران بود.
همچنین گفته میشود بعضی از این بیمارستانها دارای لولهکشیهای آب گرم نظیر سیستم شوفاژ برای گرم نگه داشتن اتاق بیماران بود.
همچنین گفته شده که بیمارستانها دارای کتابخانه، سالن تدریس و داروخانه به طور مجزا بوده است. علاوه بر این، سیستم تاسیس بیمارستانها بسیار پیشرفته بوده است به گونهای که میتوان آنها را از سیستم کنونی تاسیس بیمارستان برتر دانست.
چرا که اولا بیمارستانی تاسیس نمیشده مگر آنکه مخارج بیماران و بیمارستان و دستمزد اطباء احتمالا از محل وقفهای مردم و امور خیریه تامین میشده است نه از جیب بیماران. ثانیا برای ساخت ساختمان بیمارستان هم اصولی داشتهاند.»
نظر شما