جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۱
دو امام، یک راه؛ روایتی از شجاعتی که همیشه شبیه شمشیر نیست

شاید تمام کتاب را بتوان در همان یک جمله خلاصه کرد: «من معتقدم امام حسن مجتبی شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام است.» این جمله، اگر فقط از کنارش رد شویم، شاید عجیب باشد. مگر نه اینکه نام امام حسین علیه‌السلام با کربلا و عاشورا و آن ایستادگی بی‌نظیر گره خورده است؟ پس این شجاعتِ امام حسن کجای ماجراست؟

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ حنان سالمی: بعضی کتاب‌ها را که باز می‌کنی، قرار نیست فقط چیزی به دانسته‌هایت اضافه کنند؛ قرار است یک تصویر قدیمی را از ذهنت بردارند، برگردانند، از پشت نگاهش کنند و بگویند: «حالا دوباره نگاه کن.» «دو امام مجاهد» از همین کتاب‌هاست.


کتاب، شش گفتار از امامِ شهید آیت‌الله خامنه‌ای است که در سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ درباره مبارزات سیاسی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ایراد شده و بعدها در قالب کتاب منتشر شده است. اما اگر بخواهیم با همین چند جمله معرفی‌اش کنیم، شاید مهم‌ترین اتفاقی را که برای مخاطب می‌افتد از دست بدهیم؛ چون مسئله کتاب فقط این نیست که امام حسن چرا صلح کرد و امام حسین چرا قیام. مسئله، خیلی عمیق‌تر از این دو کلمه است: صلح و قیام.


ما عادت کرده‌ایم تاریخ را با ظاهر اتفاقات بخوانیم؛ یکی شمشیر کشید، یکی صلح کرد، یکی ایستاد، یکی عقب نشست. بعد هم خیال کنیم تفاوت همین‌جاست. اما کتاب آرام‌آرام دستمان را می‌گیرد و می‌برد به جایی که بفهمیم شاید آنچه در ظاهر دو رفتار متفاوت به نظر می‌رسد، در باطن، دو مرحله از یک مبارزه باشد. و اینجاست که «دو امام مجاهد» تازه شروع می‌شود.


یکی از جذاب‌ترین نکات کتاب، همین شکستن تصویر ساده و دم‌دستی ما از شجاعت است. شجاعت همیشه آن لحظه‌ای نیست که کسی در میدان می‌ایستد و همه می‌بینندش. گاهی شجاعت یعنی کاری را انجام بدهی که هیچ‌کس برایش دست نزند؛ حتی شاید همان‌هایی که دوستت دارند، نفهمند چرا این کار را کردی. در بخشی از کتاب، نویسنده درباره امام حسن علیه‌السلام تعبیری دارد که شاید تمام کتاب را بتوان در همان یک جمله خلاصه کرد: «من معتقدم امام حسن مجتبی شجاع‌ترین چهره تاریخ اسلام است.» این جمله، اگر فقط از کنارش رد شویم، شاید عجیب باشد. مگر نه اینکه نام امام حسین علیه‌السلام با کربلا و عاشورا و آن ایستادگی بی‌نظیر گره خورده است؟ پس این شجاعتِ امام حسن کجای ماجراست؟


کتاب درست همین‌جا دست روی نقطه‌ای می‌گذارد که ما کمتر دیده‌ایم؛ شجاعتِ تصمیمی که ممکن است هزینه‌اش از شمشیر کشیدن بیشتر باشد؛ تصمیمی که آدم باید برای مصلحتی بزرگ‌تر، حتی از آبرو و محبوبیت خودش بگذرد. در روایت کتاب، امام حسن علیه‌السلام کسی نیست که «دست از مبارزه کشیده» باشد؛ اتفاقا مسئله بر سر این است که مبارزه را باید درست فهمید. گاهی میدان جنگ است و گاهی میدان، صبر و تدبیر و حفظ نیرو. گاهی باید ایستاد و گاهی باید کاری کرد که اصلِ راه باقی بماند.


اینجا دیگر با دو امام متفاوت روبه‌رو نیستیم؛ با دو مقطع از یک راه روبه‌رو هستیم. و شاید به همین دلیل است که عنوان کتاب، «دو امام مجاهد» است؛ نه «امام صلح» و «امام قیام».‌ این دو، پیش از آنکه دو شیوه متفاوت باشند، دو مجاهدند. کتاب البته فقط برای پاسخ دادن به یک سوال تاریخی نوشته نشده است. خواننده را وادار می‌کند به خودِ مفهوم «مبارزه» دوباره فکر کند؛ به اینکه آیا هر حرکت پرسر و صدایی الزاما مبارزه است؟ آیا هر سکوتی نشانه عقب‌نشینی است؟ و آیا همیشه باید آن کاری را انتخاب کرد که دیگران راحت‌تر بفهمند؟


شاید مهم‌ترین چیزی که «دو امام مجاهد» بعد از چند دهه هنوز برای خواننده امروز دارد، همین باشد که تاریخ اهل‌بیت علیهم‌السلام را نمی‌شود با چند برچسب ساده خواند. صلح، اگر برای حفظ جبهه حق باشد، می‌تواند ادامه مبارزه باشد. قیام، اگر در ادامه همان مسیر باشد، چیزی جدا از آن نیست. و آنچه این دو را به هم وصل می‌کند، هدف است.


این کتاب را می‌شود درباره امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام خواند، اما بعید است بعد از تمام شدنش فقط درباره آنها فکر کنیم. چون کتاب آرام‌آرام سوال را از تاریخ بیرون می‌کشد و جلوی خودمان می‌گذارد و می‌پرسد: «اگر روزی نوبت انتخاب ما باشد، از کجا بفهمیم شجاعت، این بار، شبیه ایستادن است یا شبیه صبر کردن؟» و ارزش «دو امام مجاهد» دقیقا همین‌جاست؛ در اینکه اجازه نمی‌دهد خیلی زود قضاوت کنیم. چون ما به عنوان مخاطب قرار نیست فقط بدانیم امام حسن علیه‌السلام چه کرد و امام حسین علیه‌السلام چگونه بود؛ قرار است بفهمیم چرا هر دو، با وجود تفاوت صحنه و شیوه، در یک مسیر ایستاده بودند. و این، برای کتابی که بیش از نیم قرن از شکل‌گیری گفتارهایش گذشته، اتفاق کمی نیست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها