چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
در تقاطع روایت، تخیل و سیاست

نگاهی به کتاب «روایت و تجدداندیشی در ایران معاصر»؛

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست

بحثی در اندیشه سیاسی مشروطیت‌خواهی در محدوده شریعت

فرضیه‌ اصلی کتاب، یعنی تقدم حوزه‌ تخیل اجتماعی بر حوزه‌ استدلال و برهان عقلی در سراسر تحلیل رساله‌ تنبیه‌الامه واکاوی می‌شود. به بیان نویسنده نظام منطقی و استدلالی نائینی محصول یک کلیت روایی است که انسجام درونی خاص خود را دارد.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سمیرا دردشتی، روزنامه‌نگار؛ زمانی‌که تجدد در افق زیست انسان ایرانی نمایان شد همزمان که پرسش از چیستی خودش را برانگیخت، برای نخستین‌بار پرسش از چیستی سنت را پیش کشید. تا پیش از این سنت برای ایرانیان مسئله‌ی جدی نبود زیرا شیوه رایج زیست محسوب می‌شد اما با ظهور تجدد و ورود آن به میدان منازعه با سنت، هر مفهومی تعریف و جایگاه خاص خود را می‌طلبید. از این پس پژوهشگران و اندیشمندانی که در این حوزه ورود پیدا می‌کردند لاجرم در تعریف تجدد باید به سراغ سنت نیز می‌رفتند و این هر دو اکنون در حدود دو قرن است که ذهن و قلم بسیاری از اهلی قلم و پژوهش را به خود مشغول داشته است.

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست

کتاب «روایت و تجدداندیشی در ایران معاصر» نوشته‌ سیدرضا حسینی، پژوهشی است در حوزه‌ «معرفت‌شناسی اندیشه‌ سیاسی» که وارد همین میدان شده و می‌کوشد پرسشی به‌ظاهر ساده اما بنیادین را از زاویه‌ای تازه بررسی کند. نویسنده در این اثر در پی آن است که چگونه اندیشمندان دینی عصر مشروطه به‌ویژه میرزای نائینی، سنت و تجدد را فهمیدند؟ به باور او آنچه این کتاب را از انبوه پژوهش‌های موجود درباره‌ مشروطیت ایران متمایز می‌کند، انتخاب زاویه دید است. وی به‌جای آنکه مانند بسیاری از آثار پیشین بپرسد «اندیشه‌ سیاسی نائینی چیست؟» این پرسش را پیش می‌کشد که «نائینی چگونه به این اندیشه رسید؟» و با کدام سازوکار ذهنی، آن اندیشه شکل گرفت. این جابه‌جایی ظریف کل معماری کتاب را می‌سازد و آن را به اثری در باب نسبت میان روایت، تخیل اجتماعی با سیاست به طور اعم مبدل می‌کند. پژوهشگر این کار را با انتخاب اندیشه سیاسی مشروطیت‌خواهی در محدوده شریعت انجام می‌دهد.

تقدم تخیل بر عقلانیت

نویسنده در پیش‌گفتار کتاب تصریح می‌کند که فهم پدیده‌های سیاسی و اجتماعی نخستین گام در شکل‌گیری هر اندیشه یا نظریه‌ سیاسی است. پیش از مواجهه‌ جوامع اسلامی با تجدد غربی، پرسش از هویت، ملت، وطن و شناخت تمدن نوین چندان مطرح نبود. این پرسش‌ها تنها پس از ورود تجدد به میان آمدند و همچنان دغدغه‌ای بنیادین برای جوامع مسلمان باقی مانده‌اند.

بر همین اساس مسئله‌ بنیادین پژوهش چنین صورت‌بندی شده است: «نخبگان فکری و به‌ویژه اندیشمندان سیاسی اهل دیانت، در آستانه‌ مشروطیت، سنت و تجدد را چگونه فهمیدند؟ چرا علمای دینی که از منابع، مبادی و حتی غایتی مشترک یعنی مفاهیم و قواعد شریعت بهره می‌بردند، به نتایج کاملاً متضاد رسیدند؟ عده‌ای مشروطیت را شرعاً مشروع دانستند و عده‌ای دیگر آن را مردود شمردند؟» پاسخ متعارف به این پرسش معمولاً به تفاوت در استدلال‌های فقهی یا مبانی کلامی ارجاع داده می‌شود. این در حالی است که نویسنده فرضیه‌ای متفاوتی پیش روی خواننده می‌گذارد: «پیش از هر استدلال عقلانی، حوزه‌ای پیشاعقلانی (حوزه‌ تصور و تخیل اجتماعی) وجود دارد که مسیر استدلال‌های منطقی-عقلانی را تعیین می‌کند. به‌عبارت دیگر این تفاوت در منطق فقهی نبود که مشروعه‌خواهان و مشروطه‌خواهان را از یکدیگر جدا می‌کرد، بلکه آن‌ها به دلیل روایت‌های متفاوتی که از وضعیت تاریخی خود برساخته بودند، به نتایج متضادی رسیدند.

پیش از ورود به بخش اول، کتاب در دو گفتار کوتاه با عنوان‌های «کاربست‌پذیری روایت» و «تأمل موجز در هرمنوتیک روایی» نشان می‌دهد که این چارچوب نظری چیزی بیش از یک امر انتزاعی است. نویسنده به پژوهش‌هایی در حوزه‌ حقوق اسلامی معاصر اشاره می‌کند؛ ازجمله مجموعه ‌مقالات روایت‌های حقیقت در حقوق اسلامی ویراسته‌ بودوین دوپره –استاد علم سیاست در دانشگاه بوردو فرانسه- و همکاران که نشان می‌دهند چگونه در دادگاه‌های شرعی، از میان روایت‌های متعدد و گاه متناقض طرفین دعوا، تنها یک روایت به‌عنوان حقیقت رسمیت می‌یابد و مبنای صدور حکم قرار می‌گیرد. این مثال‌ها به‌خوبی نشان می‌دهند که فاصله‌ میان آنچه واقعاً رخ داده و آنچه به‌صورت رسمی ثبت و روایت می‌شود، چگونه در نظام‌های حقوقی و فکری اسلامی عمل می‌کند.

چارچوب نظری پژوهش

بخش نخست کتاب با عنوان «تأملات نظری»، چارچوب نظری کل پژوهش را بنا می‌کند و بدون درک آن، دو بخش بعدی به سختی قابل پیگیری است. حسینی برای تعریف ماهیت روایت، این بخش را با بازخوانی بوطیقای ارسطو آغاز کرده و به‌ویژه بر مفهوم «پیرنگ‌سازی» تمرکز دارد. این امر فرایندی است که به واسطه‌ آن رویدادهای پراکنده و به‌ظاهر بی‌ربط، در قالب یک کلیت معنادار و منسجم روایی سازمان می‌یابند که دارای آغاز، میانه و پایان است. نویسنده شاخص‌های اصلی این پیرنگ‌سازی را برمی‌شمرد و نشان می‌دهد چگونه ارسطو مفهوم «کل» را به‌مثابه نظامی به ‌هم‌پیوسته می‌فهمد که خود قواعد درونی خویش را تولید می‌کند.

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست
پل ریکور

از همین تعریف، بحث کتاب به نظریه‌ روایت و تخیل عمدتاً با تکیه بر آرای پل ریکور، گسترش می‌یابد. مفاهیمی چون «تخیل مولد»، «مسئله‌ ارجاع» و «محاکات» در این فصل شرح داده می‌شوند. نکته‌ کلیدی این است که محاکات نزد ریکور و به تبع آن نویسنده کتاب فرایندی سه‌گانه است. نخست، پیش‌فهمی از کنش انسانی که هر روایتی بر آن استوار است. دوم، خود عمل پیرنگ‌سازی که رویدادها را به داستان بدل می‌کند و سوم، بازخوانی این پیرنگ توسط مخاطب و انطباق آن با تجربه‌ زیسته‌ او که فهم آن را تعمیق می‌کند. نویسنده همچنین به رابطه‌ میان پیرنگ‌سازی و حکمت عملی می‌پردازد و توضیح می‌دهد چگونه روایت‌ها می‌توانند به‌مثابه صورتی از قضاوت عملی عمل کنند. در واپسین عنوان این فصل، نویسنده به موضوع سهیم شدن مخاطب با پیرنگ متن اشاره کرده و از قول ریکور نقل می‌کند: «رویداد کامل فقط این نیست که کسی شروع به سخن گفتن کند و روی سخنش با یک مخاطب باشد بلکه این نیز هست که تجربه تازه‌ای در زبان بکند و دیگری را در این تجربه سهیم سازد. همین تجربه است که در جای خود، جهان را افق خود می‌سازد.»

فصل سوم این بخش، تخیل را در پیوند با وضعیت تاریخی و خاطره‌ جمعی قرار می‌دهد و از اینجا به نسبت میان روایت و نظریه‌ سیاسی می‌رسد. حسینی مفهوم «تصورهای اجتماعی» را به‌مثابه اصول بدیهی اندیشه‌ورزی معرفی می‌کند. وی در تشریح این مطلب تصورهای اجتماعی را مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌های ناگفته معرفی می‌کند که هر اندیشمندی، بی‌آنکه لزوماً به آن‌ها آگاه باشد، بر پایه‌ آن‌ها می‌اندیشد و آن‌ها را بدیهی تلقی می‌کند که نیازی به توضیح آن برای مخاطب وجود ندارد. این مفهوم حلقه‌ اتصال میان نظریه‌ انتزاعی بخش اول و مطالعه‌ موردی ایران در بخش دوم است.

نائینی و روایت وضعیت تاریخی ایران

بخش دوم کتاب، «تخیل اجتماعی و وضعیت تاریخی ایران»، چارچوب نظری بخش اول را بر بستر تاریخ‌نگاری عصر قاجار و اندیشه‌ میرزای نائینی به کار می‌بندد. حسینی نخست به بازخوانی روایی از تاریخ‌نگاری این دوره می‌پردازد و آثار پژوهشگرانی چون نغمه سهرابی (در تحلیل سفرنامه‌های اروپایی ایرانیان)، عباس امانت (در روایت ثبات از سلطنت ناصرالدین‌شاه) و محمد توکلی طرقی و عباس میلانی (در بحث از روایت تجدد بومی) را مرور می‌کند. هدف از این مرور نشان دادن این نکته است که حتی مورخان معاصر نیز آگاهانه یا ناآگاهانه در ساختن روایتی خاص از گذشته ایران دخیل بوده‌اند و واقعیت تاریخی هرگز به‌صورت خام و بی‌واسطه در دسترس نیست.

هسته‌ اصلی این بخش، فصلی است با عنوان «نائینی و روایت وضعیت تاریخی» و نویسنده در آن نشان می‌دهد که نائینی در تحلیل خود از وضعیت ایران در آستانه‌ مشروطیت، از استعاره و ارجاع تاریخی به جنگ‌های صلیبی بهره می‌گیرد. این ارجاع به‌زعم حسینی، نمونه‌ای دقیق از محاکات ریکوری و تخیل مولد است. نائینی وضعیت معاصر خود را با میانجی یک رویداد تاریخی دیگر (جنگ‌های صلیبی) به‌مثابه نقطه آغاز روایت انحطاط جوامع اسلامی می‌فهمد و از این طریق، فراروایت تجدد غربی و انحطاط اسلامی برمی‌سازد. به باور نویسنده، این فراروایت همان حوزه پیشاعقلانیِ نائینی است که سامان استدلال‌ها و مفاهیم فقهی او را در رساله تنبیه‌الامه تعیین می‌کند.

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست

حسینی برای توضیح این مطلب که چرا نائینی پایبندی به شریعت و دیانت را لازمه‌ی تمدن و رهایی از انحطاط تصور می‌کند، فصل بعد را به یافتن پاسخ به این پرسش اختصاص می‌دهد. از این‌رو وی به رابطه‌ میان حکمت عملی و شریعت در سنت فلسفه‌ سیاسی اسلامی می‌پردازد تا نشان دهد چگونه «رابطه‌ی علّی میان شریعت و تمدن» برای نائینی یک تصور پیشاعقلانی و بدیهی تبدیل شده است. نویسنده برای این کار سیری بلند از فارابی تا خواجه نصیرالدین طوسی را دنبال می‌کند؛ ایده‌هایی چون «استقلال حکمت یا عقل عملی از حکمت یا عقل نظری نزد فارابی»، «شریعت مقوّم نزد ابن‌مسکویه»، «شریعت مؤسس و داور نزد ابن‌سینا» و سرانجام «همسان‌سازی اسنادی تام میان شریعت و حکمت عملی نزد خواجه نصیر» از جمله مباحثی است که فصل ششم را به خود اختصاص می‌دهند. بنابراین، این تبارشناسی نظری از آن جهت است که نشان دهد فراروایت حکمت عملی شرعی که نائینی از آن بهره ‌برد، خود محصول سنتی طولانی از تلاش برای پیوند دادن فلسفه و شریعت است.

فصل هفتم که قسمت پایانی این بخش محسوب می‌شود، به تحلیل خود رساله‌ «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» اختصاص دارد و نشان می‌دهد چگونه نائینی از طریق آنچه نویسنده همسان‌سازی اسنادی یا پیرنگ می‌نامد، میان اصول تمدن جدید غربی و شریعت اسلامی پیوندی برقرار می‌کند که به توجیه مشروطیت می‌انجامد. در پایان این بخش به روایت‌های نوآورانه‌ای که ذیل همین فراروایت نائینی شکل گرفته‌اند نیز اشاره می‌شود.

مفهوم‌پردازی شرعی در راستای روایت

بخش سوم کتاب «مفهوم‌پردازی شرعی در راستای روایت»، ثمره‌ نهایی این چارچوب نظری-تحلیلی را عرضه می‌کند. حسینی در اینجا نشان می‌دهد که مفاهیم بنیادین فقهی و سیاسی نائینی ازجمله معنا و وظایف حکومت صرفاً محصول استدلال فقهی خالص در کار او نیست و لازم است فراتر رفت و این امر را محصول ملازمه‌ روایی میان عقل و شرع دانست. برای نمونه نویسنده مفهوم سلطنت در روایت نائینی را با روایت‌های داود فیرحی و جواد طباطبایی از همین مفهوم مقایسه می‌کند تا نشان دهد چگونه خوانش‌های متأخر نیز خود به‌گونه‌ای روایت ثانویه از روایت نائینی‌اند و آن همان چیزی است که او در مقدمه کتاب از آن به عنوان «فهمِ فهم» یاد کرده بود.

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست
میرزای نائینی

در فصل بعدی که به نظر می‌رسد یکی از خلاقانه‌ترین بخش‌های کتاب است، نویسنده نشان می‌دهد چگونه مشروطیت نزد نائینی، به‌مثابه «محاکاتی از امامت» -تقلید الگوی امامت- فهمیده می‌شود. به این تعبیر نائینی نهاد مشروطه را با میانجی الگوی امامت شیعی می‌فهمد و توجیه می‌کند. به همین دلیل برای نائینی «دفاع از مشروطیت عین دفاع از شریعت و بالعکس» تلقی می‌شود. نویسنده در توضیح این مطلب به این نکته اشاره می‌کند که «نائینی استدلال خود در باب وجوب قانون اساسی و مجلس شورا را در قالب فراروایت امامت مندرج در سنت اندیشه سیاسی شیعه طرح می‌کند. در نظر نائینی، مشروطیت در درجه اول در ادامه الگوی کمال مطلوب حکومت امام معصوم و همچنین حکومت عادل انوشیروان ساسانی است.» وی در ادامه بار دیگر به سراغ روایت سیدجواد طباطبایی و داود فیرحی می‌رود و به نوعی برداشت‌های آن‌ها از نسبت میان امامت و مشروطیت را با این ایده به چالش می‌کشد.

نویسنده همچنین به دو استعاره‌ کلیدی دیگر نیز می‌پردازد. ارجاع استعاری به رویدادهای تاریخی در استنتاج اصل مساوات و آنچه «استعاره‌ شبانی» می‌نامد. نویسنده در تشریح استعاره شبانی به توضیح پوست‌اندازی استعاریِ مفهوم شبان از رابطه فرمانروا-رعیت در اندیشه سیاسی سنتی به رابطه حکومت مشروطه-شهروند در اندیشه سیاسی مشروطه‌خواهی جدید می‌پردازد؛ نکته‌ای که پیش از این گرچه راویانی چون فیرحی به استعاره وقف تمرکز کرده بودند اما نکته‌ای پیرامون این استعاره که بنیاد استعاره وقف تلقی می‌شود، نداشتند.

در تقاطع روایت، تخیل و سیاست
سمیرا دردشتی

سخن پایانی

در واپسین بخش کتاب با عنوان «سخن پایانی»، نویسنده جمع‌بندی نهایی خود را ارائه می‌کند. فرضیه‌ اصلی کتاب، یعنی تقدم حوزه‌ تخیل اجتماعی بر حوزه‌ استدلال و برهان عقلی در سراسر تحلیل رساله‌ تنبیه‌الامه واکاوی می‌شود. به بیان نویسنده نظام منطقی و استدلالی نائینی محصول یک کلیت روایی است که انسجام درونی خاص خود را دارد. این انسجام لزوماً با واقعیت تاریخی انطباق ندارد بلکه با پیگیری پیرنگ و همسان‌سازی‌های اسنادی درونی روایت سنجیده می‌شود؛ امری که در نظریه روایت به آن «فهم عملی» می‌گویند. فهم عملی یعنی مخاطب در جریان روایت، کنش‌ها/مفاهیم را می‌فهمد نه بر اساس یک فهم از پیش موجود. در پایان حسینی به ظرفیت مفهوم روایت و تخیل اجتماعی در فهم موضوعات پیچیده سیاست و جامعه می‌پردازد. به باور وی، «سیاست صحنه رقابت میان روایت‌های گوناگون است و پیروزی یک روایت بر روایت‌های رقیب نه در انطباق آن با واقعیت، بلکه در گرو انسجام درونی خود آن است چراکه در این صورت از پتانسیل لازم برای اقناع جامعه برخوردار خواهد بود».

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها