امیررضا اصنافی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با هشدار درباره ظهور رقبای جدید کتابخانهها، بیان کرد: باید دقت کنیم که اکنون رقیب کتابخانه دیگر فقط اینترنت و فضای مجازی نیست. وقتی از تهدیدها و رقبای کتابخانهها صحبت میکنیم، معمولاً به اینترنت، شبکههای اجتماعی، کتابهای الکترونیکی و موتورهای جستوجو اشاره میکنیم. اینها بدون تردید بخشی از کارکردهای سنتی کتابخانه را تغییر دادهاند. اما رقیب دیگری نیز درحال ظهور است که کمتر درباره آن صحبت میکنیم؛ فضاهایی که امکان حضور، تمرکز، مطالعه و کار فکری را فراهم میکنند.
وی به مراکز تجاری بهعنوان رقبای جدید کتابخانهها اشاره کرد و افزود: گاهی یک مشاهده ساده در زندگی روزمره میتواند پرسشی جدی درباره آینده یک نهاد ایجاد کند. در یکی از مراکز خرید، در طبقهای از ساختمان، با فضای بزرگی مواجه شدم که برای مطالعه، تحقیق و کار فکری طراحی شده بود؛ محیطی آرام و نسبتاً ایزوله، با دکوراسیون مناسب، صندلیهای راحت و امکاناتی که به فرد اجازه میداد، چند ساعت بنشیند، بخواند، بنویسد و تمرکز کند. استفاده از این فضا نیز با پرداخت هزینه امکانپذیر بود. اما چیزی که بیش از خود فضا، توجه مرا جلب کرد، یک پرسش ساده بود؛ چرا در روزهای تعطیل و حتی غیرتعطیل برای مطالعه و پژوهش باید به مرکز خرید برویم؟
اصنافی، با طرح چند پرسش، ادامه داد: چرا مکانی که اساساً برای خرید و فعالیت تجاری ایجاد شده است، باید فضایی برای مطالعه و کار فکری فراهم کند؟ اما کتابخانه؛ نهادی که فلسفه وجودی آن با دانش، مطالعه و یادگیری گره خورده است، در بسیاری از موارد چنین فضایی را با این کیفیت و انعطاف در اختیار شهروندان قرار نمیدهد؟ این پرسش را میتوان از زاویهای گستردهتر نیز مطرح کرد: آیا مراکز خرید، کافهها و فضاهای کار اشتراکی به رقبای جدید کتابخانهها تبدیل شدهاند؟
دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی با تحلیل کوتاه درباره نیازسنجی مسئولان مراکز تجاری برای ارائه خدمات فرهنگی، گفت: مراکز خرید، کافهها و فضاهای کار اشتراکی دریافتهاند که انسان، امروزه فقط برای خرید یا صرف غذا به یک مکان مراجعه نمیکند. او به فضایی برای کار با لپتاپ، مطالعه، نوشتن، ملاقات، گفتوگو و حتی چند ساعت خلوت و تمرکز نیز نیاز دارد. به همین دلیل، برخی فضاهای تجاری به تدریج، بخشی از محیط خود را به این نیاز اختصاص دادهاند.

اصنافی، با تاکید بر نیازسنجی مراکز خرید متناسب با خواست مشتریان، افزود: آنها یک نیاز اجتماعی را دیدهاند و برای آن خدمت و حتی بازار ایجاد کردهاند. در مقابل، کتابخانهها که از دیرباز یکی از مهمترین فضاهای عمومی برای مطالعه و یادگیری بودهاند، گاهی همچنان با الگوی سنتی خود اداره میشوند: ساعات کاری محدود، فضای فیزیکی کمانعطاف و تأکید بیشتر بر منابع نسبت به تجربه حضور کاربر؛ بنابراین اینجا رقابت شکل میگیرد.
به گفته وی، البته این رقابت بر سر فروش کتاب یا ارائه خدمات اطلاعاتی نیست؛ رقابت بر سر زمان، توجه و حضور اجتماعی شهروندان است. حتی اگر فکر کنیم مراکز خرید، ادای فعالیت علمی و فرهنگی را در میآورند، باز هم وقتی کتابخانه در تعطیلات تعطیل است، مراکز خرید جایگزینهای خوبی برای آنها شدهاند. فرض کنیم یک دانشجو یا پژوهشگر در طول هفته به دلیل کلاس، کار یا فعالیتهای روزمره فرصت کافی برای مطالعه و پژوهش ندارد. روز تعطیل برای او بهترین فرصت است تا چند ساعت مقاله بخواند، پایاننامه بنویسد یا روی یک پروژه تحقیقاتی کار کند.
دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی، با تاکید بر اهمیت حفظ جایگاه کتابخانه بهعنوان نهاد اصلی کتابخوانی، گفت: اما اگر کتابخانه پایان هفته، تعطیل باشد، دانشجو یا پژوهشگر چه گزینههایی دارد؟ خانه؟ کافه؟ فضای کار اشتراکی؟ یا مرکز خرید؟ این وضعیت یک تناقض قابل تأمل ایجاد میکند: مکانی که مأموریت اصلی آن فراهم کردن بستر مطالعه و دسترسی به دانش است، ممکن است در زمانی که شهروند بیشترین فرصت را برای مطالعه دارد در دسترس نباشد؛ درحالی که یک فضای تجاری در همان زمان برای این نیاز خدمات ارائه میکند.
اصنافی، با اشاره به نقش اجتماعی کتابخانهها، افزود: این فقط مسئله ساعات کاری نیست. این مسئله به تعریف ما از نقش اجتماعی کتابخانه مربوط میشود. کتابخانه فقط جایی برای گرفتن کتاب نیست اگر کتابخانه را صرفاً محلی برای نگهداری و امانت منابع بدانیم، طبیعی است که با توسعه منابع دیجیتال، بخشی از ضرورت حضور فیزیکی در آن کاهش پیدا کند. اما اگر کتابخانه را یک فضای اجتماعی برای دانش بدانیم، داستان متفاوت خواهد بود.
وی ادامه داد: کتابخانه باید جایی باشد که مردم بتوانند در آن بخوانند، فکر کنند، بنویسند، پژوهش کنند، یاد بگیرند و با دیگران تعامل علمی و فرهنگی داشته باشند. این همان جایی است که مفهوم «کتابداری اجتماعی» اهمیت پیدا میکند. «کتابداری اجتماعی» فقط درباره ارائه خدمت به جامعه نیست؛ درباره ساختن و حفظ فضاهای عمومی برای زندگی فکری و فرهنگی جامعه نیز هست. اگر این فضاها را در اختیار جامعه قرار ندهیم، جامعه آنها را در جای دیگری پیدا خواهد کرد.
مرکز علم؛ نه به معنای آزمایشگاه، بلکه به معنای فضای زندگی علمی
دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی، بیان کرد: شاید لازم باشد درباره مفهوم «مرکز علم» نیز بازاندیشی کنیم. مرکزعلم الزاماً نباید ساختمانی بزرگ با آزمایشگاههای متعدد و نمایشگاههای علمی باشد. یک کتابخانه نیز میتواند در مقیاس خود به مرکز علم و پژوهش جامعه تبدیل شود؛ مکانی که افراد برای انجام فعالیت فکری خود به آن مراجعه میکنند.
اصنافی، با بیان اینکه در چنین الگویی، بخشی از کتابخانه میتواند به یک فضای حرفهای برای مطالعه و پژوهش اختصاص یابد، گفت: محیطی آرام و استاندارد برای مطالعه؛ میز و صندلی مناسب؛ اینترنت پُرسرعت؛ دسترسی به منابع و پایگاههای اطلاعاتی؛ فضای مطالعه فردی؛ اتاقهای کار و مطالعه گروهی؛ اتاق جلسه و ارائه؛ امکانات چاپ و اسکن؛ و مهمتر از همه دسترسی به خدمات حرفهای کتابداران و متخصصان اطلاعات.
به گفته وی، چنین فضایی میتواند در ساعات طولانیتر و حتی روزهای تعطیل فعال باشد. حتی بخشی از خدمات میتواند در قالب اشتراک، رزرو فضا یا پرداخت به ازای استفاده ارائه شود. این مدل الزاماً در تضاد با ماهیت عمومی کتابخانه نیست؛ بلکه میتواند منبع درآمدی برای حفظ و توسعه خدمات حرفهای باشد.
دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی با طرح پرسش «چرا کتابخانه نباید بهترین فضای شهر برای مطالعه باشد؟» اظهار کرد: این شاید مهمترین سؤال باشد. اگر جامعه حاضر است برای داشتن یک صندلی مناسب، محیط آرام، اینترنت و چند ساعت تمرکز هزینه کند، چرا کتابخانه نباید بتواند همین خدمات را با کیفیتی حتی بهتر ارائه کند؟ کتابخانه یک مزیت مهم دارد که بسیاری از فضاهای تجاری ندارند. پژوهشگر در کتابخانه فقط یک صندلی دریافت نمیکند؛ میتواند به منابع اطلاعاتی، خدمات کتابداری، راهنمایی تخصصی و یک جامعه علمی و فرهنگی دسترسی داشته باشد.

کتابخانهها نباید میدان را واگذار کنند
اصنافی، با تاکید بر فلسفه ذاتی مرکز خرید و کتابخانهها گفت: بنابراین مسئله این نیست که کتابخانه باید با مراکز خرید یا کافهها وارد رقابت تجاری شود. مسئله این است که نباید میدان را واگذار کند. اگر مراکز تجاری متوجه شدهاند که انسانها به فضاهایی برای مطالعه، تمرکز و کار فکری نیاز دارند، کتابخانهها باید این نیاز را زودتر و بهتر از هر نهاد دیگری پاسخ دهند. شاید زمان آن رسیده باشد که درباره کتابخانه از نو فکر کنیم. این کاملاً طبیعی است. چون کتابخانه نهادی پویاست! «کتابخانه آینده» الزاماً کتابخانهای نیست که فقط مجموعه بزرگتری از کتابها داشته باشد. ممکن است کتابخانه موفق آینده، کتابخانهای باشد که تجربه بهتری از حضور و یادگیری برای شهروند ایجاد کند. کتابخانهای که عصرها باز باشد.
وی در ادامه اشاره به دیگر مولفههای کتابخانهها در عصر حاضر بیان کرد: کتابخانهای که آخر هفتهها تعطیل نباشد. کتابخانهای که فضای آرام و حرفهای برای پژوهش داشته باشد. کتابخانهای که بتوان در آن یک روز کامل کار کرد. کتابخانهای که پژوهشگر، دانشجو، نویسنده و حتی شهروند عادی احساس کند این فضا متعلق به اوست. در چنین شرایطی، کتابخانه دوباره میتواند به یکی از مهمترین فضاهای عمومی شهر تبدیل شود؛ نه فقط برای دسترسی به کتاب، بلکه برای زندگی علمی، فکری و اجتماعی مردم.
بهگفته وی، شاید پرسش اصلی امروز این نباشد که «چگونه مردم را دوباره به کتابخانه بیاوریم؟» پرسش مهمتر این است: آیا کتابخانه آنقدر جذاب، در دسترس و متناسب با نیازهای زندگی امروز هست که مردم بخواهند در آن بمانند؟ اگر پاسخ منفی است، شاید وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم: چرا برای مطالعه باید به مرکز خرید برویم، وقتی کتابخانه میتواند بهترین مکان شهر برای فکر کردن باشد؟
نظر شما