سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_امیررضا اصنافی، دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی: غالباً کتابخانههای ملی هر کشور را بهعنوان نگهدار میراث مکتوب و حافظه ملی کشورها و انتقالدهنده این میراث به نسل آینده میشناسیم؛ نهادی که وظیفه گردآوری، سازماندهی، حفاظت و فراهم کردن دسترسی به منابع علمی و فرهنگی را بر عهده دارد. اما آیا یک کتابخانه ملی در قرن بیستویکم و با توجه به تحولات جدید و انتظارات کاربران، میتواند همچنان با منطق و چارچوب «ساعات اداری» فعالیت کند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بدانیم الگوی زندگی، کار و مطالعه مردم تغییر کرده است. یک دانشجو ممکن است، نیمهشب مطالعه کند، یک پژوهشگر شاید در روز تعطیل به منابع نیاز داشته باشد و بسیاری از شهروندان تنها پس از پایان ساعات کاری فرصت حضور در یک فضای فرهنگی را پیدا میکنند؛ بنابراین، بحث درباره شبانهروزی بودن کتابخانه ملی، صرفاً بحثی درباره افزایش ساعات کار نیست؛ بحث درباره دسترسی مستمر جامعه به دانش مکتوب است.
اما پرسش اصلی این است که آیا کتابخانههای ملی جهان شبانهروزی هستند؟
پاسخ کوتاه این است: شاید هنوز بهطور کامل خیر. شبانهروزی بودن کتابخانههای ملی یک استاندارد جهانی نیست و حتی در در دستورالعملهای ایفلا نیز به نظر نمیرسد ذکر شده باشد؛ اما در سالهای اخیر نمونههایی شکل گرفتهاند که نشان میدهند این ایده دیگر یک تصور و خیال ایدهآل نیست. بررسیها نشان میدهد که یکی از برجستهترین نمونهها کتابخانه ملی السالوادور (BINAES) است. ساختمان جدید این کتابخانه، سال ۲۰۲۳ افتتاح شد و با الگویی متفاوت از کتابخانههای سنتی فعالیت خود را آغاز کرد: ارائه خدمات ۲۴ ساعته و در تمام روزهای سال.
این کتابخانه صرفاً یک مخزن کتاب نیست؛ بلکه مجموعهای از فضاهای مطالعه، فناوری، آموزش، کودک و نوجوان، سرگرمی و فعالیتهای فرهنگی را در خود جای داده است. براساس گزارش وزارت فرهنگ السالوادور، این کتابخانه در نخستین سال فعالیت خود بیش از ۲.۳ میلیون مراجعهکننده داشته است.
در ترکیه نیز کتابخانه ملت ریاستجمهوری در آنکارا نمونه مهم دیگری است. این کتابخانه که سال ۲۰۲۰ افتتاح شد، خدمات خود را شبانهروزی ارائه میکند و به یکی از مراکز مهم مطالعه و پژوهش در ترکیه تبدیل شده است. اهمیت این تجربه برای ما در ایران از آن جهت بیشتر است که نشان میدهد در یک کشور منطقهای با ساختار جمعیتی و دانشگاهی نسبتاً مشابه، کتابخانهای در مقیاس ملی میتواند فعالیت ۲۴ ساعته را به بخشی از مدل خدمات خود تبدیل کند.
البته باید میان «کتابخانه ملی» به معنای سازمان رسمی مسئول میراث ملی و «کتابخانهای با کارکرد ملی» تفاوت گذاشت. کتابخانه «ملت» ترکیه از نظر سازمانی همان کتابخانه ملی کلاسیک ترکیه نیست، اما از نظر مقیاس، مجموعه، مخاطبان و نقش آن در نظام علمی و فرهنگی کشور، یک کتابخانه با کارکرد ملی به شمار میرود.در جمهوری آذربایجان نیز تجربه جالب دیگری وجود دارد.
ساختمان اصلی کتابخانه ملی آذربایجان ساعات کاری محدودی دارد، اما در کنار آن کتابخانه باز ایجاد شده است که امکان استفاده ۲۴ ساعته را فراهم میکند. این مدل نشان میدهد که برای حرکت به سمت خدمات شبانهروزی الزاماً لازم نیست تمام بخشهای یک سازمان از ابتدا به شکل ۲۴ ساعته فعالیت کنند؛ میتوان با ایجاد یک فضای مطالعه و خدمات عمومی شبانهروزی آغاز کرد.
در مقابل، بسیاری از کتابخانههای ملی معتبر جهان، همچنان ساعات مشخصی دارند. برای نمونه، کتابخانه ملی استرالیا و کتابخانه ملی ارمنستان، با وجود ارائه خدمات گسترده و ساعات کاری نسبتاً طولانی، شبانهروزی نیستند. بنابراین نمیتوان گفت که جهان بهطور کامل به سمت کتابخانههای ملی ۲۴ ساعته حرکت کرده است. اما نمونههای جدید نشان میدهند که الگوی ۲۴/۷ بهعنوان یک مدل نوین خدمترسانی در حال تجربه شدن است.
باید بیان داشت مسئله فقط کتابخانه نیست؛ مسئله زمان پژوهشگر است. شاید مهمترین نکته این باشد که کتابخانه امروز دیگر تنها فضای عمومی برای دسترسی به دانش نیست.یک کتابفروشی خصوصی میتواند تا ساعات پایانی شب فعالیت کند و حتی در روزهای تعطیل پذیرای مشتری باشد. کافهها به فضاهایی برای مطالعه و کار تبدیل شدهاند. مراکز علم و فناوری و Science Centerها با استفاده از بازی، فناوری و تجربههای تعاملی، کودکان و نوجوانان را به یادگیری جذب میکنند.
موزهها، فضاهای فرهنگی، مراکز کار اشتراکی و مجموعههای آموزشی نیز بخشی از زمانی را که در گذشته بهطور طبیعی در اختیار کتابخانه قرار میگرفت، به خود اختصاص دادهاند. بنابراین کتابخانه در دنیای امروز فقط با کتابخانه دیگری رقابت نمیکند؛ با تمام فضاهایی که برای انسان امکان یادگیری، مطالعه، تجربه، تعامل و کنجکاوی فراهم میکنند، بر سر زمان و توجه مخاطب رقابت دارد.این رقابت الزاماً اقتصادی نیست. یک کتابخانه ملی قرار نیست با کتابفروشی خصوصی بر سر فروش کتاب رقابت کند. مسئله، رقابت بر سر *زمان فرهنگی و علمی پژوهشگر است.
اگر دانشجو یا پزوهشگری ساعت ۱۰ شب فرصت مطالعه پیدا کند و کتابخانه بسته باشد، او ممکن است به خانه، خوابگاه، کافه یا فضای دیگری برود. اگر خانوادهای در روز تعطیل به دنبال یک محیط فرهنگی و آموزشی برای فرزندان خود باشد و کتابخانه بسته باشد، Science Center، موزه، مرکز تفریحی یا مجموعه فرهنگی دیگری میتواند مقصد آنها شود.
پس سؤال مهم این نیست که «آیا در ساعت ۱۲ شب کسی به کتابخانه میآید؟» و بعد سؤال مهمتر این است:اگر کتابخانه در آن ساعت بسته باشد، آیا کسی نیاز به آن ندارد یا اینکه ما فقط امکان پاسخگویی به آن نیاز را فراهم نکردهایم؟البته شبانهروزی شدن کتابخانه نباید به معنای باز گذاشتن درهای ساختمان بدون تغییر در مدل مدیریتی باشد.کتابخانه ۲۴/۷ به برنامهریزی نیروی انسانی، امنیت، فناوری، خدمات خودکار، کنترل ورود و خروج، مدیریت انرژی و طراحی متفاوت فضا نیاز دارد. همه خدمات نیز الزاماً نباید در تمام ساعات شبانهروز ارائه شوند. شاید بتوان بیان داشت که در این مورد میتوان یک مدل چندلایه طراحی کرد: سالنهای مطالعه و دسترسی به منابع دیجیتال ۲۴ ساعته باشند؛ خدمات تخصصی کتابداران در ساعات مشخص ارائه شود؛ بخشی از خدمات با سامانههای خودکار انجام شود؛ و در ساعات کممراجعه، با نیروی انسانی محدود اما با زیرساخت امنیتی و فناوری مناسب، امکان استفاده از کتابخانه فراهم باشد.
فناوریهای شناسایی، ورود هوشمند، امانت و بازگشت خودکار، خدمات مرجع دیجیتال، پایگاههای اطلاعاتی و سامانههای هوشمند میتوانند بخش قابل توجهی از خدمات را در خارج از ساعات معمول انجام دهند. در ادامه این سوال مطرح می شود که آیا کتابخانه ملی ایران باید شبانهروزی شود؟ این پرسش را میتوان جدیتر از گذشته مطرح کرد.کتابخانه ملی ایران یکی از مهمترین زیرساختهای علمی و فرهنگی کشور است. طبیعی است که شبانهروزی شدن کامل آن نیازمند بررسی اقتصادی، امنیتی، نیروی انسانی و زیرساختی باشد. بنابراین شاید منطقی نباشد که از فردا تمام ساختمان کتابخانه را ۲۴ ساعته کنیم. برای مثال، یک سالن مطالعه مجهز، مستقل و هوشمند میتواند در مرحله نخست بهصورت ۲۴ ساعته در هفت روز هفته فعال شود.
سپس میزان استفاده، نوع کاربران، هزینهها، الگوی مراجعه در ساعات مختلف و آثار آن بر استفاده از منابع بررسی شود. اگر بازخورد مثبت بود، خدمات بهتدریج توسعه پیدا کند. حتی میتوان خدمات شبانهروزی را بهصورت مرحلهای و گام به گام گسترش داد: ابتدا سالن مطالعه، سپس دسترسی به منابع دیجیتال و خدمات خودکار، و در مراحل بعد خدمات تخصصیتر.در نهایت، باید بیان داشت که شبانهروزی شدن کتابخانههای ملی در نهایت یک تصمیم درباره ساعت کار نیست؛ یک تصمیم درباره نوع نگاه ما به دانش و دسترسی عمومی به آن است.
نظر شما