به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اصفهان، شامگاه شنبه، همزمان با گرامیداشت هزار و چهلوششمین زادروز شیخالرئیس ابوعلی سینا، نشست «ابنسینا به روایت اصفهان» با محوریت بازخوانی پیوند این فیلسوف و پزشک نامدار با اصفهان و بررسی جایگاه این شهر در سالهای پایانی زندگی و فعالیت علمی وی، در مدرس تاریخی ابنسینا در اصفهان برگزار شد؛ نشستی که در آن، سه پژوهشگر تاریخ، تمدن و باستانشناسی با بازخوانی سالهای حضور شیخالرئیس در این شهر، از نسبت کمتر پژوهششده وی با اصفهان، جایگاه تمدنی این شهر در دوره آلبویه و روایتهای مختلف درباره محل دفن وی سخن گفتند و بر ضرورت تبدیل این پرسش تاریخی به موضوعی برای پژوهشهای مستند و کاوشهای باستانشناختی تأکید کردند.
اصفهان هنوز بخشهای ناگفتهای از زندگی ابنسینا را در خود دارد
نخستین سخنران این نشست، حسین مسجدی، اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه بود که سخنان خود را با اشاره به گستردگی منابع موجود درباره زندگی و آثار ابنسینا آغاز کرد و گفت: با وجود آنکه از خود شیخالرئیس آثار فراوانی باقی مانده و شاگردانی مانند جوزجانی نیز بخشهایی از زندگی و مباحثات وی را ثبت کردهاند، رابطه ابنسینا و اصفهان در این منابع به اندازه دیگر ابعاد زندگی وی مورد توجه قرار نگرفته است.
وی اظهار کرد: همین کمبود، زمینهای باز برای پژوهش درباره نسبت ابنسینا و اصفهان ایجاد میکند و میتوان با بررسی نامهها، منابع و اسناد، ابعاد ناشناخته این رابطه را روشنتر کرد.
مسجدی با بیان اینکه سخنان خود را بر سالهای پایانی زندگی ابنسینا متمرکز کرده است، افزود: درباره دو سوم نخست زندگی شیخالرئیس مطالب فراوانی وجود دارد، اما بخش پایانی عمر وی که در اصفهان سپری شد، هنوز نیازمند بررسی جدی است.
وی تأکید کرد: ابنسینا و اصفهان را باید در قالب یک رابطه متقابل دید؛ یعنی هم باید پرسید ابنسینا چه خدمتی به اصفهان کرده و هم اینکه اصفهان چه زمینهای برای فعالیت علمی و فکری وی فراهم کرده است.
به گفته این اصفهانپژوه، بررسی این رابطه آسان نیست؛ زیرا خود ابنسینا درباره برخی مراحل زندگیاش مطالب چندانی ثبت نکرده و کوتاهی عمر وی نیز سبب شده است بخشهایی از زندگی شخصی و علمی وی در هالهای از ابهام باقی بماند.
مسجدی با اشاره به حضور ابنسینا در حدود دو دهه پایانی عمر در اصفهان اظهار کرد: شرایط سیاسی سبب شد ابنسینا به دنبال محیطی امن برای زندگی، تألیف و طبابت باشد و حکومت علاءالدوله در اصفهان چنین امکانی را برای وی فراهم کرد.
وی ادامه داد: ابنسینا ظاهراً با نوشتن نامهای به علاءالدوله خود را معرفی کرد و پس از پاسخ وی، به سمت اصفهان حرکت کرد؛ هرچند جزئیات این ارتباط در منابع بهصورت کامل روشن نیست.
این پژوهشگر با اشاره به محل استقرار ابنسینا در اصفهان گفت: در روایتهای موجود از قلعه تبرک و محدودهای با نام ته گنبد سخن گفته شده است و باید بررسی شود که قلعه تبرک دقیقاً کدام نقطه بوده و چه نسبتی با محل استقرار ابنسینا داشته است.
وی افزود: علاءالدوله پس از اطلاع از حضور ابنسینا هیئتی را برای استقبال از وی فرستاد و با توجه به جایگاه ابنسینا در پزشکی، وی را مورد توجه قرار داد.

ابنسینا و شهری که به فضای مباحثه علمی تبدیل شده بود
مسجدی با اشاره به علاقه علاءالدوله به مباحثات علمی اظهار کرد: یکی از ویژگیهای حکومت وی، توجه به دانشمندان و برگزاری مجالسی بود که در آن اهل علم با یکدیگر به بحث میپرداختند.
وی افزود: هنوز بهطور دقیق نمیدانیم مباحثات ابنسینا در کدام نقطه اصفهان برگزار میشده است؛ ممکن است بخشی از این مباحثات در فضاهای حکومتی یا قصرهای علاءالدوله و بخشی نیز در محیطهای علمی شهر شکل گرفته باشد.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به مدرس ابنسینا که نشست در آن برگزار شد، گفت: فضای کنونی بنا برای مجلسی با حضور شمار زیادی از دانشمندان کافی نیست و همین مسئله نشان میدهد برای شناخت محلهای واقعی مباحثات علمی آن دوره باید سراغ شواهد معماری و تاریخی رفت.
وی مسجد جامع اصفهان را یکی از گزینههای قابل بررسی دانست و افزود: گزارشهایی از برگزاری مجالس درس با شمار زیادی از دانشمندان در مسجد جامع وجود دارد و ناصر خسرو نیز از فضای علمی این مسجد سخن گفته است؛ بنابراین این پرسش قابل طرح است که آیا بخشی از مباحثات ابنسینا نیز در چنین فضایی صورت گرفته است یا خیر.
این اصفهانپژوه تأکید کرد: بسیاری از دانشمندان و مدرسانی که در آن دوره در مسجد جامع فعالیت داشتند، امروز تنها در منابع شناخته میشوند و اثری از محل دقیق فعالیت آنان باقی نمانده است؛ از این رو، شناسایی فضاهای علمی اصفهان دوره ابنسینا نیازمند پژوهشهای تاریخی و باستانشناختی است.
مسجدی با اشاره به توانایی ابنسینا در مباحثات علمی افزود: نبوغ و سرعت یادگیری وی سبب میشد چالشهای علمی را بهسرعت تشخیص دهد و برای پاسخ دادن به آنها مسیر متفاوتی را انتخاب کند.
وی به روایتی درباره مواجهه ابنسینا با یکی از اهل علم و ادبیات عرب اشاره کرد و گفت: در یکی از مجالس، یکی از دانشمندان با اشاره به توانایی ابنسینا در حکمت، ضعف وی در حوزه لغت و ادبیات عرب را مطرح کرد.
به گفته مسجدی، ابنسینا بدون آنکه واکنش مستقیم نشان دهد، برای مطالعه یکی از آثار مهم ادبیات عرب اقدام کرد و پس از چند شب مطالعه، توانست سه رساله را با سه سبک متفاوت از استادان برجسته ادبیات عرب بنویسد.
وی اظهار کرد: این ماجرا نشاندهنده شیوه یادگیری ابنسینا بود؛ وی به دلیل کوتاهی عمر و گستردگی حوزههای علمی مورد علاقهاش، بیشتر به صورت جهشی مطالعه میکرد و با خواندن بخشهای مهم یک اثر، ساختار کلی آن را دریافت و میان اطلاعات مختلف ارتباط برقرار میکرد.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: این رسالهها بعداً در مجلسی نزد علاءالدوله مطرح شد و کسی که پیشتر توانایی ابنسینا در ادبیات عرب را زیر سؤال برده بود، در مواجهه با آنها با دشواری روبهرو شد.
ابنسینا در مناسبات سیاسی اصفهان؛ از دربار علاءالدوله تا روایت نجات شهر
مسجدی با اشاره به ارتباط نزدیک ابنسینا با دستگاه علاءالدوله گفت: ابنسینا برای مدتی طولانی در سفرهای علاءالدوله همراه وی بود و احتمالاً در زمینههای مختلف به حکومت و شهر اصفهان کمک کرده است، هرچند درباره خدمات عمرانی مشخص وی گزارشی در دست نیست.
وی یکی از روایتهای مطرحشده درباره نقش ابنسینا در اصفهان را جلوگیری از برخی کشتارها دانست و افزود: این روایتها نشان میدهند ابنسینا در کنار فعالیتهای علمی و پزشکی، در برخی تحولات سیاسی نیز نقش داشته است.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به تعقیب ابنسینا از سوی محمود غزنوی اظهار کرد: محمود در دورههای مختلف در پی یافتن ابنسینا بود و شیخالرئیس نیز به دلیل شناختی که از خطر نزدیک شدن به دربار وی داشت، تلاش میکرد از وی فاصله بگیرد.
وی ادامه داد: پس از حملات محمود به اصفهان و رفتوآمدهای سیاسی میان علاءالدوله و مسعود، پسر محمود، در مقاطعی احتمال کشتار مردم اصفهان وجود داشت و در یکی از این موارد، ابنسینا با نوشتن نامهای ادیبانه تلاش کرد تصمیم مسعود را تغییر دهد.
به گفته مسجدی، در یکی از این روایتها مسعود قصد داشت در اصفهان کشتار گستردهای انجام دهد و ابنسینا با نامهای که به شکل حسابشده نوشته شده بود، وی را از این تصمیم منصرف کرد.
وی تأکید کرد: حتی اگر این روایت را در چارچوب نقلهای تاریخی بررسی کنیم، جلوگیری از کشته شدن شمار زیادی از مردم، در صورت صحت، میتواند یکی از مهمترین خدمات ابنسینا به اصفهان تلقی شود.

اصفهان؛ بخشی از دوره شکلگیری آثار مهم ابنسینا
مسجدی در بخش دیگری از سخنان خود به آثار ابنسینا در دوره حضور وی در اصفهان پرداخت و گفت: بخش مهمی از آثار درجه یک ابنسینا در اصفهان شکل گرفته است و برخی از این آثار نیز در جریان حوادث و غارتهای بعدی از میان رفتهاند.
وی با اشاره به گستردگی دانش ابنسینا اظهار کرد: شیخالرئیس تنها فیلسوف یا پزشک نبود، بلکه در حوزههای مختلف علمی رسالههایی از خود برجای گذاشت؛ از پزشکی و داروشناسی تا طبیعیات و موضوعاتی مانند نبض، داروها و حتی مباحث مربوط به آبها و نهرهای اصفهان.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه افزود: این گستردگی آثار نشان میدهد که با شخصیتی چندوجهی روبهرو هستیم و اصفهان نیز یکی از مهمترین محیطهایی بود که این توانایی علمی در آن به ظهور رسید.
وی به چالشهای علمی ابنسینا با دیگر دانشمندان نیز اشاره کرد و گفت: برخی روایتهای مشهور درباره مناظرات وی ممکن است در طول زمان رنگ داستانی پیدا کرده باشند و نمیتوان همه آنها را بدون بررسی منابع به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت.
مسجدی با اشاره به یکی از روایتهای مشهور درباره حضور ابنسینا در اصفهان اظهار کرد: داستان بیماری یکی از رجال حکومتی که خود را گاو میپنداشت، از جمله روایتهایی است که در منابع تاریخی و ادبی بازتاب یافته است.
به گفته وی، این فرد خود را گاو میدانست و از اطرافیان میخواست وی را ذبح کنند. ابنسینا برای درمان وی از همین تصور استفاده کرد و با پوشیدن لباس قصابی و فراهم کردن شرایط ذبح، به بیمار گفت که وی به دلیل لاغری برای کشتار مناسب نیست و باید مدتی تغذیه شود.
وی ادامه داد: در جریان این درمان، داروهای مورد نظر نیز در غذای بیمار قرار داده شد و وی بهتدریج بهبود پیدا کرد.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به بازتاب این روایت در ادبیات معاصر و فیلم گاو گفت: این داستان بعدها در ادبیات داستانی بازتاب یافت و در نهایت به یکی از روایتهایی تبدیل شد که در آثار معاصر و فیلم گاو نیز مورد استفاده قرار گرفت.
وی تأکید کرد: این روایت نیز باید در چارچوب یک روایت تاریخی و ادبی بررسی شود و اهمیت آن بیش از آنکه فقط به یک داستان پزشکی محدود باشد، به استمرار یک روایت از اصفهان تا ادبیات و سینمای معاصر بازمیگردد.
روایتهای تاریخی درباره محل دفن ابنسینا به یک نتیجه واحد نمیرسند
مسجدی در بخش پایانی سخنان خود به مسئله محل دفن ابنسینا پرداخت و گفت: در محل کنونی مدرس تاریخی ابنسینا در گذشته نشانههایی وجود داشته که برخی پژوهشگران و اهالی، آن را با محل دفن شیخالرئیس مرتبط میدانستهاند.
وی با اشاره به روایتهایی درباره وجود سنگ قبر و کتیبه در محدوده پشت گنبد شیخ لطفالله اظهار کرد: در بخش شرقی این محدوده، محلی وجود داشته که به عنوان مدفن ابنسینا شناخته میشده و سنگ و کتیبهای نیز در آن وجود داشته است.
این اصفهانپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه افزود: شماری از پژوهشگران از جمله استاد همایی و حاج میرزا حسنخان جابری انصاری به این نشانهها اشاره کردهاند و در روایتهای موجود، سنگ قبر دارای کتیبهای با خط کوفی معرفی شده است.
وی ادامه داد: بر اساس برخی روایتها، این سنگ بعدها از محل خود منتقل شده و سرنوشت آن روشن نیست؛ روایتهایی درباره نگهداری سنگ در خانه یکی از خاندانهای شناختهشده اصفهان و حتی احتمال دفن یا از بین رفتن آن مطرح شده است.
این اصفهانپژوه تأکید کرد: مجموعه این قرائن نشان میدهد که درباره نسبت ابنسینا و اصفهان هنوز پرسشهای فراوانی وجود دارد و این موضوع را نمیتوان با یک روایت قطعی پایانیافته تلقی کرد.
مسجدی گفت: اصفهان در تاریخ خود بسیاری از نشانههای فرهنگی را از دست داده و مسئله ابنسینا نیز یکی از موضوعاتی است که نیازمند پژوهش جدیتر و مستندتر است.
آلبویه و شکلگیری زمینه تمدنی اصفهان
پس از سخنان حسین مسجدی، اصغر منتظرالقائم، استاد رشته تاریخ اسلام گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، با موضوع جایگاه تمدنی شیخالرئیس در اصفهان سخن گفت و بحث خود را از زمینه تاریخی شکلگیری دولت آلبویه آغاز کرد.
وی اظهار کرد: برای شناخت جایگاه تمدنی ابنسینا در اصفهان باید پیش از هر چیز فضای تمدنی و علمی دورهای را شناخت که این شهر در آن قرار داشت.
منتظرالقائم با اشاره به شکلگیری دولت آلبویه گفت: تأسیس این دولت در ایران، رخدادی مهم برای ایرانیان بود و سه برادر دیلمی در سال ۳۲۱ هجری قمری پایههای این حکومت را شکل دادند.
وی افزود: اهمیت آلبویه فقط در ساختار سیاسی آن خلاصه نمیشود، بلکه باید نقش این حکومت در شکلگیری مدنیت ایرانی و اسلامی را نیز مورد توجه قرار داد.
استاد تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان با اشاره به مؤلفههای مدنیت اظهار کرد: برای شکلگیری یک جامعه متمدن، چهار نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و آلبویه در هر چهار زمینه اقداماتی انجام داد.
وی با اشاره به توجه این حکومت به دانشمندان افزود: انتخاب وزیران دانشمند و استفاده از افراد صاحبنظر در اداره حکومت، یکی از ویژگیهایی بود که به رشد علمی و فرهنگی این دوره کمک کرد.
این پژوهشگر حوزه تاریخ با اشاره به فعالیتهای علمی و درمانی دوره آلبویه گفت: ایجاد بیمارستانها، توجه به دانشمندان و فراهم کردن زمینه فعالیتهای علمی، بخشی از روندی بود که در این دوره به رشد دانش و تمدن کمک کرد.
اصفهان آلبویه؛ شهری در شبکه دانش و مباحثه
منتظرالقائم در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت اصفهان در دوره آلبویه پرداخت و مسجد جورجیر را از آثار برجایمانده از آن دوره دانست.
وی اظهار کرد: اصفهان در این دوره یکی از نقاط مهم شبکه علمی و فرهنگی ایران بود و شمار قابل توجهی از دانشمندان در این شهر فعالیت داشتند.
استاد تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان افزود: در اصفهان مجالس علمی، فلسفی و ادبی شکل گرفته بود و ارتباط میان علوم اسلامی و فلسفه در این فضا امکان بیشتری برای رشد پیدا میکرد.
وی با اشاره به گستردگی شبکه علمی آن دوره گفت: فعالیتهای علمی در اصفهان را نباید جدا از جریان گستردهای دید که شهرهایی مانند شیراز، همدان و بغداد را نیز دربرمیگرفت.
منتظرالقائم با اشاره به نقش دانشمندان در این جریان تمدنی اظهار کرد: دانش تنها محصول کتاب و مدرس نبود، بلکه در شبکهای از دانشمندان، مجالس علمی، کتابخانهها و مراکز آموزشی شکل میگرفت.
وی این فضای علمی را یکی از زمینههای مهم برای حضور ابنسینا در اصفهان دانست و گفت: ابنسینا پس از شکست سیاسی در همدان به اصفهان آمد و در محیطی قرار گرفت که پیش از حضور وی نیز از پشتوانه علمی برخوردار بود.

ابنسینا در اصفهان؛ از فلسفه تا پزشکی و دانشهای چندگانه
منتظرالقائم با اشاره به دوره حضور ابنسینا در اصفهان اظهار کرد: شیخالرئیس در این شهر به بلوغ فکری بیشتری رسید و بخشی از آثار مهم فلسفی و علمی وی در این دوره شکل گرفت.
وی با اشاره به آثاری مانند شفا و نجات افزود: بخشهای مختلف فلسفه مشاء، منطق، طبیعیات، ریاضیات و الهیات در آثار ابنسینا بازتاب یافته و اصفهان یکی از محیطهایی بود که این فعالیت فکری در آن گسترش پیدا کرد.
استاد تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان گفت: علاءالدوله از ابنسینا خواست مجموعهای فلسفی را در چهار بخش منطق، طبیعیات، الهیات و فلسفه مشاء با زبانی روانتر تدوین کند و این اثر نیز در کنار شفا و نجات، جایگاه مهمی در میراث فلسفی ابنسینا دارد.
وی با اشاره به قانون در حوزه پزشکی اظهار کرد: قانون بیشتر بر طب نظری استوار است و در کنار آثار پزشکی دیگر دانشمندان، یکی از آثار مهم پزشکی در تمدن اسلامی محسوب میشود.
منتظرالقائم افزود: بررسی آثار ابنسینا نشان میدهد که در اصفهان و در متن تمدن ایرانی و اسلامی، علوم مختلف در کنار یکدیگر رشد کردهاند و این تعامل میان ایران، اسلام، اصفهان و اندیشه ابنسینا در آثار وی بازتاب پیدا کرده است.
وی در ادامه به دیگر ابعاد تمدنی دوره آلبویه اشاره کرد و گفت: در این دوره جادهسازی، پلسازی، توسعه تجارت، سدسازی، نظام پولی و ضرابخانهها نیز رشد کرد و ساختار اقتصادی در کنار ساختار علمی و فرهنگی توسعه یافت.
استاد تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان افزود: در حوزه اجتماعی نیز موضوعاتی مانند گسترش تشیع، توجه به سلامت و کاهش بیماریها و فقرزدایی مورد توجه قرار گرفت و مجموعه این عوامل به شکلگیری یک تمدن گسترده کمک کرد.
وی تأکید کرد: در چنین فضای تمدنی، اصفهان یکی از مراکز مهم بود و تعامل میان جریانهای علمی و فکری، زمینهای فراهم کرد که ابنسینا در دوره حضور خود در این شهر بتواند فعالیتهای علمی و فلسفی گستردهای داشته باشد.
منتظرالقائم در بخش پایانی سخنان خود به روایتهای مربوط به محل دفن ابنسینا اشاره کرد و گفت: درباره اینکه قبر ابنسینا در اصفهان قرار دارد یا همدان، روایتهای مختلفی مطرح شده است و وی به خاطرهای شخصی در این زمینه اشاره کرد.
وی با نقل خاطرهای از مرحوم لطفالله هنرفر، تاریخ دان برجسته اصفهان که در زمان ساخت آرامگاه ابنسینا در همدان حضور داشته است، اظهار کرد: بر اساس این روایت، در قبرستانی متروکه قبری قدیمی وجود داشته و در زمان ساخت آرامگاه جدید، گفته شده استخوانها به آرامگاه منتقل شدهاند.
منتظرالقائم افزود: در روایتی دیگر، فردی که در اصفهان فعالیت فرهنگی داشته، گفته است در سالهای بعد مأمور شده سنگ قبری را از محلی در اصفهان برداشته و به انبار منتقل کند و این سنگ پس از آن در دسترس نبوده است.
وی به روایتهایی درباره حضور ابنسینا در اصفهان و گزارش ابناثیر نیز اشاره کرد و گفت: در برخی گزارشها از درگذشت ابنسینا در اصفهان سخن گفته شده و همین روایتها سبب شده است مسئله محل دفن وی همچنان محل بحث باشد.
استاد تاریخ اسلام دانشگاه اصفهان تأکید کرد: برای داوری درباره این روایتها باید منابع مختلف و شواهد تاریخی را در کنار یکدیگر بررسی کرد و نمیتوان تنها بر یک خاطره یا یک نقل تاریخی تکیه کرد.
مدرس ابنسینا؛ یک مسئله برای باستانشناسی شهری
سپس علی شجاعی اصفهانی، باستانشناس و عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر، سخنان خود را با توضیح هدف پژوهش آغاز کرد و گفت قصد وی ارائه یک مرور کوتاه و طرح مجموعهای از پرسشها برای تحقیقات آینده است.
وی اظهار کرد: این بحث از یک پایاننامه در دانشگاه هنر اصفهان آغاز شده است؛ پژوهشی که برای شناخت سابقه تاریخی بنا انجام شد تا تصمیمگیری درباره مرمت آن بر پایه شناخت دقیقتری از تاریخ بنا صورت گیرد.
شجاعی اصفهانی افزود: یکی از مشکلات مرمت بناهای تاریخی این است که در مواردی پیشینه تاریخی بنا بهدرستی شناخته نمیشود و همین مسئله میتواند تصمیمهای مرمتی را با اشکال مواجه کند.
وی با اشاره به بنای محل برگزاری نشست گفت: مدرس ابن سینا نمونه مناسبی برای بررسی اهمیت باستانشناسی شهری در اصفهان است، زیرا هم خود بنا در طول زمان تغییرات زیادی داشته و هم بناهای پیرامونی آن از بین رفته و جای خود را به پلاکهای مسکونی دادهاند.
این باستانشناس تأکید کرد: اگر در این پهنه امکان کاوش فراهم شود، احتمال شناسایی بقایای مجموعه تاریخی گستردهتری وجود دارد و هر نقطه از این محدوده میتواند اطلاعاتی درباره ساختار گذشته این مجموعه در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
شجاعی اصفهانی با اشاره به دیدگاه برخی مورخان درباره قدمت مدرس ابن سینا در اصفهان اظهار کرد: تا زمانی که تحقیقات تازهای صورت نگرفته، میتوان این بنا را در کنار مسجد جورجیر از بناهای مهم مربوط به دوره پیش از سلجوقی در اصفهان دانست.
وی افزود: اهمیت این مسئله از آن جهت بیشتر میشود که در دوره سلجوقی گنبدخانههای مهم مسجد جامع اصفهان ساخته شدند و شناخت نمونههای پیشین میتواند برای مطالعه تحول این نوع معماری اهمیت داشته باشد.
این باستانشناس کمبود مستندات معماری را یکی از مشکلات موجود دانست و گفت: حتی یک نقشه ساده و قابل استناد از این بنا در اختیار نداریم و همین مسئله بررسی ساختار و تحولات آن را دشوار میکند.

دو گزینه برای آرامگاه؛ مدرس ابن سینا یا حوالی مسجد شیخ لطفالله؟
شجاعی اصفهانی با طرح پرسش اصلی پژوهش اظهار کرد: موضوع مهم این است که آیا ابنسینا واقعاً در اصفهان دفن شده و اگر چنین باشد، محل دفن وی کجاست؟
وی افزود: در روایتهای مطرحشده دو گزینه اصلی وجود دارد؛ یکی همین بنایی که امروز به عنوان مدرس ابن سینا شناخته میشود و دیگری محدوده حوالی مسجد شیخ لطفالله و مدرس خواجه نظام الملک.
این باستانشناس با اشاره به اسناد موجود درباره بنای کنونی گفت: اسنادی که بهصراحت این مکان را مدرس یا مقبره ابنسینا معرفی میکنند، عمدتاً متأخر و مربوط به اواخر دوره قاجار و پس از آن هستند.
وی افزود: در کنار این اسناد، سنت شفاهی نیز اهمیت دارد؛ زیرا در روایتهای مردم و پژوهشگران، این مکان به عنوان مدرس ابن سینا شناخته شده و همین استمرار روایت شفاهی، وزن بیشتری به این فرضیه میدهد.
شجاعی اصفهانی تأکید کرد: با وجود این شواهد، هنوز کاوش مستقل باستانشناختی در این محدوده انجام نشده و برای حرکت از روایت به شواهد، باید مطالعات میدانی در این پهنه صورت گیرد.
وی با اشاره به جوزجانی گفت: در منابع مربوط به حضور ابنسینا در اصفهان از محلهای با نام ته گنبد یا کون گنبد یاد شده و این محل به عنوان یکی از نقاط مرتبط با استقرار ابنسینا مطرح شده است.
شجاعی اصفهانی با اشاره به روستای تیران اظهار کرد: در برخی روایتها گفته شده ابنسینا از تیران به سمت محله گنبد حرکت کرده و در خانه یکی از بزرگان این محله مستقر شده است.
وی افزود: محدوده تیران تا حدودی قابل شناسایی است و اگر مسیر ورود ابنسینا به شهر را بازسازی کنیم، میتوان درباره جغرافیای تاریخی محل استقرار وی نیز دقیقتر سخن گفت.
این باستانشناس با اشاره به اختلاف منابع درباره محل دفن ابنسینا گفت: برخی نسخهها همدان را محل دفن معرفی میکنند و برخی دیگر از اصفهان سخن میگویند و حتی در بعضی روایتها گفته شده پیکر ابنسینا از همدان به اصفهان منتقل شده است.
وی به اختلاف موجود در نسخههای مربوط به جوزجانی نیز اشاره کرد و افزود: در برخی نسخهها اطلاعات متفاوتی درباره محل مرگ و دفن ابنسینا وجود دارد و همین اختلاف، مسئله را پیچیدهتر میکند.
شجاعی اصفهانی با اشاره به منابع تاریخی دیگر اظهار کرد: در برخی اسناد، از دروازه و محله ته گنبد سخن گفته شده و حتی از وجود بازار و بافت مسکونی در این محدوده یاد شده است؛ بنابراین نام گنبد تنها یک نام متأخر نیست و در منابع مختلف ردپای آن قابل پیگیری است.
وی افزود: در عین حال، وقتی جغرافیای اصفهان در دوره دیلمی و سلجوقی و محدوده دروازههای شهر بازسازی میشود، برخی از این روایتها با یکدیگر سازگار نیستند و همین مسئله نیاز به تحقیق بیشتر را نشان میدهد.

روایتهای متعارض از همدان تا اصفهان
شجاعی اصفهانی با اشاره به منابع تاریخی مختلف گفت: ابناثیر در گزارش خود از درگذشت ابنسینا در اصفهان سخن میگوید، اما محل دفن را بهصراحت مشخص نمیکند.
وی افزود: علی بن زید بیهقی نیز از حضور ابنسینا در محله گنبد سخن گفته، اما در گزارشهای دیگر درباره محل مرگ و دفن وی اختلاف وجود دارد.
این باستانشناس به نامهایی مانند ابوسلیمان محمد سجستانی، ابن خلکان، ابن کثیر، ابن ابیاصیبعه و دولتشاه سمرقندی اشاره کرد و گفت: بررسی این منابع نشان میدهد روایتها درباره محل مرگ و دفن ابنسینا یکسان نیستند.
وی با اشاره به برخی نسخههای مربوط به دوره صفوی اظهار کرد: در بعضی روایتها محل دفن همدان معرفی شده و در برخی ترجمهها و گزارشهای دیگر از اصفهان سخن به میان آمده است.
شجاعی اصفهانی افزود: در روایت ابن ابیاصیبعه، ضمن آنکه همدان به عنوان محل قبر مطرح شده، بحث انتقال قبر یا پیکر از همدان به اصفهان نیز آمده و حتی محدوده دروازه گونه گنبد به عنوان محل دفن ذکر شده است.
وی ادامه داد: در برخی روایتهای دوره صفوی نیز از محله گنبد و محدوده خارج از دروازه اصفهان سخن گفته شده و همین امر نشان میدهد که روایت دفن ابنسینا در اصفهان، در دورههای مختلف همچنان بازتولید شده است.
این باستانشناس تأکید کرد: نمیتوان این روایتها را بدون بررسی نسخهها و زمینه تاریخی آنها قطعی دانست، اما استمرار چنین گزارشهایی باعث میشود این فرضیه ارزش بررسی علمی داشته باشد.
از سردابه مدرس خواجه نظام الملک تا سنگ قبر گمشده
شجاعی اصفهانی در بخش دیگری از سخنان خود به روایتهایی درباره مدرس خواجه نظام الملک اشاره کرد و گفت: در یکی از گزارشهای مربوط به دهههای گذشته، از کشف سردابهای در جریان تعمیرات این مدرس سخن گفته شده است.
وی افزود: در این روایت گفته شده در سردابه تابوتی مشاهده شده و احتمال داده شده که متعلق به ابنسینا باشد، هرچند خود راوی نیز این موضوع را به صورت نقل قول از دیگران بیان کرده و درباره صحت آن تردید وجود دارد.
این باستانشناس به روایتهای دوره معاصر درباره سنگ قبر منسوب به ابنسینا نیز اشاره کرد و اظهار کرد: در برخی گزارشها از وجود سنگ قبری در این محدوده سخن گفته شده و استاد همایی نیز به این موضوع اشاره کرده است.
وی افزود: بر اساس برخی روایتها، این سنگ بعدها شکسته یا از محل خود منتقل شده و سرنوشت آن مشخص نیست؛ در روایتهای دیگری نیز گفته شده که سنگ در اختیار یکی از خاندانهای اصفهان بوده و بعداً اثری از آن باقی نمانده است.
شجاعی اصفهانی ادامه داد: در یک قرن اخیر نیز روایتهای مختلفی درباره کاربری این بنا و تبدیل آن به انبار یا فضاهای دیگر مطرح شده که نشان میدهد بنا در طول زمان تغییرات متعددی را تجربه کرده است.
وی تأکید کرد: مجموعه این روایتها به خودی خود نمیتواند محل دفن ابنسینا را اثبات کند، اما برای یک پژوهش باستانشناختی و تاریخی، پرسشها و سرنخهایی ایجاد میکند که میتوان آنها را مورد آزمون قرار داد.

باستانشناسی شاید بخشی از معمای ابنسینا را روشن کند
این باستان شناس در جمعبندی سخنان خود گفت: در حال حاضر با یک ابهام جدی مواجهیم؛ مشخص نیست آیا ابنسینا در این مکان دفن شده، در همدان دفن شده یا اگر در اصفهان دفن شده، محل دفن وی در حوالی مسجد شیخ لطفالله و مدرس خواجه ملک قرار داشته است.
وی افزود: برای پاسخ به این پرسشها، باید از ظرفیت پلاکهای باقیمانده در اطراف بنا استفاده کرد و مطالعات باستانشناختی را در محدودههایی که هنوز امکان بررسی دارند، انجام داد.
این عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه هنر، محدوده پشت میدان و مسجد شیخ لطفالله را نیز از نقاطی دانست که به گفته وی، ظرفیت بررسی و ردیابی شواهد تاریخی را دارد.
وی اظهار کرد: اگر بتوان ساختار اولیه بنا را بازسازی کرد، میتوان اطلاعات بیشتری درباره کاربری و توسعه آن به دست آورد.
شجاعی اصفهانی با اشاره به وضعیت کنونی مدرس ابن سینا گفت: میتوان این احتمال را مطرح کرد که ساختار اصلی بنا در امتداد شرقی ـ غربی بوده باشد و بخش کنونی گنبدخانه در قسمت غربی مجموعه قرار داشته باشد.
وی افزود: در محدوده پیرامونی بنا دو کوچه بنبست وجود دارد که اختلاف سطح آنها حدود یکونیم متر است و بررسی این اختلاف سطح نیز میتواند در شناخت ساختار تاریخی محدوده مؤثر باشد.
این باستانشناس در عین حال تأکید کرد: این موارد در حد فرضیههای پژوهشی هستند و برای رسیدن به نتیجه باید مطالعات معماری، تاریخی و باستانشناختی انجام شود.
نظر شما