سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - پریا پوراجمند؛ متیو پری برای میلیونها مخاطب، همان چندلر بینگِ شوخطبع و دوستداشتنی سریال «فرندز» است. شخصیتی که خندههایش بخشی از خاطره جمعی چند نسل از تماشاگران تلویزیون شده است. اما پشت این چهره آشنا، زندگیای پر از اضطراب، تنهایی، اعتیاد و تلاش برای رهایی از رنجهای شخصی جریان داشت؛ واقعیتی که متیو پری در کتاب «دوستان، عاشقان و آن چیز وحشتناک» بیپرده با مخاطبانش در میان گذاشت. به مناسبت سالروز تولد این بازیگر فقید، با مرجان حمیدی، مترجم کتاب «زندگی و خاطرات متیو پری»، درباره فاصله میان تصویر محبوب چندلر و زندگی واقعی او، صداقت کمسابقه پری در روایت ضعفها و اعتیادش، تأثیر سریال «فرندز» بر استقبال از کتاب و اینکه چرا خواندن خاطرات او برای بسیاری از مخاطبان به تجربهای عاطفی و تکاندهنده تبدیل شد، گفتوگو کردهایم.
خودتان بهعنوان مخاطب فیلم و سریال چقدر با شخصیت متیو پری آشنایی داشتید؟
باید بگویم که مطلقاً هیچچیز. با چیزی که سریال «فرندز» به ما نشان داده بود، تصور میکردم که این شخص در زندگی واقعی خودش هم آدم خوشحال و بیدغدغهای است، اما از همان ابتدا که شروع به خواندن کتاب میکنیم، متوجه میشویم که چقدر این تصور از واقعیت دور است.
چه چیزی باعث شد این کتاب به شهرت بیشتری نسبت به کتابهای دیگری که در ژانر زندگینامه منتشر شدهاند، برسد؟
به نظر من دلیل اصلی آن این است که «فرندز» یکی از پرطرفدارترین سریالهای تاریخ مدیاست که همچنان مخاطبان زیادی دارد. معمولاً هرکدام از سلبریتیها که کتابی منتشر میکنند، به واسطه حضورشان در فیلم یا سریال مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. دلیل دیگر این بود که چون خودِ کاراکتر چندلر شخصیت شوخطبع و طنزی داشت، مخاطبان تصور میکردند که در کتاب با همان جملات طنز و شوخیها مواجه شوند، اما بعد از انتشار کتاب، خوانندگان با محتوایی روبهرو میشوند که کاملاً خلاف تصورشان است.
صداقتی که متیو پری در بیان داستان زندگی خود داشت، چقدر به جذابیت کتاب افزود؟
اتفاقی که در این کتاب افتاده، با زمینه فرهنگی ما متفاوت است. متیو پری خیلی عریان از تاریکترین نقاط ضعف و رازهای زندگی خودش پردهبرداری کرده است. این کار در فرهنگ ما برعکس است؛ ما آدمهایی هستیم که همیشه برای حفظ آبرو، مشکلات و درد و رنجی را که با آن دستوپنجه نرم میکنیم، پنهان میکنیم. همین باعث میشود که وقتی کتاب را میخوانیم، شگفتزده شویم و کتاب به ما تلنگر بزند که میتوانیم صادقانه درباره رنجهایمان صحبت کنیم، بدون اینکه آدمها جبهه بگیرند. من فکر میکنم همین امر باعث شد متیو پری بعد از انتشار کتاب به محبوبیت بیشتری برسد.
متیو پری با وجود مشکلات زیادی که داشت، نقش یک شخصیت شوخطبع را در یک سریال کمدی بازی میکرد و برخلاف چیزی که خودش تصور میکرد، میان مردم محبوبیت زیادی داشت. نظر شما درباره وجود این تناقض در زندگی متیو پری و تأثیری که در نوشتن این کتاب گذاشت، چیست؟
در مطالبی که در رابطه با اعتیاد میخواندم، موردی وجود داشت به اسم «خودکوچکبینی». درگیری متیو پری با اعتیاد باعث میشد که این شخص در زندگی از واقعیت فاصله بگیرد و علیرغم شهرت و محبوبیت زیادی که داشت، مدام احساس میکرد که آدم موفق و محبوبی نیست.

کدام بخش از کتاب شما را بیشتر از همه تحت تأثیر قرار داد؟
بخشی از کتاب بود که من بعد از خواندنش، از شدت متأثر شدن، کتاب را برای چند دقیقه کنار گذاشتم؛ بخشی که کودک پنج ساله را بهتنهایی سوار هواپیما کردند و برای دیدار با پدرش به کشوری دیگر فرستادند. مسلماً کودکی با آن سنوسال در چنین شرایطی دچار ترس و اضطراب میشود. به نظر من همین احساس طردشدگی و اینکه «کسی من را نمیخواهد، حتی به اندازهای که با من سوار هواپیما بشود»، آن هم در کودکی، میتواند ریشه بسیاری از مشکلات باشد.
فاصله کوتاه بین انتشار کتاب و فوت متیو پری در شهرت بیشتر این کتاب تأثیر داشت؟
قطعاً تأثیر داشت. ما هرچه بیشتر به انتهای کتاب نزدیک میشدیم، تصور میکردیم که حال متیو پری رو به بهبود است و در واقع توانسته از رنجهای خود گذر کند و به یک امیدواری میرسیدیم. اما اتفاقی که افتاد نشان میداد حتی چیزی که کتاب به ما نشان میداد هم با واقعیت یکسان نبود. مدارک پزشکی که نشان میداد دکترها به خواست خود متیو پری به او داروی کتامین میدادند، نشان میدهد که متیو پری مجدداً دچار اعتیاد شده بود.
صداقتی که متیو پری در بیان تصویری متفاوت از شهرت به ما نشان میدهد، تا چه اندازه در آثار مشابه معمول است؟
چیزی که درباره این بازیگر وجود داشت، این بود که حال بدی که داشت، حتی در سریال هم مشهود بود. برای مثال، آن اختلاف وزنی که این شخص در قسمتهای مختلف داشت، برای مخاطب سؤال ایجاد میکرد. شاید متیو پری به مرحلهای رسیده بود که پذیرفته بود دیگر نمیتواند جلوی بروز حقیقت را بگیرد. از طرفی هم یکی از مراحل روند درمان اعتیاد این است که درباره اعتیادی که داری صادق باشی و آن را اعتراف کنی و از کسانی که ممکن است به آنها آسیبی رسانده باشی، عذرخواهی کنی. شاید این کتاب هم برای متیو پری یکی از مراحل ترک اعتیادش بوده است.

کم شدن ارتباط متیو پری با سایر بازیگران سریال تا چه اندازه بر زندگی این شخص و نگاشتن کتاب تأثیر داشته است؟
دنیای هالیوود جایی است که ما نمیتوانیم با قاطعیت درباره واقعی بودن آن رابطه دوستانه بین بازیگرها صحبت کنیم. اما به نظر من اگر مطلبی درباره دور شدن این شخص از دیگران وجود داشته باشد، برگرفته از تصمیم خودخواسته این آدم برای دوری کردن از دوستان و اطرافیان خودش، به دلیل همان مشکلاتی که داشته، بوده است.
این کتاب در کشورهای دیگر هم همینقدر سر و صدا کرد؟
من فکر میکنم هر جایی که مردم در آن سریال «فرندز» را دیده بودند، این کتاب قطعاً طرفدار زیادی داشته است. حتی اگر هرکدام از بازیگران دیگر این سریال هم کتابی منتشر میکردند، خیلی پرفروش میشد، اما من فکر میکنم زندگی هیچکدامشان به اندازه زندگی متیو پری بالا و پایین نداشت و همین باعث جذابیت زیاد این کتاب شد. من خاطرم هست که وقتی خبر انتشار این کتاب پخش شد، بین مترجمان رقابت تنگاتنگی برای ترجمه این کتاب وجود داشت و من مطمئنم که در کشورهای دیگر هم وضعیت همین بود.
بعد از انتشار کتاب، چه نظرات و کامنتهایی از طرف مخاطبان دریافت میکردید؟
بعد از انتشار کتاب، در دوران زنده بودن متیو پری، کامنتهای خیلی خوبی با شور و اشتیاق از طرف مردم برای خواندن کتاب جهت آشنایی بیشتر با این شخصیت دریافت میکردیم. اما بعد از فوت ایشان، کامنتها بیشتر رنگ ترحمآمیز گرفت و مردم بیشتر برای همدردی با این هنرمند اقدام به خواندن کتاب میکردند.
یکی از کامنتهای تأثیرگذاری که در ذهنم هست، کامنت یک خانمی بود که میگفت: «چقدر من با خواندن این کتاب گریه کردم و فکر نمیکردم آدمی که اینقدر ما را خندانده، بتواند روزی به گریه بیندازد.»
نظر شما