سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – شنو نوری: هنوز ساعت به میانه صبح نرسیده که صدای خنده کودکان، سکوت همیشگی کتابخانه عمومی شهید ملا محمد امینی سقز را به شور و نشاطی دلنشین تبدیل میکند. گوشهای از سالن، کودکان با اشتیاق به قصهای که برایشان روایت میشود گوش سپردهاند؛ چند قدم آنسوتر، مدادرنگیها روی کاغذ میرقصند، دستهای کوچک مشغول ساختن کاردستیاند و گروهی دیگر، در کنار معلم، تمرینهای درسی خود را مرور میکنند.
اینجا دیگر کتابخانه فقط جایی برای امانت گرفتن و بازگرداندن کتاب نیست و به فضایی برای یادگیری، بازی، گفتوگو، خلاقیت و تجربه زندگی جمعی تبدیل شده است؛ جایی که کودکان میآیند تا قصه بشنوند، نقاشی بکشند، نمایش اجرا کنند، بازی کنند، کتاب بخوانند و گاهی حتی برای اولین بار، خودشان را در نقش یک قصهگو، بازیگر یا نویسنده تجربه کنند.
کتابخانه عمومی شهید ملا محمد امینی سقز از اردیبهشت امسال، برنامههای تابستانی خود را با عنوان «پویش کتاب و امید» آغاز کرد؛ برنامههایی که به گفته نشمیل صادقی، رئیس کتابخانههای عمومی شهرستان سقز، در پاسخ به نیازهای چندگانه کودکان، نوجوانان و خانوادهها طراحی شده بودند.
رئیس کتابخانههای عمومی شهرستان سقز، با اشاره به برنامههای در حال اجرا در کتابخانه عمومی شهید ملا محمد امینی این شهرستان اظهار کرد: با توجه به چالشهای روانی ناشی از شرایط پس از جنگ رمضان و خلأ آموزشی ناشی از تعطیلی یا مجازی بودن مدارس، اولویت نخست ما ایجاد فضایی برای کاهش اضطراب کودکان و بازگرداندن آرامش به کانون خانواده بود.
نشمیل صادقی افزود: قرار نبود برنامههای تابستان امسال تنها برای پر کردن اوقات فراغت کودکان طراحی شوند. این برنامهها در سه محور رشد فردی، سلامت و روان و خانواده شکل گرفتند؛ از نهادینهسازی عادت مطالعه و ارتقای سوادآموزی گرفته تا ایجاد فضایی امن برای کودکان و تقویت پیوند فرهنگی میان والدین و فرزندان.

چهارشنبههایی که کتابخانه را زنده میکنند
چهارشنبهها در کتابخانه شهید ملا محمد امینی حالوهوای دیگری دارد. به گفته صادقی، در هر جلسه بالغ بر ۸۰ کودک و نوجوان در برنامهها حضور پیدا میکنند و بیشترین مشارکت مربوط به کودکان ۷ تا ۱۲ ساله است.
رئیس کتابخانههای عمومی شهرستان سقز، با بیان اینکه رده سنی ۷ تا ۱۲ سال؛ دورهای حساس برای شکلگیری الگوهای فکری، رفتاری و اجتماعی سپری میکنند، عنوان کرد: استقبال پرشور کودکان از برنامهها، نشاندهنده نیاز جدی آنها به چنین فضاهایی برای تعامل اجتماعی، یادگیری و بازگشت به آرامش است.
صادقی در پاسخ به این پرسش که چه چیزی این چهارشنبهها را برای کودکان جذاب کرده است؟ افزود: پاسخ را باید در تنوع برنامهها جستوجو کرد. مطالعه آزاد، شاهنامهخوانی برای تقویت هویت ملی، قرآنخوانی با شیوههای جذاب، نقاشی، کاردستی، نمایش خلاق، بازیهای گروهی و فکری، آموزش مهارتهای زندگی، آشپزی، داستاننویسی و برنامههای آموزشی، مجموعهای از فعالیتهایی هستند که در قالب «پویش کتاب و امید» اجرا میشوند.
وی با اشاره به اینکه این برنامهها را در سه لایه «هویت و دانش»، «مهارت و خلاقیت» و «مهارتهای اجتماعی و فکری» دستهبندی شدهاند، افزود: کودکان بیشتر به فعالیتهای تجربهمحور و هیجانانگیز مانند قصهگویی دستهجمعی، نمایش خلاق و بازیهای گروهی جذب شدهاند؛ در مقابل، خانوادهها به دلیل دغدغههای آموزشی و تربیتی، توجه بیشتری به کلاسهای رفع اشکال و کارگاههای مادر و کودک نشان دادهاند.
داستان قصهها
قصه که تمام میشود، دستها یکی پس از دیگری بالا میرود. هر کودک میخواهد برداشت خودش را از داستان بگوید. یکی از شجاعت قهرمان قصه حرف میزند، دیگری از مهربانی شخصیت اصلی و کودکی دیگر، پایان متفاوتی برای داستان در ذهنش ساخته است.
اینجا قصهگویی فقط خواندن چند صفحه از یک کتاب نیست؛ تمرینی است برای فکر کردن، حرف زدن، گوش دادن و دیدن دنیا از زاویهای دیگر.
چند قدم آنطرفتر، کاغذهای رنگی، قیچی، چسب و مدادرنگیها روی میزها پهن شدهاند. کودکان شخصیتهای داستانها را با دستهای خود دوباره خلق میکنند. گاهی نقاشی میکشند، گاهی کاردستی میسازند و گاهی در بازیهای گروهی، همکاری و مسئولیتپذیری را تجربه میکنند.

در چنین فضایی، یادگیری دیگر محدود به صفحات کتاب نیست؛ هر فعالیت میتواند ادامه همان داستانی باشد که چند دقیقه قبل شنیده شده است.
کتابخانهای که ۴۰ درصد بیشتر عضو گرفت
تأثیر این برنامهها تنها در شور و نشاط کلاسها یا تجربههای فردی کودکان خلاصه نشده است. صادقی از افزایش حدود ۴۰ درصدی عضویت کودکان رده سنی دبستان از اردیبهشتماه خبر میدهد و میگوید: میزان مراجعه خانوادهها و امانت کتاب در بخش کودک نیز روند افزایشی داشته است.
مطالعه ۵۰۰ جلد کتاب توسط یک کودک در یک تابستان
به گفته رئیس کتابخانههای عمومی شهرستان سقز، یکی از کودکانی که در این مدت به عضویت کتابخانه درآمده، طی چند ماه موفق شده حدود ۵۰۰ جلد کتاب مطالعه کند. این عدد، بیش از آنکه صرفاً یک آمار باشد، روایتی از شکلگیری یک رابطه جدی میان کودک و کتاب است؛ کودکی که شاید ابتدا برای شرکت در یک برنامه وارد کتابخانه شده، اما بعدتر قفسههای کتاب برایش به دنیایی تازه تبدیل شدهاند.
صادقی، مهمترین دستاورد این برنامهها را نیز فراتر از افزایش آمارها دانست و معتقد است؛ کتابخانه در این مسیر از مدل سنتی «کتابمحور» به سمت مدل «مخاطبمحور» حرکت کرده است.
وقتی کلاس درس به کتابخانه میآید
در گوشه دیگری از کتابخانه، فضای آرامتری برقرار است. دانشآموزان ابتدایی کنار معلم نشستهاند و مفاهیم درسی را مرور میکنند.
کلاسهای رایگان رفع اشکال دروس ابتدایی یکی از برنامههای مورد توجه خانوادههاست؛ کلاسی که با هدف جبران بخشی از آسیبهای آموزشی دوران آموزش مجازی و با همکاری متخصصان حوزه آموزش ابتدایی، از جمله خیاطی، معلم باسابقه سقزی، شکل گرفته است.
مسئول کتابخانه عمومی شهید ملا محمد امینی سقز نیز در بخش دیگری از این گفتوگو به خبرنگار ایبنا گفت: فعالیتهای رفع اشکال ما با هدف جبران آسیبهای دوران آموزش مجازی طراحی شده است. در این کلاسها، شناسایی نقاط ضعف دانشآموزان در مفاهیم پایه، بهویژه ریاضی و سوادآموزی، تثبیت بنیانهای آموزشی و آموزش تکنیکهای مطالعه و مدیریت زمان مورد توجه قرار دارد.
نازدار عبدخدا ادامه داد: برای خانوادهها، اینجا جایی است که فرزندشان هم میتوانند کتاب بخوانند و هم بخشی از ضعفهای درسی خود را برطرف کنند؛ پیوندی میان آموزش رسمی و یادگیری فرهنگی که یکی از ویژگیهای متفاوت برنامههای امسال است.

مادرانی که این بار فقط منتظر فرزندانشان نیستند
اما روایت کتابخانه شهید ملا محمد امینی فقط به کودکان ختم نمیشود. در بخشی دیگر از این برنامهها، مادران دور هم جمع میشوند؛ نه برای اینکه صرفاً منتظر پایان کلاس فرزندانشان باشند، بلکه برای اینکه خودشان نیز فرصتی برای یادگیری، گفتوگو و بازنگری در شیوه ارتباط با فرزندان پیدا کنند.
کارگاههای روانشناسی و مهارتهای فرزندپروری با همکاری مرکز مشاوره «رز سفید» و با حضور روانشناسان برگزار شدهاند.
عبدخدا، درباره این بخش از فعالیتها عنوان کرد: رویکرد ما در این کارگاهها کاملاً مبتنی بر نیاز بود. به جای تحمیل یک سرفصل ثابت، از خود مادران میخواستیم موضوعات مورد دغدغهشان را مطرح کنند. محور اصلی جلسات، والدگری آگاهانه و ایجاد پیوند عاطفی عمیقتر با کودک بوده است؛ رویکردی که در آن، به جای تأکید صرف بر کنترل رفتار کودک، بر شناخت نیازهای او، گفتوگو و ایجاد امنیت عاطفی تمرکز میشود.
داستانسرایی و استفاده از کتابها برای انتقال ارزشها و مدیریت رفتار کودکان نیز بخشی از این برنامهها بوده است. اما شاید مهمتر از محتوای آموزشی، فضایی باشد که برای مادران ایجاد شده؛ فضایی امن و غیرقضاوتی که آنها بتوانند تجربهها و چالشهای خود را مطرح کنند.

کودکی که صدایش را پیدا کرد
در میان همه آمارها، بعضی تجربهها هستند که شاید بیشتر از هر عددی بتوانند اثر یک فعالیت فرهنگی را نشان دهند.
عبدخدا، یکی از این تجربهها را مربوط به کودکی با لکنت شدید زبان دانست؛ کودکی که حتی در جمعهای کوچک نیز با ترس و اضطراب صحبت میکرد و بیشتر ترجیح میداد تماشاگر باشد. او ماهها در کارگاههای قصهگویی و هنری حضور پیدا کرد، اما بیشتر اوقات فقط تماشا میکرد. تا اینکه در جریان اجرای یک نمایش عروسکی که خود کودکان آماده کرده بودند، نوبت به او رسید. نقشش کوتاه بود، اما برای خودش اتفاقی بزرگ محسوب میشد.
وی روایت میکند که کودک هنگام اجرای نقش، جملاتش را با صدایی رسا و شمرده و بدون لکنت بیان کرد و در پایان با صدای بلند خندید؛ لحظهای که برای کارکنان کتابخانه، فراتر از یک اجرای ساده بود.
به گفته او، این کودک آن روز فقط یک نقش را اجرا نکرد؛ بلکه بر بخشی از ترس خود غلبه کرد و توانست صدایش را در برابر دیگران به گوش برساند.
این تجربه و نمونههای مشابه، از نگاه مسئول کتابخانه، نشان میدهد فعالیتهای فرهنگی و هنری را نمیتوان صرفاً سرگرمی دانست؛ گاهی یک قصه، یک نمایش یا حضور در یک جمع میتواند زمینهای برای افزایش اعتمادبهنفس و آشکار شدن استعدادهای پنهان کودکان باشد.
کتابخانهای برای هنرمندان و خانوادهها
دامنه فعالیتهای کتابخانه به کودکان و خانوادهها محدود نشده است. در بخشی از برنامهها، کتابخانه به محلی برای نمایش و عرضه آثار هنرمندان محلی نیز تبدیل شده؛ بهویژه بانوانی که در حوزه صنایع دستی فعالیت دارند اما امکان برخورداری از فروشگاه یا حتی صفحهای برای معرفی آثار خود را ندارند.
عبداخدا، درباره این رویکرد میگوید: کتابخانه تلاش کرده با اختصاص فضایی برای نمایش آثار این هنرمندان، امکان دیده شدن هنر و ایجاد درآمد برای خانوادههای آنان را فراهم کند.
وقتی بچهها خودشان ادامه برنامه را میخواهند
داستاننویسی نیز یکی دیگر از برنامههایی است که به گفته صادقی، با وجود دشواری برنامهریزی و مشغلههای موجود، به دلیل اصرار و علاقه کودکان و نوجوانان ادامه پیدا کرده است.
نکته جالبتر اینکه حتی در برخی تعطیلات رسمی که برنامهای برای برگزاری کلاسها پیشبینی نشده بود، خانوادهها برای برگزاری کلاسهای جبرانی پیگیری کردند.
عبدخدا، مسئول کتابخانه عمومی شهید ملامحمد امینی سقز این موضوع را یکی از نشانههای مهم اثرگذاری برنامهها میداند؛ اینکه خانوادهها دیگر صرفاً دریافتکننده برنامه نیستند، بلکه خودشان نیازشان را مطرح میکنند و برای ادامه فعالیتها پیگیر میشوند.
به باور او، این اتفاق نشان میدهد کتابخانه به تدریج از یک برنامهریز یکطرفه به نهادی پاسخگو تبدیل شده است؛ نهادی که با شنیدن صدای مردم، مسیر برنامههای خود را اصلاح و تکمیل میکند.
از «مخزن کتاب» تا «مرکز زیست فرهنگی»
شاید سالها پیش، تصویر ذهنی بسیاری از مردم از کتابخانه، سالنی آرام با قفسههایی مملو از کتاب و سکوتی همیشگی بود؛ اما تجربه کتابخانه شهید ملا محمد امینی سقز نشان میدهد این تصویر در حال تغییر است. کتابخانه همچنان محل کتاب و مطالعه است، اما در کنار آن آموزش، هنر، بازی، گفتوگو، خانواده، مهارتآموزی و تعامل اجتماعی نیز جریان دارد.
عبدخدا با بیان اینکه؛ مهمترین دستاورد این فعالیتها در قالب تغییر هویت کتابخانه شکل گرفته است، افزود: ما موفق شدیم از یک انبار کتاب صرف، به یک مرکز زیست فرهنگی و پارک پرورش استعداد تبدیل شویم.
مسئول کتابخانه عمومی شهید ملامحمد امینی سقز ادامه داد: این کتابخانه دیگر فقط مکانی برای مطالعه تنهایی نیست؛ بلکه به فضایی پویا و اجتماعی تبدیل شده که هنر، ادبیات، آموزش و ارتباطات انسانی در آن در کنار هم قرار گرفتهاند.
وی اضافه کرد: در چنین تعریفی، کودک میتواند بدون ترس از قضاوت، تجربه کند، اشتباه کند، دوباره تلاش کند و استعداد خود را بشناسد. خانواده نیز میتواند در کنار فرزندش در یک فضای فرهنگی حضور داشته باشد و هنرمند محلی فرصت پیدا میکند توانایی خود را به جامعه معرفی کند.
عبدخدا، درباره نقش امروز کتابخانههای عمومی نیز عنوان کرد: کتابخانه عمومی امروز، دیگر فقط یک انبار کتاب نیست؛ بلکه به قلب تپنده فرهنگی و مرکز حمایتی اجتماعی برای خانوادهها و کودکان تبدیل شده است.
و دوباره چهارشنبه...
حالا اگر یک چهارشنبه، کسی از کنار کتابخانه عمومی شهید ملا محمد امینی سقز عبور کند، شاید پیش از آنکه قفسههای کتاب را ببیند، صدای کودکان را بشنود؛ صدای خنده، بازی، گفتوگو، قصهگویی و هیجان کودکانی که کتابخانه را به بخشی از زندگی تابستانی خود تبدیل کردهاند.
در گوشهای کودکی کتابی را از قفسه بیرون میکشد؛ شاید یکی از همان کتابهایی باشد که قرار است بخواند. کودکی دیگر نقاشیاش را با خود به خانه میبرد. گروهی مشغول تمرین نمایشاند و در اتاقی دیگر، مادران درباره تجربههای خود با فرزندانشان حرف میزنند.
کتاب همچنان محور اینجاست، اما تنها نیست. در کنار کتاب، زندگی جریان دارد.
کودکی که برای چهارشنبه بعدی لحظهشماری میکند، مادری که از تغییر رفتار فرزندش میگوید، کودکی که پس از ماهها سکوت روی صحنه میرود و حرف میزند، و کودکی که در چند ماه صدها کتاب میخواند؛ همه بخشی از روایتی هستند که نشان میدهد کتابخانه زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که از نیاز واقعی مردم فاصله نگیرد.
کتابخانه شهید ملا محمد امینی سقز در تابستان امسال تلاش کرده چنین فضایی بسازد؛ فضایی که کودک در آن امنیت، شادی، تعلق و امکان رشد را تجربه کند و خانواده نیز خود را بخشی از آن بداند.
شاید برای نزدیک کردن یک کودک به کتاب، همیشه کافی نباشد که فقط کتابی در دستش بگذاریم؛ گاهی باید فضایی بسازیم که کودک در آن احساس کند کتابخانه جایی برای اوست.
و آنوقت، صدای خنده کودکان دیگر مزاحم سکوت کتابخانه نیست؛ بخشی از صدای زندگی کتابخانه است.
نظر شما