دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۶
مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران در این نشست گفت: مسئله مشروطه ریشه در تفکر اسلامی ما دارد. قرآن مجید به مشخصه جامعه مومنین اشاره می‌کند. مشخصه این جامعه این است که مردم با مشورت و عقل جمعی تصمیم بگیرند.

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا نشست تخصصی «مشروطه و اندیشه توسعه در ایران» به‌مناسبت یک‌صدوبیستمین سال امضای فرمان مشروطیت‌ یک‌شنبه ١٨ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد.

در پنل نخست این نشست کاظم موسوی بجنوردی، منصوره اتحادیه، مصطفی محقّق داماد، احمد مسجدجامعی، علی بهرامیان، نصرالله صالحی، داریوش رحمانیان، اسماعیل حسن‌زاده، حسن حضرتی، علیرضا ملّایی توانی، عبّاس قدیمی قیداری، جواد مرشدلو و گودرز رشتیانی سخنرانی کردند.

آنچه می‌خوانید گزارشی از پنل اول این همایش است:

مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد
کاظم موسوی بجنوردی

آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید؟

در ابتدای این نشست کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی گفت: جنبش مشروطه در ١٢٠ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و آزادی‌های اساسی طلب می‌کند که اساساً نگاهی نو و دگرگون‌شده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد. در حقیقت مشروطه بسان پلی بود که ایران را از دنیای سنتی و کهن به عصری مدرن رهنمون کرد.

رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه به‌راستی زمینه‌ساز و سبب بنیادین مشروطه ایران را باید در مواجهه تکان‌دهنده نخبگان ایرانی با ترقی ملل اروپایی و بعدتر در میان آسیایی‌ها، در ژاپن جست‌وجو کرد، اظهار داشت: اساس جنبش مشروطیت را می‌توان پاسخی به عقب‌ماندگی ایران و آغاز کوشش‌ها به جانب ترقی جامعه دانست و این تکاپو تا امروز همچنان ادامه یافته است.

موسوی بجنوردی در ادامه گفت: اگر قصد صورت‌بندی کلی از اهداف مشروطیت در میان باشد، می‌توان آن را به سه مرحله تقسیم کرد: نخست: مطالبه عدالت‌خانه که نقطه آغاز جنبش مشروطیت بود. دوم: مرحله تکامل آن‌، که به تشکیل پارلمان، قوانین مدرن و طلب حقوق و آزادی‌های اساسی رسید و سوم: مرحله نهایی و هدف غایی که همانا آرزوی ترقی و توسعه ایران بود.

رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی افزود: کوشش برای تشکیل پارلمان، قانون اساسی، دولت-ملت مدرن، دولت مرکزی قدرتمند، مقابله با هرج‌ومرج و بی‌نظمی و غیره، همه و همه راه‌حل‌هایی برای رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای مترقی بوده است که البته با چالش‌های گوناگونی روبه‌رو شد.

کاظم موسوی بجنوردی با بیان اینکه در رساله‌ها، کتاب‌ها و نطق‌های اندیشمندان عصر مشروطه پیوسته در باب لزوم رفع عقب‌ماندگی و نیل به جامعه‌ای پیشرفته سخن به میان آمده است، اظهار داشت: از جمله ناظم‌الاسلام کرمانی در جلسه مشروطه‌خواهان گفته است: «چرا به وضعیت جهان نگاه نمی‌کنید؟ این‌جا مثال ژاپن است، ملتی آسیایی که خود را ارتقا داده و عملکردهای برجسته‌ای نشان می‌دهد.» در جای دیگر مخبر السلطنه هدایت گفت‌وگوی میرزاعلی‌اصغرخان اتابک اعظم را با ایتو هیروبومی (از معماران اصلاحات مِیجی) را نقل می‌کند که «ایتو» نقش اعزام دانشجویان به اروپا و آمریکا و سپس تأسیس مدارس را در پیشرفت ژاپن برجسته می‌داند.

وی افزود: مطالبی این‌چنین در اشاره به ترقی سایر ملل نزد مشروطه‌خواهان بسیار است و نشان از نقطه کانونی توجه اندیشمندان مشروطه به مقوله پیشرفت دارد. به‌ویژه اصلاحات مِیجی و شتاب حیرت‌انگیز ترقی‌خواهانه در ژاپن، تأثیری شگرف بر روشنفکران عصر مشروطه ایران داشت و جالب آنکه همچنان تا امروز نیز ژاپن الگویی برای توسعه ایران فرض می‌شود.

موسوی بجنوردی اظهار داشت: در واقع از زمان عباس‌میرزا و سپس امیرکبیر و میرزاحسین‌خان سپهسالار و دیگران تا انقلاب مشروطه و بعد از آن پیوسته اندیشه ترقی‌خواهی و رفع عقب‌ماندگی نزد رجال پیشرو اولویتی روزافزون می‌یافت تا عاقبت روشنفکرانی چون فروغی و تقی‌زاده با مشاهده هرج‌ومرج اجتماعی، ضعف دولت‌ها و عدم توفیق اولیه در اهداف مشروطه، به این جمع‌بندی رسیدند که برای تحقق جامعه‌ای مدرن و مترقی باید نخست دولتی متمرکز و قدرتمند شکل گیرد و بدین‌سان عصری جدید در ایران آغاز شد، که استبداد را در جامه‌ای نوین عرضه می‌کرد.

رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی در ادامه گفت: از آن زمان تا امروز پس از یکصدوبیست سال، پرسشی همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ جامعه ایران چگونه می‌تواند به توسعه‌ای پایدار و بادوام برسد؟ چگونه بایستی اجماع نخبگان بر مسیری مشخص از توسعه قرار گیرد و آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید؟ همه می‌دانیم در جهان امروز رفاه شهروندان در گرو توسعه پایدار است. لیکن هنوز به اتفاق نظری ملی برای حرکت پرشتاب به جانب توسعه نرسیده‌ایم. بی‌گمان نشانه‌های چنین عزمی هویدا شده است.

کاظم موسوی بجنوردی افزود: ضروری است تبیین شود دولت_ملت (و ملت_شهروند) ماهیتاً امری مدرن و برشالوده یک «پیمان جمعی و اخلاقی» میان انسان‌های برابر، می‌تواند پدیدار شود. لازم است به خود یادآور شویم، در دوران جدید، ملت بودن انتخابی آگاهانه است. مآلاً مشروعیتِ آن از بنیاد می‌باید بر اخلاق و اصول حقوق بشر استوار باشد.

رئیس مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی در ادامه گفت: آنچه ملتی را به غایت هم‌بسته و پایدار می‌کند، عدالت به‌مثابه انصاف، نفی تبعیض در اشکال مختلف، احترام به حقوق و آزادی‌های اساسی، دموکراسی، هم‌زیستی، مدارا، بردباری فرهنگی و هویتی و به رسمیت شناختن شیوه زیست دیگری است. هیچ چیز مقدم بر نیک‌بختی تک‌تک انسان‌ها نیست و پاس‌داشت این «ما به‌عنوان یک ملت» جز به نام و در چارچوب اخلاق میسر نیست. بدین صورت می‌توانیم در راه توسعه پایدار و رفاه همه ساکنان ایران، هم‌پیمان شویم.

کاظم موسوی بجنوردی افزود: باور دارم بزرگ‌ترین عامل هم‌بستگی ملیِ ایرانِ جدید، می‌تواند اتحاد حول محور توسعه کشور و در پی آن ایجاد رفاه و فرصت‌های برابر برای همه شهروندان باشد.

مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد
منصوره اتحادیه (نظام مافی)

با انقلاب مشروطه کشور به آرامی به سمت پیشرفت گام برداشت

در ادامه این نشست منصوره اتحادیه (نظام مافی)، استاد پیشکسوت تاریخ به موضوع علل ناکامی انقلاب مشروطه پرداخت و گفت: حدود ۱۲۰ سال از انقلاب مشروطه می‌گذرد و ما همچنان درباره آن بحث می‌کنیم و احتمالا ۱۲۰ سال آتیه هم در آن باره بحث خواهد شد، همانطور که هنوز درباره انقلاب فرانسه در ۱۷۸۹ بحث می‌شود.

استاد پیشکسوت تاریخ در ادامه افزود: زمینه‌های فکری انقلاب مشروطه بر پایه نظریات سیاسی غربی استوار بود. ارتباط ایران با اروپا، از اوایل قرن نوزدهم میلادی آغاز شد و افکار نو به مرور طی قرن گذشته گاه از طریق عثمانی و گاه از طریق اروپا، رو به فزونی نهاد و ایرانیان با تفکرات سیاسی و اجتماعی غرب آشنا شدند. البته این آشنایی غیرمستقیم چندان عمیق نبود. با این همه بسیاری از روشن‌فکران آن روزگار مجذوب زندگی غربی شدند و در آثار خود اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران را با معیارهای اروپایی سنجیدند. اما راه‌هایی را که برای توسعه ایران، پیشنهاد می‌کردند، درست و عمیق نمی‌شناختند.

منصوره اتحادیه اظهار داشت: این راه‌ها نمی‌توانست توده بی‌سودا را که سخت در پی گذران زندگی ساده خود بود، به حرکت وادارد. برای فراگیر کردن جنبش می‌بایست بر ضعف‌ها و کاستی‌های عینی‌تر و ملموس‌تر و بر مباحث ساده‌تر سیاسی تکیه می‌کردند. از این رو خرده گرفتن از نابسامانی‌های اقتصادی کشور، خاصه ضعف‌های روحی و اخلاقی مظفرالدین شاه که در ازای گرفتن وام برای سفرهای پرخرج خود به اروپا، کشور را به بیگانگان می‌فروخت، آغاز شد.

وی در ادامه با بیان اینکه در این میان، استناد به روایات و قصص اسلامی و اعتماد به شخصیت‌های مذهبی‌ای که مردم به آنها اعتقادی عمیق داشتند، برای انتقاد از اوضاع جاری و دولتمردان کشور، رواج یافت. گفت: برخی نیز به پیشینه درخشان ایران استناد می‌کردند و راه‌های کلی برای ورود به مسیر توسعه ارائه می‌دادند. به هر حال، به دنبال افزایش ناخشنودی عمومی و فراگیر شدن جنبش مشروطه‌خواهی و جوش و خروش‌هایی که رهبران مشروطه و توده مردم نشان دادند، مظفرالدین شاه، در ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۴ فرمان مشروطه و تاسیس مجلس شورای ملی را صادر کرد.

اتحادیه افزود: نظام‌نامه انتخابات با شتاب تهیه شد و به صحه شاه رسید. انتخابات تهران نیز انجام شد و اولین مجلس، در روز ۱۸ شعبان همان سال، رسما توسط شاه افتتاح شد، وکلا بی‌درنگ به تدوین قانون اساسی پرداختند و در ۱۴ ذیقعده آن را به امضای شاه رساندند. به طوری‌که آقای دکتر محمد جلالی و همکارانشان از قول دکتر سید ابوالفضل قاضی نوشته‌اند قانون اساسی و متمم آن نه مانند قوانین اقتداری پادشاه محور و نه مثل قوانین دموکراتیک محور بود، بلکه حد فاصله این دو بود که در اجرا عملی نشد.

استاد پیشکسوت تاریخ در ادامه اظهار داشت: به نظر من هم یکی از علل عدم موفقیت انقلاب مشروطه نارسایی‌های قانون اساسی و متمم آن بود که از این منظر توجه کافی به آنها نشده است. تقی‌زاده نوشته بعضی از قوانین را از بلژیک و کشورهای بالکان گرفته بودند؛ لیکن دقیقا ننوشته است از چه کشوری و کدام قسمت از قوانین، لکهارت نویسنده انگلیسی نیز در مقاله‌ای نام بلغارستان را برده. دکتر جلیلی و همکارانشان در مقاله‌ای که اخیرا منتشر شده، بلغارستان را نیز نام برده‌اند. اما متمم قانون اساسی، بدون شک، ترجمه قانون اساسی ۱۸۳۱م، بلژیک بود و آن نیز قانون اساسی ۱۸۳۰ م. فرانسه اقتباس شده بود.

منصوره اتحادیه (نظام مافی) در ادامه گفت: هر دو قانون بر اساس قانون انقلاب فرانسه ۱۷۸۹ بود که بعدها چند بار تغییر کرده بود، چنانکه قانون اساسی ۱۸۳۰ فرانسه در ۱۸۷۵ در جمهوری سوم تجدید شده بود. البته اساس همان بود. به نظر می‌رسد که قانون اساسی ایران از این چند نسخه گرفته شده بود و نه تنها قانون ۱۸۳۱ بلژیک، دکتر قاضی درباره رژیم‌های پارلمانی نوشته یکی از اشتباهاتی که ممکن است رژیم‌های پارلمانی در اذهان القاء‌کننده این است که در بسیاری موارد گمان می‌رود هر جا که پارلمان باشد رژیم پارلمانی نیز هست، حال آنکه چنین نیست، برای اینکه رژیم پارلمانی تحقق یابد بایستی اولا بین قوای سه‌گانه به ویژه بین مقننه و مجریه همکاری وجود داشته باشد که در ایران عملی نشد.

وی افزود: ثانیا مجریه باید از دو بخش متمایز تشکیل شود، رئیس مملکت و کابینه وزراء و هیات وزیران باید حتما در برابر پارلمان مسئولیت سیاسی داشته باشد، یعنی پاسخگوی مداوم اعمال خود در برابر پرسش و استیضاح مجالس مقننه قرار گیرد. (ص ۳۳۷) البته این شرایط در تئوری است. اجرا در کشوری با سابقه دولت خودکامه قاجاری سخت بلکه غیرممکن بود.

منصوره اتحادیه (نظام مافی) در ادامه به روند مشکلاتی که بر سر راه انقلاب مشروطه بود، پرداخت و اظهار داشت: یکی از اولین مشکلات در زمینه مسئولیت وزیران پیش آمد، چون قانون اساسی در این مورد ناقص بود و به زودی درگیری شدیدی بین دولت و مجلس رخ داد. اصولی که وظایف وزرا را تعیین می‌کرد، مواد ۲۸، ۲۹، ۳۱، ۳۶، ۳۷، ۴۰ و ۴۲ بودند. در صورتی‌که در هیچ یک از آنها به وظایف وزیران در مقابل مجلس اشاره نشده بود. بدون آنکه مسئولیت وزیران را به‌طور کامل تعریف کرده باشند، از آنها می‌خواستند مسئولیت بپذیرند به‌خصوص اینکه در ماده ۳۷ قید شده بود. وزراء نسبت به ذات شاه مسئول هستند، در صورتی‌که همین امر، خود نقض مسئولیت آنان نسبت به مجلس بود و مورد اعتراض وکلا قرار گرفت.

استاد پیشکسوت تاریخ بعد از بیان روند مشکلات گفت: مشکلاتی که شرح داده شد یکی از علل دشمنی شاه با مجلس بود ولی براندازی مجلس اول توسط محمدعلی شاه در جمادی‌الثانی ۱۳۲۶ علل دیگر هم داشت، از جمله دشمنی تندروها که هر بار نزدیک به آشتی بین شاه و مجلس می‌انجامید، اغتشاش راه می‌انداختند تا رابطه را بر هم زنند که موفق هم شدند. ولی براندازی مجلس اول پایان انقلاب مشروطه نبود و همان‌طور که در آغاز اشاره شد با ادامه انقلاب بخشی از آمال مشروطه‌خواهان تحقق یافت و کشور خیلی آهسته به سوی توسعه و پیشرفت قدم برداشت.

مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد

امرهم شورا بخوان و کار کن

در ادامه این نشست مصطفی محقّق داماد، رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران گفت: نهضت مشروطیت به یقین یکی از مهم‌ترین حوادث تاریخ ایران است و به هیچ وجه نمی‌شود با انقلاب‌های دیگر مقایسه کرد. اینکه توده مردم و توده جامعه یک منطقه دست به دست هم بدهند و بگویند که باید قدرت حاکمان را تقلیل داد و محدود کرد و همه خواهان نظم و انضباط بشوند؛ حرف کمی نیست. قدم به پیش نهادن، خیلی عجیب و نه یک قدم که گامی بزرگ است.

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران افزود: باید نام هنگامه را بر آن بگذاریم لذا هنگامه مشروطه بود. از آن روز تا امروز کتاب‌های زیادی در این مورد نوشته شده است. کتاب‌های معاصر آن ایام، مثل کتاب ناظم‌الاطباء یا ادوارد براون و کتاب‌ها و مقالات بعد از آن که برخی فقط نقل تاریخ و بعضی تحلیل و تقلیل و توجیه هستند.

مصطفی محقّق داماد بیان کرد: آنچه که من در این زمینه متوجه می‌شوم و ممکن است که استادان با نظر من موافق نباشند، ولی من نظر حقیرانه و قاصرانه خودم را ابراز می‌کنم، به گمان من بسیاری از نویسندگانی که تحت‌تاثیر ادوارد براون هستند، ریشه این اندیشه را سوغات غرب می‌دانند و می‌گویند این سوغاتی بود و جریان آبی بود که از بلندی غرب به سمت کشور ما سرازیر شد و همه را از برکت تفکر غربی می‌دانند.

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران در ادامه به جان لاک و توماس هابز به عنوان دو فیلسوف اشاره کرد و افزود: این دو فیلسوف دو فکر مقابل داشتند. توماس هابز بشر را یک موجود درنده می‌داند که باید با زور و بر سرش کوبیدن او را به نظم درآورد و هیچ‌گونه آزادی برای او قائل نشد. اما جان‌لاک معتقد است که باید به بشر آزادی و حق انتخاب داد، که به هر حال بریتانیا تحت تعلیم جان لاک و در ادامه مونتسکیو بود. می‌گویند نظریه مشروطیت تحت تاثیر نظریه جان لاک است. من به طور کلی با این نظریه مخالف نیستم. فکر به آب می‌ماند، به هر حال راه خود را پیدا می‌کند و به جلو می‌رود و یقینا در کشور ما این نفوذ وجود داشته است اما باید انصاف داشت.

مصطفی محقّق داماد در ادامه گفت: برداشت من بر این است که قبل از مشروطیت فقهی اهل دزفول سربرآورد و درخشید. او در ایران تحصیل کرد، به نجف رفت و در آنجا درخشان شد. نام این فقیه شیخ مرتضی انصاری بود. به نظر من اگر در مورد نهضت مشروطیت از شما بپرسند، نام آخوند خراسانی شاگرد شیخ مرتضی انصاری و سیدمحمد کاظم یزدی را بر زبان می‌آورید. اما اجازه بدهید که حق این دو بزرگوار را من ادا کنم. این بزرگوار در جنگ با اخباریگری و خاتمه دادن به اندیشه اخباریگری و خاموش کردن شعله اخباریگری به نظریه «انسداد باب علم» رسید.

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران افزود: او گفت ما به ادله شرعی دسترسی نداریم و لذا آنچه که عقل عرفی و ظن عرفی بود، از نظر شیخ حجت شناخته شد و به نظر من این بنیان قانونگذاری عرفی است. که من این موضوع را به طور مفصل در مقاله‌ای نوشته‌ام و در مجله‌ای نیز به چاپ رسیده است. نظریه انسداد در علم اصول زیربنای تقنین عرفی است که امروز ما زیرسایه آن هستیم. اگر شیخ آن را تثبیت نمی‌کرد، هیچوقت به ما اجازه شرعی داده نمی‌شد. این فکر بسیار مهم است که در این زمانِ کم، نمی‌توان آن را باز کرد.

مصطفی محقّق داماد در ادامه گفت: در فقه شیعه دو مطلب گفته شده و دو موضوع مطرح شده که اینها موضوع‌های مشروطیت است. مطلب اول در بحث ولایت است. یک اصلی را با مبانی فقهی محکم باید تثبیت کرد، هیچکس بر دیگری مسلط نیست، هیچکس بر دیگری ولایت ندارد. ما دلیل داریم که فقط گفتار پیامبر و امام بر ما مسلط است و شخصی دیگر نه و این بنیان آزادی است که این شیخ بزرگوار مطرح کرده است.

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران اظهار داشت: اما مطلب دوم این است، در مبحث ولایت کتاب مکاسب، مرحوم شیخ که اطلاعاتی از غرب نداشته به این نکته اشاره دارد اما تفکیک قوای زیبایی را در مکاسب مطرح کرده است. قوه قضائیه را از قوه مجریه جدا و مستقل کرده است و معتقد است که هیچ کس نباید بر قوه قضائیه حاکمیت داشته باشد. در ادامه افتاح؛ که قوه تقنین، اجرا و سپس قضا مطرح است. این سه قوه جدا و مستقل از هم مطرح شدند. همان کاری که مونتسکیو در غرب انجام داده بود. بنیان این فکر متعلق به شیخ انصاری در ایران است. به هر حال یقین داریم که در آنجا اطلاعی از این‌سو نداشتند. این نظریات بسیار مهم است اما در راس این قرن دو فقیه مقابل یکدیگر ایستادند. تا می‌گوئیم موضوع این دعوا در نجف چه بود، می‌شنویم که آخوند خراسانی به همراه شاگردانش طرفدار مشروطه بودند و در مقابل او سیدکاظم یزدی طرفدار استبداد بود. به نظر من این‌گونه تقسیم‌بندی ظلمی به سیدکاظم یزدی است. من در نوشته‌هایم آورده‌ام که این فقیه پیشرو که پنجاه سال از زمان خود جلوتر بود، اختلاف بر سر چیز دیگر بود، مردم عدالتخانه می‌خواستند، عدالتخانه یعنی مجلس و مرکز قانونگذاری. سید با مجلس مخالف نبود، او با بسته شدن دست قضات با قانون مدون مخالف بود. اختلاف بر سر این موضوع بود. به هیچ وجه ایشان طرفدار استبداد نبود.

مصطفی محقّق داماد همچنین گفت: این مسئله ریشه در تفکر اسلامی ما دارد. قرآن مجید به مشخصه جامعه مومنین اشاره می‌کند. مشخصه این جامعه این است که مردم با مشورت و عقل جمعی تصمیم بگیرند. در قرن هفتم مولانا گفت: عقل را با عقل یاری یار کن/ امرهم شورا بخوان و کار کن. کلمه شورا در عنوان مجلس شورای اسلامی از قرآن گرفته شد. پارلمان نیز یعنی جای گفت‌وگو، اما در اصطلاح کشور ما به مجلس شورا تغییر یافت. ریشه این تفکر در اندیشه اسلامی بود.

مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد

مشروطه مسئله امروز ماست

همچنین احمد مسجدجامعی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم گفت: برای خانه بهبهانی و مدرس سند تنظیم کردیم که حفظ شود و شد. خانه شیخ فضل‌الله و نجم‌آبادی را هم شناسایی کردیم و اگر این رویه اصلاح شود و در آنجا بحث کنیم نکاتی روشن می‌شود. مسئله مشروطیت موضوع امروز و فرداست نه دیروز.

وی در ادامه اظهار داشت: در صدمین سال امضا سه اجلاس یکی در همین مرکز، دیگری در مجلس و اجلاسی نیز در دانشگاه برگزار کردیم. نگاه‌ها در این زمینه مختلف بود اما همه مشارکت فعال داشتند. مشروطه مسئله امروز ماست. مشروطه بنیادی را پایه‌گذاری کرد که امروز در ادامه آن هستیم. حدود و اختیار مجلس و نحوه تعامل با وزرا و وضع قوانین و انتخاب نمایندگان و ارتباط با دستگاه‌ها دچار مشکل است.

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: این مسئله هنوز حل نشده و موضوع روز است. کسانی که می‌گویند مشروطه زودرس بود قراردادی که نیست. منورالفکرران پایگاه اجتماعی نداشتند و اگر آخوند نمی‌آمد شکل نمی‌گرفت. یک پایگاه آن درباریان بودند، امر ملی با مشروطه شکل گرفت. در مشروطه بستر اجتماعی خیلی مهم است که در آن دوره نبود.

مشروطه در تفکر اسلامی ریشه دارد

می‌توان به مشروطه به عنوان داروی بسیاری از دردها و بیماری‌های کنونی نگریست

علی بهرامیان، عضو شورای عالی علمی دائره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز در این مراسم با اشاره به مقاله «درد نگفتنی و راز نگفتنی» که در شماره ۱۴ از روزنامه پرورش چاپ قاهره، در ۱۵ جمادی‌الاول ۱۳۱۸ ق مطابق ۹ سپتامبر ۱۹۰۰ مسیحی منشر شده است، گفت: هشت سال پیش از جنبش مشروطیت، کلمه «مشروطه» شناخته بوده، بلکه به کار می‌رفته است، زیرا در این مقاله، نویسنده که شناخته نیست و بعید نیست مدیرمسئول روزنامه پرورش بوده است، نیازی برای توضیح کلمه نداشته است. اگر فقط کلمه مشروطه را در نظر بگیریم، ایمنی شاید و بسا شواهد دیگر نشان می‌دهد که سابقه مشروطه‌خواهی را باید از زمانی دورتر پی گرفت.

وی افزود: از این موضوع منتقل می‌شویم به اینکه درباره جنبش مشروطیت با وجود تحقیقات وسیع و ارزشمندی که صورت گرفته، هنوز اطلاعات کافی و وافی در دست نداریم. از زمان انتشار تاریخ مشروطه احمد کسروی حدود ۸۰ سال می‌گذرد. در این مدت طولانی علاوه بر کشف و انتشار اسناد بسیار، شماری از محققان با توجه به اسناد و مدارک محلی، جنبش مشروطیت را در مناطق مختلف ایران بررسی و منتشر کرده‌اند، به نحوی که با اطمینان بالایی می‌توان گفت که اینک کمابیش تصویر روشن‌تری از این جنبش و رسوخ آن در طبقات مختلف اجتماعی در ایران آن عهد در دست است.

علی بهرامیان در ادامه اظهار داشت: با توجه به همین اسناد و مدارک جدید، حتی می‌توان تاثیر فعالان این جنبش را بر حوادث سرزمین‌های مرادف ایران به ویژه در حوزه‌های سنتی زبان فارسی مانند شبه‌قاره هند نیز بررسی کرد. بالجمله چنین به نظر می‌رسد که می‌توان مجموعه‌ای بسی کامل‌تر در باب جنبش مشروطیت ایران فراهم آورد و این وظیفه‌ای است که می‌باید استادان تاریخ ایران برعهده بگیرند.

عضو شورای عالی علمی دائره‌المعارف بزرگ اسلامی افزود: این موضوع از حد فراهم آوردن کتابی در یک یا به احتمال بسیار در چند جلد فراتر می‌رود و به گمان بنده، طرحی ملی است و می‌توان آن را چراغ راه آینده نیز قرار داد. جنبش مشروطیت فقط یک حادثه یا دوره نبود و تجربه‌ای بسیار گران‌بها را فراروی ملت ایران قرار داد، هنوز تصور دقیقی از زمینه‌های فکری و اجتماعی و اقتصادی آن دوران نداریم، ولی از ادله گوناگون پیداست که کمابیش همه قشرهای جامعه ایرانی درگیر آن شدند، از شهری تا روستایی و همچنین طبقات اجتماعی، از بازاری تا دیوانسالار و روحانی.

بهرامیان در ادامه با بیان اینکه سوال‌هایی همچنان بی‌پاسخ مانده است، اظهارداشت: چرا بازاری‌ها درگیر این جنبش شدند و چه اهدافی را دنبال می‌کردند؟ آیا نارضایتی از دخالت دولت‌های ایران در کار بازرگانی و تجارت و اقتصاد در بین بود؟ آیا از اعطای امتیازات به بیگانگان ناراضی بودند؟ آیا آزادیخواهی آنان تاثیری در اوضاع اقتصادی داشت یا نه و بسیاری از سوالات از این قبیل.

وی در ادامه گفت: مسئله دیگر در باب مشروطیت که شایسته همه‌گونه دقت و پیگیری است، ایده «شکست مشروطیت» است. چرا شماری از فعالان این جنبش ناامید شدند و بعدها و به‌ویژه در دوره پهلوی اول و دوم که دامنه آن به عهد ما هم رسید، تجربه مشروطه را شکست‌خورده دانسته؟ از دل ایده شکست مشروطیت، ایدئولوژی‌هایی سربرآورد که حاصل بسیار ویرانگری داشت. آن ایده هنوز هم فعال است و انبوهی از فعالان سیاسی در ایران دست‌کم در هفتاد سال اخیر، چون تجربه مشروطیت را شکست‌خورده می‌دانستند جذب انواع و اقسام ایدئولوژی‌های دیگر شدند.

بهرامیان افزود: واقع آن است که مشروطیت در مقام اندیشه و نقشه راه شکست نخورد و می‌توان به آن چون داروی بسیاری از دردها و بیماری‌های کنونی نگریست.

عضو شورای عالی علمی دائره‌المعارف بزرگ اسلامی همچنین گفت: به گمان بنده، تهیه و تدارک مجموعه «مشروطیت ایران» به نحوی که همه یا دست‌کم اغلب موضوعات را پوشش دهد، برای طرح ایده مشروطیت پشتوانه‌ای اساسی است و همانطور که خود جنبش مشروطیت بر مقوم‌های ملی ایران افزود و نوعی هم‌گرایی بی‌نظیر و حیرت‌آور پدید آورد، اجرای این طرح علمی و پژوهشی هم برای ادامه راه بسیار مهم خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها