سرویس فرهنگ و نشرخبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، بیست و دومین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم احسانالله شکراللهی طالقانی، به زندگی و اقدامات فرهنگی عبدالحسین حائری، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
عبدالحسین حائری در سال ۱۳۳۰، قم و ردای روحانیت را به قصد تجربهای نو در تهران رها کرد. تصادف یک دیدار در منزل امامجمعه زنجان، پای او را به مخزن نسخ خطی مجلس باز کرد؛ جایی که استعداد درخشانش در شناسایی متون، مسیر تاریخِ کتابشناسی ایران را تغییر داد. او که در ۲۴ سالگی به اجتهاد رسیده بود، کارش را با ساماندهی نسخههای پراکنده «عوالم العلوم» آغاز کرد. این تغییر مسیر، آغازگر حیاتِ «کامپیوتر زنده نسخ خطی ایران» شد؛ مردی که فقه را نه در مسند قضا، که در خدمت صیانت از میراث مکتوب ایران به کار گرفت.

تولد تا تحصیل
غروب روز آخر ذیحجه سال ۱۳۴۵ قمری، (شب اول محرم ۱۳۴۶) که مطابق میشود با بهار سال ۱۳۰۶ شمسی، خداوند به آقامیرزا احمد همدانی حائری، فرزند پسری عطا کرد که هم به دلیل مصادف شدن با ماه محرم و هم به مناسبت نام پدربزرگ مادرش، آقاشیخ عبدالحسین یزدی، نامش را عبدالحسین گذاشتند.
این نورسیده نوادۀ دختری آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم هم بود، و هم در قم، شهر علم و روحانیت پا به عرصه وجود گذاشته بود. به دنیا آمدن در خانواده و محیط علم و اجتهاد اقتضا میکرد که به تربیت و تحصیل وی توجه ویژهای مبذول شود، و هماینسان بود که پدرش آقامیرزا احمد به شدت مراقب درس و رفتار او بود.
وی دوران خردسالی تا جوانی را به گونهای گذراند و به شیوهای بالید که ضمن طی مقدمات و سپس مدارج علوم حوزوی و رسیدن به مقام فقاهت و اجتهاد، بعدها از مشاهیر عالم پژوهش و از برجستگاه عرصه کتابشناسی و نسخهشناسی در ایران و عالم اسلام شد.
او خود چگونگی آغاز تحصیل و دروسی که گذرانده را اینگونه شرح داده است: «من از کوچکی مشغول تحصیل عربی شدم و نزد پدرم مقدمات درس عربی را تحصیل کردم. به خاطر سن کم اجازه نداشتم به حوزه بروم و چندگاهی افرادی معین شده بودند که در منزل به من درس میدادند.
عبدالحسین به دلیل حافظه قدرتمند و شوق و علاقهای که از خود بروز میداد مدارج ترقی در علوم اسلامی را به سرعت طی کرد سطوح عالی فقه و اصول را تا سن نوزده سالگی نزد اساتیدی همچون: آیات عظام، حاج شیخ مرتضی حائری، حاج شیخ محمد صدوقی، حاج سیدمحمدرضا گلپایگانی به پایان برد و به درس خارج مراجع عالیقدری چون آیات عظام، حاج سیدمحمدتقی خوانساری، حاج سیدصدرالدین صدر، حاج سیدمحمد حجت و حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی راه یافت، و در سن ۲۴ سالگی به درجه اجتهاد نائل شد، و از آیات عظام خوانساری، حجت و صدر، اجازە اجتهاد دریافت داشت.
البته وی اعتقاد و علاقهای به گرفتن این اجازات نداشت و باورش این بود که اصل علم و ذات معنا و حقیقت است که ارزشمند است، و این مدارک صوری نباید برای اهل علم ارزش تلقی شود، پس نباید برای آن اعتبار اصلی قایل شد.
برهمین اساس هم هرگز به دنبال آن مدارک نرفت و دیگران به دنبال اخذ مدارکش بودند. او خود در این باره میگوید: «من دنبال درجه اجتهاد نبودم، مرحوم دائیام حاجآقا مهدی حائری اصرار داشت و معتقد بود که ورقه اجتهاد آثار اداری خوبی دارد، ولی من مخالف استفاده از آن برای کارهای اداری بودم....»
مهاجرت به تهران
در سال۱۳۳۰ مسائل سیاسی در قم رسوخ پیدا کرد و تحولاتی پیش آمد که منجر به مهاجرت عبدالحسین حائری به تهران شد.
درجای دیگر دلیل اصلی این مهاجرت را اینگونه بیان داشته است: «در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی به قصد انصراف از معیشت روحانی، قم را ترک کرده و به تهران آمدم و چون تخصصی نداشتم، تصمیم گرفتم به دنبال کاسبی بازار بروم. علت اینکه چنین تصمیمی گرفتم صرفا شدت و سختی نوع زندگی روحانی بود که تحمل آن را نداشتم البته این کار من باعث تعجب افراد خانواده و بسیاری از دوستانم ازجمله حضرت آقای سیدجعفر سبحانی گردید. با این حال من به تهران آمدم و در اینجا ساکن شدم.»
پس از ورود و استقرار در تهران یکسال طول کشید تا پای عبدالحسین به کتابخانه مجلس باز شود و زمینه همکاری وی با این کتابخانه بزرگ پایتخت فراهم گردد.
ورود و استقرار در کتابخانه مجلس
وی خود نحوە آشنایی و ارتباط با کتابخانه مجلس و ماندگاریاش در آن را اینطور بیان داشته است: «در تهران گاهگاهی به منزل امام جمعه زنجان که از علمای بزرگ و فقیه عارفمشربی بود میرفتم تصادفا یک روز آقای تفضلی را در منزل امام جمعه ملاقات کردم. آقای تفضلی معاون کتابخانه مجلس بود و برای تحصیل دکترای حقوق به فرانسه رفته و آن وقت بهطور موقت در ایران بود. ایشان مرا دعوت کرد. به کتابخانه مجلس آمدم اینجا و مخازن خطی را به من نشان دادند. از آن روز به بعد هرروز میآمدم اینجا، و اینطوری پایبند شدم.»
نخستین کار کتابشناسی و نسخهشناسی
شرح نخستین مأموریتی که در این کتابخانه بر عهدۀ حایری گذاشته شد از زبان خودش شنیدنی است: «اولین کاری که در کتابخانه به من سپردند شناسایی و معرفی حدود صد جلد کتاب «عوالم العلوم و المعارف» به خط مؤلف بود که از یزد هدیه شده و روی دستشان مانده بود، و خواندنش برای کسی مقدور نبود. کار روی آنها را به من واگذار کردند و من با منظم کردن آنها که اوراق متفرق داشت، کارم را شروع کردم.
بعد از آن طی مدت طولانی خدمت، حایری توانست با تألیف هفده مجلد از فهارس خطی کتابخانه مجلس و سرپرستی چندین مجلد دیگر گام بلندی را در معرفی درست و دقیق میراث علمی و ادبی ایران و اسلام بردارد. طولی نکشید که او با اشرافی که به زبان عربی و علوم اسلام داشت، و با حافظه قوی و دقت و موشکافی که در شناسایی متون به خرج میداد در میان کتابشناسان کشور بهعنوان متخصصی توانمند و صاحب سبک معرفی شد.
نخستین همکاران حایری
نخستین همکار و هماتاقی حایری در مجلس سیدابراهیم بوذری، خوشنویس و موسیقیشناس آگاه به ردیفهای موسیقی سنتی ایران بهویژه در حوزه تعزیه بود، که برخی از دفاتر ثبت کتابخانه مجلس و نوشتههای راهنمای آنجا به خط اوست.
شخصیت وی که از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران به شمار میرفت برای حایری جالب بود. پیشتر همچنین در کتابخانه مجلس خوشنویسان دیگری چون تقی حاتمی و عباس منظوری کار میکردند که بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد عمادالکتاب، خوشنویس برجسته اواخر قاجار و اوایل پهلوی بودند، و شاید تحت تاثیر هم ایشان بود که گاهی حایری قلم خوشنویسی به دست میگرفت و ابیاتی را قلمی میکرد.

کار در محیط لغتنامه آنقدر برای حایری تشنه معلومات، دلچسب و شیرین بود که تقاضای انتقال به آنجا را داد، اما سازمان اداری مجلس که نمیخواست وی را از دست بدهد با این درخواست وی موافقت نکرد، و او تا مدتی به صورت پارهوقت در آنجا حضور مییافت. توصیف این دوران از زبان خود وی شنیدنی است: «در آنجا کار در محیطی بسیار آرام و در سکوت محض انجام میشد، ساعت کار آزاد بود؛ اعضا از اول صبح تا هروقت شب که میخواستند و میتوانستند کارکنند. نمونهای برای محیطهای کار تحقیقی؛ از محیط خوشم آمد؛ اقدام کردم برای انتقال، قبول نکردند، مأموریت دادند که چند ساعتی بروم آنجا کارکنم، هرساعتی که میتوانم، به میل خودم.
گاهی صبح میرفتم لغتنامه عصر میآمدم کتابخانه و گاهی بهعکس.
«آنان که با مجلدات مختلف لغتنامه سر و کار داشتهاند میدانند که یکی از کم غلطترین و پُربارترین بخشهای این اثر مدخلهای حرف «ز» است که حایری آنها را نوشته است.»
مسؤلیت اداره بررسی و تحقیق کتابخانه مجلس
در سال ۱۳۴۳ پس از تأسیس اداره بررسی و تحقیق که کارهای فنی و علمی کتابخانه را انجام میداد، حایری خود مسئولیت آن را پذیرفت که تا ۱۳۴۸ این مسئولیت ادامه داشت. ازجمله همکاران فاضل حایری در آن دوران آقایان سیدابراهیم بوذری، بختیاری، علامه، طهماسبی، دکتر دیباجی، دکتر صادقی، و آقای سید جلال شعاعی بودند.
انبوه و تنوع کار کتابشناسی که حایری بنیان آن را برای کتابخانه مجلس ریخته بود منجر شده بود به کُندی تنظیم فهارس خطی کتابخانه و به دلیل طولانی شدن زمان فهرستنویسی، رئیس وقت کتابخانه، همزمان عدهای از آقایان اساتید را از دانشگاه تهران برای کار فهرست دعوت کرد، که عبارت بودند از شادروانان استاد ایرج افشار، استاد محمدتقی دانشپژوه و همچنین آقای استاد احمد منزوی که ایشان مجموعا هفت جلد از فهرستهای مجلس را نوشتند.
ریاست بر کتابخانه مجلس
بعد از دوران کوتاه ریاست مهندس محمد شهدادی در کتابخانه مجلس، به خاطر عشق و علاقه، و کاردانی و لیاقتی که حایری از خود نشان داد در سال ۱۳۵۴ ریاست کتابخانه مجلس بر عهدهاش گذاشته شد که تا سال ۱۳۷۴ به مدت بیست سال بدون فاصله ادامه داشت. حایری تنها مدیر ارشد مجلس شورا بود که هم پیش از انقلاب و هم پس از آن بر مسئولیت خود باقی ماند، و این خود نشانه سلامت نفس وی و توان علمی و مدیریتی در جلب اعتماد تصمیمگیران و رؤسای پیش و پس از انقلاب در مجلس است.
البته رابطه دوستی و آشنایی که حایری با شهید مطهری و امام خمینی داشت هم در ابقای ایشان پس از پیروزی انقلاب نقش مؤثری داشت. این دوران فرصت بسیار مناسبی بود که حایری با طیب خاطر و به شیوۀ دلخواه خود برمسند کتابشناسی کتابخانه مجلس تکیه بزند و آنگونه که خویش میپسندد فهرستهای نسخههای خطی مجلس را بنویسد.
شاید در همین دوران بود که دقت در کار تدوین فهارس خطی و اندیشه بازنویسی تاریخ علم ایران و اسلام براساس بازنویسی این فهرستها در ذهن و او شکل گرفت و به تدریج در مقالههای کتابشناسی، مصاحبهها و مقدمههای فهارس خطی درج شد.
وی طی مصاحبهای به این مهم چنین اشاره میکند: «چیزی که من دربارهاش فکر میکنم و خیلی بـهنظرم مهم است این قضیه است که فکر میکنم هدف فهرستنویسی برای جامعه اهل کـتاب خـطی و مـتصدیان و کارکنان کتابخانههایی که کتاب خطی دارند مبین نیست، که ما با کتاب خطی چه کـار میخواهیم بکنیم. من اخیرا این مطلب را اینطور در ذهن خود توجیه کردم که طبعا هدف دو چـیز است: یکی اینکه ما میخواهیم کـاری کـنیم که کتابخانه بداند چه دارد و از نظر آمار بتواند تا حدودی اطلاعات دقیق بدهد که چند کتاب خطی دارد؛ البته به اجمال و در حد همان محیطیهایی که کتاب قیمتگذاری میشود، که خوب طبعا نباید خیلی وقت زیادی صـرف آن بشود.
بنابراین در این راه اگر مقداری نکات مجهول بماند مسئلهای نیست. در صورتی که در مرحله دیگر- یعنی در مرحله فهرستنویسی- باید مجهولات معلوم شود والا اگر قرار باشد فهرست هم که میخواهیم بنویسیم در حد همان آمار داخلیمان باشد اسم آن دیگر فـهرستنویسی نبست.»
به خاطر دارم او برای معرفی دقیق و کامل «سفینه تبریز» یکی از مهمترین مجموعههای خطی بازمانده از قرن هشتم، بیش از دوسال وقت صرف کرد و بیش از ۲۰۹ کتاب و رساله را در دل آن یافت، که در مواردی تنها نسخه آن اثر یا تنها اثر مؤلفی ناشناخته بودهاند.
او میگفت تا اثری کاملا شناخته نشده نباید از آن عبور کرد، و این روشی بود که بسیاری آن را نمیپسندیدند و همین باعث اختلاف نظرشان با حایری بود. تفاوت حایری با دیگران درک درست از مفهوم «تاریخ علم» بود که دورنمایی بسیار فراتر از دیدرس برخی نزدیکبینان بود.
او معتقد بود فرنگیها تاریخ علم دوره اسلامی را از سرچشمههای اصلی آن که همانا متون کهن خطی ایرانی اسلامی باشد، فرانگرفته و تحت تأثیر منابع غربی و عربی دست به نگارش تاریخ علم زدهاند، از این رو بر این موضوع همیشه تأکید داشت که ما خودمان از منابع معتبر و ارزشمند خطی باید تاریخ علم را بنگاریم.
آرزوی بزرگ حایری: پایگاه اطلاعات نسخ خطی
درکار مستند کردن فهارس خطی حایری به ارجاع دقیق و درست منابع و مأخذ بسیار اهمیت میداد، و معتقد بود تنها با مراجعه به یکی دو منبع آن هم منابع دست دوم نمیشود ادعاکرد کار کاملی انجام شده است. او همچنین به اهمیت نمایه در آثار فهرستی بسیار تاکید داشت، و معتقد بود نمایه کلید ورود به فهارس است، یا اگر با عبارات خود او بخواهیم سخن بگوییم «نمایه یعنی فهرستی بجای چندین فهرست.»
حافظۀ قدرتمند و سرعت انتقال
حضور ذهن و حافظه حایری زبانزد همگان بود و کارکنان بخش نسخ خطی از وی با عنوان «کامپیوتر زنده نسخ خطی» نام میبردند. تسلط ایشان بر اسامی نسخ خطی موجود در کتابخانۀ مجلس به گونهای بود که اگر از وی سؤالی در باب نسخ خطی آنجا پرسیده میشد بهسرعت و دقت پاسخ میداد. به این گونه که مثلا از این اثر، چند نسخه در این کتابخانه موجود است و هرکدام چه ویژگیهایی دارد و اینکه اقدم و اکمل نسخ کدام است. یا عبارتی از متنی کهن دارد بهعنوان شاهد نکتهای علمی و فقهی بیان میکرد.
اطلاعرسانی سریع بیدریغ و با دقت
سیدهادی خسروشاهی در بخشی از خاطراتش درباره حایری مینویسد: «در دورانی که به دنبال اسناد سیدجمالالدین اسدآبادی بودم و میدانستم که اسناد و کتابهای باقیمانده سید در خانۀ امینالضرب، به کتابخانه مجلس شورای ملی اهدا شده و به آنجا انتقال یافته است، یکی از مشتریان ثابت بررسی این کتابها و اسناد بودم و به لطف استاد حائری، آنچه لازم داشتم در اختیارم قرار میگرفت تا کپیبرداری کنم و ایشان حتی هزینه کپیبرداریها را هم نمیگرفت و میگفت قبلا دریافت شده است!» اما حایری به شدت پرهیز داشت از این که افراد نااهل بخواهند وارد وادی علمی بشوند، و از این رهگذر به نام و نان برسند. همچنین وی آرزو داشت که مهمترین منابع موجود در کتابخانه مجلس توسط خود کتابخانه منتشر شود، و طبیعتا برخی از تقاضاها را نمیپذیرفت؛ از این رو برخی از او دلخور میشدند که فلان کتاب یا رساله را به ما نداده است.
حفاظت از گنجخانه مجلس در دوران انقلاب را باید از حساسترین برهههای کاری استاد حایری در کتابخانه مجلس قلمداد کرد.
حال و هوای این دوران بحرانی و حساس را از زبان استاد حایری بخوانیم: «کتابخانه را از چند ماه قبل از انقلاب، به نظرم از آبان ماه سال ۵۷ تعطیل کردیم. روز ۲۲ بهمن چون گارد مجلس حدود نیم ساعت مقاومت کرده بود، چند تا از پنجرهها شکسته و در نمایشگاه هم یک تابلو (تابلو خاکسپاری حضرت عیسی) تیرخورده بود و فشنگ هم داخلش مانده بود. یک فشنگ هم به طور شیار از داخل یک کتاب خطی رد شده بود. روز ۲۳ بهمن بود، من روزها اغلب میآمدم اینجا دور و بر کتابخانه مجلس قدم میزدم و از استنشاق هوای آزادی واقعا لذت میبردم.
کمی که جلوتر آمدم، دیدم در آهنی پشت کتابخانه به کل کنده شده و روی زمین افتاده. نیروهای انقلابی که وارد شده بودند، با اینکه اینجا مقاومت شده و تیراندازی شده بود، ولی واقعا هیچ چیز دست نخورده بود. در شیشهای پشت کتابخانه را شکسته و از وسط بخش خطی عبورکرده بودند، و شیشۀ اتاق اسناد در طبقه همکف را هم شکسته و بیرون رفته بودند، ولی خوشبختانه دست به چیزی نزده بودند.
به من خبردادند که چندنفر میخواستند از میز مرجع مقداری کاغذ و کتاب آورده، آتش بزنند که آقای بهشتیپور، خواهرزاده آقای دکتر منزوی و نوە مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی که جزو انقلابیون بود، رفته بالای چهارپایه و گفته: اینها اموال مردم است، و از اینکار جلوگیری کرده بود. من آمدم داخل دیدم یک مشت جوان هستند که تفنگ روی دوش گرفته اطراف مجلس و کتابخانه پاس میدهند.
با آنها احوالپرسی کردم. گفتند که از دیشب تا حالا چیزی نخوردهایم و کسی به ما نرسیده است. وقتی پرسیدم، معلوم شد رئیس آنها کسی است به نام ارباب که مقرش در خیابان شکوفه بود، تلفن کردم برایشان غذا آوردند؛ مانده بودم چکار کنم، خدا کمک کرد مرحوم حسن آقا فتحپور (دربان کتابخانه)ِ رسید، با چند نفر کمک کردیم در آهنی را سر جایش محکم کردیم.
فردای آن روز تلفن کردم به دفتر امام، آقای ربانی شیرازی گوشی را برداشت. خودم را معرفی کردم، گفتم چنین وضع خطرناکی اینجا حاکم است. روز بعد دوباره تلفن کردم، پرسیدم چکار کردید؟ آقای ربانی گفت: به خاطر تلفنی که شما کردید، فرستادیم کتابخانه مسجد سپهسالار را که همین وضعیت برای آنجا رخ داده بود با چوپ و تخته بستند.
روز دیگری که همین دور و بر قدم میزدم، برخوردم به آقای مطهری که چندسال بود ایشان را ندیده بودم. احوالپرسی و مصافحه کردیم، گفتم نمیدانم با کتابخانه چکار کنم؟ تحویل کسی بدهم؟ یا همچنان خودم بروم؟ ایشان گفتند که باید با امام صحبت کنم و قرار شد که پس فردا برویم پیش آقای مهدوی کنی در کمیتە امداد. پس فردا که رفتیم مرحوم آقای مطهری گفتند: «وقتی رفتم خدمت امام؛ دیدم یک نامه آمده، خوشبختانه احتیاج نشد که من مطرح کنم، نامه از آقای عنقا، مدیر مالی مجلس و عدهای از مجلسیان بود که راجع به کارشان سؤال کرده بودند. امام فرمودند: حائری کجاست؟ گفتم: هست، امام فرمودند: «بگوئید برود و نظارت در امور کارمندها بکند و کتابخانه را در اختیارشان بگذارید.» آن پیغام به آقای محمدحسن محجوب که رئیس مجلسین منحله بود، رسید. از من پرسیدند کی کتابخانه را بازگشایی میکنی، گفتم بعد از تعطیلات عید میآیم و کتابخانه را بازمیکنم. به کارمندان که متفرق بودند پیغام دادم، ۱۶ فروردین ۵۸ قبل از هرکتابخانۀ دیگر در کشورکتابخانه مجلس را باز کردیم.» و اینگونه با پیگیری و درایت حایری کتابخانه مجلس به عنوان قدیمیترین کتابخانه رسمی کشور نخستین کتابخانهای بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی گشایش یافت، و کار خدمت به مردم و پژوهشگران را آغاز کرد.
پیروزی انقلاب و بازشدن درهای کتابخانه به روی مردم
این کتابخانه که از آغاز تأسیس تا سال ۱۳۵۷ هجری شمسی تحت عنوان «کتابخانه مجلس سنا» فعالیت داشت، پس از انقلاب اسلامی به پیشنهاد استاد حایری با عنوان «کتابخانه شماره ۲ مجلس شورای اسلامی» ادامه حیات داد، و از سال ۱۳۶۳ ریاست کتابخانه شماره ۲ مجلس شورای اسلامی نیز به استاد حایری واگذار شد. این کتابخانه اکنون نیز با عنوان کتابخانه ایرانشناسی در مجموعۀ سازمان مستقل «کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی» فعالیت دارد، و روز به روز بر غنای منابع آن افزوده میشود و محل مراجعۀ پژوهشگران بسیاری است. حایری همچنین در سال ۱۳۶۸ عضو هیأت امنای کتابخانههای عمومی کشور شد، و به این ترتیب تا مدتی اثر مثبت نظرات کارشناسی وی شامل حال همۀ کتابخانههای عمومی کشور گردید.
ارتباط با چهرههای علمی و فرهنگی ایران و جهان
صرفنظر از فعالیتهای رسمی حایری، حضور وی در جمع ِ دوستانۀ علما و فرزانگان روزگار از نکات قابل تأمل در بررسی زندگی علمی اوست. به عنوان نمونه باید از حضور او در جمع اصحاب چهارشنبه نام برد. علمایی که چهارشنبهها در مجلسی که در محل مدرسه شهید مطهری (سپهساالر سابق) شرکت میکردند، و برخی از ایشان عبارتند از شادروانان محیط طباطبایی، احمد آرام، دکتر محمدمعین، دکتر سیدجعفر شهیدی، دکتر موسوی بهبهانی و آقای شیخ عبدالله نورانی.
استاد همچنین از فضالی خارجی و داخلی خارجی که بعضی هرسال مراجعه داشتند و برخی چندسال یکبار به دیدارشان میآمدند.
آموزش نسخهشناسی
علیرغم آن که حایری هرگز داعیه آموزش نسخهشناسی و کتابشناسی را نداشت، همواره به صورت مستقیم و غیرمستقیم به همە کسانی که به او مراجعه میکردند، در سطح درک و توانشان مسایل و مباحث کتابشناسی و نسخهشناسی را منتقل میکرد و از این رهگذر هزاران نفر طی سالیان دراز خدمت خوشه چین خرمن دانشش بودند. عدهای هم که بهعنوان همکار و دستیار برای مدتی کوتاه یا طولانی با ایشان کار میکردند از نعمت بهرهمندی از محضر علمی او بیشتر برخوردار میشدند. ازجمله آقایان سیدمحمد منصور طباطبایی، محمود نظری، ابوالفضل حافظیان بابلی، سیدجعفر طباطبایی، و جواد بشری، و خانمها منصوره تدینپور و سیمین صیدیه.
همچنین در زمانی که خانم دکتر نوشآفرین انصاری مسؤلیت گروه کتابداری دانشگاه تهران را برعهده داشت، برای نخستینبار طرح برنامۀ بومی برای دورە کارشناسی ارشد کتابداری مطرح شد، و درس آشنایی با نسخ خطی و آثار کمیاب به تصویب رسید، که ایشان خود در سخنرای مورخ هشتم شهریور ۱۳۹۴ به تصریح بیان داشت که تمامی دیگر اساتید این حوزه از پذیرفتن دانشجویان و تدریس به ایشان سرباز زدند، جز استاد عبدالحسین حایری که با سعه صدر و روحیه مشوق این مهم را برعهده گرفت.
جلب اعتماد مردم برای واگذاری نسخ خطی به کتابخانه مجلس
ازجمله مهمترین ویژگیهای مخزن نسخ خطی کتابخانه مجلس به نسبت سایر گنجینههای مخطوطات در کشور این است که نسخههای این مجموعه بسیار گلچین شده و برجسته است.
خلق خوش و رفتار پسندیدە استاد حایری در جلب فروشندگان نسخ خطی موجب جلب اعتماد آنها میشد، و این مسأله باعث شده بود که نسخ ارزشمند بسیاری در دوران پرافتخار ایشان برای کتابخانه مجلس خریداری و به مخزن خطی افزوده شود، و به این ترتیب از خروج میراث گرانسگ مکتوب ما از کشور تا حد زیادی جلوگیری گردد، که خریداری سفینه تبریز ازجمله آنهاست.
مهمترین دغدغههای حایری
اما ا گر بخواهیم از مهمترین دغدغۀ استاد حایری طی این سالها بنویسیم باید نخست از مسائل فهرستنگاری نسخ خطی و چگونگی آن بگوییم، و سپس از ضرورت بازنویسی تاریخ علم بر مبنای فهارس دقیق و درست.
وی معتقد بود: «یک نقص دنیای فهرستنویسی این است که همه فهرستنویسان ما شرایط لازم را ندارند. یعنی در حقیقت یکی از آن شرایط دانستن زبان عربی است. شرایط دیگر یکی شناختن موضوعات علوم و دانستن و مقید بودن به کتابشناسی و نسخهشناسی است، که باید مراقب باشیم بدون احراز این شرایط کسی این وظیفه را به عهده نگیرد.»
طرح جدیتر نظریۀ بازنویسی تاریخ علم
این استاد گرانقدر که در حوزە اسناد و نسخههای خطی از چهرههای ماندگار ایرانزمین به حساب است، با نظریە «بازنویسی تاریخ علم براساس بازنویسی فهرست نسخههای خطی» جایگاه ویژه و شناختهشدهای در میان اهل پژوهش دارد، و در محافل علمی شناخته شده است. این نظریه که بارها در مصاحبهها، سخنرانیها و نوشتههای استاد بازگو شده، یکبار هم در ایفالی سال ۲۰۰۴ در بخش مربوط به نسخ خطی به صورت جدی از سوی نگارنده طرح شد و با استقبال حضار مواجه گردید.
الگوسازی در کار فراهمآوری نسخ خطی و تنظیم فهارس آنها
طی سالیانی دراز که میراث مکتوب این سرزمین به تاراج میرفت، حایری آنها را با عشق و اخلاص گردآوری و با دقت و وسواس معرفی کرده است، و در شیوە شناساندن این آثار مهارت، حوصله و سلیقهای کمنظیر به خرج داده، آنچنان که امروز هریک از نمونههای کارش الگوی دیگر فهرستنویسان است، و معیار اعلای دقت و درایت. وی هرگز در انجام این مهم کیفیت را فدای کمیت نکرد و تا ممکن بوده در بازنمایی ابعاد کتابشناختی و نسخهشناختی آثار مورد بررسی، کنکاشی عالمانه بهخرج داده، تا آنجا که بسیاری از مدخلهای فهرستهای تنظیمی از سوی وی حکم یک مقالە تمام عیار علمی را دارد.
سلوک اخلاقی
حایری از این ابعاد علمی و اجرایی که بگذریم بُعد اخلاقی و عرفانی استاد حایری جلبتوجه میکند. گامهای استوار استاد حایری همواره بر قله ادب و وارستگی بود، و صفا و صمیمیت و صراحتش با کارکنان و مراجعان زبانزد خاص و عام. دانش فرا گیر حایری در فقه شیعه وی را مرجع پاسخگویی به بسیاری از سؤالات و رافع بسیاری از مشکالت ساخته بود.
اگرچه او این دیدگاهها را کمتر مکتوب داشته، اما در مصاحبههایی که با ایشان ترتیب داده شده، میتوان علاوه بر جامیعت علمی در کتابشناسی و مرجعشناسی، به عمق و وسعت دانش و بینش فقهی استاد حایری پیبرد. به عنوان نمونهای بارز پیشنهاد میکنم علاقهمندان مصاحبه مفصل استاد با مجله «مقام موسیقایی» را مرورکنند، تا دیدگاه جناب ایشان در خصوص عدم حرمت موسیقی را بشناسند، و گوشهای از مقام فقهی استاد را دریابند. یا «راستی و راستگویی» را که استاد در خصوص شیوه رفتار با فرزندان بهعنوان اصل اساسی تربیت اسلامی به همه گوشزد میکرد، از قول ایشان بخوانند و دریابند. یا استفادهای را که میتوان از اصل «امر به معروف و نهی از منکر» بهعنوان دستاویز محکم تشکیل حکومت اسلامی معرفی میکرد، بیشتر و بهتر بشناسند.

تألیفات و آثار قلمی استاد
حایری خود کمتر مینوشت؛ اما نوشتنیها را به دیگران میآموخت. در محافل علمی کمتر حاضر میشد، ولی گفتنیها را به کسانی که در آن مجالس حضور مییافتند، به خوبی میسپرد. راهنمای دهها تن از دانشپژوهان در سطوح مختلف . و گاه مربی آنان در مسیر دانش و اخلاق و پژوهش شد، بدون این که اصراری داشته باشد که آن پژوهشها را به نام خود ثبت کند. اینگونه آنچه از او باقی ماند بیشتر به نام دیگران و کمتر به نام خود اوست. با این حال همان بخش کمتر هم از بسیاران بسیاری بیشتر است. لااقل از جهت کیفیت کار برخی آثار استاد حایری به طور خلاصه عبارتست از:
۱. تصحیح تبصرة العوام، سیدمرتضی داعی رازی؛
. تصحیح و تحشیه تبصرة المتعلمین علامه حلی؛ تقریرات کامل مبحث ارث ،زوجه از خارج فقه آیت الله
بروجردی
۴. تقریرات مباحث الفاظ ، از خارج فقه اصول آیت الله بروجردی؛ ۵ هفده مجلد فهرست تخصصی نسخ خطی کتابخانه مجلس (مجلدات ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ ، ۶، ۷، ۹ ، ۱۰، ۱۷ ، ۱۹ ، ۲۰، ۲۱، ۲۲،۲۳)
۶ نظارت بر ۶ جلد فهرست کتابخانه مجلس (مجلدات تالیفی از سوی فهرستنگاران دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم . تجدید نظر و اصلاحات و حواشی، بر دو جلد از فهرستهای نوشته شده قبلی کتاب خانه مجلس؛
۸- چهار جلد از حرف «ز» لغت نامه دهخدا؛
۹ - اسناد روحانیت و مجلس (جلد ۱ و ۲)
۱۰- معرفی سفینه تبریز کتابخانهای بینالدفتین.
۱۱. نظارت بر فهرست مختصر ده هزار عنوان از نسخ خطی کتابخانه مجلس تالیف سیدمحمد منصور طباطبایی) . بسیاری از نوشتههای استاد در دل فهارس خطی خود مقالهای کامل و ارزشمند است که بهعنوان نمونه این چند قلم ذکر می شود:
۱. معرفی مفاتیحالابرار تاجالدین محمد بن شهرستانی؛
۲ معرفی کتاب من لا یحضره الفقیه؛
۳ . معرفی منتهی الادراک فی تقاسیم الافلاک (نسخهای کهن در
4- هیات و گاهشماری از نیمه نخست قرن ششم؛
۵. معرفی یادداشتهای تاریخی افضلالملک زندی شیرازی
نظر شما