یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۶
مهر تایید رهبر شهید بر روایت ایثار

همدان - وقتی روایت ایثار از جبهه در کتاب جاری می‌شود، آنجاست که تقریظ رهبر شهید چون چراغی بر مسیر روایت شهید می‌تابد و مهر تأییدی بر روایت ایثار می‌شود.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیده فریده حسینی: تقریظ نام آشنایی برای نویسندگان است نویسندگانی که کتابشان به قلم رهبر شهید انقلاب مزین شده است، شاید بتوان گفت که یادداشت‌های مقام معظم رهبری بر کتاب‌های حوزه دفاع مقدس، ارزشمندترین «نشانِ افتخار» برای آنها و راویان این عرصه است.

این تقریظ‌ها، صرفاً عباراتی برای تحسین نیستند؛ بلکه چراغی هستند که زوایای پنهان یک روایت، هنر نویسندگی و عمق پیام کتاب را برای مخاطب عام و خاص روشن می‌سازند.

جریان تقریظ‌خوانی که در سال‌های اخیر با رویدادهایی همچون «هفته کتاب» و «تقدیر از تقریظ‌ها» به یک فرهنگ عمومی بدل شده، راهی برای پیوند میان نسل جوان و میراث گران‌بهای ایثار است.

در این روزها که مصادف با تشییع رهبر شهید، صاحب‌ همان تقریظ‌هایی که بر کتاب‌های ارزشمندی از ادبیات پایداری در حال انجام است، نگاهی داریم به روند این کتاب‌ها و تأثیری که هر یک از این «نوشتارهای کوتاه اما عمیق» بر ترویج فرهنگ کتابخوانی داشته‌اند.

این کتاب‌ها تنها نمونه‌ای از ادبیات پایداری هستند که به شکل خلاقانه‌ای به رشته تحریر درآمده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است و مرور این ادبیات به ما مردم قرن امروز که درگیری‌ها و مشقات گوناگون و متعددی داریم، نوعی مقاومت در برابر مبارزه را می‌آموزد.

استان همدان در حوزه ادبیات پایداری نویسندگان برجسته‌ای چون سردار حمید حسام، بهناز ضرابی‌زاده، مونا اسکندری، مهین سمواتی، لیلا صادق‌محمدی، لیلا گودرزیان فرد و... دارد که در طول سالیان عمر قلم خود را در راستای نشر ارزش‌های دفاع مقدس قرار داده‌اند.

دختر شینا

مهر تایید رهبر شهید بر روایت ایثار

کتاب دختر شینا شامل خاطرات قدم‌خیر محمدی‌کنعان درباره همسر شهیدش (سردار حاج ستار ابراهیمی هژیر) به قلم بهناز ضرابی‌زاده است.

متن تقریظ رهبری بر این کتاب به این شرح بود: «رحمت خدا بر این بانوی صبور و باایمان؛ و بر آن جوان مجاهد و مخلص و فداکاری که این رنجهای توانفرسای همسر محبوبش نتوانست او را از ادامه‌ی جهاد دشوارش باز دارد. جا دارد از فرزندان این دو انسان والا نیز قدردانی شود.»

دختر شینا در خانواده‌ای در یکی از روستاهای رزن همدان به نام قایش به دنیا آمد. در همان زمان‌هایی که دختر داشتن چندان خوشایندِ خانواده‌ها به‌ویژه پدر خانواده نبود، همان زمان‌هایی که نام آخرین دختر را خانم بس می‌گذاشتند، یعنی دیگر دختر بس است. دختر شینا به دنیا آمد و به خاطر خیر و برکتی که همراه خود آورد، و بجای خانم بس، نام قدم خیر را روی وی گذاشتند.

در دوران کودکی و نوجوانی برعکس دیگر دختران خانواده، دست به سیاه و سفید نمی‌زدند. در همین اثنا سر و کله خواستگاری پیدا می‌شود، با وجود مخالف عجیب پدر برای ازدواج که بهانه کوچک بودن او را می‌آورد، خواستگاری صورت گرفت و سوگلی باید خانه را ترک کند و به خانه شوهر برود. دوران نامزدی جالب و پرهیجانی را طی می‌کند، (از نامه نوشتن و دیدارهای نامزد و خجالت‌های قدم خیر که این ابهام را برای نامزدش بوجود آورد که آیا مرا دوست دارد؟) نویسنده چنان این لحظات را توصیف می‌کند و به نگارش در می‌آورد که تا مدت‌های مدید از ذهن خواننده خارج نمی‌شود، جزئیاتی از مراسم عروسی و تولد فرزند اول و… وحتی مکان‌ها.

فرزند اولشان داستان‌های خود و رنج نبودن‌های همسر هنگام وزن حمل را دارد. در این زمان‌ها شهیدابراهیمی درگیر پخش اعلامیه و کارهای انقلابی بودند، قدم خیر از نبود همسر در کنار خود بسیار ناراحت بود لحظات سخت و پر مشقتی را تحمل می‌کرد. همسرشان تقریبا زمان به دنیا آمدن هیچ کدام از فرزندانشان نبودند، زمان انقلاب درگیر کارهای انقلابی و زمان جنگ، در کارهای جنگ و عملیات و… بودند.

دختر شینا در سرمای شدید همدان، باردار بود. فرزندان کوچک، یا پارو به دست می‌گرفت و برف‌ها را از پشت بام یا جلوی خانه پارو می‌کرد و یا پیت نفت تا به صف دریافت نفت برود.

گلستان یازدهم

مهر تایید رهبر شهید بر روایت ایثار

این کتاب به خاطرات زهرا پناهی روا همسر شهید سردار علی چیت سازیان اختصاص دارد که توسط بهناز ضرابی‌زاده به رشته تحریر درآمده است.

متن تقریظ این کتاب به این شرح است:‌ «این روایتی شورانگیز است از زندگی سراسر جهاد و اخلاصِ مردی که در عنفوان جوانی به مقام مردان الهی بزرگ نائل آمد، و هم در زمین و هم در ملأ اعلیٰ به عزّت رسید .. هنیئاً له. راوی -شریک زندگی کوتاه او- نیز صدق و صفا و اخلاص را در روایت معصومانه‌ی خود به‌روشنی نشان داده است. در این میان، قلم هنرمند و نگارش آکنده از ذوق و لطف نویسنده است که به این همه، جان داده است. آفرین بر هر دو بانو؛ راوی و نویسنده‌ی کتاب».

«گلستان یازدهم» یک عاشقانه آرام در دل جنگ است. خاطرات زهرا پناهی روا، همسر علی چیت‌سازیان از سرداران شهید استان همدان است.

«گلستان یازدهم» دربردارنده خاطرات مشترک خانم پناهی‌روا و شهید چیت‌سازیان از زمان آشنایی، عقد، ازدواج و شهادتشان است و البته مروری هم به سال‌های بعد از شهادت شهید دارد و زندگی همسر ایشان را روایت می‌کند.

زندگی شهید چیت سازیان با همسرش یکی از موضوعات جذاب از دفاع مقدس است، زیرا این کتاب دربردارنده خاطرات دوران هشت ماه زندگی مشترک زهرا پناهی روا با سردار شهید چیت سازیان است که به زندگی همسر شهید بعد از شهادت همسر نیز پرداخته شده است و جلوه دیگر این کتاب تولد فرزند شهید در ۳۷ روز پس از شهادت وی است که نامش را علی گذاشتند.

در حقیقت اسم این کتاب به نوعی شخصیت سردار شهید چیت‌سازیان را معرفی می‌کند و با محتوای کتاب در ارتباط است و هم از کلیشه به دور است؛ چیزی که در این کتاب زیبا و جذاب است، زندگی این دو فرد بود که یک دوران کوتاهی باهم بودند.

خانم پناهی روا به دزفول می‌رود و آنجا در کنار همسرش زندگی می‌کند، این دو در دزفول در کوچه‌ای زندگی می‌کردند که اسم آن کوچه گلستان یازدهم بوده و در نهایت اسم این کتاب گلستان یازدهم انتخاب شده است.

آب هرگز نمی‌میرد

مهر تایید رهبر شهید بر روایت ایثار

کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» نوشته حمید حسام از کتاب‌هایی است که متن تقریظ آن توسط رهبری در مراسم ششم پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت منتشر شد. در متن تقریظ این کتاب آمده است:‌

«سلام بر یاران حسین (علیه‌السّلام) و سلام بر لشگر انصارالحسین همدان؛ و سلام بر شهیدان، دلاوران، فدائیان، شیران روز و عابدان شب؛ و سلام بر شهید زنده میرزا محمد سُلگی و بر همسر باایمان و صبور او؛ و سلام بر حمید حسام که دردانه‌هایی چون سُلگی و خوش‌لفظ را به ما شناساند. ساعت‌های خوش و باصفائی را با این کتاب گذراندم و بارها با دریغ و حسرت گفتم:

درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم/ لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم/

هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران / که ره چون میتوانم یافتن سوی درون من هم

در میان کتاب‌های خاطرات جنگ، این، یکی از بهترین‌هاست. نگارش درست و قوی، ذوق سرشار، سلیقه و حوصله، همت بلند، همه با هم دست به کار تولید این اثر شده‌اند. کتاب خانم ضرابی در شرح حال شهید عالی‌مقام علی چیت‌سازیان نیز دارای همین برجستگی‌هاست. این دو نفر از ستارگان اقبال همدانند».

سردار پاسدار «میرزامحمد سلگی» راوی کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» که از اولین روزهای جنگ در سن ۲۲ سالگی در جبهه‌های جنگ حضور داشت پس از تحمل رنج‌های ناشی از اثرات شیمیایی به جا مانده از دوران دفاع مقدس، پاداش مجاهدت‌های خود را از پرورگار گرفت و در سال ۱۳۹۹ به درجه رفیع شهادت نائل شد.

در بخشی از کتاب آمده است: اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳، به انصار الحسین ابلاغ شد که به جنوب برود. این اولین حضور تیپ ما در جنوب بود.

گردان حضرت اباالفضل، پس از عملیات، دوباره سازماندهی شد و نیروی جدید گرفت. بهترین خبر در این مقطع اعلام آمادگی حاج رضا زرگری برای پیوستن به گردان بود. از این خبر بسیار خوشحال شدم البته با تمام علاقه و ارادت به او، خجالت می‌کشیدم که در گردان حضرت اباالفضل به عنوان جانشین گردان کار کند. حاج رضا در عملیات مسلم بن عقیل فرمانده گردان و من فرمانده گروهان بودم.

هر چه بود، من آمدن او را به حساب ارادت به نام مقدس سقای کربلا گذاشتم و با خودم عهد کردم که هیچگاه از جایگاه فرماندهی با او صحبت نکنم و حُرمت او را مثل یک برادر پاس بدارم. به ویژه وقتی شنیدم که با اصرار، فرمانده تیپ را متقاعد کرده که به گردان بیاید. در چشم و دلم بیشتر از گذشته بزرگ شد.

با آمدن آقای زرگری، احساس کردم جای خالی همه شهدای گردان در دو عملیات والفجر ۲ و والفجر ۵، پر شد. او با تجربه بالایی که داشت، کار آموزش و سازماندهی گردان را شروع کرد و من با جانشین ستاد تیپ، حاج رضا شکری‌پور برای استقرار در جنوب، از سر پل ذهاب به سمت اهواز حرکت کردیم.

وقتی مهتاب گم شد

مهر تایید رهبر شهید بر روایت ایثار

متن تقریظ برای کتاب «وقتی مهتاب گم شد» نوشته حمید حسام نیز در مراسم پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت رونمایی شد.

متن تقریظ: «بچه‌های همدان؛ بچه‌های صفا و عشق و اخلاص؛ مردان بزرگ و بی‌ادعا؛ یاران حسین (ع)؛ یاوران دین خدا.. و آنگاه مادران؛ مردآفرینان شجاع و صبور و آنگاه فضای معنویت و معرفت؛ دل‌های روشن، همت‌ها و عزم‌های راسخ؛ بصیرت‌ها و دیدهای ماورائی .. اینها و بسی جویبارهای شیرین و خوشگوار دیگر از سرچشمه‌ این روایت صادقانه و نگارش استادانه، کام دل مشتاق را غرق لذت می‌کند و آتش شوق را در آن سرکش‌تر می‌سازد.

راوی، خود یک شهید زنده است. تن‌ به شدت آزرده‌ او نتوانسته از سرزندگی و بیداری دل او بکاهد، و الحمدلله رب العالمین نویسنده نیز خود از خیل همین دلدادگان و تجربه‌دیدگان است. بر او و بر همه‌ آنان گوارا باد فیض رضای الهی؛ ان‌شاء‌الله. درباره‌ نگارش این کتاب، آنچه نوشتم کم است؛ لطف این نگارش بیش از اینهاست. مقدمه‌ کتاب یک غزل به تمام معنی است».

راوی این کتاب علی(جمشید) خوش‌لفظ، از جانبازان هشت سال دفاع مقدس، بر اثر جراحات شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس در سال ۹۶ به یاران شهیدش پیوست.

در بخشی از این کتاب آمده است: رفیقی داشتم که می‌گفت: «اینجا جزیره مجنون جای دیوانه‌هاست. دیوانه‌هایی که عاشقند. عاشقانی که می‌خواهند از راه میانبر به خدا برسند.» تابستان سال ۱۳۶۵ بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی که از خط برمی‌گشتیم. همان دمدمای صبح. گرما بالای سی درجه بود و رطوبت هوا بالای هفتاد درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالاپوشمان، فقط یک زیرپیراهن سفید و خیس بود. آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نیزارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم: «راست گفتی که مجنون جای دیوانه‌هاست.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها