چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
تعادل میان عقل و نقل

مباحث معرفت‌شناسی، توحید، صفات الهی، آفرینش، اختیار انسان، ایمان و عقل در این کتاب جایگاه ویژه‌ای دارند و نشان می‌دهند که ماتریدی چگونه کوشیده است میان عقل و نقل تعادل برقرار کند. این فصل تصویری جامع از نظام کلامی او ارائه می‌دهد و جایگاه وی را در میان متکلمان اهل سنت روشن می‌سازد.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: کتاب «ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند» نوشته اولریش رودلف به ترجمه سید لطف‌الله جلالی که به تازگی از سوی نشر نی منتشر شده، یکی از مهم‌ترین آثار رودلف محسوب می‌شود و بسیاری از پژوهشگران آن را نقطه عطفی در مطالعات جدید درباره ماتریدی می‌دانند. پیش از انتشار این اثر، اطلاعات موجود درباره زندگی و اندیشه ماتریدی پراکنده و گاه مبتنی بر گزارش‌های متأخر بود؛ اما رودلف با گردآوری منابع کهن و تحلیل انتقادی آن‌ها، تصویری منسجم از شخصیت، آثار و جایگاه تاریخی ماتریدی ارائه کرد. از همین رو، این کتاب امروزه یکی از منابع مرجع در مطالعات ماتریدی‌پژوهی به شمار می‌رود و در مقدمه ترجمه فارسی نیز بر اهمیت و جایگاه ممتاز آن تأکید شده است.

تعادل میان عقل و نقل

متکلمی که عقل و نقل را به هم پیوند داد

ابومنصور محمد بن محمد ماتریدی سمرقندی (درگذشته ۳۳۳ هجری قمری/۹۴۴ میلادی) از برجسته‌ترین متکلمان جهان اسلام و بنیان‌گذار مکتب کلامی ماتریدیه است. او در محله «ماترید» در نزدیکی سمرقند می‌زیست و بخش عمده عمر علمی خود را در همین منطقه گذراند؛ منطقه‌ای که در سده‌های سوم و چهارم هجری یکی از مهم‌ترین مراکز علمی و فکری جهان اسلام، به‌ویژه در قلمرو سامانیان، به شمار می‌رفت.

ماتریدی را معمولاً در کنار ابوالحسن اشعری یکی از دو متکلم بزرگ اهل سنت می‌دانند؛ با این تفاوت که اشعری بیش از همه در سرزمین‌های عربی و شافعی‌مذهب نفوذ یافت، در حالی که اندیشه ماتریدی در میان حنفیان ماوراءالنهر، خراسان، آسیای میانه، هند، عثمانی و بعدها بخش بزرگی از جهان ترک گسترش پیدا کرد. امروزه نیز بخش قابل توجهی از مسلمانان اهل سنت، به‌ویژه حنفیان، از نظر کلامی خود را پیرو سنت ماتریدی می‌دانند.

ویژگی ممتاز اندیشه ماتریدی، تلاش برای برقراری تعادل میان عقل و وحی است. او بر این باور بود که عقل انسان توانایی شناخت بسیاری از حقایق بنیادین، از جمله اصل وجود خدا و برخی ارزش‌های اخلاقی را دارد، اما هدایت کامل انسان بدون وحی امکان‌پذیر نیست. همین رویکرد سبب شد که مکتب او در مقایسه با دیگر جریان‌های کلامی اهل سنت، جایگاه ویژه‌ای برای استدلال عقلی قائل شود و در عین حال از چارچوب اعتقادی اهل سنت فاصله نگیرد.

از مهم‌ترین آثار او می‌توان به کتاب التوحید، که مهم‌ترین اثر کلامی اوست، و تأویلات اهل السنة، یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین تفاسیر کلامی قرآن، اشاره کرد. این دو اثر شالوده اندیشه ماتریدیه را شکل داده‌اند و هنوز از منابع اصلی پژوهش درباره کلام اهل سنت به شمار می‌آیند. کتاب حاضر نیز نشان می‌دهد که چگونه این آثار، به‌ویژه کتاب التوحید، نه‌تنها برای شناخت اندیشه ماتریدی، بلکه برای بررسی فضای فکری و مذهبی ماوراءالنهر در قرن چهارم هجری اهمیت فراوان دارند.

تعادل میان عقل و نقل
اولریش رودولف

نویسنده کتاب و جایگاه علمی او

نویسنده کتاب، اولریش رودلف (Ulrich Rudolph)، اسلام‌شناس و استاد برجسته فلسفه و الهیات اسلامی در دانشگاه زوریخ سوئیس است. او از شناخته‌شده‌ترین پژوهشگران معاصر در حوزه کلام اسلامی، فلسفه اسلامی و اندیشه متکلمان نخستین به شمار می‌رود و بخش مهمی از پژوهش‌هایش به سنت کلامی حنفی، ماتریدیه و رابطه عقل و ایمان در اندیشه اسلامی اختصاص دارد.

رودلف در آثار خود کوشیده است با تکیه بر نسخه‌های خطی، منابع اصیل عربی و تحلیل تاریخی، تصویری دقیق از تحولات اندیشه اسلامی ارائه کند. روش پژوهشی او صرفاً توصیفی نیست؛ بلکه می‌کوشد هر متفکر را در بستر تاریخی، اجتماعی و فکری زمانه خود بررسی کند. همین ویژگی باعث شده است آثار او در میان پژوهشگران تاریخ اندیشه اسلامی از اعتبار علمی بالایی برخوردار باشد.

کتاب از یک مقدمه، سه بخش اصلی در قالب هشت فصل، خاتمه و پیوست تشکیل شده است. در مقدمه، نویسنده جایگاه تاریخی ماتریدی، دلایل کم‌رنگ بودن نام او در منابع کهن و تحول تدریجی تصویر او در میان حنفیان را بررسی می‌کند؛ سپس در سه بخش کتاب، به‌ترتیب تاریخ کلام حنفی پیش از ماتریدی، زندگی و آثار او، و در نهایت مبانی اندیشه کلامی وی را تحلیل می‌کند.

بخش نخست کتاب به بررسی زمینه‌های تاریخی شکل‌گیری کلام حنفی در خراسان و ماوراءالنهر اختصاص دارد. نویسنده در این بخش نشان می‌دهد که پیش از ظهور ماتریدی، مجموعه‌ای از اندیشه‌ها، آثار و مناظرات کلامی در این منطقه شکل گرفته بود که بعدها زمینه را برای ظهور مکتب ماتریدیه فراهم ساخت. فصل نخست به نقش مرجئه، جایگاه ابوحنیفه و آثار اصیل او، همچنین شاگردان مستقیم وی مانند ابومقاتل سمرقندی و ابومطیع بلخی اختصاص یافته است. در این فصل، نویسنده با بررسی دقیق منابع، تلاش می‌کند سهم واقعی این شخصیت‌ها را در شکل‌گیری کلام حنفی روشن سازد و حتی در انتساب برخی آثار مشهور به ابوحنیفه تجدیدنظر کند.

فصل دوم وضعیت کلام حنفی در قرن سوم هجری را بررسی می‌کند. از آنجا که منابع این دوره اندک است، نویسنده با استفاده از شواهد پراکنده، فضای فکری آن زمان را بازسازی می‌کند. در این میان، توجه ویژه‌ای به کرامیه و تأثیر آن بر محیط فکری خراسان و سمرقند دارد و تعامل یا تقابل این جریان با حنفیان را تحلیل می‌کند. همچنین شخصیت‌هایی چون ابوبکر محمد بن یمان سمرقندی و محمد بن کرام در چارچوب تحولات فکری این دوره بررسی می‌شوند.

فصل سوم به دوره نزدیک به زمان ماتریدی اختصاص دارد و اوضاع فکری اواخر قرن سوم و آغاز قرن چهارم هجری را ترسیم می‌کند. در این فصل، نویسنده با بررسی آثار مکحول نسفی و دیگر متکلمان حنفی نشان می‌دهد که چگونه اندیشه‌های موجود، زمینه را برای ظهور شخصیتی چون ابومنصور ماتریدی فراهم کردند. از نگاه نویسنده، ماتریدی محصول خلأ فکری نبود، بلکه وارث سنتی بود که طی بیش از یک قرن در محیط علمی سمرقند شکل گرفته و تکامل یافته بود.

بخش دوم کتاب مستقیماً به ابومنصور ماتریدی اختصاص دارد. فصل چهارم زندگی، استادان، شاگردان و جایگاه علمی او را بررسی می‌کند و با نقد گزارش‌های تاریخی، تصویری مستند از شبکه علمی پیرامون وی ارائه می‌دهد. نویسنده در این فصل نشان می‌دهد که اطلاعات موجود درباره زندگی ماتریدی چندان گسترده نیست، اما از خلال آثار و شاگردان او می‌توان نقش تعیین‌کننده‌اش را در تحول کلام حنفی بازشناخت.

فصل پنجم به روش فکری ماتریدی در مواجهه با مخالفان اختصاص دارد. نویسنده نشان می‌دهد که بخش مهمی از اندیشه‌های ماتریدی در قالب نقد جریان‌های رقیب شکل گرفته است. معتزله، کرامیه، دهریه، ثنویه و دیگر مخالفان، موضوع اصلی مناظرات او هستند و از خلال این نقدها، اصول کلامی ماتریدی آشکار می‌شود. این فصل نشان می‌دهد که آثار ماتریدی تنها بیان مجموعه‌ای از عقاید نیست، بلکه پاسخی نظام‌مند به چالش‌های فکری عصر او نیز به شمار می‌آید.

فصل ششم به معرفی آثار ماتریدی اختصاص یافته است. نویسنده پس از اشاره به آثار از میان رفته، دو کتاب اصلی او یعنی التوحید و تأویلات اهل‌السنه را با دقت معرفی می‌کند و ارزش هر یک را در تاریخ اندیشه اسلامی توضیح می‌دهد. از دیدگاه نویسنده، کتاب التوحید مهم‌ترین اثر کلامی ماتریدی است که چارچوب نظری اندیشه او را نشان می‌دهد، در حالی که تأویلات اهل‌السنه نمونه‌ای از رویکرد تفسیری او بر پایه مبانی کلامی محسوب می‌شود.

بخش سوم کتاب به بررسی اندیشه‌های کلامی ماتریدی اختصاص یافته است. فصل هفتم ساختار کتاب التوحید و منابع احتمالی آن را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که ماتریدی چگونه از میراث پیشینیان بهره گرفته و آن را در قالبی جدید سامان داده است. نویسنده همچنین درباره ارتباط این اثر با سنت کلامی حنفی و منابع فکری آن بحث می‌کند.

آخرین فصل کتاب مهم‌ترین بخش آن به شمار می‌رود. در این فصل، نویسنده اصول اساسی اندیشه ماتریدی را در سه محور جهان، خدا و انسان بررسی می‌کند. مباحث معرفت‌شناسی، توحید، صفات الهی، آفرینش، اختیار انسان، ایمان و عقل در این فصل جایگاه ویژه‌ای دارند و نشان می‌دهند که ماتریدی چگونه کوشیده است میان عقل و نقل تعادل برقرار کند. این فصل تصویری جامع از نظام کلامی او ارائه می‌دهد و جایگاه وی را در میان متکلمان اهل سنت روشن می‌سازد.

در خاتمه، نویسنده دوباره به مسئله اصلی کتاب بازمی‌گردد؛ یعنی جایگاه تاریخی ماتریدی در سنت کلامی اهل سنت. وی معتقد است که ماتریدی از همان آغاز بنیان‌گذار یک مذهب مستقل شناخته نمی‌شد، بلکه به‌تدریج و در نتیجه تحولات چند قرن، اندیشه‌های او محور هویت کلامی حنفیان شد. به باور نویسنده، این فرایند سه مرحله داشت: نخست، دوره‌ای که ماتریدی تنها یکی از عالمان برجسته حنفی بود؛ سپس مرحله‌ای که آرای او در رقابت با اشاعره اهمیت یافت؛ و در نهایت دوره‌ای که شخصیت‌هایی مانند ابوالیسر پزدوی و ابومعین نسفی، اندیشه‌های او را به‌عنوان مرجع اصلی کلام حنفی تثبیت کردند.

با وجود آنکه کتاب ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های معاصر درباره ابومنصور ماتریدی و سنت کلامی حنفی به شمار می‌رود، این اثر نیز مانند هر پژوهش دیگری از برخی محدودیت‌ها و کاستی‌ها خالی نیست.

نخست آنکه نویسنده بیش از آنکه به ارائه شرحی جامع از اندیشه‌های کلامی ماتریدی بپردازد، دغدغه بازسازی زمینه تاریخی شکل‌گیری این اندیشه را دارد. ازاین‌رو بخش قابل توجهی از کتاب به معرفی شخصیت‌ها، آثار و جریان‌های فکری پیش از ماتریدی اختصاص یافته است. این رویکرد اگرچه برای پژوهشگران تاریخ کلام بسیار ارزشمند است، اما ممکن است برای خواننده‌ای که انتظار دارد از همان ابتدا با آرای ماتریدی آشنا شود، تا حدی طولانی و کند به نظر برسد. در واقع، خواننده تا نیمه کتاب بیشتر با زمینه‌های تاریخی آشنا می‌شود و تنها در بخش پایانی است که وارد بررسی نظام‌مند اندیشه‌های خود ماتریدی می‌شود. این ویژگی از ساختار کلی کتاب نیز کاملاً پیداست؛ زیرا نویسنده ابتدا سنت کلامی حنفی را در چند قرن بررسی می‌کند و سپس به شخصیت ماتریدی می‌رسد.

نکته دوم، تأکید فراوان نویسنده بر پیوند اندیشه ماتریدی با سنت حنفی است. رودلف با استدلال‌های متعدد نشان می‌دهد که ماتریدی ادامه‌دهنده یک سنت فکری پیشین بوده است، نه بنیان‌گذار اندیشه‌ای کاملاً مستقل. هرچند این دیدگاه از مهم‌ترین نوآوری‌های کتاب محسوب می‌شود، اما برخی پژوهشگران معتقدند که این رویکرد تا اندازه‌ای از ابتکارهای شخصی ماتریدی و نقش خلاقانه او در تحول علم کلام می‌کاهد و بیش از اندازه بر عنصر تداوم تاریخی تأکید می‌کند.

از سوی دیگر، نویسنده در مواردی درباره جریان‌هایی مانند کرامیه، معتزله یا دیگر مخالفان ماتریدی، ناچار به استفاده از گزارش‌هایی شده که عمدتاً از طریق منابع رقیب به دست ما رسیده‌اند. خود مترجم نیز در مقدمه ترجمه فارسی به این مسئله اشاره می‌کند و درباره برخی داوری‌ها، به‌ویژه در مورد کرامیه، احتیاط علمی را ضروری می‌داند؛ زیرا با انتشار شماری از منابع اصیل این جریان در سال‌های اخیر، برخی برداشت‌های قدیمی نیازمند بازنگری شده‌اند.

در عین حال، همین کتاب از بزرگ‌ترین امتیازات پژوهشی نیز برخوردار است. مهم‌ترین نقطه قوت آن، اتکای گسترده به منابع کهن و نسخه‌های خطی است. نویسنده با کنار هم قرار دادن منابع پراکنده، تصویری منسجم از فضای فکری سمرقند و ماوراءالنهر در سده‌های سوم و چهارم هجری ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که ماتریدی در خلأ ظهور نکرده، بلکه محصول سنتی علمی و کلامی بوده است که طی دو قرن شکل گرفته بود. همچنین بررسی دقیق دو اثر اصلی ماتریدی، یعنی کتاب التوحید و تأویلات اهل السنة، از دیگر نقاط قوت کتاب به شمار می‌آید.

در مجموع، می‌توان گفت که این کتاب بیش از آنکه یک زندگینامه یا شرح ساده اندیشه‌های ماتریدی باشد، پژوهشی درباره تاریخ شکل‌گیری کلام حنفی در ماوراءالنهر است؛ پژوهشی که ماتریدی را در متن تحولات تاریخی و فکری زمانه‌اش قرار می‌دهد. همین ویژگی سبب شده است که اثر اولریش رودلف امروز یکی از منابع مرجع در ماتریدی‌پژوهی و مطالعات تاریخ کلام اهل سنت شناخته شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها