سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - نیره حیدری: در قلب زاگرس، جایی که کوههای بلند، قصیدههای بلندبالگی از ارادت میخوانند، استان چهارمحال و بختیاری را میتوان موزهای زنده از آیینهای دیرینه دانست. اینجا، واقعه عاشورا تنها یک سوگ ملی نیست، بلکه یک نظام فرهنگی و تربیتی است که در تار و پود زندگی روزمره مردم تنیده شده است. برای درک عمیقتر این پیوند، باید با نگاهی پژوهشی و در عین حال مشتاق، به دنیای آیینهای این دیار سفر کرد؛ سفری که افراسیاب صادقی، دکتری فلسفه، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر آیینهای سنتی،درباره آن سخن میگوید.
صادقی که سالهاست تعزیه و مناسک سنتی را در لایههای اجرایی و نظری میکاود، نگاهی متفاوت به این میراث دارد. در دیدگاه او، قیام امام حسین(ع) پیش از هر چیز، یک «انتخاب اصیل، آگاهانه و آزادانه» در برابر جبر سیاسی و اجتماعی است. این روح «انتخاب» است که در تمامی مناسک استان جاری است و باعث میشود مردم با هر آیین، بخشی از آن مسئولیت بزرگ انسانی را در زندگی امروز خود بازسازی کنند.

سفر ما با افراسیاب صادقی در دنیای آیینها، از شهر «طاقانک» آغاز میشود؛ جایی که در عصر روز عاشورا، آسمان شهر با دود خیمههای سوزان تیره میشود. آیین خیمهسوزان در شهر طاقانک، یکی از آثار معنوی ثبت شده در فهرست میراث ملی کشور است. مردم شهر از ابتدای ماه محرم، ۷۲ خیمه سبز و سفید آماده میکنند و آنها را در حاشیه کوهها برپا میکنند. در عصر عاشورا، این خیمهها به آتش کشیده میشوند. این صحنه، بازنمایی عاطفی و مصیبتبار واقعه کربلاست؛ لحظهای که آتش، خیمههای خاندان پیامبر(ص) را میبلعد و یادآور غربت اسرای کربلاست. در واقع، این آیین، وجه «تراژیک» و عاطفی عاشورا را برای مخاطب ملموس میکند.

اما وقتی از فضای عاطفی فاصله میگیریم و به سوی شهر «بن» میرویم، با وجه «حماسی» و «خونخواهی» قیام روبرو میشویم. صادقی در این باره گفت: آیین علمگردانی در شهر بن، که با شماره ۶۲۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده، یکی از اصیلترین و منحصربهفردترین مناسک است. ریشه این آیین را باید در ماجرای مختار ثقفی و خونخواهی امام حسین(ع) جستوجو کرد؛ زمانی که پارچههای خونخواهی بر چوبهای بلند آویخته میشد.
وی اضافه کرد: اما نقطه عطف و تمایز این آیین، در سحرگاه عاشورا رخ میدهد یعنی رسم «فروبردن علم در آب گرداب». این رسم، در هیچ منطقه دیگری از کشور مشاهده نشده و ویژه مردم شهر بن است. این عمل نمادین، وجه «حماسی» و «خونخواهی» قیام را به تصویر میکشد و پیوندی عمیق میان ارادت مذهبی و طبیعت منطقه برقرار میکند.

.
در ادامه این مسیر، شهر «سامان» با ضربآهنگ خاص خود ما را به استقبال میکشد. صادقی دراین خصوص نیز گفت: «آیین چاقچاقو» که قدمتی بیش از ۲۵۰ سال دارد (ثبت شده با شماره ۶۲۲)، در شب عاشورا برگزار میشود. در این مراسم، هر فرد دو تکه سنگ یا چوب تخت در دست میگیرد و با نواختن نی و سنج، به عزاداری میپردازد.
این پژوهشگر آیینهای سنتی ادامه داد: این آیین، تلفیقی از موسیقی محزون و ضربآهنگی است که مخاطب را به فضای معنوی و حزنانگیز شب عاشورا میبرد. این مراسم نشان میدهد که هنر موسیقی و صوت در عزاداریهای سنتی ما، ابزاری برای انتقال عمیقتر غم است.

شاید تکاندهندهترین و انسانیترین جلوه ایثار در این استان، در مزارع و کشتزارهای آن نهفته باشد. صادقی در این باره نیز گفت: «آیین رها کردن آب»، جلوهای عینی از پیام «امر به معروف و نهی از منکر» است. این آیین، یکی از زیباترین جلوههای «ایثار عملی» است. در فرهنگ کشاورزان ما، در روزهای تاسوعا و عاشورا، آبیاری مزارع تعطیل شده و آب به صورت «مشاع» رها میشود. آنها معتقدند در این ایام، آب باید در بیابان روان شود تا تمامی موجودات از آن بهرهمند گردند.
وی ادامه داد: کشاورز با رها کردن آب مزرعهاش، از منفعت شخصی میگذرد تا دیگران بهرهمند شوند؛ این دقیقاً همان ایثار و گذشتی است که امام حسین(ع) در کربلا به تصویر کشید. در اینجا، معیشت و فرهنگ در یک نقطه به هم میرسند.

صادقی بیان کرد: در کنار این مناسک، «تعزیه» یا «شبیهخوانی» به عنوان ستون فقرات هنری این استان میدرخشد. با حضور نزدیک به ۲۰۰ گروه فعال، تعزیه در چهارمحال و بختیاری، تلفیقی از موسیقی، تئاتر و ادبیات است. در این میان، «تعزیه چلیچه» به عنوان یکی از مواریث معنوی ناملموس، جایگاهی ویژه دارد. هنروران این استان چنان در این مسیر پیشتازند که از اواخر دهه ۷۰، در سوگوارههای ملی مقامهای برتر کشوری را کسب کردهاند و از این طریق، ابعاد اخلاقی و تربیتی شخصیتهای کربلا را به نسل جدید منتقل میکنند.
وی در تحلیل نهایی خود بر این نکته تأکید کرد که تداوم این آیینها، مدیون «همبستگی اجتماعی» است. تأمین مالی این مراسم از طریق «نذر مردمی» و حضور حداکثری مردم در کاروانهای نمادین، نشان میدهد که این آیینها تنها یک نمایش نیستند، بلکه ریشه در پیوند عمیق جامعه با میراث معنویشان دارند.
او در پایان، مرزی میان «اصالت» و «نوآوری» ترسیم میکند. به باور او، نوآوری زمانی پذیرفته است که «ماهیت و پیام اصلی آیین» حفظ شود. هر تغییری که به عمق معنا آسیب بزند، غیرقابل قبول است؛ اما هر تحولی که باعث شود نسل جوان با جذابیت بیشتر به سوی این آیینها بیاید و معنای آن را درک کند، در واقع نوعی «احیای سنت» است.
این گنجینههای معنوی، اگر با رویکردی علمی و مستندسازی دقیق معرفی شوند، نه تنها میراثی برای آینده، بلکه میتوانند به عنوان جاذبههای گردشگری مذهبی و فرهنگی، پنجرهای به سوی شناخت عمیقتر فرهنگ زاگرس برای جهانیان باشند.
نظر شما