سرویس شهرستانهای کتاب ایران(ایبنا) - حسین معافی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی در استان مرکزی: در گذشته، دسترسی به اطلاعات دشوار بود. افراد برای یافتن پاسخ پرسشهای خود ناگزیر بودند ساعتها در کتابخانهها جستوجو کنند یا کتابهای متعددی را مطالعه کنند. امروزه اما وضعیت کاملاً تغییر کرده است. ما در عصری زندگی میکنیم که حجم اطلاعات از ظرفیت پردازش ذهن انسان فراتر رفته است. شبکههای اجتماعی، پیامرسانها، پلتفرمهای ویدئویی و موتورهای جستوجو هر لحظه هزاران پیام، تصویر و ویدئو را به مخاطب عرضه میکنند. در چنین شرایطی، آنچه کمیاب شده است اطلاعات نیست؛ بلکه «توجه» انسان است.
اقتصاد دیجیتال و رقابت بر سر ذهن انسان
اقتصاد دیجیتال بر پایه جذب و حفظ توجه کاربران شکل گرفته است. شرکتهای فناوری میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکنند تا کاربران زمان بیشتری را در فضای مجازی سپری کنند. اعلانهای مداوم، ویدئوهای کوتاه، محتوای شخصیسازیشده و الگوریتمهای هوشمند همگی برای تصاحب چند ثانیه بیشتر از توجه انسان طراحی شدهاند. نتیجه این رقابت نابرابر آن است که ذهن افراد به دریافت سریع و پیوسته محرکهای جدید عادت میکند.
کتاب،تمرینی برای تمرکز و تأمل
مطالعه کتاب اما ماهیتی متفاوت دارد. کتاب از خواننده میخواهد که برای مدتی طولانی بر یک موضوع متمرکز بماند، میان مفاهیم ارتباط برقرار کند و در مورد مطالب بیندیشد. کتابخوانی نوعی گفتوگوی عمیق میان نویسنده و خواننده است؛ گفتوگویی که به صبر، تمرکز و تأمل نیاز دارد. درست همان تواناییهایی که در عصر رسانههای دیجیتال بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدید قرار گرفتهاند.
دگر گونی در شیوه یادگیری نسل جدید
بسیاری از معلمان و استادان دانشگاه امروز با پدیدهای روبهرو هستند که در سالهای گذشته کمتر مشاهده میشد. دانشآموزان و دانشجویان توانایی کمتری برای مطالعه متون طولانی دارند. آنان ترجیح میدهند خلاصهها را بخوانند، ویدئوهای چند دقیقهای را تماشا کنند یا پاسخ پرسشهای خود را در قالبی کوتاه دریافت کنند. این تغییر صرفاً یک تغییر رفتاری نیست؛ بلکه نشانه دگرگونی در شیوه توجه و یادگیری نسل جدید است.
فناوری، تهدید یا فرصت؟
البته نباید فناوری را دشمن کتاب دانست. همان فناوری که میتواند تمرکز را کاهش دهد، قادر است فرصتهای تازهای نیز برای ترویج مطالعه فراهم کند. کتابهای الکترونیکی، کتابهای صوتی، شبکههای اجتماعی کتابمحور و سامانههای پیشنهاد کتاب نمونههایی از این ظرفیتها هستند. مسئله اصلی نه وجود فناوری، بلکه نحوه استفاده از آن است.

از سواد خواندن تا سواد توجه
برای احیای فرهنگ مطالعه در عصر دیجیتال، لازم است نگاه خود را از «سواد خواندن» به «سواد توجه» گسترش دهیم. اگر فردی نتواند برای چند دقیقه بر یک متن متمرکز شود، حتی در دسترسترین و جذابترین کتابها نیز خوانده نخواهند شد. بنابراین آموزش مهارت تمرکز، مدیریت زمان حضور در فضای مجازی و استفاده آگاهانه از رسانهها باید به بخشی از برنامههای آموزشی مدارس و دانشگاهها تبدیل شود.
نقش خانواده در شکل گیری عادت مطالعه
خانوادهها نیز در این میان نقش مهمی بر عهده دارند. کودکی که از نخستین سالهای زندگی، بیشتر وقت خود را با صفحه نمایش سپری میکند، احتمالاً در آینده ارتباط عمیقی با کتاب برقرار نخواهد کرد. ایجاد فرصتهایی برای مطالعه خانوادگی، محدود کردن استفاده بیهدف از ابزارهای دیجیتال و الگوسازی والدین در کتابخوانی میتواند به تقویت عادت مطالعه کمک کند.
آینده کتابخوانی در عصر رقابت بر سر توجه
کتاب در طول تاریخ از رقبای بزرگی عبور کرده است؛ از ظهور رادیو و تلویزیون گرفته تا گسترش اینترنت. با این حال، آنچه امروز کتاب را تهدید میکند صرفاً یک رسانه جدید نیست، بلکه رقابتی گسترده بر سر توجه انسان است. در چنین شرایطی، آینده کتابخوانی بیش از آنکه به تعداد کتابهای منتشرشده وابسته باشد، به توانایی ما در حفظ و بازسازی ظرفیت تمرکز و تأمل بستگی دارد.
ضرورت حفاظت از توجه
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار ترویج کتابخوانی، از «حفاظت از توجه» نیز سخن بگوییم؛ زیرا در قرن بیستویکم، توجه ارزشمندترین سرمایه انسان و پیششرط اصلی هر نوع یادگیری، تفکر و کتابخوانی است.
نظر شما