سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: ادبیات علمی برای کودکان و نوجوانان زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بتواند دانش را با ماجراجویی، کنجکاوی و تجربه کشف درهمآمیزد. کتاب «در جستوجوی ماهی غولپیکر» از جمله آثاری است که با روایتی متفاوت، مخاطب را در مسیر یک پژوهش علمی و اکتشاف دریایی همراه میکند و او را به بخشی از فرایند جستوجو و کشف تبدیل میسازد.
حمیرا واقف، مترجم این اثر، در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره ویژگیهای منحصربهفرد کتاب، چالشهای ترجمه مفاهیم و اصطلاحات تخصصی اقیانوسشناسی برای مخاطبان کودک و نوجوان، اهمیت حفظ هیجان و ماجراجویی در متن ترجمه و همچنین نقش کتابهای علمی در پرورش روحیه پژوهشگری و صبوری در کودکان سخن گفته است. متن کامل این مصاحبه را با هم میخوانیم.
چه چیزی شما را به ترجمه کتاب «در جستجوی ماهی غولپیکر» جذب کرد و چرا فکر کردید این کتاب برای مخاطب کودک و نوجوان فارسیزبان مناسب است؟
نکته اول، جذب شدنم به ترجمه این کتاب، مدل طراحیاش بود. وقتی مخاطب کتاب بهشدت خودش را درگیر پژوهش احساس میکند و حس میکند همراه آن تیمی است که دارند حرکت میکنند و قرار است یک مأموریت انجام دهند، کتاب از یک حالت نرمال که صرفاً یک سری سؤال و جواب باشد و مخاطب باید آن را بخواند و بهصورت روتین جلو برود، متفاوت میشود. به نظرم این موضوع برای مخاطبان خیلی هیجانانگیز است و کمتر کتابی به این شکل طراحی شده است.
در دنیای امروز، این کتاب منحصربهفرد است؛ چون بچهها جواب همه سؤالها را بهراحتی در اختیار دارند. حتی ورق زدن و جلو رفتن در کتاب هم به نظرم خیلی جذاب آمد. اما اینکه چرا فکر میکنم این کتاب برای کودکان و نوجوانان فارسیزبان مناسب است، به دلیل اقلیم خاصی است که در کتاب حاکم است؛ یعنی اقیانوس، که تحقیقات در آن انجام میشود. این چیزی نیست که در زندگی روزمره و سفرهای عادی، بچهها بتوانند بهراحتی با آن ارتباط داشته باشند.
این کتاب عمق اقیانوس را به آنها نشان میدهد. خودم بهعنوان مترجم، چیزهای زیادی یاد گرفتم و با موضوعاتی آشنا شدم که قبلاً درباره آنها نمیدانستم و این به خاطر اقلیم متفاوت آن بود.
این کتاب در کنار روایت ماجراجویانه، مفاهیم علمی و پژوهشی را هم مطرح میکند. هنگام ترجمه، چگونه میان دقت علمی و زبان ساده و قابلفهم برای کودکان تعادل برقرار کردید؟
برای برقراری تعادل بین دقت علمی و زبان ساده کتاب باید بگویم که این دغدغه اصلی من در ترجمه این کتاب بود. با توجه به اینکه حدود ۱۷ سال است زبان انگلیسی تدریس میکنم، پنج یا شش سال اول با کودکان و نوجوانان و در ادامه راه با نوجوانان و بزرگسالان کار کردهام، دید کلی هر گروه نسبت به کتابها را تقریباً میشناسم.
دغدغه خود بچهها در برخورد اول با یک کتاب این است که «من میفهممش یا نه؟» به همین خاطر همیشه خودم را جای بچهها میگذاشتم و با توجه به تجربه و شناختی که از آنها داشتم، دائماً جملههای ترجمهشده را از اول میخواندم و مطمئن میشدم که به سادهترین شکل ممکن معنا شدهاند.
از طرف دیگر، چون کتاب علمی بود، نمیخواستم محاورهای شدن بیش از حد آن باعث شود ارزش علمی کتاب از بین برود. به همین دلیل سعی کردم با سادهترین گویش ممکن، اما در عین حال با جملهبندیهای موجه، مفاهیم علمی را برای آنها توضیح دهم.
در ترجمه اصطلاحات مربوط به اقیانوسشناسی، اکتشافات دریایی و پژوهشهای علمی با چه چالشهایی روبهرو شدید و چگونه آنها را حل کردید؟
اگر صادقانه بخواهم بگویم، سختترین قسمت ترجمه این کتاب همین اصطلاحات اقیانوسشناسی و دریایی بودند. گاهی در دو صفحه از این کتاب، در مجموع فقط باید سه جمله ترجمه میکردم، اما ترجمه همین سه جمله به اندازه دو هفته از من زمان میگرفت.
دلیلش این بود که با موجوداتی روبهرو میشدم و اسمهایی را میشنیدم که هیچ آشنایی با آنها نداشتم. درباره تکتک کلمههایی که در کتاب به کار برده شده بود مقاله میخواندم؛ هم در گوگل و هم در نرمافزارهای هوش مصنوعی. مقالههای انگلیسیِ زبان اصلی را مطالعه میکردم و عکسهای کتاب را با عکسهای موجود در اینترنت تطبیق میدادم.
چندین منبع مختلف را بررسی میکردم و میخواندم تا مطمئن شوم خودم موضوع را متوجه شدهام و میدانم با چه موجودی سر و کار دارم. قدم بعدی، ترجمه آن کلمه یا اصطلاح اقیانوسشناسی بود؛ یا موجودی که با آن طرف بودم. گاهی هم موضوع درباره دستگاههای دریایی بود.
وقتی سراغ ترجمه میرفتم، گاهی برای یک کلمه دو یا سه اصطلاح علمی مختلف در اینترنت وجود داشت و من تازه شروع میکردم به خواندن مقالههای ترجمهشده و در نهایت پرتکرارترین اصطلاح را انتخاب میکردم.
بعد از اینکه ترجمه نهایی میشد، میدانستم که بچههای امروز، بچههایی نیستند که از کنار هر کلمه و اصطلاحی بهسادگی بگذرند و آن را بپذیرند. مطمئنم وقتی کتاب را بخوانند، بهویژه بچههای علاقهمند به این حوزه، دوست دارند بیشتر درباره آن بدانند و قطعاً جستوجوی بیشتری درباره آن موجود، آن دستگاه دریایی یا آن زیردریایی انجام خواهند داد.
در نتیجه، بعد از اینکه جملهبندیهای خودم را کامل میکردم، خودم را جای مخاطب کودک و نوجوان میگذاشتم و دوباره از صفر در اینترنت جستوجو میکردم و مطمئن میشدم که آن کلمهای که در کتاب وجود دارد، به اندازه کافی عکس و مقاله در اینترنت دارد تا بچهها بتوانند درباره آن تحقیق کنند و چیزهای بیشتری یاد بگیرند.

یکی از ویژگیهای کتاب، همراه کردن خواننده با مراحل جستوجوی دانشمندان است. برای حفظ هیجان و حس ماجراجویی داستان در ترجمه چه نکاتی را در نظر گرفتید؟
برای همراه کردن خواننده با مراحل جستوجوی کتاب، خود کتاب نیمی از راه را رفته بود؛ چون طراحی آن بهگونهای است که دائماً خواننده را برای پیدا کردن جواب سؤالش به صفحات مختلف ارجاع میدهد و در این زمینه خیلی به من کمک کرد.
اما برای ترجمه، نه فقط درباره این کتاب، بلکه درباره هر کتابی که ترجمه میکنم، رده سنی مخاطب را در نظر میگیرم و خودم را جای آن خواننده میگذارم. مدام از خودم میپرسم دوست دارم چه چیزی در کتاب ببینم و چه چیزی بخوانم که هیجانم را بیشتر کند و باعث شود مطالعه را ادامه دهم.
برای همین، گاهی حتی در یک سؤال ساده، سعی میکردم از کلمههایی استفاده کنم که در زبان خودمان هیجانانگیزتر به گوش میرسند؛ به شکلی که کنجکاوی بچهها را تحریک کند.
به نظر شما ترجمه کتابهای علمی برای کودکان و نوجوانان چه تفاوتی با ترجمه آثار علمی برای بزرگسالان دارد؟
به نظر من، ترجمه کتابهای علمی برای هر دو گروه کودک و نوجوان یا بزرگسال میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد؛ اما تفاوت آن در حوزه کودک و نوجوان، ساختارهای علمی و جملههای علمی است که میخواهیم با آنها اصطلاحات علمی را برای بچهها توضیح دهیم.
مهم این است که در کنار در نظر گرفتن اصطلاحات علمی، سعی کنیم جملهبندیهایی داشته باشیم که برای کودکان قابل فهم باشد و در عین حال برایشان جذابیت ایجاد کند تا مایل باشند خواندن کتاب را ادامه دهند.
این کتاب به کودکان نشان میدهد که دانشمندان چگونه سؤال میپرسند، تحقیق میکنند و به کشف میرسند. فکر میکنید چنین کتابهایی چه تأثیری بر علاقهمندی کودکان به علم دارند؟
در مورد تأثیر این کتابها بر علاقهمندی کودکان به علم باید بگویم که بسیار ارزشمند هستند. این مدل کتابها با بچههای امروز که با یک جستوجوی ساده میتوانند جواب همه سؤالهایشان را پیدا کنند، ارتباط خوبی برقرار میکنند.
به نظرم این کتابها به بچهها یاد میدهند که جواب سؤالها همیشه بهراحتی پیدا نمیشوند و همیشه آماده نیستند. گاهی برای رسیدن به پاسخ سؤالهایشان، خودشان باید تلاش و تحقیق کنند، زمان بگذارند و صبور باشند.
این کتابها صبوری را به بچهها یاد میدهند؛ چیزی که شاید فضای مجازی و سرعت اینترنت امروز، بهصورت ناخودآگاه، خلاف آن را در ذهن بچهها القا کرده است.
آن صبری که ما زمانی که مدرسه میرفتیم داشتیم؛ وقتی برای تحقیقات علوم، مطالب را از کتابهای مختلف پیدا میکردیم، کتاب از کتابخانه میگرفتیم، مطالب گوناگون را میخواندیم و در نهایت به یک جمعبندی میرسیدیم، متأسفانه امروز کمتر وجود دارد.
به نظرم وجود چنین کتابهایی به بچهها یاد میدهد که جوابها همیشه در دسترس نیستند. همچنین معتقدم هر چقدر از این کتابها چاپ شود و وجود داشته باشد، باز هم تعدادشان کم است و باید بیشتر و بیشتر شوند.
اگر بخواهید یکی از مهمترین پیامهای این کتاب را برای مخاطبان ایرانی بیان کنید، آن پیام چیست؟
به نظر خودم، مهمترین پیام کتاب چگونگی انجام یک کار گروهی است. با توجه به اینکه یک گروه بزرگ در حال انجام یک تحقیق علمی هستند و بعضی از اعضا دانشمندند و بعضی دیگر افراد فنی هستند که مسئولیت مکانیک زیردریایی را بر عهده دارند، به نظرم کتاب میخواهد به ما یاد بدهد که در یک گروه، علاوه بر اینکه همه در حال انجام یک کار مشترک هستیم، هر کدام وظایف جداگانهای داریم که میتواند بر وظایف دیگران هم تأثیرگذار باشد.
اگر شکستی وجود داشته باشد، برای همه است و اگر موفقیتی حاصل شود، برای همه است. به نظر من، این بزرگترین مفهومی بود که در کتاب دیده میشد.
با توجه به تجربه ترجمه این اثر، چه توصیهای برای مترجمان جوانی دارید که میخواهند در حوزه کتابهای علمی کودک و نوجوان فعالیت کنند؟
چیزی که دوست دارم به مترجمان کتابهای کودک و نوجوان بگویم این است که کتابها را برای کودک درونتان ترجمه کنید. اگر آن کودک به ذوق آمد، هیجانزده شد و کنجکاویاش برانگیخته شد، مطمئن باشید که مسیر را درست میروید و قطعاً بازخوردهای مثبتی خواهید گرفت.
نظر شما