به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «فتح تلآویو در امجدیه» تالیف امیرحسین احمدآبادی در نشر خوب منتشر شده است. گزارش نکات کمتر گفته درباره بازی فوتبال ایران و اسرائیل در جام ملتهای آسیا در سال ۱۳۴۷ است به روایت«فتح تلآویو در امجدیه».
وقتی درباره بازی ایران و اسرائیل در جام ملتهای آسیا ۱۳۴۷ صحبت میشود، معمولاً همه فقط یک چیز را به یاد میآورند؛ گل دقیقه ۸۸ پرویز قلیچخانی و قهرمانی ایران. اما کتاب فتح تلآویو در امجدیه تلاش میکند نشان دهد پشت آن مسابقه تاریخی، داستانهایی وجود دارد که کمتر شنیده شدهاند؛ داستانهایی که باعث میشوند آن بازی را فقط یک مسابقه فوتبال ندانیم.
تیم ملی ایران نماینده احساسات و غرور ملی
یکی از جذابترین نکات کتاب «فتح تلآویو در امجدیه» این است که میگوید مردم برای تماشای مسابقه فقط به خاطر فوتبال به ورزشگاه امجدیه نرفته بودند. در آن دوران، اسرائیل در میان بخش بزرگی از افکار عمومی ایران محبوبیتی نداشت. به همین دلیل مسابقه برای بسیاری از مردم جنبهای فراتر از ورزش پیدا کرده بود. در واقع خیلیها احساس میکردند تیم ملی ایران نماینده احساسات و غرور ملی آنهاست و به همین خاطر فضای ورزشگاه از چند ساعت قبل از شروع بازی کاملاً متفاوت بود. نکته جالب دیگر، هجوم عجیب مردم برای خرید بلیت است. طبق روایت کتاب، تقاضا آنقدر زیاد بود که بسیاری از مردم از شب قبل اطراف ورزشگاه حضور پیدا کردند. بازار سیاه بلیت شکل گرفته بود و بعضی بلیتها چند برابر قیمت واقعی فروخته میشدند. این موضوع در فوتبال ایران آن زمان کمسابقه بود و نشان میداد تب این مسابقه تا چه اندازه بالا رفته است.

از نکات کمتر گفتهشده، ترس و نگرانی مسئولان امنیتی است. آنها نگران بودند که نتیجه مسابقه یا حاشیههای آن باعث ایجاد تنش در شهر شود. به همین دلیل اطراف ورزشگاه نیروهای انتظامی بیشتری مستقر شده بودند. حتی برخی مسئولان تصور میکردند اگر ایران شکست بخورد، واکنش افکار عمومی شدید خواهد بود.
یکی دیگر از بخشهای جذاب کتاب، روایت شایعات پیش از مسابقه است. در روزهای منتهی به بازی، حرفهای زیادی بین مردم میچرخید. عدهای معتقد بودند فشارهای سیاسی ممکن است روی نتیجه بازی تأثیر بگذارد. برخی دیگر درباره داوری یا مسائل پشت پرده صحبت میکردند. بیشتر این شایعات هیچوقت ثابت نشدند، اما کتاب نشان میدهد که فضای جامعه آن زمان تا چه حد ملتهب و حساس بوده است. اما شاید مهمترین نکتهای که کمتر درباره آن صحبت میشود، سختی پیروزی ایران باشد. بسیاری فقط نتیجه ۲ بر ۱ را به یاد دارند، اما فراموش میکنند که ایران بخش مهمی از مسابقه را تحت فشار گذراند. اخراج فریبرز اسماعیلی شرایط را برای تیم ملی بسیار دشوار کرد. در واقع ایران مجبور شد دقایق حساسی را با یک بازیکن کمتر بازی کند. به همین دلیل ارزش آن پیروزی بسیار بیشتر از چیزی بود که در ظاهر به نظر میرسید.
اهمیت جشن پس از مسابقه تقریباً به اندازه خود بازی
کتاب همچنین به نقش بازیکنانی اشاره میکند که زیر سایه گل قلیچخانی قرار گرفتهاند. مثلاً همایون بهزادی، عزیز اصلی و حسین کلانی در جریان بازی نقش مهمی داشتند، اما در حافظه عمومی معمولاً همه چیز به گل نهایی قلیچخانی خلاصه شده است. نویسنده تلاش میکند سهم سایر بازیکنان را نیز برجسته کند. نکته جالب دیگر این است که جشن پس از مسابقه تقریباً به اندازه خود بازی اهمیت داشت. بعد از سوت پایان، خیابانهای تهران پر از مردمی شد که به شادی پرداخته بودند. بسیاری از کسانی که اصلاً داخل ورزشگاه نبودند، در سطح شهر نتیجه را دنبال میکردند. برای نسل آن زمان، این پیروزی فقط یک برد فوتبالی نبود؛ یک خاطره جمعی بود که سالها بعد نیز درباره آن صحبت شد.
شاید جذابترین برداشت کتاب این باشد که گل دقیقه ۸۸ قلیچخانی فقط یک گل نبود. آن ضربه در ذهن بسیاری از مردم به نمادی از پیروزی، غرور و اعتمادبهنفس ملی تبدیل شد. به همین دلیل است که با گذشت دههها هنوز از آن مسابقه صحبت میشود. در نهایت، فتح تلآویو در امجدیه نشان میدهد که بازی ایران و اسرائیل در سال ۱۳۴۷ صرفاً یک مسابقه فوتبال نبود؛ رویدادی بود که ورزش، سیاست، هیجان مردمی، شایعات، احساسات ملی و تاریخ را در هم آمیخت. همین لایههای پنهان و کمتر گفتهشده است که آن مسابقه را به یکی از خاصترین و ماندگارترین بازیهای تاریخ فوتبال ایران تبدیل کرده است.
نظر شما