سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - صدف سرداری؛ شانزدهم خرداد سالروز درگذشت نویسندهای است که که بیشتر با رمانها و داستانهایش شناخته میشود، اما در مقطعی از فعالیت حرفهای خود، یکی از بلندپروازانهترین اقتباسهای تلویزیونی ادبیات معاصر ایران را هم کارگردانی کرد.
نادر ابراهیمی را اغلب با کتابهایی چون «یک عاشقانه آرام»، «بار دیگر شهری که دوست میداشتم» و مجموعه عظیم «آتش بدون دود» به یاد میآورند.
او در روزگاری که اقتباس ادبی در تلویزیون ایران در حال پا گرفتن بود، تصمیم گرفت جهان داستانیای را که سالها در ذهنش پرورانده بود، به تصویر بکشد. نتیجه این تصمیم، ساخت مجموعه تلویزیونی «آتش بدون دود» بود.
آتش بدون دود، مجموعهای هفت جلدی است که کار نوشتن و انتشار آن، قبل از انقلاب شروع و جلد هفتم آن در سال ۱۳۷۱ توسط انتشارات روزبهان تهران منتشر شد.
ابراهیمی درباره این مجموعه نوشته بود: «این داستان را وقتی خیلی جوان بودم، طراحی کردم. در آن زمان، با رؤیای نویسنده شدن – نویسندهای سیاسی و خطرناک - طرح دو داستان بسیار بلند بیآغاز و انجام را ریختم؛ آقاویلرها و قرهلوها. به تعبیری، سپیدزادگان و سیاهزادگان. سالهای قبل از پیروزی انقلاب، بخشهای آشفتهای از آقاویلرها را بسیار خلاصه با نام درخت مقدس چاپ کردم. بعد یک مجموعه تلویزیونی سیوشش ساعته براساس همان درخت مقدس ساختم.»

روایتی از زندگی مردم ترکمن صحرا
«آتش بدون دود» روایتگر زندگی سه نسل از مردم صحرانشین ترکمن از عهد قاجار و پادشاهی ناصرالدین شاه تا پهلوی دوم و حکومت محمدرضا پهلوی است. داستان از اختلافها و رقابتهای تاریخی میان دو طایفه یموت و گوکلان آغاز میشود و در ادامه، به عشق، نزاع، آشتی، تغییرات اجتماعی و برخورد سنت و تجدد میرسد. زبان شاعرانه ابراهیمی به زندگی، این مجموعه را به اثری متفاوت در ادبیات معاصر ایران تبدیل کرد.
همین گستردگی و پیچیدگی، اقتباس از آن را به کاری دشوار تبدیل میکرد. با این حال، ابراهیمی تصمیم گرفت خود پشت دوربین بایستد. حاصل این تصمیم، مجموعهای ۳۲ قسمتی در سه بخش بود که بر اساس سه جلد نخست رمان ساخته شد.
بخش اول با عنوان «گالان و سولماز» به اختلافهای دو قبیله ترکمن میپرداخت، بخش دوم «درخت مقدس» نام داشت و ادامه کشمکشهای نسل بعدی را روایت میکرد و در بخش سوم با عنوان «اتحاد بزرگ»، داستان به آشتی و پیوند میان دو خاندان میرسید.
ساخت چنین مجموعهای در میانه دهه پنجاه خورشیدی، پروژهای عظیم به حساب میآمد. فیلمبرداری در دل ترکمنصحرا انجام شد و گروه تولید ناچار بود ماهها در شرایطی دشوار زندگی و کار کند. تعداد فراوان بازیگران، استفاده از دهها اسب و برپایی اردوگاهی دائمی در دل صحرا، نشان میداد که ابراهیمی برای تحقق رؤیای خود، به کمتر از یک تولید بزرگ رضایت نمیدهد.
در واقع بهطور دقیقتر این سریال «با هزار بازیگر عابر، یکصد و پنجاه بازیگر نقشهای کوتاه، بیست بازیگر نقشهای پایه، ۵۰ اسب تیز تک و یک اردوگاه با ۱۰ دستگاه، ساختمان ۴اتاقه و خیلی چیزهای دیگر، آن هم در وسط صحرای ترکمن با دقیقهای یک هزار و دویست تومان ساخته شد.»
این مجموعه در سال ۱۳۵۲- ۱۳۵۳به کارگردانی «نادر ابراهیمی» ساخته، و در سال ۱۳۵۳- ۱۳۵۴ از تلویزیون ملی ایران پخش شد. پخش سریال با استقبال گستردهای روبهرو و بیش از همه، سبب شهرت ابراهیمی در سرزمین گرگان شد
در کنار بازیگرانی چون محمدعلی کشاورز، جعفر والی، جمشید گرگین، اکبر زنجانپور، مهری مهرنیا، مریم زندی، مهری ودادیان و مسعود ولدبیگی، چهرههای دیگری نیز در این پروژه حضور داشتند. موسیقی تیتراژ سریال با اجرای گروه کر «دختران خاطره» و ترانه «آ سولماز» نیز به یکی از بخشهای ماندگار آن تبدیل شد.
با این همه، آنچه «آتش بدون دود» را از بسیاری تولیدات همدورهاش متمایز میکند، فقط ابعاد تولید یا موفقیت تلویزیونی آن نیست؛ بلکه نوع نگاه کارگردان به محیط کار و مناسبات پشت صحنه است که هنوز هم بر سر آن بحث میشود.
قوانین سختگیرانه کارگردان
قوانین سختگیرانه ابراهیمی در پشت صحنه در آن سالها سروصدای زیادی به پا کرده بود؛ آنهم در سالهایی که فیلمهای موسوم به فیلمفارسی در شرایط متفاوتی ساخته میشد اما ابراهیمی قوانین بسیار متفاوتی برای همه عوامل و بهخصوص زنان و حجاب آنها گذاشت.
سالها بعد، «کیومرث پوراحمد» در مستند «بار دیگر مردی که دوستش میداشتیم» از فضای متفاوت پشت صحنه این مجموعه سخن گفت.
به روایت او، ابراهیمی در زمانی که بسیاری از خانوادهها حضور زنان در برابر دوربین را خوشایند نمیدانستند، نزدیکترین اعضای خانواده خود را به پروژه آورد و همسر، خواهران و بستگانش در این مجموعه حضور یافتند: «آقای ابراهیمی در جهت تطهیر کردن این سینما همسر، خواهران، خواهرزادههایش را آورد در «آتش بدون دود» و نقش اصلی بازی کردند؛ واقعا در جهت تطهیر سینما… به شدت آدم پالودهای بود از هر گونه آلودگی، چون به خصوص آنموقعها به نظر میرسید که تریاک و هروئین و مواد و مشروب و این چیزها انگار جز ابزار روشنفکری بود و آقای ابراهیمی به شدت پرهیز داشت و به شدت مخالف بود.»
آنچه بیش از همه درباره این سریال نقل شده، مقررات سختگیرانهای است که ابراهیمی برای عوامل در نظر گرفته بود. او برای محیط کار خود ضوابطی تعریف کرده بود که در آن دوران غیرمعمول به نظر میرسید. گفتوگوهای دونفره زنان و مردان جدای از جمع و بیرون از تمرین و سر صحنه پذیرفته نبود، نوع پوشش عوامل باید با معیارهای تعیینشده هماهنگ میبود و پوشیدن لباسهای آستین کوتاه و نامناسب برای تمامی عوامل، ممنوعیت داشت. مصرف هرگونه مشروب یا مواد مخدر ممنوع اعلام شده بود. حتی ورق بازی و قمار هم به هر نوع جایی در اردوگاه تولید نداشت.
در همان مستند یادشده «جمشید گرگین»، بازیگر درباره قوانین ابراهیمی میگوید: «این قوانین را در ابتدای قراردادش مینوشت و بعد در کمپ میزد به در و دیوار… این کار باعث رنجش بسیاری از همکاران میشد…»
این قوانین برای بسیاری از افراد حاضر در پروژه خوشایند نبود و اعتراضهایی را به دنبال داشت. برخی آن را محدودکننده میدانستند و برخی دیگر معتقد بودند چنین مقرراتی در فضای تولیدات سینمایی آن زمان سابقه نداشته است. با این حال، ابراهیمی از موضع خود عقب ننشست. او اعتقاد داشت محیط تولید باید از آسیبها و نابسامانیهایی که به باورش در بخشی از سینمای تجاری آن روزگار رواج یافته بود، فاصله بگیرد.
نتیجه اقداماتش و تدابیری که وضع کرده بود، بدون تبعات باقی نماند و با اختلافاتی که بین او و معترضان پیش آمد. در نهایت هم به تهران فراخوانده شد اما او پاسخ مخالفانش را با انتشار متنی با عنوان «یوتوپیای کممشتری» در مجله «تماشا» (وابسته به تلویزیون ایران) داد که نقدی بر فیلمفارسیهای آن دوران هم بود: «درست است که ما اصولی را برای همکاری افراد با گروهمان وضع کردیم که تا آن زمان، نه فقط در سینمای ایران بلکه در سربازخانههای سراسر جهان هم سابقه نداشت! ما خشونت نکردیم؛ خشونت را آن گروههایی میکردند که در طول ساختن فیلمها لااقل چندین چاقوکشی راه میانداختند. آنها که بوی تعفن کارهای نامردانه و خجالت آورشان در سراسر وطن میپیچید.»
با این حال به گفته «مجید حسینیزاد»، تهیهکننده تلویزیون «این درگیریهایی که در سریال به وجود آمد عظمت آتش بدون دود را نتوانست بشکند» و این سریال همچنان پرمخاطب بود.
جدای از جنجالهایی که برای این سریال پیش آمد، اثر ابراهیمی به کارگردانی خود او یکی از مهمترین اقتباسهای زمانه خود است که پیش از انقلاب ساخته شد. امروز، بیش از نیم قرن پس از ساخت «آتش بدون دود»، بخش مهمی از میراث تصویری نادر ابراهیمی کمتر در دسترس مخاطبان قرار دارد.
ابراهیمی علاوه بر آتش بدون دود، ساخت آثار سینمایی و مستند دیگری را هم در کارنامه خود دارد اما «آتش بدون دود» یادآور وجه دیگری از شخصیت اوست؛ هنرمندی که میخواست رؤیاهایش را فراتر از داستانهایش و در قاب تصویر هم بسازد.
نظر شما