دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۷
سیاست خارجی جهادی یا اجتهادی؟

سیکل در این کتاب به این سوال پاسخ می‌­دهد که به راستی جمهوری اسلامی چگونه توانسته در چهار دهه اخیر پس از درگیری و تنش داخلی و خارجی سرپا بایستد؟ او معتقد است که جمهوری اسلامی، نظام سیاسی منحصربه‌فرد و چند بعدی است که توانسته ایدئولوژی انقلابی (به ویژه شیعه‌گرایی و ضدیت با غرب) را با عمل‌گرایی (پراگماتیسم) ترکیب کند

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- شهاب دلیلی،‌ پژوهشگر علوم سیاسی؛ با خروج ترامپ از برجام و آغاز فشار حداکثری به ایران، سلسله اتفاقاتی در سطح منطقه خاورمیانه و بینالملل رقم خورد؛ از حملات به نفتکش‌ها در بندر فجیره (مه و ژوئن ۲۰۱۹) و سرنگونی پهپاد آمریکایی توسط نیروهای ایرانی (ژوئن ۲۰۱۹) تا توقیف نفتکش بریتانیایی توسط ایران در تنگه هرمز (ژوئیه ۲۰۱۹) و حمله به تأسیسات نفتی آرامکو عربستان (سپتامبر ۲۰۱۹) اتفاق افتاد. تصور بر این بود که این اتفاقات نقطه اوج تنش بین تهران و واشنگتن است. با آغاز جنگ دوازده روزه (ژوئن ۲۰۲۵) و عملیات چکش نیمه شب توسط امریکا، ادامه مذاکره میان واشنگتن و تهران در هاله‌ای از اما و اگرها فرو رفت. کار به همینجا ختم نشد و کمتر از نه ماه بعد آمریکا به طور مستقیم وارد جنگ با ایران شد (فوریه ۲۰۲۶). بخش قابل توجهی از تحلیل مسائل خاورمیانه حول این سوال مطرح شد که سیاست در ایران چه ویژگی و بن‌مایه اصلی دارد که جمهوری اسلامی توانسته فردای تمام این رخدادها را ببیند؟ امین سیکل، به عنوان مدیر مرکز مطالعات عربی اسلامی و استاد دانشگاه ملی استرالیا (ANU) در کتاب «خیزش ایران؛ بقا و آینده جمهوری اسلامی»[۱] پاسخ قابل توجهی به این سوال داده است.

امین سیکل در این کتاب به مصائب و مشکلات جمهوری اسلامی ایران در چهار دهه اخیر پرداخته تا نحوه بیرون آمدن از این مشکلات را بیان کند. سیکل در این کتاب به این سوال پاسخ می‌دهد که به راستی جمهوری اسلامی چگونه توانسته در چهار دهه اخیر پس از درگیری و تنش داخلی و خارجی سرپا بایستد؟ او معتقد است که جمهوری اسلامی، نظام سیاسی منحصربه‌فرد و چند بعدی است که توانسته ایدئولوژی انقلابی (به ویژه شیعه‌گرایی و ضدیت با غرب) را با عمل‌گرایی (پراگماتیسم) ترکیب کند و به این طریق در برابر چالش‌های داخلی مانند اعتراضات مردمی، مشکلات اقتصادی، تحریم‌ها و همچنین چالش‌های خارجی مثل جنگ‌ها، تحریم‌های غرب و تنش‌های منطقه‌ای سربلند بیرون بیاید و تابآوری خود را افزایش دهد. سیکل این ترکیب را با مفهومی به نام «جهادی ـ اجتهادی» (jihadi-ijtihadi) توصیف می‌کند. به عقیده او جنبه جهادی (combative) بر مولفه‌های اسلامی و مبارزه با دشمنان خارجی و جنبه اجتهادی (reformist/pragmatic) انعطاف‌پذیر و قائل به اصلاحات و سیاست‌های عملی برای بقا است. به بیان سیکل سیاست دوگانه جهادی ـ اجتهادی در ساختار سیاسی ایران و از آن جمله در سیاست خارجی ایران تجلی رهبر و رئیس جمهور (و مجلس) است. تعادلی پویا و دینامیک میان این دو جنبه برقرار است، به طوری که گاه سیاست خارجی و داخلی ایران به سمت جهادی و گاه به سمت اجتهادی تمایل بیشتری پیدا می‌کنند تا بتواند مخاطرات پیشرو را پشت سر بگذارد. به زبان ساده‌تر سیاست و تصمیم‌گیری در ایران ترکیبی تقابلی – تعاملی پیدا کرده است.

سیکل با بررسی شواهد تاریخی، گزارشهای اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیکی، قدرت مدیریتی ایران در وقایعی مثل جنگ تحمیلی عراق به ایران، خروج از بحران‌های منطقهای مثل جنگ اول و دوم خلیج فارس و بحران سوریه و حتی مقاومت در برابر تحریمهای غرب و دور زدن تحریم‌ها را ناشی از همین ساختار دوگانه جهادی ـ اجتهادی میداند.

سیکل معتقد است که چارچوب دوگانه جهانی ـ اجتهادی ریشه در آراء و افکار بنیانگذار جمهوری اسلامی دارد که ترکیبی دینامیک از «ایدئولوژی انقلابی» و «عمل‌گرایی انعطاف‌پذیر» است. وجه اول به دنبال اسلام سیاسی، مبارزه با دشمنان خارجی (به ویژه آمریکا و اسرائیل) و در کل اولویت دادن به اصول اسلامی و طبعا سیاست خارجی منتج از آن نیز شامل رویکردهای مقاومتی ـ تهاجمی (مثل حمایت از محور مقاومت) است. از سوی دیگر این سیاست وجهی اجتهادی نیز دارد که به پلورالیسم محدود (به تعبیر سیکل پلورالیسم غیر لیبرال)، آزادی نسبی در زندگی فرهنگی و شخصی باور و التزام دارد. سیاست خارجی منتج از این رویکرد عمل‌گرایانه است و از مسیر روابط پراگماتیک با قدرت‌های دیگر (مانند روسیه و چین) به دنبال اصلاحات محدود اقتصادی و سیاسی است. محمود احمدی‌نژاد و ابراهیم رئیسی با رویکرد جهادی و محمد خاتمی و حسن روحانی با رویکرد اجتهادی سیاست خارجی ایران را پیش برده‌اند تا در مجموع ایران از پس تنش‌های داخلی و منطقه‌ای بر بیاید. نکته مهمی که سیکل به آن اشاره دارد، نحوه همراهی دو بعد اجتهادی ـ جهادی است.

به زعم او این دو بعد مکمل یکدیگرند و تعادل پویایی بین آنها برقرار است. این تعادل پویا کلید اصلی برون رفت ایران از بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است. در نتیجه شاهد یک نظام اقتدارگرایی پلورالیستی محدود با رقابت درونی کنترل شده هستیم. به زعم سیکل تاب‌آوری نظام سیاسی ایران در بحران‌های داخلی و خارجی نیز به همین طریق افزایش مییابد. سیکل معتقد است این دوگانه نه نشانه‌ای از تناقض بلکه نشانه‌ای از هوشمندی نظام سیاسی مستقر در ایران است. نظامی که در سایه پلورالیسم غیرلیبرال تعادلی بین رویکرد جهادی ـ اجتهادی ایجاد کرده و پلی میان این دو رویکرد زده و در هر دوره و بسته به هر موضع و موقعیتی یکی را بر دیگری برتری می‌دهد. به بیان سیکل، شبهه در وجود هولوکاست در سیاست خارجی دوره محمود احمدی‌نژاد در برابر امضای برجام در سیاست خارجی دوره حسن روحانی به بارزترین شکل ممکن سیاست خارجی جهادی ـ اجتهادی را نشان می‌دهد. در نمونه‌ای دیگر رویکرد گفتگوی تمدن‌ها در سیاست خارجی دوره محمد خاتمی با تقویت توان موشکی و تقویت محور مقاومت ایران در سیاست خارجی دوره ابراهیم رئیسی نمونه دیگری از سیاست خارجی جهادی ـ اجتهادی در جمهوری اسلامی است.

سیکل در انتها نقد مهمی به ماهیت پلورالیستی غیرلیبرالی جمهوری اسلامی و دوگانه فوق دارد. به زعم او با این که سیاست جهادی ـ اجتهادی در تلفیق با ملی‌گرایی و منابع نفتی توانسته تاب‌آوری ایران در برابر مخاطرات و مشکلات را افزایش دهد، اما تحت تأثیر فشارهای اقتصادی، مطالبات اجتماعی و بحران جانشینی تضعیف خواهد شد. با تمام این اوصاف او بیان می‌دارد که غرب و کشورهای منطقه به تهران به چشم بازیگری موثر در نظم منطقهای نگاه می‌کنند، حتی اگر در ضعیف‌ترین حالت باشد.


[۱] - Amin Saikal (۲۰۲۰) Iran Rising: The Survival and Future of the Islamic Republic. Princeton University Press.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها