سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴
بازدارندگی در سایه یا رویارویی مستقیم؟

شایسته است ولی نصر در ویراست‌های بعدی کتاب، فصلی تازه به این تحولات اختصاص دهد؛ فصلی دربارۀ گذار از «بازدارندگی سایه» به «رویارویی مستقیم» و دربارۀ اینکه برخورد آشکارتر ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا چه اثری بر آینده دولت امنیتی، موازنۀ قدرت منطقه‌ای، اقتصاد سیاسی مقاومت و پایداری داخلی ایران خواهد گذاشت.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)_ حامد کاظم‌زاده: پژوهشگر: کتاب استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی (Iran’s Grand Strategy: A Political History)، فراتر از یک اثر پژوهشی متعارف دربارۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی، تلاشی است برای صورت‌بندی دوبارۀ فهم جهانی از رفتار سیاسی یکی از پیچیده‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین بازیگران قرن بیست‌ویکم. این کتاب که در ماه مه ۲۰۲۵ از سوی انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شد، به‌سرعت توجه محافل دانشگاهی و سیاست‌گذاری را به خود جلب کرد. در داخل ایران نیز دو ترجمه از آن منتشر شد که در میان آنها، ترجمۀ کامل اثر توسط انتشارات نگارستان اندیشه جایگاهی ویژه دارد. ولی نصر در این اثر مأموریتی دشوار بر عهده گرفته است: بیرون کشیدن سیاست خارجی ایران از سیاه‌چالۀ کلیشه‌های رسانه‌ای غرب و نشاندن آن بر کرسی تحلیل تاریخی، راهبردی و نهادی. او استدلال می‌کند که رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی نه محصول جنون ایدئولوژیک، نه صرفاً نتیجۀ الهیات سیاسی شیعی، و نه فقط برآمده از ماجراجویی منطقه‌ای است؛ بلکه حاصل منطقی، تاریخی است که ریشه در قرن‌ها تنهایی تمدنی، دهه‌ها اضطراب امنیتی، تجربه‌های تلخ مداخلۀ خارجی، جنگ، تحریم و محاصرۀ استراتژیک دارد. از منظر نصر، جمهوری اسلامی را باید نه فقط به‌عنوان یک نظام ایدئولوژیک، بلکه به‌مثابه یک «دولت امنیت ملی» فهم کرد؛ دولتی که در آن، مسئلۀ بقا و استقلال بر بسیاری از وجوه سیاست، اقتصاد و جامعه سایه افکنده است.

ولی نصر؛ متفکری در تقاطع دو جهان غرب و شرق

برای درک اهمیت کتاب، نخست باید جایگاه معرفت‌شناختی نویسنده را شناخت. ولی نصر صرفاً یک دانشگاهی با علایق نظری و انتزاعی نیست. او از معدود تحلیل‌گرانی است که هم زبان قدرت در واشینگتن را می‌شناسد و هم روح تاریخ در ایران و خاورمیانه را از نزدیک لمس کرده است. نصر، فرزند فیلسوف نامدار ایرانی، دکتر سیدحسین نصر، با میراث فرهنگی و فکری ایران پیوندی عمیق دارد؛ اما همزمان، به‌عنوان استاد روابط بین‌الملل و رئیس پیشین مدرسۀ مطالعات پیشرفتۀ بین‌المللی دانشگاه جانز هاپکینز، با فضای سیاست‌گذاری ایالات متحده نیز از نزدیک آشناست.

این هویت مرزی به او امکان داده است اثری خلق کند که نه رنگ و بوی توجیه‌گری‌های رسمی داخلی را دارد و نه در چارچوب ایران‌هراسی رایج در بخشی از اندیشکده‌ها و رسانه‌های غربی گرفتار می‌شود. نصر در این کتاب، نقش نوعی «مترجم راهبردی» را ایفا می‌کند؛ کسی که می‌کوشد کدهای امنیتی تهران را برای مخاطبان جهانی رمزگشایی کند و نشان دهد که تصمیمات ایران، حتی آنجا که پرهزینه، سخت‌گیرانه یا تنش‌آفرین به نظر می‌رسند، درون یک منطق تاریخی و نهادی خاص معنا می‌یابند.

بازدارندگی در سایه یا رویارویی مستقیم؟

دگردیسی از انقلاب به دولت امنیت ملی

فرضیۀ اصلی کتاب جسورانه و در عین حال روشنگر است: جمهوری اسلامی مدت‌هاست که از فاز صدور انقلاب به معنای کلاسیک آن عبور کرده و به یک دولت امنیت ملی تبدیل شده است. نصر معتقد است اسلام و تشیع همچنان زبان مشروعیت، هویت و بسیج سیاسی در ایران هستند، اما در بسیاری از تصمیمات کلان، نقش آنها بیشتر در خدمت اهدافی قرار گرفته که ماهیتی ملی، امنیتی و ژئوپولیتیک دارند. از دیدگاه نصر، ایران پس از انقلاب با پارادوکسی عمیق روبه‌رو شد: میل به استقلال حداکثری در جهانی که بر پایۀ وابستگی متقابل، اتحادهای امنیتی، بازار جهانی و نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا بنا شده است. این میل به استقلال، هنگامی که با تجربۀ جنگ ایران و عراق، تحریم‌های طولانی‌مدت، تهدیدهای مکرر نظامی و حضور گستردۀ آمریکا در پیرامون ایران ترکیب شد، به شکل‌گیری نخبگانی انجامید که جهان را از دریچۀ تهدید وجودی می‌نگرند.

در چنین فضایی، استراتژی کلان ایران نه بر پایۀ رفاه اقتصادی، بلکه بر پایۀ بقا، بازدارندگی، خوداتکایی و دور کردن تهدید از مرزهای ملی تعریف شد. نصر نشان می‌دهد که چگونه در جمهوری اسلامی، امنیت نه یکی از حوزه‌های سیاست، بلکه چارچوب مسلط بر سیاست داخلی، اقتصاد، جامعه و روابط خارجی شد.

تبارشناسی تاریخی؛ از صفویه تا کودتای ۲۸ مرداد

کتاب با بازگشتی هوشمندانه به تاریخ آغاز می‌شود. نصر استدلال می‌کند که راهبرد کلان ایران را نمی‌توان بدون فهم «تنهایی ژئوپولیتیک» این کشور شناخت. ایران در روایت او کشوری است که نه عرب است، نه ترک، نه سنی‌مذهب و نه بخشی از بلوک غرب. ایران، جزیره‌ای فارسی‌زبان و شیعی در محیطی عمدتاً عربی، ترکی و سنی است؛ کشوری با حافظۀ امپراتوری، اما گرفتار مرزهای ناامن و محیطی خصمانه پیرامونی.

نصر با ظرافت، میان صفویه، قاجاریه، مشروطه، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، بحران آذربایجان، ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد نخ تسبیحی برقرار می‌کند. از نظر او، ترس از مداخلۀ خارجی در حافظۀ سیاسی ایران حک شده است. قراردادهای گلستان و ترکمانچای، نفوذ روسیه و بریتانیا، اشغال ایران، سرنوشت مصدق و کودتای ۱۳۳۲، همگی در شکل‌گیری ذهنیت امنیتی ایرانیان نقش داشته‌اند.

در این چارچوب، انقلاب ۱۳۵۷ بیش از آنکه صرفاً قیامی علیه مدرنیته یا تجدد غربی باشد، شورشی علیه تحقیر ملی و تلاشی برای بازیابی استقلال سیاسی و شأن تاریخی ایران بر مبنای فقه شیعی بود. این نگاه، تداوم‌های مهمی میان ایران پیش و پس از انقلاب را برجسته می‌کند: جست‌وجوی دولت مقتدر، اضطراب نسبت به نفوذ بیگانگان، و میل به تبدیل شدن به قدرتی تعیین‌کننده در پیرامون ژئوپولیتیک خود.

جنگ؛ کورۀ دولت‌سازی و زایش طبقۀ جدید قدرت

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب، تحلیل جنگ ایران و عراق است. نصر جنگ را نه صرفاً از زاویۀ نظامی، بلکه از منظر جامعه‌شناسی سیاسی قدرت بررسی می‌کند. جنگ، از دید او، کورۀ شکل‌گیری جمهوری اسلامی به‌مثابۀ دولت امنیتی بود. در آن هشت سال، ایران آموخت که نمی‌تواند به نهادهای بین‌المللی، قدرت‌های بزرگ یا حتی بسیاری از همسایگان خود اعتماد کند. حمایت گستردۀ قدرت‌های غربی، کشورهای عربی و اتحاد شوروی از عراق، این برداشت را در تهران تثبیت کرد که ایران در لحظۀ خطر تنهاست.

از دل همین تجربه، دکترین خوداتکایی و مقاومت به رکن اصلی سیاست ایران تبدیل شد. جنگ به جمهوری اسلامی آموخت که بقا در محیطی خصمانه مستلزم ترکیبی از بسیج اجتماعی، اقتصاد مقاومتی، توان موشکی، نهادهای امنیتی قدرتمند و ظرفیت عملیات نامتقارن است. در این میان، سپاه پاسداران نقشی تعیین‌کننده یافت. سپاه از نیرویی انقلابی برای حفاظت از نظام نوپا، به ستون فقرات دولت امنیتی تبدیل شد؛ نهادی که هم در امنیت، هم در سیاست، هم در اقتصاد و هم در سیاست منطقه‌ای حضوری فراگیر پیدا کرد. نصر نشان می‌دهد که نخبگان برآمده از جنگ، نظم بین‌الملل را نه عرصۀ همکاری، بلکه میدان زور، فریب و تهدید می‌بینند. برای آنان، تجربه جنگ نه خاطره‌ای تاریخی، بلکه الگوی زنده‌ای برای فهم جهان امروز است.

ایران و آمریکا در خاورمیانه؛ از خصومت انقلابی تا نبرد ژئوپولیتیک

یکی از محورهایی که در خوانش کتاب نصر اهمیت بنیادین دارد، نسبت جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه است. این نسبت، از همان آغاز انقلاب با بحران سفارت آمریکا، تحریم‌ها و قطع روابط دیپلماتیک وارد مرحله‌ای خصمانه شد، اما در دهه‌های بعد، صرفاً در سطح خصومت ایدئولوژیک باقی نماند؛ بلکه به رقابتی ساختاری بر سر نظم منطقه‌ای تبدیل شد.

از منظر نصر، آمریکا برای جمهوری اسلامی فقط یک قدرت خارجی نیست؛ بلکه نماد نظمی است که ایران آن را عامل محدودسازی استقلال، مهار قدرت و ممانعت از صعود منطقه‌ای خود می‌داند. از سوی دیگر، واشینگتن نیز ایران را بازیگری می‌بیند که با حمایت از نیروهای همسو، نظم امنیتی مورد نظر آمریکا در خاورمیانه را به چالش کشیده است. به این ترتیب، منازعۀ ایران و آمریکا، برخلاف تصور رایج، تنها نزاعی دوجانبه نیست؛ بلکه نبردی بر سر معماری امنیتی خاورمیانه است.

این رقابت پس از حملۀ آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ وارد مرحلۀ تازه‌ای شد. سقوط صدام، یکی از بزرگ‌ترین دشمنان ایران را از میان برداشت، اما همزمان ارتش آمریکا را در همسایگی ایران مستقر کرد. تهران این وضعیت را هم فرصت دید و هم تهدید. فرصت از آن جهت که خلأ قدرت در عراق امکان گسترش نفوذ ایران و تشیع را فراهم می‌کرد؛ تهدید از آن جهت که حضور آمریکا در بغداد، کابل، خلیج فارس و پایگاه‌های منطقه‌ای، ایران را در محاصرۀ استراتژیک قرار می‌داد. پاسخ ایران، گسترش نفوذ در عراق از طریق پیوند با گروه‌های شیعی، شبکه‌های سیاسی، نیروهای شبه‌نظامی و مناسبات مذهبی و اجتماعی بود. از نگاه تهران، اگر آمریکا در مرزهای ایران مستقر شده بود، ایران نیز باید هزینۀ ماندن آمریکا را در منطقه افزایش می‌داد.

همین منطق در سوریه، لبنان و یمن نیز قابل مشاهده است. در لبنان، حزب‌الله به مهم‌ترین بازوی بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل و دول سنی عرب تبدیل شد. در سوریه، حمایت ایران از حکومت بشار اسد فقط دفاع از یک متحد نبود، بلکه حفظ مسیر ژئوپولیتیکی تهران ـ بغداد ـ دمشق ـ بیروت و جلوگیری از شکستن ستون مرکزی محور مقاومت محسوب می‌شد. در یمن، حمایت ایران از انصارالله، در کنار ابعاد ایدئولوژیک و منطقه‌ای، به ابزاری برای فشار بر عربستان سعودی، تهدید مسیرهای انرژی و گسترش ظرفیت بازدارندگی ایران در جنوب شبه‌جزیره عربستان تبدیل شد.

در این معنا، خاورمیانه برای ایران و آمریکا به صحنۀ نبردی چندلایه بدل شد: جنگ مستقیم رخ نمی‌داد، اما جنگ‌های نیابتی، تحریم، خرابکاری، حملات سایبری، فشار دیپلماتیک و رقابت بر سر دولت‌های شکننده جریان داشت. آمریکا با شبکه‌ای از پایگاه‌های نظامی، فروش تسلیحات، ائتلاف با اسرائیل و کشورهای عربی، و فشار اقتصادی بر ایران عمل می‌کرد؛ ایران نیز با شبکه‌ای از بازیگران غیردولتی، موشک‌های بالستیک، پهپادها، نفوذ مذهبی ـ سیاسی و جنگ نامتقارن پاسخ می‌داد.

پرونده هسته‌ای نیز در همین بستر معنا پیدا می‌کند. برای واشینگتن، برنامۀ هسته‌ای ایران تهدیدی علیه رژیم عدم اشاعه و امنیت متحدان آمریکا بود؛ اما برای تهران، این پرونده به نماد حق حاکمیت، استقلال علمی و توان بازدارندگی تبدیل شد. برجام در سال ۲۰۱۵ لحظه‌ای بود که می‌توانست منازعۀ ایران و آمریکا را از مسیر امنیتی صرف به مسیر دیپلماتیک منتقل کند. اما خروج ترامپ از توافق، بازگشت تحریم‌ها و سیاست فشار حداکثری، در نگاه نخبگان امنیتی ایران این باور را تقویت کرد که اعتماد به آمریکا خطاست و تنها قدرت سخت می‌تواند امنیت ایران را تضمین کند.

از همین رو، کتاب نصر کمک می‌کند بفهمیم چرا تهران حضور آمریکا در خاورمیانه را مسئله‌ای تاکتیکی نمی‌داند، بلکه آن را تهدیدی ساختاری برای استقلال و جایگاه منطقه‌ای خود تلقی می‌کند. در مقابل، واشینگتن نیز ایران را مانعی در برابر نظم مطلوب خود می‌بیند؛ نظمی که بر برتری اسرائیل، امنیت انرژی، کنترل مسیرهای راهبردی و اتحاد با دولت‌های عربی استوار است. بنابراین، درگیری ایران و آمریکا در خاورمیانه نه حادثه‌ای مقطعی، بلکه نتیجۀ دو تصور ناسازگار از نظم منطقه‌ای است.

بازدارندگی در سایه یا رویارویی مستقیم؟

دکترین دفاع به پیش و عمق راهبردی

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم کتاب، «دفاع به پیش» است. نصر توضیح می‌دهد که ایران، به دلیل ضعف نسبی در نیروی هوایی، محدودیت در دسترسی به تسلیحات پیشرفته و شکاف عظیم بودجۀ نظامی با آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن، به‌جای رقابت کلاسیک نظامی، راهبردی نامتقارن برگزید.

در این چارچوب، حمایت از بازیگران غیردولتی صرفاً پروژه‌ای ایدئولوژیک یا مذهبی نیست، بلکه بخشی از معماری بازدارندگی ایران است. ایران می‌کوشد جنگ را از مرزهای خود دور کند، تهدید را در نقاط پیرامونی مهار کند، و برای دشمنانش هزینه‌های چندجبهه‌ای ایجاد نماید. لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین در این راهبرد، نه صرفاً میدان نفوذ، بلکه لایه‌های دفاعی محسوب می‌شوند.

نصر این راهبرد را محصول نوعی هوشمندی در استفاده از قدرت نامتقارن می‌داند. ایران با هزینه‌ای بسیار کمتر از بودجه‌های نظامی رقبای خود، توانسته است ظرفیت اثرگذاری منطقه‌ای بالایی ایجاد کند. با این حال، همین موفقیت، ایران را درگیر تعهدات گسترده، دشمنی‌های پیچیده و هزینه‌های فزاینده کرده است.

پارادوکس قدرت و فرسایش؛ بهای سنگین مقاومت

نصر، با وجود توضیح منطق قدرت ایران، از نیمۀ تاریک این راهبرد غافل نمی‌ماند. در فصل‌های پایانی، به‌ویژه در بحث قمار هسته‌ای و بهای مقاومت، او به بن‌بستی اشاره می‌کند که استراتژی کلان ایران با آن روبه‌رو شده است. اولویت یافتن امنیت بر توسعه، موجب شده بخش بزرگی از منابع کشور در خدمت بازدارندگی، سیاست منطقه‌ای و تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها قرار گیرد. تحریم‌های گسترده، تورم، کاهش ارزش پول ملی، مهاجرت نخبگان، فرسایش طبقۀ متوسط و شکاف میان دولت و جامعه، همگی بخشی از بهای این راهبردند. نصر نشان می‌دهد که قدرت منطقه‌ای ایران در تضادی آشکار با ناپایداری داخلی قرار گرفته است.

ایران توانسته در بیرون از مرزهایش ظرفیت اثرگذاری قابل توجهی ایجاد کند، اما در داخل، با جامعۀ جوانی روبه‌روست که بخش مهمی از آن خواهان زندگی عادی، رشد اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی و کاهش تنش با جهان است. از این منظر، پرسش اصلی کتاب فقط این نیست که آیا استراتژی مقاومت موفق بوده است یا نه؛ بلکه این است که آیا این استراتژی می‌تواند در بلندمدت، بدون فرسایش داخلی، تداوم یابد؟

نقد و ارزیابی

نقطۀ قوت بزرگ کتاب نصر در بی‌طرفی تحلیلی و تلاش برای فهم منطق درونی سیاست ایران است. او نه در مقام قاضی می‌نشیند و نه در جایگاه سخنگوی رسمی تهران. ارزش کتاب در آن است که به جای محکوم کردن یا ستایش کردن، می‌کوشد بفهمد و توضیح دهد. با این حال، می‌توان بر کتاب چند نقد نیز وارد کرد.

نخست، کتاب گاه بیش از اندازه بر عقلانیت امنیتی تأکید می‌کند. این تأکید، اگرچه برای مقابله با کلیشه‌های ایران‌هراسانه ضروری است، اما ممکن است نقش ایدئولوژی، باورهای آخرالزمانی، تعهدات انقلابی و سیاست هویتی انقلاب اسلامی را کمرنگ کند. برخی رفتارهای ایران را نمی‌توان صرفاً با منطق مادی امنیت توضیح داد؛ زیرا بخشی از آنها ریشه در نگاه انقلابی، الهیات سیاسی و آرمان‌های فراملی دارد.

دوم، نصر گاه نظام تصمیم‌گیری ایران را منسجم‌تر از آنچه در واقعیت هست نشان می‌دهد. تاریخ جمهوری اسلامی سرشار از کشاکش میان دولت و نهادهای امنیتی، اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان، دیپلمات‌ها و فرماندهان و عمل‌گرایان و ایدئولوگ‌هاست. این تضادها گاه موجب زیگزاگ‌های راهبردی شده‌اند؛ از برجام تا خروج عملی از محدودیت‌های آن، از تنش‌زدایی منطقه‌ای تا تشدید مواجهه با رژیم صهیونیستی و آمریکا.

سوم، کتاب به‌درستی از هزینه‌های مقاومت سخن می‌گوید، اما شاید لازم بود بیشتر به مسئلۀ جامعه، نسل جوان، زنان، طبقات فرودست و بحران مشارکت جمعی در سیاست بپردازد. زیرا هیچ استراتژی کلانی، هر قدر در بیرون موفق باشد، بدون نوعی رضایت یا دست‌کم تحمل اجتماعی در داخل نمی‌تواند پایدار بماند.

جمع‌بندی؛ ضرورت بازخوانی استراتژی در عصر رویارویی مستقیم

در مجموع، استراتژی کلان ایران کتابی ضروری برای هر ایرانی دغدغه‌مند و هر پژوهشگر روابط بین‌الملل است. نصر به ما نشان می‌دهد که ایران امروز محصول تصادف نیست؛ بلکه نتیجۀ برخورد جغرافیای سخت، تاریخی پرتروما، انقلاب، جنگ، تحریم، مداخلۀ خارجی و نخبگانی است که امنیت را برترین فضیلت حکمرانی دانسته‌اند.

اما تحولات ژئوپولیتیک غرب آسیا پس از نگارش کتاب، پرسش‌های تازه‌ای پیش روی چارچوب تحلیلی نصر قرار داده است. تشدید رویارویی ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا، گسترش جنگ در غزه، ضربه خوردن بخشی از محور مقاومت، افزایش حملات مستقیم و عبور تدریجی از جنگ سایه‌ها به جنگ آشکار، نشان می‌دهد که دکترین «دفاع به پیش» وارد مرحله‌ای دشوار و چالشی شده است.

اگر در گذشته، راهبرد ایران بر این اصل استوار بود که جنگ باید در بیرون از مرزهای ایران و از طریق لایه‌های نیابتی مدیریت شود، اکنون درگیری مستقیم بخشی از راهبرد دفاعی است. این گذار، یکی از مهم‌ترین آزمون‌های استراتژی کلان ایران است. پرسش این است که آیا مقاومت همچنان می‌تواند نقش بازدارنده ایفا کند، یا آنکه با فرسایش متحدان منطقه‌ای، فشار اقتصادی و شکاف داخلی، نیازمند بازتعریف خواهد شد؟

از همین رو، شایسته است ولی نصر در ویراست‌های بعدی کتاب، فصلی تازه به این تحولات اختصاص دهد؛ فصلی دربارۀ گذار از «بازدارندگی سایه» به «رویارویی مستقیم» و دربارۀ اینکه برخورد آشکارتر ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا چه اثری بر آینده دولت امنیتی، موازنۀ قدرت منطقه‌ای، اقتصاد سیاسی مقاومت و پایداری داخلی ایران خواهد گذاشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها