سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در مطالعات تاریخ شهری، اسناد و آرشیوها نقشی تعیینکننده در بازسازی حافظه جمعی و فهم روندهای تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایفا میکنند. شهرها تنها از خلال بناها، روایتهای رسمی یا آثار مکتوب منتشرشده شناخته نمیشوند؛ بلکه بخش مهمی از تاریخ آنها در لایههای پنهان اسناد اداری، مکاتبات شخصی، قراردادهای تجاری، قبالهها، وقفنامهها، عکسها و مجموعههای آرشیوی نهفته است. این اسناد بهمثابه ردپای زیست روزمره شهروندان و تجربههای حکمرانی شهری، امکان ترسیم تصویری دقیقتر و چندلایه از گذشته شهرها را فراهم میکنند؛ تصویری که بدون بهرهگیری از منابع آرشیوی، ناگزیر ناقص و گاه یکسویه خواهد بود.
در این میان، اصفهان بهعنوان یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران، از منظر میراث مکتوب و آرشیوی جایگاهی ویژه دارد. این شهر طی قرنهای متمادی نهتنها یکی از مراکز مهم تولید دانش، کتابت و نگهداری نسخههای خطی بوده، بلکه به دلیل جایگاه اقتصادی، اداری و فرهنگی خود، حجم قابل توجهی از اسناد مرتبط با فعالیتهای اجتماعی، تجاری و نهادی را در دل خود شکل داده است. با این حال بخش قابل توجهی از این میراث مکتوب هنوز در آرشیوهای سازمانی پراکنده، مجموعههای خصوصی یا بایگانیهای خانوادگی نگهداری میشود و در بسیاری موارد هنوز شناسایی، فهرستنویسی یا در دسترس پژوهشگران قرار نگرفته است.
در سالهای اخیر توجه به موضوعاتی همچون ساماندهی آرشیوهای پراکنده، دیجیتالسازی اسناد، صیانت از نسخههای خطی و بهرهگیری از منابع آرشیوی در مطالعات تاریخ اجتماعی بیش از گذشته در محافل علمی و فرهنگی مطرح شده است. بررسی وضعیت اسناد تاریخی اصفهان و چالشهای پیش روی حفاظت و بهرهبرداری از این میراث مکتوب، موضوع گفتوگوی خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) با محسنحسام مظاهری، مدیر اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان، چهارمحال و بختیاری و مرکزی) است که در ادامه میخوانید.
اصفهان را معمولاً با بناهای تاریخی و میراث معماری آن میشناسند. از منظر شما آیا میتوان گفت بخش مهمی از تاریخ این شهر هنوز در اسناد و آرشیوها پنهان مانده و کمتر دیده شده است؟
بله، بدون تردید چنین است. اگرچه درباره اصفهان مطالعات تاریخی فراوانی انجام شده و منابع متعددی نیز درباره این شهر منتشر شده است، اما باید اذعان کرد آنچه امروز درباره تاریخ اصفهان میدانیم تنها بخشی از واقعیت تاریخی این شهر است و بخش بزرگی از اطلاعات تاریخی هنوز در حبسِ اسناد منتشرنشده یا کمتر شناختهشده باقی مانده است. حجم قابل توجهی از اسناد مرتبط با تاریخ اصفهان، به ویژه دوره معاصر، هنوز در آرشیوهای مختلف نگهداری میشود و بسیاری از آنها تاکنون مورد مطالعه و انتشار قرار نگرفتهاند. بخشی از این اسناد در آرشیوهای رسمی داخل کشور، از جمله سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نگهداری میشود و بخشی دیگر نیز در آرشیوهای خارجی قرار دارد. افزون بر این، بخش قابل توجهی از اسناد تاریخی اصفهان همچنان در بایگانیهای شخصی، خانوادگی یا سازمانی نگهداری میشوند.
به همین دلیل اگر بخواهیم صادقانه درباره میزان شناخت خود از تاریخ اصفهان سخن بگوییم باید بپذیریم که این شناخت هنوز کامل و جامع نیست. انتشار و بررسی اسناد تاریخی، بهویژه در قالب پژوهشهای اسنادی و انتشار مجموعههای آرشیوی، میتواند نقش بسیار مهمی در تکمیل تصویر تاریخی ما از این شهر ایفا کند.
برخی پژوهشگران معتقدند اگر اسناد تاریخی اصفهان بهصورت نظاممند مطالعه شوند، میتوانند حتی به حل برخی مسائل امروز شهر نیز کمک کنند. این ادعا تا چه اندازه واقعبینانه است؟
به نظر من این سخن کاملاً واقعبینانه است. تاکنون پژوهشگران، دانشجویان و استادان دانشگاه، از این اسناد استفاده بسیاری کردهاند. تعداد قابل توجهی رساله دانشگاهی، کتاب پژوهشی و مقاله علمی در حوزههای مختلفی مانند تحولات شهری، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، ساختارهای اقتصادی یا مدیریت شهری در دورههای مختلف بر اساس اسناد آرشیوی نوشته شده است. با این حال اگر بخواهیم میزان بهرهگیری از اسناد را با ظرفیت واقعی آنها مقایسه کنیم، باید بگوییم هنوز فاصله زیادی میان این دو وجود دارد. یکی از دلایل اصلی این مسئله، نوع نگاه ما به سند است.
در بسیاری از موارد، اسناد صرفاً بهعنوان منابعی برای مطالعه گذشته دیده میشوند؛ یعنی تصور عمومی این است که اسناد تنها برای شناختِ تاریخ گذشته کاربرد دارند. کاربردی که برای پژوهشگران و علاقهمندان تاریخ جذاب باشد، اما ارتباط مستقیمی با مسائل امروز جامعه ندارد.
در حالی که اگر نگاه راهبردی به اسناد داشته باشیم، میتوانیم از آنها بهعنوان منابعی برای فهم تجربههای تاریخی مدیریت و حکمرانی استفاده کنیم؛ فهمی که به کار امروز ما میآید. در آرشیو ملی ایران میلیونها برگ سند وجود دارد که گویای دههها تجربه مدیریتی، اداری و اجرایی کشور است. این اسناد شامل مکاتبات اداری، گزارشها، بخشنامهها، قوانین، تصمیمات مدیریتی و مجموعهای از تجربههای عملی دولت در دورههای مختلف تاریخی است. اگر این اسناد بهدرستی مطالعه شوند، میتوانند نشان دهند که در مواجهه با مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی یا شهری در ادوار مختلف، چه تصمیمهایی اتخاذ شده، چه سیاستهایی اجرا شده و نتایج آنها چه بوده است. بسیاری از مسائل امروز جامعه در واقع تکرار یا بازتولید مسائل گذشته هستند؛ ممکن است شکل آنها تغییر کرده باشد، اما ماهیت آنها مشابه است. در چنین شرایطی مطالعه اسناد میتواند به ما نشان دهد که در گذشته چه راهکارهایی برای این مسائل ارائه شده و چه تجربههایی به دست آمده است. تجارب چند دهه حکمرانی و اداره دولت در این اسناد قابل مطالعه است. بنابراین سند تنها روایتگر گذشته نیست، بلکه میتواند بهعنوان منبعی برای امروز و فردای کشور مورد استفاده قرار گیرد. اگر این رویکرد در مطالعات اسنادی تقویت شود، قطعاً میتوان از ظرفیت اسناد برای کمک به سیاستگذاری در حوزههای مختلف مدیریتی کشور استفاده کرد.

با توجه به اینکه بسیاری از اسناد تاریخی هنوز در خانههای مردم نگهداری میشود، آیا میتوان گفت حافظه تاریخی اصفهان هنوز در آرشیوهای خانگی پنهان است؟
این تعبیر تا حد زیادی درست است. بخش قابل توجهی از اسناد تاریخی مرتبط با اصفهان هنوز در بایگانیهای شخصی و خانوادگی نگهداری میشود و ما حتی برآورد دقیقی از حجم این اسناد نداریم. البته طی سالیان گذشته مجموعههای متعددی از اسناد خانوادگی یا شخصی شناسایی شده و به سازمان اسناد و کتابخانه ملی منتقل شده است. این انتقال گاه بهصورت اهدای دائمی انجام شده، گاه به شکل خرید اسناد از سوی سازمان و در برخی موارد نیز اسناد بهصورت امانی در اختیار آرشیو ملی قرار گرفته است. برای نمونه میتوان به مجموعه ارزشمند و مفصل اسناد مربوط به «تجارتخانه شاهجهانیان» اشاره کرد که یکی از تجارتخانههای مهم و مشهور متعلق به جامعه زرتشتیان اصفهان و یزد بوده است. این مجموعه شامل دفاتر مالی، مکاتبات تجاری، قبوض، براتها و اسناد اقتصادی مرتبط با فعالیتهای تجاری این تجارتخانه است و اکنون در آرشیو اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور نگهداری میشود و حاوی دادهها و مستندات فراوانی از حیات اقتصادی و اجتماعی اصفهان معاصر است.
نظیر این مجموعههای سندی در آرشیوهای سازمان اسناد ملی کم نیست. اما همچنان حجم بزرگی از اسناد تاریخی در بایگانیهای خانوادگی باقی مانده است. دلایل مختلفی نیز برای این مسئله وجود دارد. یکی از مهمترین دلایل، نبود آگاهی کافی درباره نقش و کارکرد سازمان اسناد ملی است. بسیاری از شهروندان ممکن است ندانند که چنین سازمانی وجود دارد یا ندانند که میتوانند اسناد خود را در چارچوبی امن و حرفهای در اختیار آرشیو ملی قرار دهند.
از سوی دیگر برخی تصورهای نادرست درباره نحوه نگهداری اسناد در مراکز آرشیوی نیز وجود دارد. نگهداری اسناد در آرشیوهای حرفهای نیازمند شرایط خاصی است؛ از جمله کنترل دما و رطوبت، تجهیزات تخصصی، دانش آرشیوی و نیروهای آموزشدیده. فراهم کردن چنین شرایطی برای نگهداری بلندمدت اسناد در محیطهای خانگی اساساً امکانپذیر نیست و اسناد در بایگانیهای خانگی در معرض نابودی اند. اگر این آگاهی در جامعه گسترش پیدا کند که آرشیو ملی در واقع حافظه جمعی کشور است و اسناد در آنجا در شرایط استاندارد و با اصول حرفهای حفاظت و نگهداری میشوند و امکان دسترسی پژوهشگران به آنها نیز فراهم میشود، افراد با اطمینان بیشتری اسناد شخصی خود را در اختیار این سازمان قرار خواهند داد.
در حال حاضر بسیاری از سازمانها و ارگانها در اصفهان مانند شهرداری، دانشگاهها، کتابخانهها و مجموعههای خصوصی آرشیوهای جداگانه راهاندازی کردهاند. آیا این پراکندگی مراکز اسنادی میتواند به نوعی گسست در حافظه تاریخی شهر منجر شود؟ آیا ایجاد یک شبکه یا بانک جامع اسناد اصفهان امکانپذیر است؟
منطق تأسیس آرشیو ملی، تجمیع اسناد در یک مخرن واحد، فراگیر، استاندارد و حرفهای است که از انباشت آنها، امکان تجمیع و پردازش و استخراج دادهها و اطلاعات و به تبع آن تکمیل شناخت تاریخی حاصل شود. تعدد مراکز آرشیوی و پراکندگی اسناد در آرشیوهای متعدد درواقع نقض این غرض است و میتواند به نوعی گسست در حافظه تاریخی منجر شود. اگر بخواهم این وضعیت را با یک مثال ساده توضیح دهم، مثل آن است که قطعات یک پازل را در نقاط مختلف پراکنده کنیم. روشن است که تا زمانی که این قطعات یکجا و در کنار یکدیگر قرار نگیرند، تصویر کامل شکل نخواهد گرفت. حافظه تاریخی حکم همین پازل را دارد که با تجمیع و بههمپیوستن مجموعهی اسناد ساخته میشود. در هر یک از مراکز آرشیوی، بخشی از اسناد و مدارک مربوط به تاریخ یک شهر نگهداری میشود و تا زمانی که این مجموعهها در یک شبکه منسجم به هم متصل نشوند، دستیابی به تصویری جامع از تاریخ آن شهر دشوار خواهد بود. سازمان اسناد ملی ایران نیز دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفته است. در اردیبهشت سال ۱۳۴۹ که این سازمان تأسیس شد، یکی از اهداف اصلی آن ایجاد یک مرکز ملی برای گردآوری و نگهداری اسناد بود تا از پراکندگی اسناد در بایگانیها جلوگیری شود و حافظه ملی کشور بهصورت متمرکز و نظاممند حفظ شود.
تعدد مراکز آرشیوی علاوه بر آنکه تصویر تاریخی را ناقص میکند، آسیبهای دیگری نیز به همراه دارد. ازجمله آنکه نگهداری حرفهای اسناد نیازمند دانش تخصصی، تجهیزات استاندارد و نیروی انسانی آموزشدیده است. بسیاری از مجموعههای آرشیوی کوچک یا سازمانی ممکن است چنین امکاناتی در اختیار نداشته باشند و همین مسئله میتواند به تدریج موجب آسیب دیدن یا از بین رفتن اسناد شود.
مسئله مهم دیگر، دسترسپذیری اسناد است. یکی از اهداف اصلی آرشیوها این است که اسناد را در اختیار پژوهشگران و شهروندان قرار دهند. اگر اسناد در مجموعههای پراکنده نگهداری شوند و دسترسی به آنها محدود یا دشوار باشد، عملاً امکان بهرهبرداری پژوهشی از آنها نیز کاهش مییابد.
البته و با این وجود امروز با پیشرفت فناوریهای اطلاعاتی، امکان ایجاد شبکههای آرشیوی و مخازن دیجیتال مشترک فراهم شده است. حتی اگر نسخههای فیزیکی اسناد در مراکز مختلف نگهداری شوند، میتوان از طریق دیجیتالسازی اسناد و ایجاد بانکهای اطلاعاتی مشترک، یک مخزن دیجیتال واحد ایجاد کرد که پژوهشگران بتوانند از طریق آن به مجموعه گستردهای از اسناد دسترسی داشته باشند. تلاش ما در مجموعه سازمان اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور همین است که چنین رویکردی را در اصفهان تقویت کنیم و در همین راستا تعاملات و همکاریهای خوبی با برخی نهادهای مهم شهر داشتهایم. برای نمونه باید به تعاملات مثبتی که در راستای همکاری و همافزایی در حفظ و صیانت از اسناد شهری با شهرداری اصفهان برقرار شده اشاره کنم که خوشبختانه یکی از نتایج آن، مشارکت در دیجیتالسازی هزاران سند تاریخی شهر اصفهان بوده است. تعاملات مشابهی نیز با برخی از دیگر مراکز اسنادی اصفهان داشتهایم. هدف ما این است که حتی اگر امکان تجمیع فیزیکی همه اسناد در یک مکان وجود نداشته باشد، دستکم بتوانیم یک مخزن دیجیتال مشترک از اسناد اصفهان ایجاد کنیم؛ مخزنی که اسناد سازمانی و تاریخی مرتبط با شهر در آن ثبت و فهرستنویسی شود و از طریق آن بتوان تصویری جامعتر از حافظه تاریخی شهر ارائه داد.

برخی پژوهشگران معتقدند بخش قابل توجهی از نسخههای خطی ایران در اصفهان تولید شده است. آیا اسناد و منابع موجود در سازمان اسناد ملی میتوانند تصویر دقیقتری از شبکههای تولید دانش و کتابت در اصفهان تاریخی ارائه دهند؟
اصفهان در دورههای مختلف تاریخی، بهویژه در دوره صفوی، یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و علمی ایران بوده است. وجود مدارس علمی، کتابخانههای بزرگ، کارگاههای کتابت و حضور عالمان و هنرمندان برجسته باعث شد این شهر به یکی از کانونهای اصلی تولید نسخههای خطی تبدیل شود. شمار زیادی از این نسخ البته در طی ادوار گذشته از این شهر خارج شده و در مخازن کتابخانه ملی ایران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، آستان قدس رضوی و بعضاً مجموعههای شخصی نگهداری میشوند. بخشی از نسخههای خطی اصفهان نیز به کتابخانهها و مراکز پژوهشی و مجموعههای خارج از کشور منتقل شده است. اما هنوز شمار بالایی از مخطوطات در کتابخانهها، مدارس علمیه، مراکز دانشگاهی، ارگانها و بایگانیهای شخصی این شهر نگهداری میشود که البته بسیاری اوقات شرایط نگهداری مطلوب و استانداردی ندارند. واقعیت آن است که ما هنوز تصویر و آمار دقیقی از تعداد نسخههای خطی در اصفهان نداریم و یکی از دلایل آن هم همین پراکندگی نسخهها در مجموعههای مختلف است.
بنابراین گام نخست شناسایی و ساماندهی مخطوطات موجود در شهر است که نیازمند همافزایی و همکاری گسترده و ارادهی جدی ارگانهای متولی این امر است. طرحهای بزرگی مانند فهرستگان نسخههای خطی با هدف شناسایی و شناسنامهأارکردن نسخ اجرا شده و در حال تکمیل است. در منطقه اصفهان هنوز کارهای زیادی بر زمین مانده است. چراکه کم نیستند نسخههای خطی که هنوز فهرستنویسی هم نشدهاند. از سوی دیگر باید توجه داشت که نسخههای خطی علاوه بر ارزش فرهنگی و تاریخی، ارزش اقتصادی نیز دارند و همین مسئله گاه مشکلاتی در مسیر ساماندهی آنها ایجاد میکند. بازار خرید و فروش نسخههای خطی، مداخلهگری دلالان نسخ و حتی خروج نسخهها از کشور، از جمله چالشهایی است که در این حوزه وجود دارد. به همین دلیل ساماندهی میراث نسخههای خطی نیازمند همکاری و همافزایی میان نهادهای مختلف فرهنگی و علمی است؛ از سازمان اسناد و کتابخانه ملی گرفته تا کتابخانههای بزرگ کشور، دانشگاهها و مجموعهداران خصوصی.
بسیاری از اسناد شخصی مانند قبالهها، وقفنامهها، نامهها و اسناد بازار میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی روزمره مردم ارائه دهند. از نگاه شما کدام حوزههای تاریخ اجتماعی اصفهان هنوز از منظر اسنادی کمتر مطالعه شدهاند؟
هنوز بخش بزرگی از تاریخ اجتماعی اصفهان از منظر اسنادی مورد مطالعه قرار نگرفته است. ما در بسیاری از پژوهشهای تاریخی بیشتر به زندگی و فعالیتهای شخصیتهای برجسته یا نهادهای رسمی توجه کردهایم، در حالی که تاریخ اجتماعی در واقع روایت زندگی روزمره مردم است. اسنادی مانند قبالههای ازدواج، وقفنامهها، مصالحهنامهها، قراردادهای خرید و فروش، نامههای شخصی، اسناد مربوط به کسبوکارهای کوچک، آلبومهای خانوادگی، کارتهای دعوت، بروشورها، پوسترهای تبلیغاتی و فراوان موارد دیگر، اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره زندگی اجتماعی و فرهنگی یک شهر و مردمانش ارائه میدهند. برای مثال یک آلبوم عکس خانوادگی ممکن است اطلاعاتی درباره نوع پوشش، شیوه زندگی، معماری خانهها یا مناسبات اجتماعی یک دوره تاریخی در اختیار ما قرار دهد. یا یک بروشور تبلیغاتی مربوط به یک مغازه یا کارگاه صنعتی حاوی اطلاعاتی از ساختار اقتصادی شهر و وضعیت معیشتی در یک مقطع زمانی است. در مطالعات جدید تاریخی، توجه به اسناد زندگی روزمره اهمیت زیادی پیدا کرده است. این اسناد به ما کمک میکنند تا تصویر دقیقتری از تجربه زیسته مردم در دورههای مختلف تاریخی به دست آوریم. از این منظر بسیاری از حوزههای تاریخ اجتماعی اصفهان هنوز نیازمند پژوهش اسنادی هستند؛ از تاریخ محلات و بازارها گرفته تا تاریخ فرهنگ عمومی، آیینها، مشاغل سنتی و سبک زندگی شهروندان.
با توجه به گسترش فناوریهای دیجیتال، آیا سازمان اسناد و کتابخانه ملی برنامه مشخصی برای ایجاد آرشیو دیجیتال تاریخ معاصر اصفهان دارد؟
بله، در سالهای اخیر موضوع آرشیو دیجیتال به یکی از محورهای اصلی فعالیت سازمان اسناد و کتابخانه ملی تبدیل شده است و ما در مدیریت منطقه مرکزی کشور نیز بهطور جدی این موضوع را دنبال میکنیم. امروز بخش مهمی از فرایندهای آرشیوی بدون استفاده از فناوریهای دیجیتال قابل تصور نیست. دیجیتالسازی علاوه بر اینکه به حفظ و صیانت از اسناد کمک میکند، امکان دسترسی گستردهتر پژوهشگران را نیز فراهم میسازد. به همین دلیل در سالهای گذشته تلاش شده است بخش قابل توجهی از اسناد موجود در مخازن آرشیوی دیجیتالسازی شود.
در حال حاضر آرشیو دیجیتال مرکز اصفهان در چند حوزه فعالیت میکند. بخشی از این آرشیو مربوط به نسخههای دیجیتال اسنادی است که اصل فیزیکی آنها در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی، چه در اصفهان و چه در تهران، نگهداری میشود. این اسناد بهتدریج اسکن و ثبت دیجیتال میشوند تا امکان دسترسی آسانتر به آنها فراهم شود.
بخش دیگری از آرشیو دیجیتال مربوط به اسنادی است که صاحبان آنها تمایلی به واگذاری اصل سند ندارند، اما مایلاند نسخه دیجیتال آنها در آرشیو ملی ثبت شود. در این موارد سازمان اسناد و کتابخانه ملی فرایند دیجیتالسازی را انجام میدهد و حقوق معنوی صاحبان اسناد نیز محفوظ میماند. این فرصت مغتنمی است، زیرا بسیاری از خانوادهها یا مجموعهداران علاقه دارند اسناد در اختیار خودشان باقی بماند، اما در عین حال مایلاند این میراث در حافظه ملی کشور نیز ثبت شود. آرشیو دیجیتال این امکان را فراهم میکند که بدون انتقال فیزیکی سند، نسخهای از آن برای استفاده پژوهشی و حفاظت بلندمدت ثبت شود.
علاوه بر این، امروز با پدیدهی اسناد ذاتاً دیجیتال مواجه هستیم؛ یعنی اسنادی که از ابتدا در قالب دیجیتال تولید شدهاند، مانند عکسهای دیجیتال، فایلهای متنی، ایمیلها یا اسناد الکترونیکی. این دسته از اسناد نیز بخشی از حافظه تاریخی معاصر ما هستند و باید برای نگهداری و ساماندهی آنها برنامهریزی شود. اگر امروز نسبت به ثبت و نگهداری این اسناد اقدام نکنیم، در آینده با خلأ جدی در مستندسازی تاریخ معاصر مواجه خواهیم شد.

آیا میتوان گفت بخشی از اسناد ارزشمند مربوط به تاریخ اصفهان هنوز ناشناخته مانده یا حتی از کشور خارج شده است؟ اگر چنین خطری وجود دارد، سازمان اسناد چه اقداماتی برای جلوگیری از آن انجام میدهد؟
بله، این مسئله همچنان یکی از نگرانیهای جدی در حوزه میراث مکتوب کشور به شمار میرود. هر سند تاریخی در واقع بخشی از حافظه جمعی یک ملت است و خروج آن از کشور را نمیتوان صرفاً جابهجایی یک شیء یا کالای فرهنگی دانست. وقتی یک سند تاریخی، یک مجموعه آرشیوی یا یک نسخه خطی از کشور خارج میشود، در واقع بخشی از حافظه تاریخی جامعه از دسترس عمومی و پژوهشی خارج میشود. به همین دلیل من معتقدم خروج گسترده اسناد تاریخی را باید نوعی آسیب جدی فرهنگی و حتی نوعی «جنایت فرهنگی» تلقی کرد.
البته همانطور که اشاره کردم، بخشی از این مسئله به ارزش اقتصادی و بازار خرید و فروش اسناد و نسخ تاریخی بازمیگردد. طبیعتاً بسیاری اوقات، خانوادهها یا صاحبان اسناد به دلایل مختلف تصمیم به فروش مجموعههای خود دارند و در این میان دلالان یا واسطهها نیز فعال هستند. مهمترین راهکار در این زمینه، افزایش آگاهی عمومی و تقویت حس مسئولیت اجتماعی نسبت به اسناد تاریخی است. اگر خانوادهها و مجموعهداران توجه داشته باشند که این اسناد صرفاً متعلق به یک فرد یا خاندان نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی کشور محسوب میشود، احتمالاً در تصمیمگیری درباره سرنوشت آنها حساسیت بیشتری خواهند داشت.
ما همواره از صاحبان اسناد درخواست میکنیم که اگر امکان اهدای اصل اسناد را ندارند، دستکم اجازه دیجیتالسازی آنها را بدهند تا نسخهای از این میراث در آرشیو ملی ثبت شود. حتی اگر اصل سند بعدها از کشور خارج شود، وجود نسخه دیجیتال آن در حافظه ملی کشور اهمیت بسیار زیادی خواهد داشت.
با وجود قانونی که دستگاههای دولتی را موظف به انتقال بایگانیهای راکد به سازمان اسناد ملی میکند، آیا همه نهادهای استان اصفهان به این قانون عمل کردهاند یا هنوز مقاومت نهادی در انتقال اسناد تاریخی وجود دارد؟
در این زمینه خلأ قانونی نداریم و مقررات کاملاً روشن است. بر اساس قانون و همچنین مصوبات شورای عالی اسناد، دستگاههای دولتی موظفاند بایگانی راکد خود را در اختیار کارشناسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی بگذارند تا پس از بررسی و ارزشیابی اوراق، آن دسته که مصداق سند بوده و ارزش نگهداری و ثبت تاریخی دارند به سازمان مذکور منتقل شود. بنابراین از نظر حقوقی، تکلیف دستگاهها مشخص است.
اما واقعیت آن است که در عمل این قانون هنوز بهطور کامل اجرا نمیشود. بخشی از مشکل به نبود آگاهی کافی در میان مدیران و مسئولان دستگاهها بازمیگردد. در برخی موارد شاهد بودهایم که مدیران حتی اطلاع دقیقی از وجود چنین سازمانی با چنین مأموریتها و وظایفی نداشتهاند. از سوی دیگر تغییرات مداوم در سطوح مدیریتی دستگاهها نیز باعث شده است که این موضوع نیازمند اطلاعرسانی و پیگیری مستمر باشد. به همین دلیل لازم است قوانین و مصوبات حوزه اسناد بهصورت ادواری و در فواصل کوتاهتر به دستگاهها ابلاغ و یادآوری شود. البته در سالهای اخیر همکاری برخی دستگاهها بسیار مثبت بوده و مجموعههای ارزشمندی از اسناد اداری و تاریخی به آرشیو ملی منتقل شده است، اما همچنان تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله داریم.

برخی کارشناسان معتقدند اگر امروز برای گردآوری اسناد خصوصی اقدام نشود، در دهههای آینده با فقر سندی درباره تاریخ اجتماعی شهرها مواجه خواهیم شد. آیا درباره اصفهان چنین خطری را جدی میدانید؟
بله، این نگرانی کاملاً جدی است و ما نمونههای متعددی از آن را تجربه کردهایم. بارها شاهد بودهایم که پس از درگذشت برخی شخصیتهای فرهنگی، هنری یا علمی، اسناد و دستنوشتههای شخصی آنها پراکنده شده یا از بین رفته است. گاهی خانوادهها از ارزش تاریخی این اسناد آگاه نیستند و بخشی از آنها دور ریخته میشود، گاهی نیز اسناد در اختیار واسطهها و دلالان قرار میگیرد و از دسترس پژوهشگران خارج میشود.
این مسئله فقط درباره مفاخر و شخصیتهای مشهور نیست. تاریخ اجتماعی آینده تنها بر اساس اسناد رسمی دولت نوشته نخواهد شد. بخش مهمی از تاریخ اجتماعی به اسناد زندگی روزمره مردم وابسته است؛ به عکسها، نامهها، دفترچهها، اسناد شغلی، خاطرات و مجموعههای شخصی. اگر امروز برای حفظ این اسناد برنامهریزی نکنیم، ممکن است آیندگان درباره بسیاری از جنبههای زندگی اجتماعی معاصر اطلاعات بسیار محدودی در اختیار داشته باشند. به همین دلیل مسئله فرهنگسازی در این حوزه اهمیت بسیار زیادی دار و رسانهها، دانشگاهها، نهادهای فرهنگی و فعالان حوزه تاریخ و میراث فرهنگی میتوانند نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی درباره ارزش اسناد شخصی و خانوادگی ایفا کنند.
نظر شما