به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، به نقل از ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، نعمتالله فاضلی، انسانشناس و مدرس دانشگاه در یادداشتی به اهمیت کتابخوانی و ضرورت برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید:
«آلبرتو مانگوئل»؛ کتابدار و کتابشناس و نویسنده بلندآوازه آرژانتینی کتاب مشهور و کلاسیکی با عنوان «تاریخ کتابخوانی» دارد. این کتاب با ترجمه خواندنی رحیم قاسمیان در سال ۱۴۰۲ به فارسی ترجمه شده است. او در این کتاب، تاریخ خواندن را مینویسد و برای این کتاب دیدگاه و نظریهای را مطرح میکند که بسیار برای جامعه ما و جامعه بشری ضروری و حیاتی است. البته او از خواندن مفهومی وسریعتر از کتابخوانی در نظر دارد. او مینویسد تمام ما خود و جهان اطراف خود را میخوانیم و تحلیل میکنیم تا دریابیم کی و کجا هستیم. کاری جز خواندن نمیتوان کرد. خواندن کم و بیش همتای نفس کشیدن و از عملکردهای اساسی ماست. برای همین مینویسد بدون خواندن نمیتوانیم دوام بیاوریم. برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران، ترویج کتاب و کتابخوانی و کمک به خواندن در جامعه به هر شکل ممکن و کمک به تنفس کردن و بقای جامعه است.
به ویژه وقتی که فاجعه مثل سیل، زلزله، طوفان، بیماری فراگیر یا مانند امروز جنگ در جامعه است، ما بیش از مواقع عادی محتاج خواندن هستیم. این احتیاج به خواندن ابعاد گسترده و پیچیدهای دارد. سادهترین و آشکارترین وجه آن این است که ما با خواندنهایمان این امکان را فراهم میکنیم که مغزمان بتواند برای لحظاتی دقت کردن، توجه کردن، تمرکزکردن و از این راستا فعال بودن، خلاق و مولد بودن را تجربه کند. در شرایط فاجعه، انسانها نیازمند راهبردهایی برای تقویت سلامت مغزشان هستند.
پرفسور «ماریان ولف» در کتاب «آهسته بشتاب» از منظر علوم شناختی وعلوم اعصاب نقش خواندن به ویژه عمیق خواندن در سلامت مغز و پیشگیری از بیماریها و آسیب دیدن نرونهای مغز را به خوبی به کمک آزمایشهای علمی دقیق نشان داده است. من نیز در کتاب «الفبای زندگی» در این زمینه پژوهشهایی که در جهان و ایران شده تا حدودی مرور کردهام. اما در موقعیت جنگ و فاجعه خواندن برای جامعه هم درست مانند برای مغز تک تک افراد همین کار پیشگیری از اضطرابهای جمعی و آشفتگی اجتماعی را میتواند انجام دهد. جامعه خوانا و نویسا جامعهای توانمند است.
وقتی ما متنها را بخوانیم اگر این خواندن همگانی باشد در حرکت و جنبش جمعی برای توانمندسازی جامعه مشارکت میکنیم. متن، ساختاری منطقی، معقول، مستقل و دور از هیجانات گوناگون تدوین میشود. درعین حال که متنها دارای لذت هستند، اما هرمتن ما را به تفکر منطقی و نقادانه فرا میخواند. از این لحاظ جامعه می آموزد که چگونه در مواجهه با فاجعه، جنگ و بحران بیشترین استفاده از توانش خلاقه مغز استفاده کند.
در کتاب «الفبای زندگی» این نکته را هم با شرح و تفصیلهای گوناگون آوردهام که جامعه خوانا و نویسا حتی در هنگام فاجعه میتواند راهی برای رهایی و رستگاری پیدا کند. خواندن کمک میکند تا به ویژه در هنگام جنگ و فاجعه طرحی از جامعه در موقعیت پسا فاجعه و پساجنگ در ذهن جمعی و جامعه شکل بگیرد. متنها، ذهن جامعه هستند. خواندن متنها کمک میکند تا نقشه مفهومی جامعه پساجنگ و پسافاجعه شکل بگیرد.
«لارنس جی ویل» و «توماس جی کامپانلا» کتابی پژوهشی گردآوری کردند با عنوان «شهر از نو» با عنوان فرعی «شهرها با کدام روایت از پس فاجعه بر میآیند» است. آنها چندین دانشمند و محقق را به خدمت گرفتند تا نشان دهند شهرهای جنگ زده، سیل زده و فاجعه زده مانند نیویورک، برلین، گرنیکا در اسپانیا، ورشو در لهستان و برخی شهرهای دیگر چگونه توانستند بعد از آتش سوزی، جنگ، سیل، زلزله و فاجعه خود را نوسازی کنند. شهرهایی که این دانشمندان تحلیل کردند در نتیجه فاجعههای بزرگ، بخش عظیمی از هستی خود را از دست دادهاند. نکته ظریف و مهم که دانشمندان و محققان این مجموعه نشان دادند
این است که در تمام این فاجعههای بزرگ چیزی که این شهرها را نجات داده است، تخیل روایی است. منظور آنها این است که مردمان این شهرها در حین فاجعه، روایت یا قصهای از شهر و آینده شهرشان برای هم خلق کردند. این قصه یا روایت به آنها کمک کرده تا امیدی برای آینده شهرشان خلق کنند یا رویایی برای آینده خود ساختند. این امید و رویا از راه گفتوگو، نوشتن و خواندن ساخته میشود.
وقتی که مردمان کشور و شهری یا ایران در همین جنگ از راههای گوناگون گفتوگو را تمرین کنند و با خلق تخیل روایی سازنده و امیدبخش تصور جمعی از فردای کشورشان بیافرینند که آنها را انگیزه، امید و نوید دهد. امید و نویدی که به آنها میگوید هرچیزی که ما را نابود نکند، ما را قویتر میسازد. این امید، نوید، رویا و تخیل روایی از منابع گوناگون سرچشمه میگیرد. اسطورهها یکی از منابع ما برای رهایی از فاجعه هستند.
اسطورهها را در آیینها، مناسک، منابع مکتوب و کتابها مییابیم. کتاب «اسطورهشناسی هنر» نوشته اسماعیل گزگین که بهروز عوضپور آن را ترجمه کرده است. او در این کتاب نشان میدهد که چگونه اشکال گوناگون اسطورههای ایرانی و اسطورههای جهان مانند گیلگمش، هرمس و... که ما انسانها و ایرانیها الهامبخش ایدههایی برای پایداری، تابآوری و در عین حال ساختن جامعه بودند.
کافی است انبوه کتابهایی را که در زمینه جنگها و فاجعهها نوشته شده، بخوانید. بنابراین ترویج خواندن مشارکت در فرایند ساختن جامعه است. طراحی نقشه مفهومی آینده است. برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب راهی برای کمک به بقای جامعه و حتی مهمتر از آن راهبردی برای بهینهسازی و بهرهوری جامعه از فاجعه است. جنگها اگرچه ویرانگر هستند و کشتارهای جمعی را بر بشریت تحمیل میکنند، اما جنگها فرصتهایی برای تولید و آفرینشگری هم هستند.
در یاداشتهایم از کتاب «فراجامعه» اثر انسانشناس و مورخ «پیتر تورچین» این را آوردهام که تورچین دههزار سال جنگها را مطالعه میکند و نشان میدهد انسانها در این ده هزار سال جنگ توانستهاند جنگ را مولد کنند و ویرانی آفرینشگر بسازند. راههایی گوناگونی برای ویرانی آفرینشگر وجود دارد. تورچین نشان میدهد در جنگها سازمانها و افراد به جنب وجوش میافتند. جنگ، جامعه را وادار به بسیج همه منابع خود میکند. جنگ ما را به موقعیتی میکشاند که فراتر از امکانهایمان بیافرینیم. تورچین نشان میدهد براساس ده هزار سال جنگ یا جنگها چیزی که او آن را ویرانی آفرینشگر میداند به دلیل همکاری، همراهی و همدلی جمعی اتفاق میافتد. نفس همدلی، همکاری و همراهی جمعی خود بزرگترین مصداق ویرانی آفرنشگر است. اما چگونه این همراهی و همدلی رخ میدهد؟ یکی از مهمترین آن تعامل، گفتوگو و خلاق کردن زبان است.
جامعه فاجعهزده و جنگزده اگر بتواند گفتوگوهای خلاق و زبان سازندهای در جنگ بیافریند میتواند بهترین همکاری و همدلی را تجربه کند، اما چگونه زبان سازنده، مفاهیم محکم و اندیشه خلاق در جامعه فاجعه زده و جنگ زده شکل میگیرد؟ گمان میکنم با تاملی اندک همه ما بتوانیم به این نتیجه برسیم که برای جامعهای که سواد همگانی در آن بالا است و ۲۲ میلیون دانشآموخته و دانشجو دارد و هزاران مرکز آموزشی، پژوهشی، علمی، فرهنگی و دانشگاهی در آن فعالیت میکند و رسانههای جمعی نویسندگان و خالقان فرهنگ در آن فعالانه حضور دارند. در چنین جامعهای خواندن و نوشتن از اصلیترین راههای خلق مفاهیم محکم و مهمتر از آن کاربست و استفاده از این زبان و مفاهیم محکم است.
بنابراین ما نه تنها باید برای خواندن تلاش کنیم، بلکه مهمتر از آن برای خواندن جمعی و همگانی باید بیشترین تلاش را انجام دهیم. خواندن همگانی نیازمند دسترسپذیر کردن کتابها و متون است. نمایشگاه مجازی کتاب در موقعیت جنگ، فضاهای نه تنها مقاومت و تابآوری بلکه فضاهای امید و ساختن جامعه پساجنگ هستند. نهم اسفند ۱۴۰۴ که آمریکا و اسرائیل به ایران تجاوز کرد من بر آن شدم که در مقام معلم و مولف ایرانی سربازی برای ملت ایران باشم. یادداشتی نوشتم با عنوان «من سربازم». طبیعی است که نظامی نیستم و آشنایی با علوم و فنون نظامی ندارم، اما میتوانم با قلم همان کاری را برای دفاع از ایران کنم که سربازان، سپاهیان و ارتشیان انجام میدهند و با خواندن میتوانم از ایران عزیز دفاع کنم. این بود که تمام این روزها تا امروز که دو ماه از این تجاوز میگذرد، هر روز کتابهایی خواندم و هر روز جستارکی نوشتم و در فضای شبکههای اجتماعی آنها را تقدیم مردم ایران کردم.
امیدوارم که نمایشگاه مجازی کتاب امسال فرصتی باشد تا همه با هم اندیشههای نو، زبان مشترک و فضای امید برای ساختن ایران پساجنگ را پیدا کنیم. کتابهایی که این روزها ممکن است به ما کمک کند، رمانها و کتابهای تاریخی هستند که تجربه ملتها و بشریت در زمینه جنگها را بیان میکنند. کتاب «انسانیت؛ تاریخ اخلاقی سده بیستم» نوشته «جاناتان گلاور» ترجمه افشین خاکباز، کتاب «تاریخ طبیعی ویرانی؛ جستارهایی در باب تاثیر جنگ بر هنر و ادبیات» نوشته «وینفرید گئورگ زیبالد» ترجمه فرزام امین صالحی یا انبوهی از کتابها که تجربههای بشریت درباره جنگ را میگویند.
مثل کتاب «تاریخ فشرده جنگ، از شکارچی- خوراکجویان تا ابرقدرتهای هستهای» نوشته «گوئین دایر» ترجمه سهند سلطاندوست و کتابهایی که ما را کمک میکنند تا آشتی و دوستی را گسترش دهیم. مثل «هزینههای تمدنی نادوستی» نوشته «مایکل اچ میتیاس» ترجمه محمد هادی طلعتی یا کتاب «هزینههای نجومی نادوستی» که استاد محمد جعفر امیر محلاتی آن را گردآوری کرده است. کتاب «انتخاب جنگ؛ چرا دموکراسیهای نوظهور به سوی جنگ میروند» با ترجمه قربان عباسی. کتاب «جنگها چگونه ما را تغییر دادند؟» نوشته «مارگارت مک میلان» مورخ برجسته کانادایی. همچنین پیشنهاد میکنم که کتاب «با هم بودن، آئینها، خرسندیها و سیاست همکاری» نوشته جامعهشناس بزرگ و برجسته آمریکایی «ریچارد سنت» را هم بخوانید.
رسانهها همیشه باید کمک کنند تا مردم کتابهای خوب را بشناسند و خوب خواندن را یاد بگیرند و اهمیت خواندن در موقعیتهای جنگ و فاجعه را به مردم نشان دهند. اینکه چگونه خواندن راهی برای بهتر زندگی کردن و راهی برای نجات از فاجعهها است و اینکه به مردم کمک کنند تا هر کس میتواند راهی برای کمک به دیگری در راه خواندن پیدا کند. با با هدیه دادن کتاب یا معرفی یک کتاب یا با تشکیل یک گروه در شبکههای اجتماعی همه باید خواندن را در این روزها ارتقا دهیم.
نظر شما