به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب (ایبنا) در کاشان، اظهار کرد: مدیرعامل موسسه فرهنگی، اجتماعی «این روزها» کاشان در آیین شب «علی رضاقلی» در فرهنگسرا مهر کاشان گفت: ورود به دنیای مدرن، نیازمند رفتار مدرن است که در سه حرکت بروز و ظهور پیدا میکند. اول، حرکت از خاص گرایی به عامگرایی در انتخابها و تصمیمگیریهاست.
محمد عقیقی گفت: حرکت دوم، دست برداشتن از تقدیرگرایی و تسلیم آینده محتوم و حرکت به سمت خردگرایی و ارتقای کیفیت در مدیریت است.
وی افزود: حرکت سوم نیز، توجه به مدرنگرایی و حذف سنتهایی است که تاثیر مخرب بر زندگی شهروندان دارد. حذف سازمانها و قانونهایی که امروز مانع از تسهیل در مدیریت جامعه است و ایجاد ساختارهایی اثربخش و کارآمد، قانون شفاف، شایسته سالاری و پرهیز از روابط قومی و قبیلهای است.
عقیقی تاکید کرد: اداره جامعه به وسیله نهادها، مهمترین راهکار برای توسعه جامعه است. نهادها، ساختارها و سیستمها، رفتارهای اجتماعی را تنظیم کرده و قوانین را اجرا میکنند و نقش مهمی در شکلگیری هنجارها و حل اختلافات دارند.
با واردات مبانی نظری اندیشه، نمیتوان برای مدیریت ایران برنامه نوشت
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: مرحوم رضاقلی، در زندگی خود، فراز و نشیبهای زیادی را تجربه کرد. از شاگرد نجاری تا راننده تاکسی، از تحصیل رشته علوم سیاسی در دانشگاه تهران تا جامعه شناسی در دانشگاه سوربن، از فرمانداری پاوه تا معاون وزیر همه آنها زمینهای شد که زندگی مردم را درک کند.
رسول رئیس جعفری افزود: رضاقلی در زمان حیات خود فقط سه کتاب منتشر کرد اما بخش زیادی از آثار او هنوز چاپ نشده است و کتاب «پوینده مردی به راه» بخشی از زندگی و زمانه اوست که در سال آخر حیات او منتشر شد.
وی اظهار کرد: عمر رضاقلی اگر کوتاه بود اما از لحاظ عرض، عمری با عزت داشت. کتاب «اندیشه بیخانمان» بخشی از مقالات رضاقلی در خصوص بومیسازی علوم انسانی است زیرا معتقد بود که با واردات مبانی نظری اندیشه نمیتوان برای مدیریت ایران برنامه نوشت و اجرا کرد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: یکی از غفلتهای بزرگ، بعد از راهاندازی دانشگاه، این بود که متون کلاسیک مهم تاریخی و سیاسی به دانشگاه ادبیات رفت در حالی که آنها ماهیت مربوط به علوم سیاسی، تاریخ و علوم اجتماعی داشتند.
وی خاطرنشان کرد: شاهنامه فردوسی برای پاسداشت زبان فارسی نبود بلکه یک متن کلاسیک درحوزه علوم سیاسی و تاریخی است. آنجا که در مقدمه آن آمده است «بپرسیدشان از کیان جهان، وزان نامداران فرخ مهان/ که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار بگذاشتند» و این سوالی است که نهادگراها به دنبال جواب آن هستند.
رئیس جعفری با اشاره به درس گفتارهای شاهنامه گفت: رستم، به جنبه پهلوانی معرفی شده است اما به نظر رضاقلی، رستم یک انسان کامل شاهنامه است که هم زورمند و هم خردمند است. هم نمونه وطنپرست است و هم از نیازمندان دستگیری می کند و بزرگی مثل مولانا، در بیت « شیرخدا و رستم دستانم آرزوست» رستم را انسانی کامل می داند.
وی با اشاره به اهمیت مطالعه تاریخ افزود: تاریخ برای وقایع نگاری و سرگرمی نیست بلکه تاریخ را برای عبرتآموزی میخوانیم. بایدها و نبایدهای رفتاری را میتوانیم به عنوان راهکارهایی از دل مطالعات تاریخی استخراج کنیم و کتاب « توسعه و تلههای تاریخ» آخرین اثری است که رضاقلی چاپ شده است.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: رضاقلی کلیله و دمنه هم فراتر از کتاب ادبیات، یک متن تاریخی است که راهنمایی برای رسیدن به توسعه است و تاکید میکند که حتی برای خراب کردن هم نیاز به نقشه داریم. تاریخ کشور، نقشه «چون ساخت» (As Built) یک کشور است که وضعیت واقعی جامعه را نشان میدهد و متاسفانه پژوهشگران خارجی مثل خانم لمپتون بهتر از ما تاریخ ما را می شناسند.
رئیس جعفری تصریح کرد: رضاقلی، تمام وجودش را برای ایران گذاشت تا سنگی روی سنگ بگذارد. دایم در حال خواندن و نوشتن و گفتوگو بود تا ما یاد بگیریم که باید اندیشهای تولید کنیم و به جای جابجا کردن افراد، باید نهادها را اصلاح کنیم.
رضاقلی، نهادگرایی را در توسعه و عقبماندگی جامعه موثر میدانست
حسین راغفر، پژوهشگر نیز گفت: نهادگرایی، علت توسعه یا عقب ماندگی کشورها را در چهار حوزه مطالعه میکند که اولین آن جغرافیا است. رودخانهها، امکان تجارت و ظرفیت سرمایهگذاری را بیشتر میکنند که وضعیت کره شمالی و جنوبی این مورد را نقض میکند زیرا جغرافیای یکسانی دارند اما عملکردشان متفاوت است.
وی افزود: فرهنگ نیز یکی از علتهای توسعه یافتگی کشورها تلقی میشود. در بعضی کشورها، مردم سختکوش، کم مصرف، سرمایه گذار و آینده نگر هستند اما این نظریه هم با توجه به شرایط کشورهای کره جنوبی و شمالی یا کالیفرنیا و مکزیک با فرهنگ مشابه و عملکرد متفاوت، از جمله موارد نقض این فرضیه است.
راغفر خاطرنشان کرد: نهادها، چهارمین عامل توسعه یافتگی است. نهادهای رسمی، شامل قانون و مقررات است که رفتار جامعه را تنظیم می کند و هزینههای جامعه را کاهش میدهد و یا نهادهای غیررسمی مثل هنجارها و ارزشها است که رضاقلی به این عامل دوم توجه داشته و نقش آنها را در توسعه و عقبماندگی موثر میدانست.
وی تصریح کرد: باورهای کجی در جامعه است که تغییر آنها نیازمند زمان است و لازمه آن شناخت این نهادها است و دانش و آگاهی در مورد نهادها نقش کلیدی دارد و رضاقلی، در کتاب «توسعه و تله های تاریخی» یکی از علل کاستیهای مسیر توسعه و راه غلبه بر موانع موجود کشور را فقدان پایههای نظری می داند.
این اقتصاددان نهادگرا گفت: استعمار در توسعه یافتگی نیز نقش موثری دارد. علت اینکه میراث مصلحان بزرگی مثل مصدق، شهید بهشتی و عالی نسب در تاریخ معاصر به ثمر نرسیده، یک پرسش جدی است که نبود استمرار و پایداری نهادها یکی از جوابهای آن است. آنها در دوران تلاش خود با تهدیدها و فشارهای گسترده روبرو بودند که یک تشکل حول آنها شکل نگرفت تا اندیشه آنها تداوم داشته باشد.
وی افزود: پراکندگی مصلحان، یکی از عواملی است که اندیشه آنها تداوم پیدا نکرد. کشور ژاپن صاحب ۱۲۰ هزار بنگاه است که بیش از یک قرن فعالیت دارندکه نشانه تداوم و ثبات نهادهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در این کشور است که برای نسلهای آینده می سازد.
راغفر اظهار کرد: یکی از کاستیها در مسیر توسعه، نبود بنیانهای نظری است و به اعتقاد رضاقلی، نمیتوان تنها در یک اتاق نشست و نظریهپردازی کرد و او در زندگی خود، هم با طبقات پایین زندگی کرد و هم در پستهای بالای اجتماعی قرار گرفت که سبب شد تا درک درستی از واقعیتهای جامعه در سیاستگذاری داشته باشد.
وی تصریح کرد: یکی از دستاوردهای تاریخی ایران که فرهنگ ایرانی را متمایز می کند، پدیده ناخودآگاه جمعی و شکل گیری آن است. اسطورهها، بخش بزرگی از ناخودآگاه جمعی ما را میسازد و رستم یک شخصیتی است که نماد اخلاق، کمک به محرومان و دفاع از وطن است و علت اصلی توجه رضاقلی به نقش اسطورهها، تاثیر آنها و واقعیتهای زمان آنها است .
استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا خاطرنشان کرد: بعد از اسلام هم شخصیتهای دینی ما مثل حضرت رسول(ص) به عنوان نماد رحمت، امیرالمومنین(ع) به عنوان نماد مردانگی و حماسه عاشورا که نمادهای واقعی هستند و تلفیق آنها، فرهنگ ایرانی – اسلامی را ساخته که منحصربه فرد است.

وی گفت: ما پیشینه تاریخی هفت هزار ساله داریم. تاریخ، فقط گذشته نیست، بلکه تلهای است که حال و آینده را در بند خود دارد. رضا قلی معتقد است تصمیمات و ساختارهایی که در قرنها پیش در ایران شکل گرفتهاند، مسیری را ایجاد کردهاند که تغییر دادن آن بسیار دشوار است و این ساختار تاریخی، بزرگترین تله برای توسعه مدرن است.
راغفر با اشاره به جنگ تحمیلی افزود: نویسندهای مثل نوح هراری، میگوید که حمله به ایران یک اشتباه بزرگ بود. ایران را نمیتوان محو کرد زیرا ایران یک دولت – ملت نیست بلکه به تعبیری DNA تمدن بشر است و یک دولت – تمدن است و با تخریب آن، تمدن در جهان پایان میپذیرد.
تجلیل از بزرگان کشور، بعد از فوت آنها، یکی از نقصهای ماست
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی گفت: تجلیل از بزرگان کشور، بعد از فوت آنها، یکی از نقصهای ما است. بزرگانی بینظیری که حتی اسم آنها را در زمان حیاتشان نمیشنویم و رضاقلی، یکی از این بزرگان بود.
فرشاد مومنی اظهار کرد: استاد فقید «رضاقلی»، کانونهای اصلی توسعه و اضمحلال در ایران را بیش از معاصران خود فهمیده بود و تمام عمرش را روی آن گذاشت اما چون آن دانشها که باعث نجات ایران است مورد تقاضای زیادی در سطح حکومت و جامعه ندارد قدر او زمانی دانسته میشود که اهمیت آن موارد مورد تاکید او مورد توجه قرار بگیرد.
وی افزود: هیچ فرهنگی در دنیا ایستا و یکپارچه نیست و مهم این است که نظام پاداش دهی برای کدام است و تنبیه برای کدام است. رضاقلی درمیان همعصران خود به لحاظ سختکوشی و اخلاص در تراز دکتر شریعتی بود.
وی تاکید کرد: مسائل ایران را از منظر نهادگرایی بهتر میتوان شناخت و رضاقلی خیلی تلاش کرد با یک تلاش عالمانه و روشمند، بزنگاههای اصلی را برای ما روشن کند. اگر ارتقای اندیشه تحلیلی و انتقادی در ایران رخ ندهد، محال است که توسعه اتفاق بیفتد و این فقر گسترده از بین برود. او معتقد بود که باید جایگاه فلسفه علم و روششناسی در نظام آموزشی کشور خیلی ارتقا پیدا کند چیزی که الان ردی از آن نمیبینیم.
این اقتصاددان نهادگرا تصریح کرد: یکی از چیزهایی که رضاقلی به آن تاکید میکرد، تاریخ بود. تاریخ، مخزن الاسرار حکمتهای برملا کننده فراز و فرودها در عملکرد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است اما نگاه به تاریخ در نظام آموزشی ما جایگاه خاصی ندارد.
وی گفت: یکی از چیزهایی که باعث شد رضاقلی عاشق دستگاه نهادگرایی شد، اینکه نهادگراها روشمندترین دیدگاه را راجع به اینکه سیاست از اقتصاد و اقتصاد از سیاست نمیشود جدا کرد. در جامعهای که با بحران شفافیت روبرو است، با یک دستکاری واقعیت روبرو هستید. دسترسی به اطلاعات گزینشی است. دسترسی طبقهبندی به اینترنت به صلاح جامعه نیست. نگاه اقتصاد سیاسی یک نگاه غایت نگار است.
وی خاطرنشان کرد: رسانههای فارسیزبان، در زمان تجاوز به ایران، تلاشهای پرهزینهای برای مهندسی تاریخ در راستای منافع خاص کردند. اگر ما روایت خود را مکتوب نکنیم، پژوهشگران منصف و صادق در آینده به واقعیت دسترسی نخواهند داشت و واقعیت عوض خواهد شد.
مومنی گفت: آینده پژوهان دنیا گفتهاند که قرن ۲۱ جنگ اصلی جنگ شناختی است و بین روایتهای متفاوت از یک واقعه است و در این روایتهای پرشمار به تفکر انتقادی نیاز داریم تا واقعیت را بشناسیم. نظام آموزشی ما حافظه محور است و در ادبیات توسعه معتقدند که نظام مبتنی بر حافظه، خلاقیتکش و ضد توسعه است و رضاقلی، رفتارها، تصمیمها و منابعی که بنا به ملاحظات معرفتی و منفعتی اتفاق میافتد را تله تاریخ میداند که بر خلاف مصلحت مردم است.
وی افزود: ادبیات فارسی، یکی از مخزن الاسراری است که ایرانیها از آن غفلت کردهاند. ادبیات برای سرگرمی نیست بلکه در تراز تاریخ و فلسفه علم، میتواند آگاهی ما را افزایش بدهد و باید با یک نگاه عالمانه به آن برگردیم.
این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: شاهنامه، اثر فردی فردوسی نبود بلکه محصول یک کار تیمی متخصصان و میان رشتهای با یک برنامه پژوهشی برای رمزگشایی از علل توسعه یافتگی و عقب ماندگی ایران از پیشاتاریخ تا دوره فردوسی بود.
وی تصریح کرد: ظرفیتهای کلیدی مادی و انسانی برای توسعه ایران فراهم است اما چرا رخ نمیدهد زیرا در نظام پاداشدهی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، زور رانت و حقهبازی از زور علم و صداقت بیشتر است و اگر ما عالمانه فهمیدیم و هویت جمعی پیدا کرد، آنگاه آن را علاج خواهیم کرد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از باورهای ایرانیان، تنهایی است و با این باور، توسعه اتفاق نمیافتد. بزرگترین دستاورد بشر در رمزگشایی از چگونگی توسعه بر میگردد به اینکه هر کس رفاه، عدالت و آزادی و توسعه پایدار بیشتری میخواهد، باید بازی همکارانه یاد بگیرد . بهبود وضعیت، بازی همکارانه است.
این اقتصاددان نهادگرا تاکید کرد: فردگرایی مهمترین مانع رشد و ارتقا است و اگر توسعه میخواهیم باید با دستاوردهای معجزه همکاری آشنا باشیم و از دوره پیشدبستانی باید همکاری آموزش داده شده و تمرین کنیم.
وی با تاکید بر اهمیت تشکیل گروههای کتابخوانی در مسیر توسعه جامعه گفت: اگر بیشتر کتاب بخوانیم و با هم گفتوگوی انتقادی داشته باشیم، زور فریب و دستکاری واقعیت کم می شود. باید برای خود مسوولیت تعریف کنیم و رواداری پیغمبر و مکارم اخلاق را ترویج کنیم.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی افزود: مسایل ما پیچیده است و هرکس برای هر مسئلهای یک راهکار تک عاملی و سرراست ارائه کرد در مسیر فرصتطلبی و فریب است زیرا منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهد.
مومنی اظهار کرد: شاید حیاتیترین نکتهای که استاد فقید رضاقلی، به ما گوشزد کرده، این است که اندیشه ورز، باید مسئله محور باشد. مسئله او، مساله توسعه ایران بود و در این مسیر، از جان مایه گذاشت و تلاش کرد همه آن اوصاف یک متفکر تراز توسعه را پیدا کند.
نظر شما