سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «اقلیم مورخان؛ مهارتهای تاریخورزی علمی» تالیف حسن حضرتی از سوی نشر یام منتشر شد.
تاریخشناسی بدون آشنایی با مهارتهای تاریخورزی علمی و تسلط به آنها، تلاشی عامیانه است و نتیجه آن چیزی جز گردآوری ناشیانه مدلولات همسو از منابع تاریخی نیست و به آسانی میتواند با ارائه مدلولاتی مخالف، ابطال شود. آنچه دانش تاریخ را از شبهعلم به دانشی با شأن علمی مستقل سوق میدهد، پژوهش تاریخی مبتنی و مسلط بر مهارتهای علمی است تا نتایجی که حاصل میشود، بر بنیاد توصیف و تبیین فربه دادههای تاریخی باشد تا از پایگاه استدلالی استواری برخوردار گردد.

در دیباچه کتاب «اقلیم مورخان؛ مهارتهای تاریخورزی علمی» به قلم مولف با عنوان «راه نرفته» میخوانیم: آنچه پیش روی خوانندگان فرزانه قرار دارد، مجموعه جستارهایی است درباره انواع مهارتهای تاریخورزی علمی که به خامه گروهی از صاحبنظران به نگارش درآمده است. مهارتهایی که آشنایی با آنها برای هر تاریخورزی که میخواهد به شیوه علمی و روشمند به پژوهش تاریخی بپردازد، ضروری است. در حال حاضر، دانش تاریخ آنقدر پیشرفت کرده است که همه دستاندرکاران این معرفت دانشگاهی به این باور قطعی رسیده باشند که نیل به نتایج معتبر و علمی در موضوعات تاریخی، بدون بهرهمندی از روشهای آکادمیک و مهارتهای علمی مربوط، ممکن نیست. چه بسیار –به اصطلاح- پژوهشهای تاریخی که بدون آشنایی با این مهارتها انجام شده و میشود؛ اما دستاورد علمیشان چیزی جز معرفت عامه نبوده و نیست.
معرفت عامه بدین معنا که برآیند آن پژوهشها مبتنی بر گردآوری مجموعهای از مدلولات همسو از منابع تاریخی است، بدون آنکه شواهد خام ارائه شده، به شیوههای علمی و روشمند و با برخورداری از مهارتهای موردنیاز در راستیآزمایی دادههای تاریخی که بتواند آنها را به دادههایی معتبر تبدیل کند، در این پژوهشها آزمون شده باشند. به همین اعتبار، با جمعآوری مدلولاتی همسو با مدعایی رقیب و ارائه آنها، این مدلولات همسو به راحتی به چالش کشیده شده و مردود تلقی میشوند. آنچه در این میان شاهد آنیم، نزاع بر سر مدعیات تاریخی است که در اصل چیزی جز معرفت عامه نبودند. از این رو، میتوان گفت آنچه قادر است دانش تاریخ را از شبهعلم به معرفتی علمی تبدیل کند، انجام پژوهشهایی است مبتنی بر روشها و مهارتهای خاص تاریخشناسی که خروجی آن، معرفت خاصه باشد؛ معرفتی که برآیند آزمون دادههای خام تاریخی بر اساس روشها و مهارتهای تاریخورزی علمی است و یافتههای آن از قوت و استحکام منطقی و استدلالی قابل قبول برخوردار است و اقناع مخاطبان را به نحو مطلوبی در پی دارد.
شوربختانه مسیری که رشته تاریخ از بدو تاسیس تا اکنون طی کرده است، در راستای ارائه اطلاعات به زعم خود معتبر بوده است، نه آموزش روشها و مهارتهای دستیابی به این اطلاعات معتبر. مرور برنامههای درسی رشته از آغاز تابهحال، موید این مدعاست. نخستین برنامه درسی، مربوط به سال ۱۳۲۸ خورشیدی است و در تنظیم آن استادان بنامی دست داشتند: عباس اقبال آشتیانی، خانبابابیانی، نصرالله فلسفی و... . در این برنامه، درسی درباره روش وجود ندارد و دروس مهارتی فقط محدود به دو واحد قرائت متون تاریخی به زبان عربی و چهار واحد قرائت متون به زبان فرانسوی است. تمامی دروس دیگر، اطلاعات محور است و بس. در برنامه درسی مربوط به سال ۱۳۴۲ خورشیدی، همچنان درسی برای روش تحقیق در نظر گرفته نشده است؛ اما دروس مهارتی که فقط مشتمل بر زبان است، از شش واحد در برنامه پیشین به ۱۴ واحد افزایش یافته است. ولی نکته جالب ماجرا اینجاست که در برنامه درسی تنظیم شده به سال ۱۳۵۲ خورشیدی، نه تنها درس روش همچنان غایب است، بل دروس مهارتی زبان نیز به طور کامل از برنامه حذف شده و به صفر رسیده است!. این در حالی است که در تهیه این برنامه درسی، استادان زباندانی مانند عباس زریاب خویی مشارکت داشتند!.
برنامه درسی تنظیم شده به سال ۱۳۶۳ خورشیدی از لونی دیگر است. در این برنامه، یک درس سه واحدی روش تحقیق در نظر گرفته شده و چیزی در حدود ۱۲ واحد درسی به دروس مهارتی زبانی اعم از آشنایی با خطوط و زبانهای ایرانی پیش از اسلام، زبان فارسی، عربی و خارجی اختصاص یافته است. گویا متولیان این برنامه درصدد جبران غفلت بزرگ رخ داده در برنامه سال ۱۳۵۲ بودهاند. وقتی باخبر میشویم که برنامه سال ۱۳۶۳ محصول ستاد انقلاب فرهنگی است و نه استادان تاریخ، افسوس میخوریم که این خودآگاهی ضرورت و مهم شمردن روش و دروس مهارتی چرا در بیرون از رشته، بیشتر از متولیان آن وجود داشته و خود استادان تاریخ کمتر به ضرورت و اهمیت آن آگاه بوده و توجه نشان دادهاند. شاهد مثال اینکه در برنامه درسی سال ۱۳۷۵ خورشیدی که برآیند همفکری استادان تاریخ است، درس روش تحقیق از سه واحد به دو واحد کاهش مییابد!. اما نقطه مثبت این برنامه آن است که دروس مهارتی نسبت به برنامه پیش از خود، سه واحد افزایش یافته است. در این برنامه، برای نخستین بار دروس مهارتی مانند آشنایی با گاهشماری و تقویم گنجانده شده است.
آخرین برنامه درسی رشته تاریخ در مقطع کارشناسی مربوط به سال ۱۴۰۱ است. افزایش دروس مهارتی در این برنامه از ۱۸ واحد در برنامه پیشین به ۲۸ واحد (شش واحد دروس روش و ۲۲ واحد دروس دیگر مهارتی)، شاید مهمترین حسن و مزیت آن به تمام برنامههای پیشین است. این اتفاق مهم بیش از هر چیزی نشانگر توجه عمیق و دقیق نسل حاضر استادان تاریخ به نقاط ضعف برنامههای پیشین و همینطور ماهیت علمی و آکادمیک رشته است؛ موضوعی که ضعف و حتا فقدان آن در نسلهای پیشین استادان تاریخ بیشتر به چشم میخورد.
نتیجه این رویکرد اطلاعات محور، برنامههای درسی رشته، تربیت دانشجویانی فاقد مهارت و تخصص معین بوده است. برای حل این مشکل گریزی نیست جز اینکه گام در این راه نرفته بگذاریم و به طور جدی در برنامههای درسی رشته در تمام مقاطع تحصیلی به مهارتهای اختصاصی تاریخورزی علمی و آکادمیک توجه ویژهای نشان بدهیم.
متن حاضر در این راستا تهیه و تدارک دیده شده است و مخاطب آن بیش از دانشجویان رشته، استادانی هستند که در دپارتمانهای تاریخ به آموزش و تربیت دانشجو مشغول هستند. تامل در کارویژه رشته و متناسب با آن، شناسایی مهارتهای ضروری و اختصاصی در تاریخورزی علمی، مهمترین چالش پیش روی رشته و متولیان آن است. این اثر به سهم خود میکوشد گام کوچکی در این مسیر برداشته و بر قوت وجهه علمی و آکادمیک رشته بیفزاید.
کتاب «اقلیم مورخان؛ مهارتهای تاریخورزی علمی» تالیف حسن حضرتی با ۳۸۰ صفحه از سوی نشر یام منتشر شد.
نظر شما