سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): نشست طعم علوم انسانی به همت انجمن بخوان با ما و با حضور جمعی از علاقهمندان به کتاب، ادبیات و تئاتر در خانه هنر هارمونی برگزار شد؛ نشستی گفتوگومحور که به بررسی نسبت علوم انسانی با تجربه زیسته انسان و نیز تحلیل آثار نمایشی معاصر اختصاص داشت. در این برنامه، شرکتکنندگان با تمرکز بر سهگانه نمایشی فلوریان زلر، دیدگاهها و تحلیلهای خود را در حوزه روایتشناسی، روانشناسی و اسطورهشناسی مطرح کردند.
بهیه بروجردی، فعال در حوزه نمایشنامهنویسی و مطالعات تئاتر با تأکید بر اهمیت علوم انسانی، این حوزه را ابزاری بنیادین برای شناخت عمیقتر انسان و تجربههای فردی و اجتماعی دانست و نقش آن را در پرورش همدلی، تقویت تفکر انتقادی و ایجاد گفتوگو میان دیدگاههای مختلف برجسته کرد.
وی در ادامه با رویکردی روایتشناسانه به تحلیل سهگانه «پدر»، «مادر» و «پسر» اثر زلر پرداخت و توضیح داد که این آثار بر سازوکارهای تولید و ادراک روایت تمرکز دارند.
به گفته او، انسان ذاتاً موجودی روایتگر است و اختلال در روابط انسانی میتواند به نوعی محرومیت روایی منجر شود.
بروجردی با اشاره به پیشینه روایتشناسی از دوران افلاطون و ارسطو تا نظریههای معاصر، به تمایز میان «نقل» و «محاکات» و همچنین تفاوت داستان و پیرنگ پرداخت و این مفاهیم را در تحلیل آثار زلر به کار گرفت. او همچنین مفهوم راوی قابل اعتماد و راوی غیرقابل اعتماد را از عناصر کلیدی این سهگانه دانست.
به گفته این پژوهشگر تئاتر، در نمایشنامه پدر، مخاطب با نوعی کانونمندی درونی مختل مواجه است که بازتابی از زوال شناختی شخصیت اصلی و اختلال در ساخت روایت ذهنی اوست. در مادر، این اختلال نه از جنس بیماری شناختی، بلکه حاصل فروپاشی عاطفی و روانی است و روایت در مرزی میان واقعیت و خیال شکل میگیرد. اما در پسر، روایت حالتی چندصدایی دارد و هیچیک از شخصیتها بهطور کامل قابل اعتماد نیستند.
او با اشاره به دیدگاه پل آستر مبنی بر نبود راوی کاملاً قابل اعتماد، تأکید کرد که در جهان روایی زلر، آنچه شخصیتها روایت میکنند بیش از آنکه بازتابی از واقعیت باشد، ساختههای ذهنی آنهاست.
در ادامه این نشست، هما شهرامبخت، از شرکتکنندگان، به بررسی ابعاد روانشناختی داستانهای پریان و پیوند آنها با اساطیر و متون کهن پرداخت.
وی با تأکید بر ریشهدار بودن این داستانها در سنتهای اسطورهای، اظهار کرد: در پسِ ظاهر خیالانگیز قصههای پریان، لایههایی عمیق از افسانههای باستانی نهفته است که کارکردی فراتر از سرگرمی دارند و در شکلدهی و حتی ترمیم روان کودک نقش ایفا میکنند.
شهرامبخت با اشاره به مفهوم عقده اودیپ، آن را یکی از بنمایههای پرتکرار در این داستانها دانست و افزود: این الگو که بر محور عشق پسر به مادر یا میل به ماندن در کنار او شکل میگیرد، ریشههایی بسیار کهن دارد و در فرهنگها و متون مختلف بازتاب یافته است.
او در توضیح سیر تاریخی این بنمایه گفت: این الگو از اساطیر مصر باستان آغاز شده و سپس در متون سامی و اسلامی گسترش پیدا کرده است.
به گفته وی، این روایتها در طول زمان، از جمله به دست حنین بن اسحاق ترجمه و توسط ابن سینا بازپردازی شده و به تفسیری فلسفی رسیدهاند.
وی افزود: در سنت نوافلاطونی، عشق ممنوع میان زنِ مادروار و پسر جوان، استعارهای از کشش نفس به سوی ماده تلقی میشد و رهایی از آن، نمادی از حرکت به سمت عقل و کمال بود.
این پژوهشگر با اشاره به بازتاب این الگو در متون دینی و ادبی، داستان یوسف و زلیخا را نمونهای از همین بنمایه دانست و گفت: در این روایت، زلیخا در جایگاهی مادروار، عشقی فراتر از مراقبت را تجربه میکند و یوسف در کشمکش میان عاطفه و اخلاق، مسیر معنویت را برمیگزیند؛ مسیری که میتوان آن را نمادی از دستیابی به استقلال روانی دانست.
شهرامبخت همچنین به بازتاب این الگو در ادبیات فارسی اشاره کرد و گفت: در شاهنامه اثر ابوالقاسم فردوسی، داستان سودابه و سیاوش نمونهای برجسته از این بنمایه است؛ جایی که سیاوش در برابر عشق ممنوع سودابه، که نقشی مادروار دارد، ایستادگی میکند و این تقابل به آزمونی اخلاقی و هویتی تبدیل میشود.
به گفته وی، اینگونه روایتها در سطحی آشکار حامل پیامهای اخلاقی و عرفانیاند، اما در لایههای عمیقتر، بازتابی از کشمکش کهن میان فرزند و «مادر قدرتمند» به شمار میروند.
او در پایان تأکید کرد: آنچه امروز با عنوان عقده اودیپ شناخته میشود، در واقع نامی مدرن برای الگویی روایی است که از تمدنهای باستانی برخاسته، از سنتهای دینی و فلسفی عبور کرده و همچنان در ادبیات و قصههای معاصر، بهویژه داستانهای کودکانه، حضور دارد.
این نشست با تأکید بر اهمیت گفتوگوهای میانرشتهای در حوزه علوم انسانی به کار خود پایان داد؛ گفتوگوهایی که نشان دادند چگونه میتوان از رهگذر ادبیات، تئاتر و اسطوره، به درکی عمیقتر از ذهن انسان، روابط پیچیده انسانی و ریشههای فرهنگی و تاریخی تجربههای معاصر دست یافت.
نظر شما