یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۱
کاوشی در قصه‌های شفاهی استان مرکزی/ گنجینه‌های شفاهی اراک؛ سفری به دنیای قصه‌های عامیانه

مرکزی‌- قصه‌های شفاهی، میراثی غنی از فرهنگ و تاریخ هر ملتی هستند که در استان مرکزی، به ویژه در اراک، با نام «شوقات»، «ابریشم هفت رنگ» و «قصه‌های زبان مادری» در قالب کتاب‌هایی گردآوری شده‌اند. این قصه‌ها نه تنها سرگرمی‌بخش، بلکه آیینه تمام‌نمای باورها، آیین‌ها و سبک زندگی مردمان این دیار در طول تاریخ بوده‌اند و بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی این شهر و استان به شمار می‌روند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - یوسف نیک فام، نویسنده و پژوهشگر استان مرکزی: قصه‌های شفاهی گنجینه‌های ملّی هستند که در بینِ مردم با اقبالِ بسیاری در طولِ تاریخ روبه‌رو شده‌اند. این قصه‌ها بخشی از ادبیاتِ شفاهی هستند که بینِ نسل‌های مختلف به صورتِ شفاهی بازگویی و روایت شده‌اند. در این قصه‌ها می‌توان به مناسبات، رفتارها، آیین‌ها، مراسم و عادات و عرف‌ها پی برد. آن‌ها اصولاً رویکردی پند و اندرزگونه دارند و بیش از هر چیزی، کارکردشان سرگرمی‌بخشی و مفرح بودن در زمان‌های خاصی چون شب‌های پر برفِ زمستان به ویژه در شبِ یلدا و در زمان‌های فراغت از کارهای روزانه و شبانه بوده است.

نخستین کتابی که به قصه‌های شفاهی اراک پرداخته است، «شوقات» (متل‌ها و قصه‌های مردم استان مرکزی) -ناشر اداره کل میراث فرهنگی استان مرکزی، چاپ اوّل، زمستان ۱۳۸۰- به کوشش افشین نادری و سعید موحدی است. این دو گردآورنده متل‌ها و قصه‌های عامیانه اهالی شهرستان‌های آشتیان، تفرش، اراک، شازند را در کتاب گردآوری کرده‌اند.

قصه‌های شفاهی اراک در این کتاب عبارت‌اند از: جهان شیر (روایتِ شفیع هاشمی از روستای مشهدالکوبه)، هالوهیبض (روایتِ شفیع هاشمی از همان روستا)، رازِ اذانچی (روایتِ مراد حسین صفری، از روستای ایجانِ بخشِ خنداب)، شاه اسماعیل و دخترِ یهود (روایتِ طوقان داودآبادی، از روستای داودآباد)، نجمان و گل‌افروز (روایتِ طوقان داودآبادی، از همان روستا)، هفت کچلون (روایتِ مراد حسین صفری، از روستای ایجانِ بخشِ خنداب)، چشمِ قورباغه قشنگه (روایتِ محمدعلی زندی، از روستای ده نمک)، همه‌دان (همان)، در زنده‌گی ۹ نفر را کشتم در مرده‌گی ۹ نفر را (همان)، آی کجاش کرده (همان)، دل به بزرگ نبند (همان)، اوسنۀ حقعلی (روایتِ غلامحسین داودآبادی از روستای داودآباد)، مهمانِ پررو (روایتِ طوقان داودآبادی از روستای داودآباد)، دوگوله به جوش (روایتِ فاطمه اکبری از روستای مشهدالکوبه)، کدو قلقلی (روایتِ حسین اکبری از روستای مشهدالکوبه).

«ابریشم هفت رنگ»- انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اوّل، ۱۳۸۹- کتابِ دیگری است که قصه‌های عامیانه مردمِ اراک در آن گردآوری شده است. این کتاب، شاملِ قصه‌هایی است که بتول صامتی، مادرِ گردآورنده (محبوبه میرقدیری) روایت کرده و پس از تنظیم به چاپ رسیده است. ۲۵ قصۀ شفاهی در این کتاب آمده است.

نام‌های این ۲۵ قصه به ترتیب عبارت است از: عام قرعلی، لولهنگ، میمونه کجا بخوابه؟، دواشی، چهار درویش، خاله‌گردن‌دراز، ننه عابدین، مریم زنارباف، گرگی به بیشه، کره اسبِ دریایی، گربه طلا، خاله‌ستون آقا، سنگ صبور، سبزِ قبا، کانِ زر، یک ذرع قد و چهل ذرع ریش، ابله و آسیابان، وزیر باوفا، رمالباشی، ماه‌پیشونی، کریم و رحیم، آخیش، آقا موشه و خانم چسنه، توپوز قلیخان، دوگوله.

مجلدِ نخستِ کتابِ «قصه‌های زبانِ مادری»- انتشارات گفت، چاپ اوّل، ۱۴۰۰- به گردآوری رمضان یاحقی کتابِ دیگری است که به برخی قصه‌های شفاهی اراک پرداخته است. گردآورنده متفاوت از دو کتابِ دیگر عمل کرده و قصه‌ها را با اعراب‌گذاری بر اساسِ گویش و لهجۀ راوی تنظیم کرده است.

این قصه‌های شفاهی اراک عبارت‌اند از: سن خداینان، خدا سنینن (روایتِ معصومه میرزایی از روستای قاسم‌آبادِ خنداب)، قصۀ گل خَندُن (روایتِ زهرا عبداللهی از جاورسیان)، پلۀ هفتم (روایتِ زهرا کریمی از اراک)، حکایتِ اَمَن و بَمَن و ننه سرما (روایتِ زهرا میری از سنجان)، چینی بَنزَن (روایتِ زهرا سلیمی از اراک)، باکوب باکوب (روایتِ سارا احتشام از اراک)، اوسانۀ کاچییِ بی‌وی سه‌شَمبَه (روایتِ عصمت داودآبادی از داودآباد)، کُراُغلِه (روایتِ زینب‌السادات حسینی از خنداب)، حَمُمِ آبادی (روایتِ فریده اسماعیلی از کرکان)، بِووَم بخشیدَه شد، ولی... (روایتِ زهرا مرجانی از جاورسیان).

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها