یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
شعر «بی‌کس» واژگان مهجور کردی را احیا کرد

فرامرز آقابیگی، مترجم مجموعه «پرنده‌ای روی پیراهنت» شامل گزیده اشعار شیرکو بی‌کس گفت: شیرکو بی‌کس توانست واژگان زیادی را که تنها در قاموس‌های کردی ضبط شده بودند با به‌کارگیری مجدد جان و رمقی تازه ببخشد برای همین مروارید واژگانش بر رشته شعر بسیار متنوع و گونه‌گونند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(اایبنا) به‌تازگی از سوی انتشارات مروارید مجموعه «پرنده‌ای روی پیراهنت» شامل گزیده اشعار شیرکو بی‌کس عرضه شده که توسط فرامرز آقابیگی گردآوری و ترجمه شده است.

این کتاب شامل ۱۲۴ شعر کوتاه است که از دفترهای سپیده‌دم، هفتاد پنجره سیار، آیینه‌های کوچک، نشتاب شعر، فلاش‌ها، قامت‌های آیینه‌گون، زن و باران و خودم... آن‌گاه که پرنده‌ام انتخاب شده و عنوان اثر را هم مترجم از درون‌مایه یکی از شعرها برگزیده است. شیرکو بی‌کس از شاعران بنام و صاحب سبک کرد است که اشعارش همه نوع اعم از کوتاه، میانه، بلند یعنی رمان-شعر را شامل می‌شود و از حیث محتوا طیف گسترده‌ای از موضوعات متفاوت را دربرمی‌گیرد؛ به‌طوری‌که این تنوع موضوع در شعرهای او همچون عشق، آزادی، زیبایی، طبیعت، زندگی، فقر، مرگ، رنج، غم، شادی و زن سبب شده برای هر خواننده‌ای مطابق ذوق و احساسش نمونه‌هایی در مجموعه آثارش پیدا شود.

در ادامه گفت‌وگوی ما را با فرامرز آقابیگی، مترجم اشعار شیرکو بی‌کس می‌خوانید:

کدام شعر شیرکو بی‌کس در میان کردزبانان بیشتر مورد توجه است و شهرت بیشتری دارد؟

شعر بسیار سلیقه‌ای است و نمی‌توان خط‌کش گذاشت و محبوب‌ترین را انتخاب کرد. شیرکو اشعار محبوب زیادی دارد که شامل شعرهایی است که بیشتر جنبه عاشقانه دارند و نیز می‌توان به تعدادی از اشعار میهنی و حتی تراژدی‌ بمباران حلبچه اشاره کرد. وی اشعار زیبایی با محوریت زنان نیز دارد و چون خودش تقریبا تمام اشعارش را با زبان شیرینش خوانده و منتشر کرده جلوه و زیبایی آنان ماندگار شده است. وی توانسته شکوفایی نوگرایی شعر کردی را که با عبدالله گوران شروع شده بود به کمال برساند و نوع شعرش که هجایی است از دل فولکلورها برخاسته و همه‌پسند است.

موضوعات غالب در اشعار بی‌کس کدام است؟

وی در قالب‌های کوتاه، میانه و بلند (رمان- شعر) اشعاری دارد و شعرهای کوتاهی که در کتاب «پرنده‌ای روی پیراهنت» آمده هایکو است که سرعت انتقال بیشتری دارد و جهان‌بینی و دغدغه‌های شاعر را آسان‌تر بیان می‌کند. در اشعار بلندش نیز موضوع غالب، عشق است. در مجموع موضوعات اصلی اشعار وی متنوع است و از جمله می‌توان به عشق، جنگ، زیبایی، آزادی، زندگی، فقر، مرگ، رنج، پیری، غم و شادی اشاره کرد.

بی‌کس از شاعرانی است که خیلی با کلمات بازی می‌کند و نگاهی جالب و متفاوت به ساده‌ترین مسائل دارد. موافقید؟

بله شیرکو بی‌کس توانست واژگان زیادی را که تنها در قاموس‌های کردی ضبط شده بودند با به‌کارگیری مجدد جان و رمقی تازه ببخشد برای همین مروارید واژگانش بر رشته شعر بسیار متنوع و گونه‌گونند. در کاربرد کلمات استاد بود و لیستی از واژه‌ها را در جیب داشت و استادانه در جای جای اشعارش به کار می‌برد.

طبیعت و به‌خصوص فصل‌ها و درختان جلوه خاصی در اشعار بی‌کس دارد این طبیعت‌گرایی از کجا آمده است؟

تاثیر طبیعت بر شعر و احساس شاعر و بازنمود آن در ایماژها، از عناصر اصلی شعر بی‌کس است که زمینه اکثر شعرهای او را قوام می‌ّبخشد؛ درواقع بهره‌مندی از طبیعت و مظاهر آن به منزله نفس شعرهای اوست و حیات‌شان به این مایه حیات (طبیعت) بازبسته است به‌گونه‌ای که بدون تصور آن عنصر جلا و جلوه شعرش رنگ می‌بازد. این طبیعت‌گرایی در اشعارش طبیعی است و موقعیت کوهستانی منطقه کردستان باعث شده ذهن و ناخودآگاه شاعر با طبیعت پیوند بخورد. کمتر شاعری است که بهره‌ای از عنصر طبیعت را در شعرش نبینیم ولی در شیرکو طبیعت و عناصر محلی محدود نیست؛ اگر طبیعت را از اشعارش بگیریم رنگ و بوی آثارش از بین خواهد رفت. جغرافیای کوهستانی زیبا و مهارت خاص شاعر در استفاده از عناصر بومی برای خلق استعاره، تشبیه و مجازهای زیبا باعث شده که طبیعت در شعر بی‌کس به مثابه تصویری ماندگار باشد.

تا چه اندازه شعر بی‌کس توانسته مورد توجه فارسی‌زبانان قرارگیرد؟

خوشبختانه زیبایی و هجایی بودن اشعار بی‌کس باعث شده فارسی‌زبانان از ترجمه آثارش استقبال کنند. من هم سعی کرده‌ام در ترجمه موسیقی خاص و طنین کردی را حفظ کنم تا نثروار نباشد. بی‌کس نیز که آثارش به اغلب زبان‌ها ترجمه شده و به نوعی امپراتوری شعر جهان را کسب کرده برای فارسی‌زبانان چهره ادبی شناخته شده‌ای است؛ ضمن اینکه شیرکو نیز مطالعات زیادی درباره ادبیات فارسی و اشعار کلاسیک و معاصر ایرانی داشته است.

شعر «بی‌کس» واژگان مهجور کردی را احیا کرد

در جای جای اشعارش به خود «شعر» اشاره کرده. نگاهش به شعر چیست و این را چگونه در شعرهایش تعریف می‌کند؟

بی‌کس از محدود شاعرانی است که به‌جای نظریه‌پردازی محض در دل شعرهایش مطالبی را درباره تعریف شعر و نیز شعر موفق بیان کرده است. وی رمز موفقیت شعر را سادگی کاربرد زبان و استفاده از واژگان دم‌دستی و ساده در عین به کار بردن مجاز و استعاره زیاد می‌داند. شعرش در میانه است نه عریان ساده و نه پیچیده که می‌تواند همه را جذب کند. شیرکو پشتوانه فکری استواری داشت و می‌توانست از یک ابژه مثلا خمیدگی بید مجنون معانی مختلف و نگاه‌های متفاوت بیافریند. وی با اینکه در شعرش شعر را تعریف کرده و ویژگی‌های شعر موفق را آورده گفت‌وگوها و مصاحبه‌های مفصلی هم انجام داده که در قالب آنها نظریات خود را بیان کرده است. وی همواره تاکید می‌کرد که هیچ کارش را بهترین نمی‌داند و دایم در حال پیشرفت و تلاش تازه بود. دغدغه اصلی وی شعر بود و با اشعارش تابلوهای خواندنی زیبا خلق می‌کرد و با صدای خودش آنها را می‌خواند.

«سبدی از ترانه و پروانه/ آغوشی پر از اندوه و مهتاب/ دسته‌ای از بوسه رمنده و ترسان/ اتاقی لبالب از نقد و ملامت/ همه را روی دست روزگار ریختم/ اولی را داد به کودکان/ دومی را به زنان/ سومی را به عاشقان/ چهارمی را هم به سیاستمداران» به نظر شما چرا در تقسیم روزگار اولین سهم برای کودکان، دوم برای زنان، سوم برای عاشقان و چهارم برای سیاستمداران است؟

کودکان نقش اجتماعی مهمی دارند و تاثیرگذاران بر آینده جهانند که چشم جوامع به آنهاست؛ پس سبد و ترانه شاعر برای کودکان است که سمبل پاکی و معصومیت‌اند. زنان هم مهمترین عنصر جامعه پس از کودکان هستند و از دامان زنان آزاد و سالم است که نسل سالم و آزاده پرورش می‌ِ‌یابد؛ در این شعر اندوه و مهتاب شاعر برای زنان است که غالبا در دنیای خود با غم‌های متفاوت و تنهایی‌های دیگرگونه مواجه‌اند و هرکس نمی‌تواند درکشان کند. بوسه رمنده برای عاشقان است به‌خاطر حالات رمانتیک آنها و ترس‌شان از محدودیت‌های اجتماعی؛ همچنین شاعر معتقد است نباید سیاستمداران را به‌حال خود رها کرد و باید نگاهی نقادانه به آنها داشته باشیم؛ بنابراین نقد و ملامت شاعر به سیاستمداران رسیده چون همواره در کار خود افراط و تفریط می‌کنند و نقد و ملامت حربه خوبی برای برگرداندن آنها به مسیر تعادل است.

چرا اسم این شعر «بافنده قالی/ تا زمانی که مرد/ قالی بافت و گل تنید/ اما در پایان/ نه برای خودش قالی داشت/ نه کسی به روی مزارش گلی گذاشت»، «داستان یک مرد» است؟ من وقتی این شعر را خواندم تصویر یک زن بافنده نه یک مرد به ذهنم آمد.

در این شعر بی‌کس اشاره به دورانی دارد که مردان به‌خاطر شرایط اقتصادی ناچار بودند قالی ببافند. اینجا قالی‌بافی دیگر شغلی زنانه و کمک خرج خانواده یا در قالب هنر نیست بلکه ظرافت آن قربانی مسائل اقتصادی خانواده شده است.

به نظر می‌رسد شیرکو بی‌کس به ادبیات فارسی توجه خاص داشته و اشاره به حافظ و صمد بهرنگی را در آثارش می‌بینیم تا چه اندازه تحت تاثیر ادبیات فارسی بوده است؟

وی در یکی از اشعارش به نام «دره پروانه‌ها» اشاره مستقیم به شاملو دارد. احمد شاملو نیز درباره شیرکو بی‌کس گفته است «اگر شیرکو بی‌کس را زودتر می‌شناختم اشعارش را قبل از لورکا ترجمه می‌کردم» شیرکو بی‌کس با جریان شعر فارسی آشنایی داشت و حافظ، صمد بهرنگی و شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان بسیاری را به‌خوبی می‌شناخت.

اگر اثر دیگری هم درباره ترجمه شعر کردی در دست کار دارید، معرفی کنید.

منتخب دیگری را از اشعار بلند شیرکو بی‌کس در دست ترجمه دارم که به‌زودی منتشر خواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها