سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - سیدحسن حسینینژاد: ترجمه، در تعریفی عام و کلی، هنرِ انتقال معنا و روح یک اثر به زبانی دیگر است؛ اما گاهی ترجمه یک «زندگینامه» یا «شرححال و تحلیل آثار» از یک مؤلفی میتواند تأثیری فراتر از خودِ متن اصلی آن صاحب اثر را برای درک بیشتر و بهتر مکتوبهای پیش رویش داشته باشد.
از سویی دیگر و از دیرباز ترجمه چنین آثاری در کشورمان دارای دیرینگی بوده که یکی از تجربه کنندگان در این وادی حسینعلی هروی، مترجم، شارح و حافظپژوه گرگانی است که در تقویم فرهنگی این دیار ششم اردیبهشتماه یادآور سالروز آسمانی شدنش در سال ۱۳۷۲ خورشیدی است.
او با انتخابی آگاهانه و ترجمه دو کتاب از هانری تروایا، یکی از سرشناسترین روششناسان و نویسندگان معاصر فرانسه، زندگی و آثار دو غول ادبیات روسیه، یعنی فئودور داستایفسکی و آلکساندر پوشکین را پیش روی مخاطبان فارسیزبان قرار داد.
در سالمرگ این مترجم گرگانی که برخی او را با اثر شاخصش «شرح غزلهای حافظ» که اشعار حافظ شیرازی را برای عموم مردم خواندنیتر کرد یا جستارهای پژوهشی و ترجمه درسهایی برای خوش زیستن در زندگی زناشویی اثر آندره موروا و فرهنگ البسه مسلمانان میشناسند؛ اما در این گزارش به سراغ دو اثر ترجمهای ارزشمندش یعنی پوشکین، زندگی و آثار و داستایفسکی، شرححال و تحلیل آثارش رفتیم و با مترجمی از نسل نو درباره هروی و این دو اثر ترجمهشده به گفتوگو نشستیم که در ادامه ازنظر مخاطبان میگذرد.
آیدین مظفری بیرقی، مترجم آثاری چون وال و بازگشت، ضمن ادای احترام به آغازکنندگان هنر ترجمه در کشورمان و نیز یاد کردن از زندهیاد حسینعلی هروی گفت: طبق بررسیهایی که داشتم زندهیاد حسینعلی هروی، فرزند مرحوم میرزا احمدخان هروی معروف به «بابا» در محله سر پیر گرگان بود. همچنین پدربزرگش حبیبالله خان سررشتهدار استرآبادی، عضو محکمه حقوق استرآباد و جد اعلایش حاج شیخ عبدالصمد خان مقصودلو مشهور به موقر الملک استرآبادی (جد خاندان قره داغی) از چهرههای سرشناس سرخنکلاته و گرگان بود.
وی از شاگردان بدیعالزمان فروزان فر، استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی بود که بعد از چند سال دبیری در رشته زبان فرانسه در آموزشوپرورش مشغول به کار شد. همچنین حسینعلی هروی در سال ۱۳۳۴ برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای رشته فرهنگ و تمدن اسلامی دانشگاه پاریس نامنویسی کرد و پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و به تدریس، تألیف، مقالهنویسی و ترجمه و نگارش روی آورد.
آیدین مظفری در ابتدا درباره کتاب داستایفسکی و نقد آثار عنوان کرد: این کتاب به قلم هانری ترویا (۱۹۱۱-۲۰۰۷)، رماننویس و زندگی نامهنویس پرکار فرانسوی متولد روسیه، در سال ۱۹۴۰ به رشته تحریر درآمده است.
وی با اشاره به اینکه ترویا با بیش از صد اثر، بهویژه به دلیل زندگینامههای پرشور و خواندنیاش از مشاهیر روسی همچون داستایفسکی، پوشکین، تولستوی و چخوف، شهرت دارد، افزود: به باور مخاطبان برخلاف زندگینامههای خشک دانشگاهی، اثر او درباره داستایفسکی با ضرباهنگ و هیجان یک رمان پیش میرود؛ روایتی که بدون اغراق، تصویری زنده از زندگی پررنج نویسندهای شکل میدهد که زندگیاش آمیخته با شور، اعتیاد، تبعید و نبوغ هنری بود و حسینعلی هروی هم با توجه به زمانهاش بهخوبی از عهده ترجمهاش برآمده است.
مظفری ادامه داد: در مجموع این کتاب با ترجمه قابلتوجهش چیزی بیش از یک زندگینامه ساده است؛ به عبارتی این کتاب پرترهای روانشناختی و تاریخی از نویسندهای است که زندگیاش همچون آثارش مملو از رنج، نبوغ و تعالی بود و مؤلف کتاب و نیز مترجم، خواننده را به درون تجربههای وجودی داستایفسکی میبرند و او را وامیدارند تا هم دردهای عمیق و هم لحظات درخشان این ذهن بزرگ را لمس کنند.
وی همچنین درباره دیگر کتاب ترجمهشده هروی با عنوان زندگینامه پوشکین که نخستین بار در سال ۱۳۷۴ توسط نشر البرز در ۷۵۱ روانه بازار نشر شد، گفت: این اثر نیز که به گمانم توسط ناشری جدید مقرر است مجدد روانه بازار نشر شود نیز در ۸ قسمت و فصول مختلف به زندگی و زمانه پوشکین میپردازد.
مظفری، قلم روان و بخشبندی شده در کنار ترجمه خوش خوان و قابلدرک حتی برای مخاطب عام را از ویژگیهای این کتاب برشمرد و افزود: کتاب پس از یادداشت مؤلف از مسکو آغاز و با دوئل پوشکین و بعد از مرگ پوشکین به پایان میرسد و تصویری کلی و جامع از چهرهای پر رمز و راز و حتی پرحاشیه از پوشکین را ارائه میدهد و نیز معتقدم برای دوستداران جهان ذهنی و ادبی این دو چهره، خواندن این دو کتاب ضروری به نظر میرسد.
وی با اشاره به اینکه جا دارد نشستی یا رویداد و فرصت مناسب بیشتری لازم است تا درباره ارزش کارهای حسینعلی هروی و افرادی چون او که رو به ترجمه آورند و در منطقه گرگان و دشت کم نبودند، بیشتر گفته و بیشتر شناخته شوند، گفت: همچنین جا دارد فرهنگ دوستان و حتی مردم عادی گرگان، برای شناخت نامآوران شهر و دیارشان بیشتر تلاش کنند که کم نیستند افرادی چون زندهیاد هروی که باوجود فعالیتها و افتخارات ماندگار و قابلتوجه، متأسفانه نامش تنها برای شماری از فرهنگ دوستان آشنا است و باز کمتر کسی به ضلع غربی امامزاده عبدالله گرگان سری میزند و بر سر مزارش حاضر و او را به فاتحهای مهمان میکند.
نظر شما