سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: جنگ، تنها در میدانهای نبرد رخ نمیدهد؛ جنگ در حافظهها، در زبانها و در روایتها نیز ادامه مییابد. آنچه از یک جنگ در تاریخ باقی میماند، صرفاً ویرانی شهرها و شمار قربانیان نیست، بلکه آن چیزی است که از دل این ویرانیها روایت میشود، نوشته میشود و به جهان منتقل میگردد. در این میان، کودکان بیش از هر گروه دیگری نیازمند آناند که رنجشان دیده، فهمیده و ثبت شود؛ زیرا آنان نه فقط قربانیان امروز، بلکه حاملان آیندهای هستند که اگر روایت نشود، در سکوتی سنگین دفن خواهد شد. در جنگ و تجاوز تحمیلی چهلروزه اخیر، کودکان ایرانی با اشکال گوناگونی از آسیب مواجه شدند: از مرگ و جراحت جسمی تا ترسهای ماندگار، از دست دادن خانواده، گسست آموزشی و فروپاشی امنیت روانی. بااینحال، تجربه تاریخی نشان داده است که صرف وقوع رنج، بهخودیخود به عدالت منتهی نمیشود. آنچه رنج را به مطالبه تبدیل میکند، «روایت» است؛ و آنچه روایت را به مطالبه جهانی بدل میسازد، «انتقال فرهنگی» آن است. در اینجاست که دیپلماسی فرهنگی، بهویژه از رهگذر نشر و ترجمه، به یکی از مهمترین ابزارهای حمایت از کودکان در جنگ تبدیل میشود.
در نظام معاصر حقوق بینالملل، مستندسازی نقضها نقشی تعیینکننده در شکلگیری پاسخگویی دارد. اما مستندسازی صرفاً به معنای گزارشهای رسمی یا اسناد حقوقی نیست. روایتهای ادبی، خاطرات، داستانها و حتی کتابهای کودک، در بسیاری موارد توانستهاند آنچه را زبان خشک حقوقی از بیان آن ناتوان است، به شکلی عمیق و اثرگذار منتقل کنند. روایت، احساس را به ادراک و ادراک را به مطالبه تبدیل میکند. هنگامی که رنج یک کودک نه در قالب عدد، بلکه در قالب داستانی انسانی بازگو میشود، فاصله میان «واقعیت دور» و «وجدان جهانی» کاهش مییابد. از این منظر، ادبیات کودک و نوجوان درباره جنگ، نه صرفاً یک فعالیت فرهنگی، بلکه بخشی از فرایند عدالتخواهی است.
ترجمه؛ عبور از مرزها و شکستن انحصار روایت
بااینحال، روایت اگر در مرزهای زبانی و جغرافیایی محدود بماند، نمیتواند به نیرویی جهانی تبدیل شود. اینجاست که ترجمه نقش محوری خود را ایفا میکند. ترجمه، صرفاً تبدیل واژهها از زبانی به زبان دیگر نیست؛ بلکه انتقال تجربه، احساس و معنا از یک بستر فرهنگی به بستری دیگر است. در جهانی که جریان اطلاعات بهشدت تحت تأثیر قدرتهای رسانهای قرار دارد، ترجمه میتواند به ابزاری برای شکستن انحصار روایت تبدیل شود. در بسیاری از موارد، روایت رنج کودکان در مناطق مختلف جهان بهدلیل فقدان ترجمه گسترده، هرگز به گوش افکار عمومی جهانی نمیرسد. این سکوت، خود نوعی بیعدالتی ثانویه است. از این رو، ترجمه آثار مرتبط با کودکان جنگ در ایران، میتواند به ایجاد تعادل در فضای روایت جهانی کمک کند و تصویر دقیقتری از واقعیت ارائه دهد.
نشر بهعنوان کنش دیپلماتیک
نشر، در این چارچوب، دیگر صرفاً یک فعالیت اقتصادی یا فرهنگی نیست، بلکه به یک کنش دیپلماتیک تبدیل میشود. هر کتابی که درباره رنج کودکان جنگ منتشر میشود، میتواند سفیری خاموش باشد که پیام یک ملت را به جهان منتقل میکند. تجربههای جهانی نشان داده است که آثار ادبی و مستند درباره کودکان جنگ، در شکلدهی به افکار عمومی و حتی سیاستگذاری بینالمللی نقش داشتهاند. هنگامی که افکار عمومی جهانی نسبت به یک وضعیت حساس شود، فشار بر نهادهای بینالمللی برای اقدام افزایش مییابد. به بیان دیگر، نشر میتواند پلی باشد میان رنج انسانی و پاسخگویی حقوقی.
در حقوق بینالملل، اگرچه سازوکارهای رسمی مانند دادگاهها و نهادهای نظارتی نقش اصلی را در تحقق عدالت ایفا میکنند، اما این سازوکارها در خلأ عمل نمیکنند. افکار عمومی جهانی، یکی از عوامل تعیینکننده در فعال شدن یا غیرفعال ماندن این سازوکارهاست. هنگامی که رنج کودکان یک کشور در سطح جهانی دیده و فهمیده شود، امکان نادیده گرفتن آن کاهش مییابد. در چنین شرایطی، دولتها و نهادهای بینالمللی با فشار بیشتری برای پاسخگویی مواجه میشوند. بنابراین، ترجمه و انتشار آثار مرتبط با کودکان جنگ، میتواند بهطور غیرمستقیم اما مؤثر، زمینهساز پیگیریهای حقوقی شود.
با وجود این ظرفیتها، مسیر دیپلماسی فرهنگی با چالشهای جدی مواجه است. از جمله این چالشها میتوان به محدودیت در دسترسی به شبکههای نشر جهانی، نابرابری در قدرت رسانهای، و گزینشپذیری در توجه افکار عمومی اشاره کرد. بااینحال، این چالشها نباید به انفعال منجر شوند. بلکه ضرورت دارد سیاستگذاری فرهنگی در حوزه کودک، بهگونهای طراحی شود که تولید و ترجمه آثار مرتبط با جنگ، بهعنوان یک اولویت راهبردی در نظر گرفته شود.
در نهایت، باید پذیرفت که عدالت در جهان معاصر، تنها در دادگاهها شکل نمیگیرد؛ بلکه در ذهنها، در روایتها و در حافظههای جمعی نیز ساخته میشود. اگر رنج کودکان ایرانی در جنگ، به زبانهای مختلف ترجمه نشود، اگر در قالب کتابها و روایتها ثبت نشود، خطر فراموشی آن بسیار جدی خواهد بود. دیپلماسی فرهنگی، از رهگذر نشر و ترجمه، این امکان را فراهم میکند که رنج، به روایت تبدیل شود؛ روایت، به آگاهی؛ و آگاهی، به مطالبه. این مسیر، اگرچه طولانی و دشوار است، اما یکی از پایدارترین و انسانیترین راهها برای نزدیک شدن به عدالت است. در جهانی که گاه قدرت، حقیقت را به حاشیه میراند، این کلماتاند که میتوانند حقیقت را زنده نگه دارند. و چه مسئولیتی سنگینتر از آنکه صدای کودکانی باشیم که در هیاهوی جنگ، صدایشان شنیده نمیشود.
نظر شما