سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «آموزش در پاورقی؛ تحلیلی بر خصوصیسازی آموزش عمومی در ایران» نوشته فاطمه مقدسی از جمله تازههای نشر نی است که از مجموعه «پژوهشهای اجتماعی درباره ایران» به چاپ رسیده است.

مولف در این کتاب ضمن فهم وضعیت حاشیهای نهاد آموزش در ایران در بافتار تاریخی آن، میکوشد در وهله نخست، روندها، کنشگران و بزنگاههای تاریخی پیدایش، استقرار و تثبیت سیاستهای خصوصیسازی آموزش را شناسایی کند و در وهله بعد، با معرفی و شرح گونهشناسی چندبعدی، گستره مفهومی خصوصیسازی آموزش را به تصویر کشد و از ابعادی پنهان که تجربه آموزش را در ایران امروز کالایی کرده است، پرده بردارد. نیز بر آن است میان گونههای خصوصیسازی آموزش با پیامدهای آنها بر عدالت در معنای چندبعدی آن پیوند برقرار کند.
کتاب هفت فصل دارد. مقدسی در فصل نخست، به بحث درباره کلیات مسئلۀ خصوصیسازی آموزش پرداخته، بدینترتیب که ابتدا جایگاه این موضوع را از منظری چندوجهی در فضای علوم اجتماعی بررسی و سپس مفاهیم بنیادین را بهدقت واکاوی کرده و نهایتاً تصویری از همگراییها و واگراییهای موجود در مسیرهای خصوصیسازی آموزش در کشورهای جهان به دست میدهد.
وی در فصل دوم میکوشد چالشهای نظری بنیادین را در باب خصوصیسازی آموزش بهدقت تشریح کند. در این فصل، دوگانه آموزش بهمثابه کالای عمومی یا خصوصی به بحث گذاشته شده و بنیانهای نظری خصوصیسازی آموزش بهمثابه یک گفتمان شرح داده شده است. در فصل سوم کتاب، چارچوب تحلیلی کتاب بسط داده شده است. این چارچوب در تحلیل سیاست، به تفکیک سه ساحت قائل است: تحلیل فرایندها، تحلیل گونهها و تحلیل پیامدها. مولف در فصل چهارم، فرایندهای خصوصیسازی آموزش را قبل و بعد از انقلاب تحلیل کرده و به واکاوی شش برهه سیاستگذاری آموزش از حیث مرکزیت گفتمان خصوصیسازی یا سرمایهگذاری عمومی دولت و در فصل پنجم به مباحث گونهشناسی و تیپولوژی خصوصیسازی آموزش در ایران میپردازد. گذشته از این، در فصل پنجم هر دو شکل خصوصیسازی، خصوصیسازی از درون نهاد آموزش و خصوصیسازی از بیرون نهاد آموزش، و نیز انواع و گونههای متنوع آن را معرفی نموده، توضیح داده است. در فصل ششم، پیامدهای هر یک از گونههای خصوصیسازی آموزش بر تحقق برابری در این نهاد بررسی میشود و تصویری از تأثیرات انباشتی سیاستگذاری آموزش در ایران بر نابرابری در آموزش بهدست داده میشود و سرانجام، فصل پایانی مروری خواهد داشت بر یافتههای مولف در این پژوهش و بهعلاوه، شمایی کلی از مجموعه کنشگران مؤثر در سازوکارهای تحولی سیاستگذاری آموزش، چه در دورههای سرمایهگذاری عمومی دولت و چه در دورههای خصوصیسازی، بهدست میدهد و امکانهای پیش رو را برای دگرگونی ساحت سیاستگذاری به بحث میگذارد. مولف همچنین میکوشد با بهرهگیری از جداول، نمودارها و شکلها، جنبهای آماری و مستند به اثر خود ببخشد.
مقدسی در مقدمه کتاب، نقبی به پیشینه نهاد مدرسه در جهان زده، آن را نهادی میداند که دستکم تا دویستسال پیش، عمدتاً خصوصی یا وابسته به نهادهای مذهبی بود و طبقات پایین بسیار اندک از آن برخوردار بودهاند. مولف بر آن است که بعد از این دوره و بهویژه با ظهور دولتهای جامعهگرا در آمریکا و اروپا بود که ایده عمومیسازی آموزش یا بهتعبیر دیگر، مسئولیتپذیری دولت در تأمین آموزش برای همه، فراگیر و عرضه آموزش رایگان و همگانی به ضرورتی اخلاقی و سیاسی بدل شد. مقدسی بر این باور است که با این حال، مسیر توسعه آموزش رایگان در جهان از دهه ۷۰ قرن نوزدهم و ظهور بحرانهای مالی دولتهای رفاه، روندی معکوس داشته و سیاست آموزش نیز که متأثر از حاکمیت ایدئولوژی نئولیبرال بر اقتصاد جهانی بود، در مسیر جریان کلی خصوصیسازی و بازاریسازی قرار گرفته است. مولف دهه ۹۰ قرن نوزدهم و بهویژه آغاز قرن بیستم را دوران اوج خصوصیسازی آموزش در قالب روندی جهانی قلمداد میکند که در آن، حوزه آموزش به تجارتی بزرگ تبدیل گردید، بهطوریکه از آن با تعبیر جهانیشدن خصوصیسازی آموزش یاد میشود.
مقدسی در ادامه، به مدارس خصوصی در کشور پیش از مشروطه پرداخته، میآورد «با ظهور مشروطه، مسئله دسترسپذیر شدن آموزش برای فقرا در سطح سیاستگذاری مطرح گردید». مولف بر آن است که توسعه آموزش همگانی تا دوران پهلوی، شتاب اندکی داشت، اما تأکید حکومت پهلوی بر دولت -ملتسازی و نیز افزایش درآمدهای نفتی در برخی برههها، توسعه آموزش همگانی را تسریع کرد. همچنین از اواسط دهه ۱۳۳۰، کشور شاهد فرازوفرودهایی در اجرای سیاستهایی در حمایت از بخش خصوصی آموزش بود.
مولف عرضه آموزش رایگان و همگانی در تاریخ آموزشوپرورش ایران را تنها در دو دوره دهه 1350 و دهه 1360 دانسته، معتقد است تلاشهای گسترده در این دو دهه نیز نتوانست جریان خصوصیسازی آموزش را متوقف سازد و از آغاز دهه ۷۰ که همزمان است با اجرای سیاستهای تعدیل در ایران و بسیاری از کشورهای درحال توسعه، خصوصیسازی در اشکال مختلف ظهور کرد. بهعبارتی دیگر، سرمایهگذاری عمومی دولت در حوزه آموزش تلاشی کوتاهمدت، بین سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۸ بود که با مجموعهای از تعارضات درونی و مقاومتها مواجه و بهمرور تضعیف شد.
مولف در بحث در خصوص ضرورت نگارش این اثر معتقد است روند خصوصیسازی پس از انقلاب، بهویژه با ظهور تحریمهای اقتصادی، پیشرفتی همهجانبه کرده است که ضرورت پرسش از ماهیت نهاد سیاستگذاری آموزش، فرایندهای سیاستگذاری و کنشگران درگیر در آن را هرچه بیشتر مطرح میکند. بهباور مقدسی، روند خصوصیسازی آموزش اکنون تا جایی پیش رفته که ایران در زمینه تنوع گونههای خصوصیسازی و عمق اجراییسازی آن از کشورهای مبدع این سیاستها نیز پیشی گرفته و در مقابل، در برخورداری عادلانه از آموزش رایگان و همگانی و باکیفیت در مناطق شهری و روستایی، حتی نسبت به کشورهایی که از لحاظ درآمدی یا منطقهای هم تراز آناند، در موقعیت پایینتری قرار گرفته است.
کتاب در درجه نخست، کوششی برای فهم پدیده خصوصیسازی در بافتار تاریخی آن است. تحلیل روندها، کنشگران و بزنگاههای تاریخی پیدایش و استقرار و تثبیت سیاستهای خصوصیسازی و نقطه مقابل آن، سرمایهگذاری عمومی دولت در آموزش ابعاد مختلف این بافتار تاریخی است. بنابراین، اثر در سطح نخست، فرایندهای خصوصیسازی آموزش، از آغاز پیدایش آموزش همگانی تاکنون را میکاود و کنشگران سیاستگذاری مؤثر در سطوح خرد، میانی و کلان را شناسایی میکند و بهعلاوه، به تحلیل مهمترین متغیرهای ملی و جهانی مؤثر در دگرگونی، انتخاب و حفظ سیاستهای خصوصیسازی آموزش میپردازد. کتاب در وهله بعد، مدلی از گونههای خصوصیسازی آموزش را در ایران امروز بهدست میدهد و پیشینه، ابعاد و پیامدهای اجراییسازی هر یک از این گونهها را تحلیل میکند و بدینترتیب، گستره مفهومی خصوصیسازی آموزش را در ایران به تصویر میکشد و از ابعادی پنهان از خصوصیسازی که در روندی تدریجی و عمیق، اساس تجربه آموزش را در ایران امروز کالایی کرده است، پرده برمیدارد. دغدغه مولف، پیوندزدن میان گستردگی ابعاد خصوصیسازی آموزش در ایران است که پیامدهایی سوء بر برابری و برقراری عدالت در آموزش داشته است. بنابراین «آموزش در پاورقی» به سه مسئله اصلی در حوزه خصوصیسازی آموزش همگانی میپردازد که عبارتاند از: ۱. فرایندها و فرازوفرودهای خصوصیسازی آموزش در تاریخ معاصر ایران و عوامل مؤثر بر تحولات و کنشگران اصلی آن؛ ۲. گونهشناسی خصوصیسازی آموزش؛ ۳. پیامدهای اجتماعی خصوصیسازی آموزش همگانی در ایران.
مقدسی معتقد است که برای پاسخ به این سه مسئلۀ کلان، تنها پژوهشی چندروشی جوابگوست، لذا این کتاب از هر دو روش کمیوکیفی بهره برده و از سه شیوه تحلیل اسنادی متون سیاستی، مصاحبه با کنشگران و مطلعان اصلی و تحلیل ثانویه دادههای رسمی (در سطح توصیفی) در گردآوری دادهها استفاده کرده است. تحلیل همزمان اسناد تاریخی و مصاحبه با کنشگران اصلی، فرصت درآمیختن دو گونه از تحلیل کیفی را فراهم ساخته، شیوهای از پژوهش که از آن تحت عنوان «روش ترکیبی کیفی» یاد میشود.
«آموزش در پاورقی؛ تحلیلی بر خصوصیسازی آموزش عمومی در ایران» در 410 صفحه بههمت نشر نی منتشر شده است.
نظر شما