به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «ایران و تنهاییش» نوشته محمدعلی اسلامی ندوشن که در انتشارات سهامی انتشار به چاپ رسیده است. مولف ایران دوست ایران از منظر تاریخی و موقعیت خاص جغرافیاییاش برای آیندگان در این اثر تشریح میکند. شاید در این روزها که ایران زیر آتش درگیر جنگ و تنش زخمی دردهای بسیار است، جملات اسلامی ندوشن مرهمی بر زخمی باشد که در جنگی بیرحمانه ایران را درگیر خود کرده است.
اگر پیش آید که نگاهی به تاریخ بیفکنیم و نگاهی دیگر بر سراسر جهان، ایران را کشوری تنها می بینیم با سرگذشتی خاص، متفاوت با دیگران. بنابراین طبیعی است که یک ایرانی امروز، با اندکی حساسیت و کنجکاوی نسبت به کشورش، از خود بپرسد که وابسته به چه سرزمینی است و پایگاه وطن او در دنیا چه بوده است.
صد سال پیش این سوال چندان موضوعیت نداشت، ولی اکنون که دنیا فشرده شده و ضرورتهای تازهای روی نموده و بیش از پیش آگاهی شرط ادامه حیات ملی گردیده، خواه ناخواه شخص به تامل واداشته میشود.
در دوران ما گذشته و حال و آینده به هم وابسته شدهاند و امروز را جز با شناخت دیروز نمیتوان سنجید؛ به سوی فردا نیز باید به چشم نگران و باز نگاه کرد. بشر کنونی بیش از گذشته عنان سرنوشتش بر دوش خودش نهاده شده است؛ باید رای بدهد، برنامه بریزد، پیشبینی کند و در نهایت گلیم خود را از آب بکشد. در گذشته اتکا به تقدیر و آسمان قدری بارش را سبک میکرد، اکنون گویی «هبوط» دوم او فراز آمده، زمانی میوه «منهی» خورد و «عارف نیک و بد» شد و از بهشت رانده گشت. این بار نیز که میوه «علم و فن» به درونش راه یافته و تکیهگاههای گذشته را از دست داده، رانده شدن دیگری به او هشدار داده میشود.

اکنون برای آنکه دریابیم که ایران چگونه کشوری بوده است و موضع خود را قدری وابینیم، خوب است نگاه کوتاهی به درون «گارگاه روزگاران» بیفکنیم. چرا گفتیم که او در گذر تاریخ تنها بوده است؟ برای آنکه وضعی نه چون دیگران داشته. سرزمینهای دیگر کم و بیش در یک گروه تمدنی مشترک جای می گیرند، مثلا: کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی، آفریقای سیاه، آفریقای شمالی، کشورهای عبری خاورمیانه، خاور دور و اروپای غربی، اروپای شرقی، کشورهای شبه قاره هند، هر یک را که نگاه کنیم، البته با تفاوتهای جزئی، میبینیم که وجوه مشترکی با هم دارند.
اما چون به ایران میرسیم، او را یک واحد منفرد مییابیم. چرا که چنین است؟ نخست باید به سراغ جغرافیا برویم، آنگاه بر اثر آن تاریخ میآید که خود تا حد زیادی تاثیر گرفته از جغرافیاست.
ایران، چنانکه میدانیم در نقطه خاصی از کره زمین قرار دارد، در مرکز برخوردهای جنگی و ارزشهای تمدنی. پیش از آنکه قاره آمریکا به دنیا اتصال یابد، جهان شناخته شده همان بود که از هر گوشه به ایران راه می یافت. این موقع جغرافیایی یگانه، زمینه ساز جریانهای خوش و ناخوشی گشته است، که کشورمان از میان آن سر برآورده. سرزمین دیگری نمیتوانیم یافت که این چند خصوصیت در او جمع شده باشد...

ایرانی به هر کجا برود یک تاریخ را بر پشت خود دارد، خواه به آن آگاه باشد و خواه نباشد. ضمیر ناخودآگاه قومی که «یونگ» روانکاو سویسی آن را با عنوان کرده است، در ایرانی بیدار و قوی است، زیرا حوادث پیوستهای که بر این کشور گذشته، مردمش را آبدیده تاریخ کرده است. موقعیت جغرافیایی ایران، تاریخش را طوری ساخته که لحظهای آرام نداشته باشد.
نظرات