سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «لیبرالیسم ولتر» بهقلم کیوان بلندهمتان از تازههای نشر ثالث است که در سال ۱۴۰۴ به بازار کتاب آمد. اثر مشتمل بر هفت فصل است. مولف در فصل «شادکامی»، زمینه تاریخی، کامجویی: آماج زیستن، و پرسش آزادی را میکاود، در «زیست اخلاقی»، از شادی و اخلاق، اخلاق نیکخواهی، و فهم دیدگاه اخلاقی ولتر سخن میگوید، در «در سایهسار قانون»، آزادی و قانون، دموکراسی و قانون، و قانون خوب را تبیین میکند، در «روشناندیشی»، در ستایش خرد، تربیت آزادیخواه، فهم دیدگاه تربیتی ولتر، و فرهیختگی را بررسی میکند، در «دیرباوری»، تجربههایی برای تجربهگرایی، بیزاری از متافیزیک، تجربهگرایی، و پراگماتیسم دیرباورانه را تحلیل میکند، در «سیاست بردباری»، اخلاق مسیح، و خرافهپردازی را میکاود، و نهایتاً در فصل پایانی کتاب، از «آموزگار آزادیخواهی» سخن میراند.

ولتر را میتوان بهحق پدر روشناندیشی و نشان برجستۀ سدۀ هجدهم دانست. در هشتادوچهار سال زندگی، همواره راه آزادی را پیمود و با آثارش، مردم را به آزادی و آزادگی فراخواند و میراثی ارزنده برای همهگان به یادگار گذاشت. او بود که «اندیشیدن به آزادی» را به گفتمان مردم کوچهوبازار تبدیل کرد. آزادی، پیش از او، گویی فقط یک مفهوم بود در لابهلای کتابها و در انجمنهای کوچک اندیشهورزی؛ اما ولتر آن را واقعیت زندگی مردم گرداند. با وجود این جایگاه والا، نوشتههای بنیادین او به فارسی برگردانده نشده و فلسفه بهویژه فلسفه سیاسیاش هنوز به مردم شناسانده نشده است. نوشتار بلندهمتان تلاشی است برای بازاندیشی در باورهای ولتر پیرامون آزادیخواهی.
ولتر را نماد و نماینده روشناندیشی میدانند، چرا که توانسته بود بیش از هر فیلسوف دیگری، نگرش فلسفی به جهان، آدمی و دین را بین مردم بگستراند. ولتر بیپرده و بهبانگ بلند اندیشههای گذشته را دادگاهی میکرد و با نوشتاری تراویده از جانی شوخوشنگ، همگان را به اندیشیدن، نیکی و آزادی فرامیخواند. در این راه، نستوه و بیباک بودو بیش از پانزده هزار نامه نوشت و از او هنوز نامههایی نو یافت میشود. سرودهها داشت همراه با گفتارهای کوتاه، نمایشنامهها، داستانها، کتابهای فلسفی و تاریخنگاشتهها، اما چون بستر سیاسی-دینی آن روزگار آماده نبود، بیشتر کارهای خود را با نام ولتر روانه بازار نمیکرد و از ترس سانسورچیها همواره نامهایی ناشناخته برای نویسنده کتابهایش برمیگزید. هرچند همه میدانستند که نویسنده ولتر است، اما دیگر کسی نمیتوانست او را به دادگاه بکشاند. پس از مرگ او، تاکنون سهبار کوشیدهاند همه نوشتههای او را گردآوری کنند و مجموعهای ویراسته پدید آورند. نخستین آنها از ۱۸۲۹ تا ۱۸۴۰ به درازا کشید و برآیند آن هفتادودو دفتر از کارهای ولتر به سرویراستاری بوشو بود. تلاش دوم از ۱۸۷۷ آغاز و در ۱۸۸۵ به پایان رسید؛ مجموعهای در پنجاهودو دفتر به سرویراستاری مولند و بنگسو. سومین تلاش را بسترمن و همکارانش در ۱۹۶۸ آغاز کردند و تا ۲۰۲۲ توانستند دویستوپنج دفتر از کارهای ولتر را ویرایش و چاپ کنند. با نگاهی به آنچه گفته شد، کمتر کسی میتواند بگوید ولترشناس است؛ بدین معنی که همه نوشتههای ولتر را کاویده باشد.
بلندهمتان در تأیید این مدعا میآورد: «در این نوشتار نیز همه نوشتهها و همه اندیشههای ولتر واکاوی نشده است». وی این کتاب را تنها درآمدی بر دیدگاههای کانونی ولتر میداند، برای نمونه، نوشتههای تاریخی او یا پیوندهای وی با انجمنهای آزاداندیش زمانه یا کتابخانه و کتابهایی که داشته و خوانده و نیز بسیاری از نامههای او بررسی نشده و سنجشها و خردهگیریهای ولتر از نامههای آسمانی آورده نشده است. افزون بر اینها، مولف انتقادهای ولتر از نویسندگان همروزگارش را نیز نیاورده است. اگرچه این ستیزهها و خردهگیریهای ولتر شاید در تاریخنگاری اندیشهها ارزنده باشد یا بهقول مولف، «برای نوشتاری ملانقطی و فضلفروش به کار آید» اما امروزه از دردهای جامعه نمیکاهد. بهاعتقاد مولف، نبرد امروز، نبرد بر سر خردمندی و بیخردی، اندیشه با بیاندیشگی و فلسفه با خرافههای گوناگون است، نه جنگ اندیشههای سنجیده با هم.
افزون بر اینها، مولف همه آنچه را که میشد در اندیشههای کانونی ولتر گفت، در این نوشتار گزارش نکرده است. در بسیاری جاها به اشارهها و نشانهها بسنده شده است. بلندهمتان در اینجا سخن ولتر را نقل میکند: «بهترین کتابها آنهایی هستند که نیمی از آن را خواننده خود مینویسد».
نهایتاً مولف سابقه نوشتن کتاب را گفتوگو با یکی از دوستان، از پیوندهای نگرش پراگماتیکی و لیبرالی و تاریخچه این دو اندیشه اعلام میکند که در این گفتوگو، بارها به ولتر و کتابچهای از او بهنام «باورهای یک جمهوریخواه» اشاره شد. وی از مولف، گزارشی از آن کتابچه با بازگشت به دیگر کارهای ولتر خواست و برآیند کار، «لیبرالیسم و ولتر» است.
«لیبرالیسم ولتر» در ۱۸۴ صفحه بههمت نشر ثالث منتشر شده است.
نظر شما