شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۷
هنر و هوش مصنوعی؛ همکاری خلاقانه یا چالش اصالت؟

هنر و هوش مصنوعی در حال شکل‌دادن به رابطه‌ای دوطرفه‌اند؛ رابطه‌ای که هم ابزارهای تازه می‌آفریند و هم چارچوب‌های فکری سنتی در حوزه‌ هنر را به چالش می‌کشد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنادر سال‌های اخیر، هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر وارد عرصه تولید محتوای تصویری و خلق هنر شده و شیوه‌های مرسوم تولید آثار خلاقانه را دگرگون کرده است. مدل‌های پیشرفته‌ یادگیری عمیق اکنون قادرند بر اساس چند کلمه یا یک طرح ساده، تصاویر پیچیده و حتی آثار هنری با سبک‌های گوناگون تولید کنند. این تحول نه‌تنها مرزهای خلاقیت را گسترده‌تر کرده، بلکه ابزارهای هنری را در دسترس طیف وسیع‌تری از افراد قرار داده و بحث‌های تازه‌ای درباره نقش انسان در فرایند خلق هنر برانگیخته است.

رابطه‌ هنر و هوش مصنوعی به شکلی روزافزون به یک تعامل خلاقانه و مشترک تبدیل شده است. از یک سو، هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری تازه به هنرمندان امکان می‌دهد مرزهای بیان تصویری، صوتی و مفهومی را جابه‌جا کنند و ایده‌هایی را که در گذشته دشوار یا غیرممکن بود، به سرعت به تصویر بکشند. از سوی دیگر، حضور این فناوری پرسش‌های مهمی درباره مالکیت، اصالت، نقش تخیل انسانی و معنای «خالق بودن» مطرح می‌کند. در نتیجه، هنر و هوش مصنوعی در حال شکل‌دادن به رابطه‌ای دوطرفه‌اند؛ رابطه‌ای که هم ابزارهای تازه می‌آفریند و هم چارچوب‌های فکری سنتی در حوزه‌ هنر را به چالش می‌کشد.

هنر و هوش مصنوعی؛ همکاری خلاقانه یا چالش اصالت؟

کتاب «هنر و هوش مصنوعی» نوشته یوران هرمریان و ترجمه کاوه بهبهانی از مجموعه «فلسفه هنر کمبریج» نشر طرح نو، نیز به این موضوع پرداخته است.

در دهه‌های اخیر برای آفرینش هنر از کامپیوتر بهره می‌گیرند اما اخیرا در رسانه‌ها درباره چند رخداد بحث‌هایی درگرفته است. هوش مصنوعی وارد صحنه جهانی شده اما با ورودش به مجادلات و بگومگوهایی دامن زده است. یک طراح بازی به نام جیسون ام. آلن با اثرش در نمایشگاه ایالتی کلورادو برای نخستین بار در این حوزه جایزه اول را برد.

این اثر با بهره‌گیری از میدجرنی درست شد که یک ابزار هوش مصنوعی است که سطور متن را به طرح های گرافیکی تبدیل می‌کند. این اتفاق چالش‌هایی را در رسانه‌های اجتماعی به پا کرد. برخی انتقاد می‌کردند که اهدای این جایزه تهدیدی برای هنرمندان است.

البته آلن در در مصاحبه با نیویورک تایمز زیر بار نرفت و گفت «اصلا برای این کار عذرخواهی نمی کنم. بدون اینکه قانونی را زیر پا بگذارم برنده شده‌ام.» همچنین در مصاحبه دیگری گفت برای اینکه در آینده دیگر این بحث‌ها پیش نیاید باید هنر ساخته هوش مصنوعی را از انواع دیگر هنر جدا کرد.

تصمیم خانه حراج کریستی در پاییز ۲۰۱۸ برای فروش اثری ساخته هوش مصنوعی به اسم «پرتره ادموند بلامی» محصول یک گروه هنری از فرانسه به نام «آبویس» بحث‌های زیادی بر سر جایگاه جنبش هنر ساخته هوش مصنوعی به راه انداخت و پرسش‌هایی مانند اینکه «هنرمند کیست؟» و «آیا برای اینکه مشخص کنیم تالیف و حقوق و مسئولیت چیست به مجموعه جدیدی از مفاهیم نیاز داریم؟» ایجاد شد.

اما کیفیت اثر هنری مانند پرتره ادموند بلامی در نظر منتقدان از حیث زیبایی شناختی بسیار محافظه‌کارانه است که مبنایش زیبایی شناختی مدرن است. با این وجود پرتره بلامی با رقم بسیار خوبی به فروش رفت.

این کتاب همچنین کیفیت موسیقی راک ساخته هوش مصنوعی را نیز بررسی کرده و بر جنبه‌های اساسی‌تر و فلسفی‌تر ماجرا تمرکز می‌کند و به پرسش‌هایی از این دست می‌پردازد که آیا هوش مصنوعی هنرمندان را از کار بیکار می‌کند یا تصاویر ساخته هوش مصنوعی باید در نمایشگاه‌ها و حراج‌ها و مسابقه‌ها دسته‌بندی خاص خودشان را داشته باشند.

به هر حال فناوری هوش مصنوعی با سرعت سرسام‌آوری رشد می‌کند و در جریان فناوری قرار گرفتن دشوار است. این کتاب بر هنرهای بصری تاکید دارد و در هنرهایی مانند موسیقی و ادبیات موضوعات کم و بیش متفاوتی را پیش می‌کشد. به طور کلی کار هوش مصنوعی این است که حجم وسیعی از اطلاعات را تجزیه و تحلیل کرده و در آن اطلاعات الگو پیدا کند. تصاویر را به یک برنامه کامپیوتری می‌خورانند و برای هر تصویر یک برچسب می‌گذارند.

در این میان رشد و توسعه برنامه‌های جدید سرعت بالایی دارد و تحقیق درباره هوش مصنوعی و توسعه‌اش به سرعت در جاهای گوناگون رو به رشد است. هوش مصنوعی می‌تواند کارش را با تعدادی تصویر که به آن خورانده شده شروع و تصاویر جدیدی خلق کند اما برای این کار نیاز به پرامپت دارد. جف هی ورد، برای بازآفرینی نقاشی‌های سایر هنرمندان مشهور از دال ئی استفاده کرده است؛ مثلا برای بازآفرینی مونالیزا به سبک آنری ماتیس.

هوش مصنوعی قوی با هوش مصنوعی ضعیف از جهاتی تفاوت دارد؛ برنامه هوش مصنوعی قوی مقدار زیادی از تصویرهای ساخته دیگران را تحلیل می‌کند، می‌تواند کارهای متنوعی انجام دهد و نیز قادر است الگوریتم‌های تازه تولید کند و یا برنامه‌های خودش را بنویسد. برای این کار، پرسش‌های متعددی طرح می‌کند تا بیشتر بررسی کند. مرین ماتزونه و احمد الجمال معتقدند که هنرمند امروز کسی است که بتواند الگوریتم را طوری تنظیم کند که با نگاه کردن به تصاویر بسیار و با استفاده از فناوری یادگیری ماشین، زیبایی شناسی مورد نظر را یاد بگیرد.

در فرآیند یا محصول مصنوع بسیاری از آثار هنری ساخته شده با شبکه‌های متخاصم زایشی، در مقایسه با سایر سیستم‌های جاافتاده یادگیری ماشین برای ساخت آثار هنری، جنبه‌های چشمگیر تازه‌ای وارد نشده است. هم اکنون رسانه‌ها و حراج خانه‌ها و طراحان سیستم، شبکه‌های متخاصم زایشی را به شیوه متفاوتی نشان می‌دهند. آنها این شبکه‌ها را سیستم‌های مصنوعی هوشمند تعریف می‌کنند که همین احتمالا بر نحوه ادراک و تفسیر هنر فرآورده این شبکه‌ها تاثیر می‌گذارد.

برخی از برنامه‌های اولیه هوش مصنوعی صرفا کاری را می‌کردند که دستورالعمل‌های کاربر به آنها می‌گوید؛ مثلا «منظره‌ای بی‌جان به سبک امپرسیونیستی» می‌توان گفت که در این مورد پیوند علی محکمی میان دستورالعمل‌ها و خروجی وجود دارد که این پیوند بر اساس ترکیبی از مفاهیم تعریف شده است و این مفاهیم نقش شرایط لازم یا کافی را دارند. اما برنامه‌های کامپیوتری پیشرفته‌ای وجود دارد که در آنها پیوند میان دستورالعمل‌ها و خروجی‌ها غیرمستقیم تر است. یعنی پیش‌بینی کردن خروجی دشوار یا ناممکن است. چه بسا خروجی حتی خود برنامه‌نویس را نیز شگفت زده می‌کند.

اما در بحث‌های حقوقی هوش مصنوعی این سوال مطرح می‌شود که آیا هنرمندان باید اصل را بر ناراضی بودن بگذارند یعنی آیا باید فعالانه رضایت خود را برای استفاده از آثارشان اعلام کنند؟ در این صورت تا هنرمندان رضایت خود را اعلام نکنند فرض بر این است که به این کار رضایت ندارند. اخیرا قانونگذاری اتحادیه اروپا از اصل بر ناراضی بودن به اصل بر راضی بودن تغییر مسیر داده است. اما پیامدهای این امر را باید دنبال کرد. خواه بر مسئولیت اخلاقی تمرکز کنیم، خواه بر مسئولیت قانونی، مهم است که وارد موقعیت‌هایی نشویم که در آنها هیچ کس مسئولیت ساخته‌های برنامه‌های هوش مصنوعی را گردن نمی‌گیرد.

آثار هنری به شیوه‌های متعددی خلق می‌شوند و نقش هنرمند و سفارش‌دهنده و بازار در گذر تاریخ متفاوت بوده است. هنرمندان در زندگی حرفه ایشان آثار بسیاری را از هنرمندان دیگر می‌بینند و در شکل دادن به سبک خود از آن آثار یاد می‌گیرند. همچنین به برنامه‌های کامپیوتری هوش مصنوعی تولیدکننده تصویر صدها و گاه هزاران تصویر خورانده می‌شود. اما فرآیندهای یادگیری هنرمندان و برنامه‌های کامپیوتری تولیدکننده تصویر با هم متفاوت است.

پشت برنامه تولیدکننده تصویر به یک معنا آثاری وجود دارد که قبلا دیگران این آثار را آفریده‌اند و برنامه کامپیوتری به این آثار متکی است. نرم‌افزار هوش مصنوعی هزاران اثر را پردازش می‌کند. اما آثاری که نرم‌افزار پردازش می‌کند با تجربه یک شخص خاص یا شخصیت هنری خاصی رابطه برقرار نمی‌کند. به هر حال لازمه یادگیری آفرینش هنر بیش از این است که بتوان تصاویر را به عنوان تصویر سگ یا گربه بازشناسی کرد. یادگیری در گرو در بدست آوردن فهم و دانش و مهارت و فراگرفتن ازش‌ها و نگرش‌ها و پسندهاست.

وقتی انسان‌ها هنر می‌آفرینند پای یک شخص در میان است که با بهتر کردن مهارت‌های فنی خود و دیدن آثار سایر هنرمندان کار را یاد می‌گیرد. این خود هنرمندان هستند که عطف نظر به ارزش‌هایی که می‌خواهند رواج دهند و با توجه به موقعیت خاص و داستان زندگی‌شان، انتخاب می‌کنند از چه چیزهایی می‌خواهند استفاده کنند. اما اینکه آیا تصاویر ساخته و پرداخته ابزارهای هوش مصنوعی، آثار هنری هستند یا نه، تا حدی به این برمی‌گردد که آیا این تصاویر مستحق این هستند که به آنها بگوییم هنر یا آیا باید آنها را هنر برشمرد.

کتاب «هنر و هوش مصنوعی» نوشته یوران هرمریان و ترجمه کاوه بهبهانی از مجموعه «فلسفه هنر کمبریج» در ۱۸۳ صفحه در نشر «طرح نو» منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها