سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در واپسین روزهای سال، آرامستانهای ایران حالوهوایی متفاوت به خود میگیرند. پنجشنبه آخر سال زمانی است که بسیاری از خانوادهها با گل، شمع و گلاب بر مزار درگذشتگان خود حاضر میشوند تا پیش از آغاز نوروز، یاد عزیزان از دسترفته را زنده کنند. این حضور جمعی، اگرچه در ظاهر آیینی ساده و آشنا در فرهنگ عمومی به نظر میرسد، اما در واقع ریشه در لایههای عمیق تاریخی، دینی و فرهنگی جامعه ایرانی دارد؛ لایههایی که در گذر قرنها شکل گرفته و به بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان تبدیل شده است.
پژوهشگران تاریخ و مردمشناسی معتقدند که بسیاری از آیینهای مرتبط با نوروز، از جمله سنت یادکرد از درگذشتگان در روزهای پایانی سال، بازتابی از باورهای کهن ایرانی درباره پیوند میان جهان زندگان و روان نیاکان است. این سنتها در طول تاریخ، با تغییرات فرهنگی و دینی جامعه ایران، دگرگون شده اما اصل احترام به نیاکان همچنان در قالب آیینهایی مانند پنجشنبه آخر سال ادامه یافته است.
از سوی دیگر، در دورههای پس از اسلام، این سنتهای کهن با باورهای دینی تازه پیوند خورده و در قالبی نو بازتفسیر شدهاند. رسم زیارت قبور در روزهای پنجشنبه و شبهای جمعه، که در فرهنگ اسلامی جایگاه ویژهای دارد، بهتدریج با آیینهای پایان سال درآمیخته و شکل امروزی پنجشنبه آخر سال را پدید آورده است. به همین دلیل، این آیین را میتوان نمونهای روشن از تداوم و تحول سنتها در فرهنگ ایرانی دانست؛ سنتی که در آن تاریخ، باورهای دینی و حافظه جمعی جامعه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
در گفتوگوی پیشرو با محمد عیدی نجفآبادی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران، تلاش کردهایم ابعاد تاریخی، فرهنگی و معنایی این آیین را در آستانه نوروز واکاوی کنیم.
پنجشنبه آخر سال یکی از آیینهایی است که در روزهای پایانی سال در بسیاری از شهرهای ایران برگزار میشود. از نگاه تاریخی، ریشه این رسم را باید در کجا جستوجو کرد؟
برای فهم ریشههای چنین آیینهایی باید به لایههای عمیقتر فرهنگ ایرانی نگاه کرد. بسیاری از سنتهایی که امروز در قالب آیینهای نوروزی یا مناسبتهای تقویمی برگزار میشوند، در حقیقت بازمانده یا دگرگونشده آیینهای بسیار کهنی هستند که در ایران باستان وجود داشتهاند. یادکرد از درگذشتگان و احترام به نیاکان یکی از عناصر مهم در نظام فکری و فرهنگی ایرانیان بوده است و این موضوع را میتوان در متون دینی، اسطورهای و حتی ادبیات کلاسیک ایران مشاهده کرد.
در آیین زرتشتی، که یکی از کهنترین نظامهای دینی ایرانی است، باور به «فروهر» جایگاه بسیار مهمی دارد. فروهر در واقع نمادی از روح یا جوهر معنوی انسان است که پس از مرگ نیز به حیات خود ادامه میدهد. ایرانیان باستان باور داشتند که روان درگذشتگان در زمانهایی خاص از سال به جهان زندگان نزدیک میشود و به نوعی در کنار خانواده و بازماندگان خود حضور مییابد.
بر اساس همین باور، جشنهایی در پایان سال برگزار میشد که به آن «فروردگان» یا «فروردیگان» گفته میشد. این جشن در حقیقت زمانی برای بزرگداشت فروهرها و یادکرد از روان درگذشتگان بود. مردم در این روزها خانههای خود را پاکیزه میکردند، آتش میافروختند و برای ارواح نیاکان خود خوراکی یا نذری آماده میکردند.
نکته مهم این است که این آیینها تنها جنبه مذهبی نداشتند، بلکه کارکرد اجتماعی نیز داشتند. یادکرد از نیاکان به نوعی تداوم تاریخی خانواده و جامعه را نشان میداد و به افراد یادآوری میکرد که بخشی از یک زنجیره طولانی از نسلها هستند.
به همین دلیل، وقتی به رسم پنجشنبه آخر سال نگاه میکنیم، میتوانیم نشانههایی از همان سنتهای کهن را در آن ببینیم؛ سنتی که در طول قرنها دگرگون شده اما اصل آن، یعنی احترام به درگذشتگان و یادکرد از آنان در آستانه سال نو، همچنان باقی مانده است.
برخی پژوهشگران معتقدند که این آیین در دورههای بعدی با باورهای اسلامی نیز پیوند خورده است. این پیوند چگونه شکل گرفته است؟
تاریخ فرهنگی ایران نشان میدهد که بسیاری از آیینهای اجتماعی و فرهنگی در طول زمان با تحولات دینی و اجتماعی سازگار شدهاند. پس از ورود اسلام به ایران، بسیاری از سنتهای پیشین نه از میان رفتند و نه به همان شکل گذشته باقی ماندند؛ بلکه در قالبی تازه با باورهای اسلامی درهم آمیختند.
در فرهنگ اسلامی، بهویژه در سنتهای رایج در میان مسلمانان، پنجشنبه و شب جمعه زمان مناسبی برای یادکرد از درگذشتگان دانسته میشود. بسیاری از مردم در این زمان به زیارت قبور میروند، فاتحه میخوانند و برای درگذشتگان خود دعا میکنند. این باور بهتدریج در فرهنگ عمومی جامعه ایرانی نیز جایگاه پیدا کرد.
وقتی این سنت دینی با آیینهای کهن نوروزی ترکیب شد، شکل تازهای از مراسم پدید آمد. به این ترتیب، مردم در پایان سال و در آستانه نوروز، در روزی که از نظر دینی نیز زمان مناسبی برای زیارت قبور محسوب میشود، بر سر مزار عزیزان خود حاضر میشوند.
از منظر فرهنگی، این موضوع نمونهای جالب از سازگاری سنتها در جامعه ایرانی است. فرهنگ ایران در طول تاریخ همواره توانسته عناصر گوناگون را در کنار یکدیگر قرار دهد و از دل آنها آیینهایی تازه اما ریشهدار بسازد.
بنابراین اگر امروز میبینیم که مردم در پنجشنبه آخر سال بر سر مزار درگذشتگان خود میروند، باید بدانیم که این رفتار نتیجه پیوند چندین لایه فرهنگی و تاریخی است؛ لایههایی که از ایران باستان آغاز شده و در دورههای بعدی با باورهای دینی و اجتماعی تازه درآمیخته است.
در فرهنگ ایرانی، یادکرد از درگذشتگان چه جایگاهی دارد و چرا این موضوع تا این اندازه در آیینهای اجتماعی دیده میشود؟
در بسیاری از فرهنگهای جهان، رابطه با گذشته و نیاکان اهمیت دارد، اما در فرهنگ ایرانی این موضوع جایگاه ویژهای پیدا کرده است. یکی از دلایل آن را میتوان در نگاه ایرانیان به مفهوم زمان و تاریخ جستوجو کرد. در سنت فکری ایرانی، گذشته صرفاً دورهای سپریشده نیست، بلکه بخشی از هویت جمعی جامعه به شمار میآید.
ادبیات فارسی نیز سرشار از اشاره به احترام به گذشتگان است. در متون کهن، از شاهنامه فردوسی گرفته تا آثار عرفانی و تاریخی، بارها به اهمیت یادکرد از پیشینیان و حفظ خاطره آنان اشاره شده است. این موضوع نشان میدهد که احترام به نیاکان بخشی از فرهنگ عمومی ایرانیان بوده است.
از سوی دیگر، آیینهایی مانند نوروز نیز بهگونهای طراحی شدهاند که پیوند میان گذشته و حال را تقویت کنند. نوروز آغاز سال تازه است، اما در عین حال زمانی برای یادآوری گذشته نیز محسوب میشود. رفتن به مزار درگذشتگان در پایان سال در واقع نوعی نماد از همین پیوند است.
در این آیین، خانوادهها گرد هم میآیند، خاطرات عزیزان از دسترفته را مرور میکنند و به نوعی حضور آنان را در حافظه خانوادگی زنده نگه میدارند. این رفتار به حفظ هویت خانوادگی و اجتماعی کمک میکند.
به همین دلیل است که حتی با وجود تغییرات گسترده در شیوه زندگی، این سنت همچنان در میان بسیاری از ایرانیان ادامه دارد و به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی جامعه باقی مانده است.
به نظر شما چرا این آیین با وجود تغییرات اجتماعی و سبک زندگی همچنان در جامعه ایرانی پابرجا مانده است؟
پایداری آیینهای فرهنگی معمولاً به این دلیل است که آنها نیازهای عاطفی و اجتماعی جامعه را پاسخ میدهند. آیینهایی مانند پنجشنبه آخر سال تنها مجموعهای از رفتارهای نمادین نیستند؛ بلکه فرصتی برای بازسازی پیوندهای خانوادگی و اجتماعی فراهم میکنند.
در چنین مراسمی، اعضای خانواده که شاید در طول سال کمتر فرصت دیدار با یکدیگر را داشته باشند، در کنار هم جمع میشوند. آنها به آرامستان میروند، بر مزار درگذشتگان گل میگذارند و درباره گذشته و خاطرات مشترک خود صحبت میکنند. این گردهماییها به تقویت پیوندهای خانوادگی کمک میکند.
از سوی دیگر، این آیینها به افراد کمک میکنند تا با مفهوم مرگ و فقدان کنار بیایند. وقتی یاد درگذشتگان در قالب یک مراسم جمعی و فرهنگی برگزار میشود، سوگ فردی به تجربهای اجتماعی تبدیل میشود و همین موضوع باعث میشود افراد احساس تنهایی کمتری داشته باشند.
نکته مهم دیگر این است که بسیاری از آیینهای نوروزی بر مفهوم نو شدن و آغاز دوباره تأکید دارند. رفتن به مزار درگذشتگان در پایان سال نیز به نوعی بخشی از همین چرخه نمادین است؛ چرخهای که در آن گذشته یادآوری میشود تا انسان بتواند با ذهنی آرامتر به استقبال آینده برود.
به همین دلیل است که این رسم با وجود همه تغییرات اجتماعی همچنان در میان مردم رواج دارد و هر سال در روزهای پایانی اسفند، آرامستانها شاهد حضور گسترده خانوادهها هستند.
آیا میتوان گفت که آیین پنجشنبه آخر سال بخشی از میراث فرهنگی ناملموس ایرانیان به شمار میآید؟
بله، بدون تردید چنین آیینهایی را میتوان در زمره میراث فرهنگی ناملموس قرار داد. میراث ناملموس شامل سنتها، آیینها، باورها و رفتارهایی است که نسل به نسل منتقل میشوند و بخشی از هویت فرهنگی یک جامعه را شکل میدهند.
پنجشنبه آخر سال دقیقاً از همین جنس است. این آیین در طول قرنها از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و هر نسل آن را با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان خود سازگار کرده است.
از نظر مردمشناسی، چنین آیینهایی بسیار ارزشمند هستند، زیرا نشان میدهند که چگونه یک جامعه گذشته خود را به یاد میآورد و آن را در زندگی امروز بازآفرینی میکند. در واقع این آیینها نوعی حافظه جمعی را شکل میدهند.
اگر به حضور گسترده مردم در آرامستانها در روزهای پایانی سال نگاه کنیم، میبینیم که این سنت هنوز برای بسیاری از خانوادهها اهمیت دارد. این حضور نشان میدهد که پیوند با گذشته همچنان بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان است.
به همین دلیل، مطالعه و ثبت چنین آیینهایی برای پژوهشگران فرهنگ و تاریخ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این سنتها بخشی از روایت بزرگتر فرهنگ ایرانی را تشکیل میدهند و به ما کمک میکنند تا پیوند میان گذشته و حال را بهتر درک کنیم.
نظر شما