به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، علی غفوری در کتاب «تاریخ جنگهای ایران؛ از مادها تا به امروز» سراغ جنگ عراق و ایران رفته و در فصل «حمله به ایران» به بررسی مختصر این جنگ پرداخته است. غفوری در این کتاب ابتدا روزهای آغازین جنگ را بررسی کرده و به مقایسه میزان آمادگی ارتش عراق و ایران پرداخته است.
توقف ماشین جنگی عراق
بسیاری از مردم و حتی افراد مطلع گمان میکنند ارتش عراق ۶ ماه بعد از جنگ متوقف شد؛ در حالی که بسیاری وقایع آن روزها نشان میدهد این ارتش ظرف ۴۰ روز متوقف شد. عراق از روز سی و چهارم که خرمشهر را گرفت، دیگر هیچ حرکت موثری انجام نداد. تنها ۳ ماه بعد، دو شهر کوچک هویزه و نوسود را تصرف کرد و در مقابل، بستان، دهلران، سرپل ذهاب و سوسنگرد را پس داد و این یعنی هیچ.
نیروی هوایی عراق در همین مدت، ۵۰ درصد توان و تقریبا همه روحیه خود را از دست داده، لشکرهای زرهی و پیاده عراقی کاملا فرسوده شده بودند. عراقیها هنوز به هیچ منطقه ثروتمندی دست نیافته و از کمک بیدریغ انقلابیون نیز خبری نبود. ایران نیز نه تنها دچار اغتشاش نشده، بلکه به صورت متحد درآمده بود؛ به گونهای که سربازان خراسانی با پیمودن ۲۵۰۰ کیلومتر مسافت خود را به جنوب ایران میرسانند تا در سرزمنی که شاید هرگز در طول عمرشان به آن سفر نکنند، جلوی دشمن بایستند و شهید شوند.
البته ناکامی ارتش عراق از دید ناظران اروپایی و آمریکایی نیز پنهان نماند. آنها خیلی زود دریافتند عراقیها مردان این میدان نیستند و حتی ایران ضعیف شده و تنها، از پس حمله غافلگیرانه صدام برمیآید. نکته قابل ذکر اینکه امروز فرماندهان و پیشکسوتان ارتشی به هیمن نکته تاکید میکنند که در آن زمان وظیفه ما به عنوان نیرویی که از ۵۰ درصد توان خود بهره میبرد و کاملا غیرآماده بود، کند کردن سرعت عراق در روزهای ابتدایی جنگ و سپس آن در ماه@های اول بود که این هدف نیز رسیدیم. اما بیرون راندن عراقیها به عنوان مرحله دوم، نیازمند رسیدن صدها هزار نیروی دواطلب و همچنین اعزام نیروی زمینی بازسازی شده ارتش به منطقه بود که وقایع بعدی نشان داد با تحقق آن، خیلی سریع عراقیها در کمتر از ۲۰ ماه بکلی از ایران زمین رانده شدند.
در چنین شرایطی، صدام نمیخواست با کشاندن ۹۰ درصد ارتش خود به بیابانها و کوهستانهای مرزی ایران، هزینه گزافی را به خود و ملتش تحمیل و مرزهای شمالی، غربی و جنوبی عراق را به امان خدا رها کند؛ بلکه هدف او دستیابی به سرزمینهای باارزش و شهرهای پرجمعیت نظیر آبادان، اهواز، کرمانشاه، سنندج، شمال خلیج فارس، پالایشگاهها، پتروشیمیها و بنادر مهم ایران بود. شکی نیست که در صورت گرفتن چراغ سبز و دفاع انفعالی ایران، از تصرف شیراز، بوشهر و اصفهان ابایی نداشت.
در یک جمله میتوان گفت مردانی (به ویژه خلبانان نیروی هوایی و هوانیروز) که در ۳ ماه اول جنگ(در حالی که هنوز کشور آماده نبود) جلوی هجوم عراق را به عمق خاک ایران گرفتند، همان کسانی بودند که ایران را نجات دادند و بستری فراهم کردند تا نیروهای سازماندهی یافته بتواند دشمن زمینگیر شده را سادهتر از خاک ایرانیان بیرون کنند.
مقاومت ایران سبب شد تا دشمن در شمال غرب رود کرخه زمینگیر شود و نتواند به قطع جاده استراتژیک اهواز- اندیشمک اقدام کند. اگرچه نیروهای عراقی مستقر در جنوب خوزستان به متصرفات بیشتری نیاز بود. به همین دلیل نیروهای عراقی بالاخره موفق شدند در ۲۵ آبان سوسنگرد توسط را مجددا تصرف کنند، اما این تصرف تنها یک روز طول کشید و مجددا فردای آن روز سوسنگرد توسط نیروهای لشکر ۹۲ و مردان همراه شهید چمران آزاد شد و عراقیها به دلیل ضعف روحیه حتی ۱۵ کیلومتر عقبنشینی کردند.
نظر شما