به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «جنگ به روایت فرمانده» به اهتمام پژمان پورجباری با مقدمه غلامعلی رشیدی در انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به چاپ رسیده است. در این کتاب پرسشهایی از محسن رضایی درباره نحوه فرماندهی عملیاتهای هشت سال جنگ عراق و ایران مطرح شده و او به پرسشها به صورت مفصل پاسخ داده و در انتهای هر بحث به بیان ابهامات آن نیز پرداخته است.
تحولات سال دوم جنگ
از عملیات ثامنالائمه تا بیتالمقدس تحولی در جنگ شروع شد که اولین ویژگی آن از نظر تاکتیکی بود که برخلاف سال اول که نیروهای ایران در روز حمله میکردند، نیروها در شب حمله میکردند. دومین ویژگی این بود که ایران در این حملات جدید، سبک و روش جنگیدن را عوض کرده بود؛ یعنی به جای این که صرفا به تکنیک و تاکتیک آن را میریخت و تا آنجا که میتوانست اساس انجام عملیات را فراهم میکرد و عملیات نسبت به تکنیک و تاکتیک محور اصلی بود.
مسئله سوم هم سازماندهی لشکرهای جدید انقلابی بود. در سال اول جنگ نیروهای انقلاب اصلا تیپ و لشکر و توپخانه نداشتند و هنگامی که می جنگیدند حداکثر به صورت گردانی میجنگیدند. در سال دوم جنگ سپاه تیپ و لشکر و توپخانه تشکیل داد و سازماندهی نیروهای انقلابی در جنگ تغییر کرد و یک ساختار جدیدی پیدا شد.
نکته چهارم آموزش فوقالعاده نیروها بود، نیروهایی که میجنگیدند بسیار باتجربهتر بودند و با استفاده از جمعبندی تجارب گذشته در شکستهایی که داشتند، قابلیت مدیریتی فوقالعاده از خود نشان میدادند.
مسئله پنجم ابتکارها بود. ابتکارهای عملیاتی، تاکتیکی و تکنیکی، که در حقیقت این مرحله یک موجی از خلاقیت و ابتکار را وارد صحنه جنگ کرد؛ لذا وقتی این دو مقطع را با یکدیگر مقایسه میکنیم که چه اتفاقی افتاده است این سوال مطرح میشود که چرا این اتفاقات در سال اول نیفتاد؟ چرا این تغییر ساختار در سال اول جنگ نشد؟
در مقایسه این دو مقطع به این نتیجه میرسیم که از لحاظ مدیریت و فرماندهی سال اول تا سال دوم کاملا تغییر کرده است، یعنی در سال اول یک نحوی از مدیریت بر جنگ حاکم بوده که در سال دوم این مدیریت و فرماندهی تغییر کرده است. این نکته بدیهی است که تغییر در فرماندهی کل قوا موجب در تغییر عملیات، تکنیک و تاکتیک و حتی تغییر در ساختار و سازماندهی نیروهای مسلح است.
مدیریت جدید بر سرکار آمد، یک مدیریت صرف تکنیکی نبوده که صرفا تکنیکها را تغییر بدهد، بلکه این مدیریتی که آمده راهبردها، ساختارها، عملکردها، تکنیکها و تاکتیکها را عوض کرده و یک تحول اساسی به وجود آورده و حتی سبک جنگیدن را نیز عوض کرده است. بنابراین در مقطع دوم جنگ یک تحولی در جنگ صورت میگیرد که ناشی از مدیریت جدیدی است که در نهایت منجر به آزادسازی خرمشهر میشود.
نظر شما