یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۶
«باران سیاه»، روایتی از چهره بی‌رحم جنگ

رمان «باران سیاه» بازگوکننده خاطرات واقعی قربانیان بمباران هیروشیما، جهان را با عمق فاجعه‌ای آشنا کرد که از محدوده‌ جغرافیایی ژاپن فراتر رفت و به نماد رنج بشریت بدل شد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبناجنگ‌ها در طول تاریخ بشر هیچ‌گاه برای مردم عادی سودمند نبوده‌اند و چیزی جز رنج و محرومیت برایشان به ارمغان نیاورده است. پدیده‌ای که تصمیم‌گیری و آغاز آن معمولاً به دست قدرت‌های سیاسی و نظامی است و بیشترین آسیب و خسارت متوجه مردمانی است که نه تنها هیچ نقشی در آغاز آن نداشته‌اند، بلکه نخستین قربانیان درگیری‌ها بوده‌اند.

پیامدهای جنگ تنها به تلفات محدود نمی‌شود، از اضطراب و ترس دائمی که سال‌ها در روان بازماندگان باقی می‌ماند گرفته تا مجروحان و آسیب‌دیدگانی که سال‌ها با عواقب ناتوانی‌ها و بیماری‌های ناشی از جنگ زندگی می‌کنند؛ همه و همه پیامد جنگ‌هاست.

یکی از فاجعه‌بارترین رویدادهای تاریخ که عمق آثار جنگ را بر انسان‌ها آشکار کرد، بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی در سال ۱۹۴۵ است. حادثه‌ای که موجب مرگ فوری ده‌ها هزار نفر شد و تأثیرات واقعی آن در سال‌ها و دهه‌های بعد آشکار گردید. ابتلا به سرطان، نقص‌های مادرزادی و مشکلات ژنتیکی در نسل‌های بعدی از عواقب این حاثه بود و زخم آن واقعه هنوز در حافظه‌ جمعی مردم ژاپن و جهان باقی است.
این فاجعه همانند رخدادهای تلخ دیگر که از جنگ باقی می‌ماند در حافظه جمعی ملت‌ها ماندگار شد و الهام‌بخش آثار ادبی، هنری و سینمایی در سراسر جهان بود. هنرمندان و نویسندگان تلاش کردند در آثارشان ابعاد انسانی و اخلاقی جنگ را به شکلی ملموس‌تر در ذهن مخاطبان زنده نگه دارند. نمونه آن را می توان در آثار نویسندگانی همچون کوبایاشی تاکیجی و ماسوجی ایبوسه دید که با آثار خود، درد و رنج بازماندگان بمباران هیروشیما را به تصویر کشیدند.

رمان «باران سیاه» نمونه ای از این دست آثار است که خاطرات واقعی قربانیان، جهان را با عمق فاجعه‌ای آشنا کردند که از محدوده‌ جغرافیایی ژاپن فراتر رفت و به نماد رنج بشریت بدل شد. اثری که به مردم جهان یادآوری کرد که پشت هر تصمیم سیاسی، زندگی‌های واقعی و احساساتی انسانی نهفته است.

«باران سیاه»، روایتی از چهره بی‌رحم جنگ

جستجوی عشق و زندگی در هیروشیما

رمان «باران سیاه» از طریق یادداشت‌های روزانه شیزوما شیگه‌ماتسو و دیگر شخصیت‌ها در طول ۶ تا ۱۵ آگوست ۱۹۵۷، هیروشیما روایت می‌شود و در زمان روایت، شیگه‌ماتسو و همسرش شیگه‌کو، سرپرستان خواهرزاده‌شان یاسوکو هستند. آن‌ها احساس می‌کنند که موظفند شوهر مناسبی برای او پیدا کنند و در آغاز رمان، سه تلاش قبلی برای ترتیب دادن یک ازدواج به دلیل شایعاتی مبنی بر ابتلای او به بیماری تشعشع ناشی از قرار گرفتن در معرض بارش رادیواکتیو شکست خورده است.

ترس و انزجار از بیماری تشعشع و کسانی که به آن مبتلا هستند، دو مضمون اصلی در سراسر داستان هستند. اگرچه یادداشت‌های روزانه شیگه‌ماتسو سعی می‌کند با نشان دادن اینکه خواهرزاده‌اش در زمان انفجار در هیروشیما نبوده است، بیماری او را رد کند، در نهایت مشخص می‌شود که یاسوکو بلافاصله پس از آن برای یافتن والدینش به آنجا رفته و در واقع از «باران سیاه» بیمار شده است.

تصویری از درد و رنج

«باران سیاه» یک درام ژاپنی محصول ۱۹۸۹ به کارگردانی شوهئی ایمامورا بر اساس رمانی به همین نام، اثر ایبوسه ماسوجی در سال ۱۹۶۵ بوده و داستان درباره پیامدهای بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی و تأثیر آن بر یک خانواده بازمانده متمرکز است.

یوشیکو تاناکا، بازیگر نقش اصلی فیلم که نقش «یاسوکو» را در این فیلم بازی می‌کند، به خاطر بازی ارزشمندش در این فیلم تبدیل به بازیگر شناخته شده‌ای شد. او در سال ۱۹۸۹ جایزه بهترین بازیگر زن جایزه فیلم هوچی و همچنین جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی را در سیزدهمین جایزه آکادمی فیلم ژاپن دریافت کرد. این فیلم همچنین برنده جایزه بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین، بهترین فیلم، بهترین نورپردازی، بهترین موسیقی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مکمل زن از جایزه آکادمی فیلم ژاپن در سال 1990 شد.

فیلم «باران سیاه» با به‌کارگیری رئالیسمی مستندگونه برای به تصویر کشیدن خسارات جسمی و عاطفی بمب اتم، اثر متمایزی است. ایمامورا که به خاطر تمرکزش بر افراد به حاشیه رانده شده و تصویرسازی‌های بی‌چون‌وچرا از جامعه ژاپن شناخته می‌شود، با تعهد به اصالت به این پروژه نزدیک شد و آسیب‌های روحی ماندگار هیباکوشا را به تصویر کشید و در عین حال ملودرام آشکار را رد کرد. او در پی تأکید بر جنبه‌های پیش پا افتاده اما عمیقاً انسانی زندگی بازماندگان بود، انتخابی که با فلسفه سینمایی گسترده‌تر او در کاوش زندگی افراد به حاشیه رانده شده اجتماعی همسو است.

این فیلم به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است، یک انتخاب سبکی آگاهانه که نه تنها منعکس کننده فضای تاریخی است، بلکه بر ماهیت خشن و دلهره‌آور روایت نیز تأکید می‌کند. این تصمیم، بر غم‌انگیزی واقعیت بازماندگان تأکید می‌کند و در تضاد با تصاویر واضح تخریب بمب اتمی است که اغلب در آثار دیگر دیده می‌شود. استفادهٔ ایمامورا از تک‌رنگ، هدف او را برای برانگیختن بار تاریخی و عاطفی وقایع منعکس می‌کند.

اسرار خشن مادام‌العمر سلاح‌های هسته‌ای

در سراسر فیلم، داستان پیامدهای بمباران هیروشیما با جزئیات گرافیکی به تصویر کشیده شده است، به همراه خاطرات و روایت‌های دست اول قربانیان بمباران اتمی هیروشیما تا روشن شود که سلاح‌های هسته‌ای چقدر می‌توانند برای غیرنظامیان بی‌گناه وحشتناک باشند. یکی از این قربانیان به یاد می‌آورد که «در زمان بمباران سه ساله بوده است. او چیز زیادی به خاطر نمی‌آورد، اما به یاد می‌آورد که محیط اطرافش به طرز کورکننده‌ای سفید شده بود؛ سپس، تاریکی مطلق.

او زنده در زیر خانه دفن شد. صورتش از شکل افتاده بود. او مطمئن بود که مرده است.» این موضوع در صحنه‌ای منعکس شده است که در آن اجساد توسط نوری کورکننده احاطه شده و به دنبال آن رنج غیرقابل تحمل توده مردم به نمایش گذاشته شده است. داستان دیگری از پدر زنی وجود دارد که در انفجار بوده و از بسیاری از همان اثرات طولانی مدت بمب رنج برده است. هم در روایت و هم در فیلم، موهای سر قربانیان می‌ریزد و آنها به آرامی در اثر مسمومیت با تشعشعات می‌میرند.

برخی از روایت‌ها، وحشت محیط اطراف و شرایط اجساد پس از بمباران را توصیف می‌کردند. یوشیرو یاماواکی و برادرانش قصد داشتند به پدرشان که در یک کارخانه کار می‌کرد، سر بزنند. کیفیت هوا هم در داستان و هم در فیلم وحشتناک توصیف شده است و بوی گوشت گندیده می‌دهد.

آنها از کنار اجساد بدشکل زیادی عبور کردند و برخی از آنها «پوستشان درست مثل پوست یک هلوی بیش از حد رسیده کنده می‌شد و چربی سفید زیر آن نمایان می‌شد.» وقتی عموی شخصیت اصلی از ایستگاه قطار خارج می‌شود، اجساد سیاه‌پوست در همه جا دیده می‌شوند و تعداد بی‌شماری دیگر که آنقدر بدشکل شده‌اند که خانواده خودشان حتی نمی‌توانند آنها را تشخیص دهند، که در نهایت با جزئیات دراماتیک، اثرات منفی مادام‌العمر سلاح‌های هسته‌ای بر یک جمعیت را آشکار می‌کند.

«باران سیاه»، روایتی از چهره بی‌رحم جنگ

«باران سیاه» توسط مخاطبان به عنوان فیلمی متناقض و غیرقابل پیش‌بینی توصیف شد. استقبال از آن در کشورهای دیگر متفاوت بود، جایی که زیرنویس‌های انگلیسی یا فرانسوی پیام واقعی فیلم را به‌طور دقیق منتقل نمی‌کردند.

باشگاه‌های فیلم از «باران سیاه» برای نمایش این جمله استفاده کرده‌اند: «نئولیبرالیسم کار فوق‌العاده‌ای در متقاعد کردن ما انجام داده است، تاریخ چیزی مربوط به گذشته است که در کتاب‌ها درباره آن می‌خوانیم. این یک دروغ است.

تاریخ دائماً در اطراف ما در حال آشکار شدن است.» نظر مشترک تماشاگران فیلم این است که این فیلم اسرار خشن و پنهان بمباران هیروشیما و ناگاساکی را به نمایش می‌گذارد. بسیاری از مردم غرب در این مدت از واقعیت زندگی مردم ژاپن دور بوده‌اند، این فیلم می‌توانست تصویری از زندگی را توصیف و به تصویر بکشد و فرصتی مناسب برای مشاهده جنبه‌های مختلف زندگی فراهم کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها