پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۰
شکوفایی و تحول هنر خوشنویسی قرآنی در دوره تیموری

کتابت قرآن در دوره تیموریان به عنوان نقطه عروج هنر خوشنویسی و کتابت شناخته می‌شود که نه تنها از لحاظ کمی و کیفی آثار تحریری، بلکه به‌عنوان نمادی از نفوذ فرهنگی و هنری آن دوران به شمار می‌آید.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبناقرآن کریم، این معجزه جاودان، افزون بر زیبایی آهنگ تلاوتش، همواره با هنر و زیبایی پیوند خورده است. مسلمانی که با آیاتی چون «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» و «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» مأنوس است، وقتی می‌خواهد کلام خدا را بنویسد و به تعبیر روایت «الخط لسان الید» آن را با دست خود به تصویر بکشد، طبیعی است که احساس مسئولیت کند و بکوشد این متن مقدس را به زیباترین شکل ممکن ثبت کند. همین نگاه سبب شد در میان مسلمانان توجه ویژه‌ای به کتابت قرآن شکل بگیرد و هنر خوشنویسی به‌سرعت رشد کند.

از سوی دیگر، روایت‌هایی که از امیر مؤمنان علی بن‌ابی‌طالب (ع) که کاتب وحی نیز بوده‌اند نقل شده، اهمیت خوشنویسی قرآن را بیشتر نشان می‌دهد. بسیاری از کاتبان این توصیه‌ها را راهنمایی دینی دانسته و تلاش می‌کردند آیات قرآن را هرچه زیباتر بنویسند تا هم به آن احترام بگذارند و هم پاداش معنوی کسب کنند. بی‌تردید توجه به این روایت‌ها و سفارش‌ها، در فهم علت پیشرفت سریع هنر خوشنویسی در جهان اسلام نقش مهمی دارد.

کتابت و خوشنویسی قرآنی در دوره تیموریان

کتابت قرآن در دوره تیموریان به عنوان نقطه عروج هنر خوشنویسی و کتابت شناخته می‌شود که نه تنها از لحاظ کمی و کیفی آثار تحریری، بلکه به‌عنوان نمادی از نفوذ فرهنگی و هنری آن دوران به شمار می‌آید. در این زمان، خوشنویسی به عنوان یک امتیاز اجتماعی در میان سلاطین و شاهزادگان مطرح بود و بسیاری از آنان خود به عنوان کاتبان قرآنی شناخته می‌شدند؛ از جمله بایسنقر میرزا که تحت تأثیر هنر زیبانویسی امیر تیمور، آثار برجسته‌ای را خلق کرد.

آثار قرآنی این دوره، به خصوص نسخه‌های بزرگ و زیبا، با تذهیب‌های هنری و استفاده از مواد قیمتی مانند طلا و نقره، جلوه‌ای خاص پیدا کرده‌اند. ویژگی‌های بارز قرآن‌های تیموری شامل قطع بزرگ، حاشیه‌های تزیینی، و استفاده از خط کوفی در کتیبه‌ها است. این آثار نه تنها به عنوان متون مذهبی، بلکه به عنوان شاهکارهای هنری و فرهنگی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند و نشان دهنده تحولی عمیق در سلیقه و ذوق هنری عصر خود هستند.

در این دوره علاوه بر خطاطی و خوشنویسی، ادبیات، تاریخ، ریاضیات و نجوم رونق چشمگیری یافت.

دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان به سبب حمایت و علاقه فرمانروایان تیموری به هنر، به محل گردهمایی و رفت‌وآمد هنرمندان و ادیبان برجسته تبدیل شده بود.

با روی کار آمدن تیموریان در نیمه دوم سده هشتم هجری، مرکز خوشنویسی از بغداد به ایران منتقل شد. در این دوره، پیروان خطوط شش‌گانه را ابتدا در فارس و آذربایجان و سپس در خراسان گسترش دادند.

خط تعلیق و نستعلیق در دوره تیموری

تاج‌الدین سلمانی و میرعلی تبریزی، که شکل‌گیری قلم‌های تعلیق و نستعلیق به آنان نسبت داده می‌شود، از معاصران تیمور بودند. در این دوره، در شیوه نگارش خط تعلیق تغییراتی پدید آمد؛ از جمله آنکه برخی حروف که پیش‌تر جدا از هم نوشته می‌شدند، به‌صورت پیوسته نگارش می‌یافتند.

برای تمایز این شیوه از تعلیق قدیم یا تعلیق اصیل، آن را «شکسته تعلیق» نامیده‌اند؛ هرچند در بسیاری از منابع همچنان با همان نام تعلیق از آن یاد شده است. گفته می‌شود تاج‌الدین سلمانی قواعدی برای این قلم تدوین کرد و در منابع دوره‌های بعد نیز از او به‌عنوان سرسلسلۀ تعلیق‌نویسان یاد شده است. ابن عربشاه نیز که تنها مورخ دورۀ تیموری است که به این موضوع اشاره کرده، نام او را در شمار خوشنویسان عصر فرمانروایی تیمور آورده است.

خوشنویس دیگری به نام میرعلی تبریزی، قلم نستعلیق را که نخستین نشانه‌های آن از نیمه نخست سده هشتم دیده می‌شود سامان داد و آن را به صورت قاعده‌مند درآورد. با وجود آن‌که میرعلی تبریزی هم‌زمان با تیمور می‌زیست، در منابع این دوره اشاره‌ای به ارتباط او با دربار تیموریان نشده است.

پیدایش قلم نستعلیق نیز در پی افزایش توجه به نگارش آثار ادبی فارسی رخ داد. از آنجا که اقلام ستّه برای کتابت این آثار، به‌ویژه متون منظوم، چندان مناسب نبود، خوشنویسان ایرانی در جست‌وجوی خطی بودند که بتواند بهتر با ویژگی‌های زبان و ادبیات فارسی هماهنگ شود.

بایسنغر، حامی خوشنویسان

بایسنغر از شاهزادگان تیموری مهم‌ترین حامی خوشنویسان در این دوره به شمار می‌رفت. او اقلام ستّه یا ششگانه را نزد یکی از شاگردان مولانا معروف بغدادی به نام شمس‌الدین هروی آموخت. شمس‌الدین هروی با حمایت بایسنغر در هنر خطاطی چنان پیشرفت کرد که تشخیص خط او از خط یاقوت دشوار بود. خود بایسنغر نیز در خوشنویسی مهارت داشت و کتیبه‌ای به خط ثلث برای مسجد جامع گوهرشاد در مشهد نوشت.

او در هرات کارگاهی برای کتاب‌آرایی برپا کرد که به گفته دولتشاه سمرقندی، در آن حدود چهل خوشنویس زیر نظر جعفر تبریزی (بایسنغری) به استنساخ و کتابت مشغول بودند.

شکوفایی و تحول هنر خوشنویسی قرآنی در دوره تیموری
قرآن دوره تیموری در موزه هنر والترز

شیوه‌ای خاص از خط نسخ در مکتب شیراز

در نیمه نخست سده هشتم هجری، در شیوه نسخ‌نویسی کاتبان شیرازی به‌ویژه در نسخه‌های شاهنامه تغییراتی پدید آمد. این روند به‌تدریج ادامه یافت تا آن‌که در نسخه‌ای از مجموعه آثار عماد فقیه با تاریخ ۷۷۲ هجری، شکل خط تا اندازه زیادی به نستعلیق نزدیک شده است.

در شکل‌گیری قلم نستعلیق، ترکیب ویژگی‌هایی از دو خط نسخ و تعلیق نقش داشت؛ به‌گونه‌ای که نظم و اعتدال نسخ با گردش‌ها و پیچ‌وتاب‌های تعلیق درهم آمیخت و خطی تازه پدید آمد.

بیشتر نسخه‌های کتابت‌شده در شیراز در این دوره با شیوه‌ای خاص از قلم نسخ نوشته شده‌اند؛ شیوه‌ای که در عین ظرافت، از استحکام و استواری نیز برخوردار است. یکی از ویژگی‌های قابل توجه این سبک، دنباله‌های بلند و رهای حروفی مانند «ی»، «ن» و «س» است.

روند تحول این قلم را می‌توان در نسخه‌هایی با تاریخ‌ها و کاتبان گوناگون مشاهده کرد. از جمله در گلچینی از اشعار که محمود بن مرتضی حسینی در سال ۸۱۳ هجری برای اسکندر سلطان تیموری کتابت کرده است.

تکامل این شیوه در نسخه‌ای از ظفرنامه اثر شرف‌الدین علی یزدی دیده می‌شود که یعقوب بن حسن سراج شیرازی آن را در سال ۸۳۹ برای کارگاه ابراهیم سلطان نوشته است.

شیوه سراج با سفرهای او به هند نیز راه یافت. او در آنجا رساله‌ای با عنوان تحفه‌المحبین درباره اصول فنی و آداب معنوی خوشنویسی تألیف کرد.

ابراهیم سلطان خود نیز خوشنویس بود و اقلام ستّه را نزد پیرمحمد شیرازی آموخته بود. او کتیبه چندین بنا در شیراز را به خط ثلث نگاشت و چندین نسخه قرآن به قلم نسخ و دیگر خطوط از او باقی مانده است.

سرپرستی کارگاه کتاب‌آرایی ابراهیم سلطان را نیز خوشنویس و مذهّبی به نام خواجه نصیر مذهّب بر عهده داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها