سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ بهاره گلپرور: رمان «بلندیهای بادگیر» به عنوان یکی از شاخصترین و ماندگارترین ادبیات کلاسیک جهان، سالهاست که منبع اقتباس آثار سینمایی، تلویزیونی و هنرهای نمایشی است. این اثر نه تنها مهمترین و تنها رمان این نویسنده انگلیسی است، بلکه به سبب ساختار روایی و شخصیتپردازی کمنظیر و نگاه متفاوتش به عشق و انتقام، جایگاهی ویژه در تاریخ ادبیات یافته است. اثری که همچنان پس از گذشت بیش از یک قرن و نیم الهامبخش نویسندگان و فیلمسازان و علاقمهمندان حوزه ادبیات در سراسر جهان است.
نسخه جدید سینمایی «بلندیهای بادگیر» (۲۰۲۶) به کارگردانی امرالد فنل و بازی مارگو رابی، اقتباسی از این کتاب امیلی برونته است که اخیراً در آمریکا روی پرده رفت و تنها در نخستین هفته اکران در باکس آفیس رتبه اول را کسب کرده و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار فروش جهانی داشته است.
این استقبال را میتوان نشانهای از این دانست که اقتباسهای ادبی از آثار کلاسیک در سینما با گذشت این همه سال از نگارش رمان، هنوز هم خواهان دارد. با وجود تحولات در سلیقه عمومی مخاطبان و گسترش پلتفرمهای نوین سرگرمی همچنان روایتهای ریشهدار و آزمونپسداده ادبی قادرند مخاطبان گستردهای را به سالنهای سینما بکشانند. به ویژه آثاری از این دست که به متن داستان وفادارند.
آثار کلاسیک و اقتباس
اقتباس از آثار کلاسیک ادبی را نمیتوان صرفاً یک انتخاب هنری دانست بلکه عوامل متعددی بر این موضوع موثرند. یکی از مهمترین دلایل گرایش سینماگران به متون کلاسیک برای اقتباس، داستانهای ماندگار و شخصیتهایی عمیق و چندلایه است؛ شخصیتهایی که ظرفیت بازآفرینی در قالبهای نمایشی را دارند. چنین کیفیتی، امکان خلق درامی پرکشش و چندبعدی را در مدیومی همچون سینما فراهم میسازد.
از سوی دیگر، تمهای جهانشمولی مانند عشق، آزادی، طبقه اجتماعی، هویت و اخلاق که در بسیاری از آثار کلاسیک حضور پررنگ دارند و همین موضوع سبب میشود این متون محدود به زمانه خود نباشند. همین جهانشمولی، قابلیت ارتباطگیری با مخاطب امروز را تقویت میکند. عامل مهم دیگر، شناختهشده بودن این آثار است. رمانها و متون کلاسیکی که طی دههها یا قرنها در حافظه فرهنگی تثبیت شدهاند، از مخاطبان بالقوه برخوردارند. این شناخت عمومی، ریسک تجاری تولید و اکران یک اثر اقتباسی را کاهش میدهد، زیرا بخشی از اعتماد مخاطب پیشاپیش به واسطه اعتبار متن اصلی شکل گرفته است.
آثار خواهران برونته، دارای این ویژگیها هستند و به همین دلیل از قابلیت اقتباسپذیری بالایی برخوردارند. ترکیب روایتهای پرتنش، شخصیتپردازی عمیق و پرداختن به مسائل اجتماعی و اخلاقی باعث این رمانها را به منبعی برای اقتباس سینمایی و نمایشی بدل کرده است؛ آثاری که همچنان نسلهای جدید هم میتوانند با آن ارتباط بگیرند.
در آثار کلاسیکی مانند «جین ایر» و «بلندیهای بادگیر» قهرمانان زن معمولاً مستقل و اخلاقمدار هستند و روایتها با تمرکز بر روابط پیچیده و پرتنش شخصیتها شکل میگیرند. اقتباسهای مدرن این آثار اغلب بر استقلال زنانه و نقد ساختارهای طبقاتی تمرکز دارند و تلاش میکنند تا هم جنبههای روانشناختی شخصیتها و هم پیام اجتماعی آنها را برجسته کنند، در حالی که فضای رمزآلود و تضادهای انسانی همچنان قلب داستان را شکل میدهند.
یکی از مهمترین چالشهای این قبیل اقتباسها زبان قرن نوزدهمی آنهاست که گاهی برای مخاطب مدرن دشوار به نظر میرسد و نیاز به سادهسازی دارد اما حفظ لحن و ظرافت ادبی آن اثر نیز حیاتی است. علاوه بر این، روایت درونی و تکگوییهای شخصیتها که بخش مهمی از جذابیت داستانها را تشکیل میدهند که به تصویر کشیدن آن پیچیده است و خلاقیت کارگردان را میطلبد.
همچنین فضای ذهنی این قبیل آثار نیز چالشی دیگر است که نمیتوان آن را تنها با متن منتقل کرد. در اینجا طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی نقش مهمی در بازسازی جو ذهنی و احساسی داستان دارند. همزمان، حساسیت مخاطبان وفادار به آثار اصلی نیز اهمیت ویژهای دارد چرا که هر تغییر در روایت یا شخصیتها میتواند واکنشهای بحثبرانگیز ایجاد کند. بنابراین، اقتباس موفق نیازمند ایجاد تعادل بین وفاداری به متن اصلی و استفاده از امکانات سینمایی برای ایجاد تجربهای تازه و جذاب است.
عشق و ویرانگری
رمان «بلندیهای بادگیر» یکی از تیرهترین و پیچیدهترین آثار ادبیات قرن نوزدهم است و داستان عشقی را روایت میکند که نه نجاتبخش، بلکه ویرانگر است. در دل روایت، موضوعاتی همچون طبقه اجتماعی و تبعیض، انتقام و خشونت، بحران هویت و تعلق مطرح میشوند. تضاد طبیعت و تمدن و مرزهای باریک میان عشق و خودویرانگری نیز به پیچیدگی اثر میافزاید و نشان میدهد که شخصیتها نه تنها با دیگران بلکه با خودشان نیز در جدالاند. این لایههای متعدد معنایی باعث میشود که خواننده همواره در کشمکش میان همدلی و نفرت نسبت به شخصیتها قرار گیرد.
نکته جالب در اقتباسهای سینمایی و تلویزیونی این رمان این است که بیشتر آنها تنها نیمه اول اثر یعنی داستان کاترین و هیثکلیف را برجسته میکنند و بخش دوم را کوتاه یا حذف میکنند. این انتخاب تا حدی به دلیل دشواری روایت و تمرکز بر جزئیات پیچیده است، اما همزمان باعث میشود بخش عظیمی از پیامهای عمیق رمان درباره انتقام، هویت و تأثیرات میاننسلی از دست برود. به همین دلیل، هر اقتباس با چالش حفظ تمام ابعاد داستان و انتقال عمق روانشناختی شخصیتها روبهروست. البته باید دید نسخه جدید سینمایی آن چطور به این موضوع پرداخته است.
نسخه کلاسیک هالیوود
فیلم «بلندیهای بادگیر» (۱۹۳۹) نسخه سیاه و سفید و کلاسیک، یکی از مشهورترین و تحسینشدهترین اقتباسهای سینمایی رمان مشهور «بلندیهای بادگیر» است. این نسخه توسط ویلیام وایلر کارگردانی شد و بازیگران اصلی آن لارنس الیویه و مرل اوبرون هستند. این فیلم کلاسیک به خاطر فضای گوتیک، شخصیتهای پیچیده و داستان عاشقانه و تراژیکش بسیار شناخته شده است و حتی نامزد اسکار بهترین فیلم و بهترین طراحی صحنه و لباس نیز شده است. نسخه وایلر توانسته روح رمان برونته را به شکلی سینمایی و هنرمندانه بازسازی کند و هنوز هم از آن به عنوان یکی از برجستهترین اقتباسهای ادبی در تاریخ سینما یاد میشود.
بلندیهای بادگیر (۱۹۹۲)
این نسخه سینمایی از رمان «بلندیهای بادگیر» به کارگردانی «پیتر کاسمینسکی» ساخته شد و یکی از وفادارترین اقتباسها به این اثر به شمار میرود. ژولیت بینوش در این فیلم، جای هر دو نسل را بازی میکند؛ هم مادر (کاترین) و هم دختر (کتی) که به پیوند تماتیک میان دو نسل کمک کرده است. هر چند انتخاب بینوش به عنوان یک بازیگر فرانسوی برای نقش کاترین در ابتدا بحثبرانگیز بود، اما اجرای احساسی او تحسین شد. همچنین در این فیلم بازی رالف فاینس (که در همان سال با فیلم فهرست شیندلر به شهرت جهانی رسید) بسیار مورد توجه قرار گرفت.
این فیلم یکی از معدود نسخههایی است که چرخه کامل تراژدی دو نسل را نشان میدهد و و تصویری تیرهتر و کمتر رمانتیک از داستان ارائه میکند.

هیثکلیفِ متفاوت
نسخه ۲۰۱۱ «بلندیهای بادگیر»، اقتباسی هنری و متفاوت است. این فیلم به کارگردانی آندریا آرنولد و با فضایی واقعگرایانهتر با فیلمبرداری طبیعتمحور یکی از اقتباسهای جدی و هنری از رمان است و بهجای تمرکز بر روایت خطی کلاسیک، تلاش میکند احساس خام و سرکوبشده داستان اصلی را به سینما منتقل کند. یکی از نکات خاص این نسخه، انتخاب بازیگر رنگینپوست برای نقش هیثکلیف است که بهنسبت به رمان وفادارتر به توصیف شخصیتی معترض به نژاد و طبقه اجتماعی است؛ چیزی که در نسخههای دیگر حذف شده بود.

نسخه محبوب بیبیسی
مینی سریال «بلندیهای بادگیر» که از شبکه BBC در سال ۲۰۰۹ پخش شد از محبوبترین نسخههای معاصر تلویزیونی رمان است. این اثر اقتباسی کلاسیک و نسبتاً وفادار به متن اصلی بود. در این سریال تام هاردی در نقش هیثکلیف و شارلوت رایلی در نقش کاترین حضور داشتند که بعد از آشنایی در همین پروژه با هم ازدواج کردند. شبکه بیبیسی نیز معمولاً در اقتباسهای ادبی به متن اصلی وفادار میماند و این مینیسریال هم در همین چارچوب ساخته شده است. حفظ ساختار روایی اصلی و چارچوب داستانی، توجه به نسل دوم شخصیتها و تأکید بر دیالوگهای نزدیک به متن رمان از نکاتی است که در این مینی سریال قابل توجه است.

نظر شما