سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، طاهره مهری- کتاب «تاریخ بختیاری» تالیف علیقلیخان بختیاری (سردار اسعد) از سوی انتشارات یساولی به بازار کتاب آمد.

مردم بختیاری یا لربختیاری یا ایل بختیاری یکی از ایلهای قوم لر ساکن در جنوب غرب ایران است. قوم لر بختیاری در استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، لرستان بهطور گستردهای زندگی میکنند. در گذشته، تمام محل زندگی بختیاریها بهعنوان سرزمین بختیاری یا ناحیه بختیاری و کوههای بختیاری شناخته میشد. بختیاریها به زبان لری با گویش لری بختیاری صحبت میکنند. ایل بختیاری از دو شاخه چهارلَنگ و هفتلَنگ تشکیل شده است، که چهارلنگ خود به ۵ باب و هفتلنگ به ۴ باب تقسیم میگردد و هر باب نیز از چندین طایفه تشکیل میشود. این تقسیمات که نمودار سازمانی ایل بختیاری خوانده میشود، به سده شانزدهم میلادی بازمیگردد و بر مبنای نظام خاص طبقاتی و مالیاتی طایفههای بختیاری سازمان یافته است.
علیقلیخان بختیاری (۱۲۳۶ – ۱ آبان ۱۲۹۶) معروف به سردار اسعد بختیاری یا سردار اسعد دوم از رجال سیاسی دوره قاجار و از رؤسای ایل بختیاری بود.
علیقلیخان پسر چهارم حسینقلیخان ایلخانی بود که پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان محمدعلیشاه، به پشتیبانی از برادرش نجفقلیخان صمصامالسلطنه و پسرعموی خود، ابراهیمخان ضرغامالسلطنه، در اعتراض به این عمل برخاست و پس از فتح اصفهان به دست سواران بختیاری، از راه اراک، خود را به منطقه بختیاری رسانید و بهطورشخصی فرماندهی سواران بختیاری را در فتح تهران و احیای مشروطیت، عهدهدار شد.
وی در برههای از تاریخ ایران، در منصب وزیر جنگ و دورهای نیز عهدهدار وزارت داخله بود. از دیگر وقایع مهم در زمان حیات سیاسی علیقلیخان، اکتشاف نفت در مناطق جنوب و جنوبغربی فلات ایران، توسط کنسرسیوم دارسی، در استان خوزستان و چاه شماره یک مسجدسلیمان است.
در مقدمه کتاب به قلم زندهیاد جواد صفینژاد که در سال ۱۳۶۱ نوشته شده، آمده است:
«کتاب بختیاری حاضر یکی از معروفترین کتبی است که درباره بختیاریها و منطقه بختیاری به اهتمام سردار اسعد بختیاری و تحریر عبدالحسین لسانالسلطنه ملکالمورخین تالیف و تدوین شده است. چنانکه در آغاز کتاب میخوانیم. تاریخ بختیاری، تالیف عبدالحسین لسانالسلطنه ملکالمورخین بفرموده حاجی علی قلیخان ایلخانی بختیاری که در سال ۱۳۲۷ قمری (سال سوم مشروطیت) شروع به نگارش تاریخ و جغرافیای بختیاری کرده و آن را موسوم به تاریخ بختیاری نموده است.
منابع و مآخذ بسیاری در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است که مطالب موردنظر و انتخاب شده عیناً با ذکر مآخذ در متن کتاب آورده شده که مفهوم بسیاری از آنها تکراری و بدون ادغام در قسمتهای مختلف نقل شده است.
نوشتهها و خاطرات خارجیانی که به مناسبتی از بختیاری دیدن نموده و مشاهدات و نظریات خود را منتشر نمودهاند با ذکر نام نویسنده، مترجم و ذکر فصول مآخذ مورد استفاده قرار گرفته است حال ممکن است حدود یک صفحه از منبع مذکور مورد استفاده قرار گرفته باشد و یا دهها صفحه مثلاً بیش از ۲۴۰ صفحه از سه سفرنامه خارجی را عیناً نقل نموده است، این سفرنامهها عبارتند از: سفرنامه لایارد انگلیسی که در سال ۱۸۴۰ میلادی به بختیاری آمده و مدتی در بین بختیاریها زیسته سپس مشاهدات و نظریات خود را در دو جلد منتشر نموده است.
یکی دیگر از سفرنامههایی که از فصول ۱۴ تا ۱۹ آن در ۶۳ صفحه ترجمه و به کتاب حاضر منضم شده است سفرنامه «باران دوبود» روسی است که در سال ۱۲۵۷ قمری همزمان با لایارد به بختیاری رفته است. علاوه بر سفرنامهها از منابع دیگری نیز استفاده شده است زیرا سردار اسعد خود شخصاً منابع و مآخذ مربوط به بختیاری را جستجو میکرده است و پس از به دست آوردن کتب موردنظر آن را مورد بررسی قرار داده و فهرستی از آنها را در آغاز کتاب نیز به دست میدهد و فصولی از این کتب را که حاوی مطالبی درباره بختیاری بودند انتخاب و برای ترجمه یا تحریر افراد موردنظر واگذار میکرده است. بعضی مواقع سردار اسعد شخصاً موضوعی را در مورد منطقه به محرر دیکته مینموده است. چنانچه خود در صفحه ۱۴۳ کتاب حاضر چنین مینویسد: «بنده علیقلی مندرجات ذیل را کلمه به کلمه میگویم و ملکالمورخین مینویسد» در این مورد موضوعات مختلفی در متن کتاب دیده میشود که نگارش سردار اسعد است. گاهی نامبرده لغات و مسائل نادرست دیگران را در زیر صفحه مربوط تفسیر نموده و امضا کرده است و در حقیقت کتاب حاضر مطالبش با سلیقه سردار اسعد تدوین شده و قسمتهایی را خود تالیف نموده است و نتیجتاً این کتاب تالیف و تدوین سردار اسعد بختیاری و قسمت اعظمش تحریر و تنظیم عبدالحسین لسانالسلطنه ملکالمورخین میباشد زیرا مطالب و یا منابعی برای نامبرده تعریف و یا معرفی شده. لسانالسلطنه این مطالب را تهیه و تنظیم نموده و در بیان آنها گاهی راه مبالغه را نیز پیش گرفته است. چنانکه سردار اسعد در این باره میگوید:
«پس از رفع نگرانیها در تاریخ بختیاری تجدیدنظر کردم. مندرجات چند جزو آنرا که راجع بخدمات بختیاری و حالات آنها در عصر مشروطیت بود مبنی بر مبالغه و اغراق یافتم، آنها را جمع کرده سوزاندم، اگر جایی از آنها پیدا شود برخلاف میل من بوده و محل اعتبار اعتماد نیست.»
سردار اسعد در سال ۱۲۷۴ تا ۱۲۹۹ به مدت ۳۲ سال ایلخانی کل بختیاری را برعهده داشت. سردار اسعد پدران خود را تا ده پشت در کتاب حاضر برشمرده است و بر اساس نوشتههای کتاب پشت دهمی اجدادش از طایفه پاپی لرستان به بختیاری آمده و در میان طایفه «زراسوندکه» یکی از طوایف بزرگ «دورکی» هفتلنگ سکنا گزیده و تشکیل خانواده میدهد، با این حساب حدود ۳۰۰ سال قبل از سردار اسعد یعنی حدود سالهای ۱۰۰۰ قمری جد بزرگ سردار اسعد وارد ایل هفت لنگ شده و متوطن شده است.
بیشترین و وسیعترین اطلاعات منطقه بختیاری و بختیاریها را میتوان در کتاب حاضر مشاهده نمود. باستانشناسی، وقایع تاریخی، گوشههایی از جغرافیا، آداب و رسوم و ساختمان ایلی از آن جملهاند مثلاً وقایع اتفاقیه حدود چهار قرن، قرون یازدهم، دوازدهم و سیزدهم را به تناوب و وقایع اوایل قرن چهاردهم را به تفصیل مورد بررسی قرار داده و در واقع کتاب مجموعهای «جُنگی» است بینظیر از اطلاعات غیر مدون موضوعی سرزمین و ایلات بختیاری.
نوشتن، تدوین و تنظیم کتاب حاضر به مدت هفت سال به طول انجامیده است زیرا پس از بازگشت سردار اسعد از اروپا در اوایل سال ۱۳۲۷ قمری در همان سال ترتیب تالیف کتاب تاریخ بختیاری را داده و لسانالسلطنه نگارش آن را آغاز و در اواسط سال ۱۳۳۳ قمری سلطان محمد اسدالسلطنه نائینی آنرا به پایان میرساند.
پس از پایان کتاب سردار اسعد چنین مینویسد: «کتابی که به نظر قارئین میرسد هفت سال قبل شروع شد، دو سال اول (سالهای ۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ قمری) ملکالمورخین مشغول نوشتن بود، چهار سال به واسطه بروز موانع متروک افتاد و مجدداً امسال (۱۳۳۳ قمری) سلطان محمدخان به اتمام آن پرداخت».

در پایان کتاب، یادداشتی تحت عنوان «خاتمه» با امضاء سردار اسعد وجود دارد که نکات تاریک سرنوشت تاریخ بختیاری را روشن میسازد.
«سردار اسعد بیشتر اوقات خود را در قریه جونقان بختیاری که در جنوب غربی شهرکرد واقع است، میگذرانید. جونقان در آن زمان بزرگترین ده اطراف خود بود و برنامههای رفاهی در آن پیاده شده بود، ده مذکور که اکنون شهرکی است منطقهای است کوهستانی و ییلاقی که رودخانه جونقان از نزدیکی آن میگذرد.
مترجمین مخصوص و محررینی در همین محل در استخدام سردار اسعد بودند و کتب مورد علاقه او را به فارسی ترجمه و تحریر مینمودند و خود سردار هم اوقاتش را به مطالعه کتب متفرقه تاریخی، رمانهای خارجی و ترجمه و تالیف میگذرانید و به چاپ آنها مبادرت میورزید و تاریخ بختیاری یکی از کتبی است که در ده مذکور تهیه، تدوین، تحریر و برای چاپ آماده گردیده بود، سردار اسعد در اوایل سال ۱۳۳۶ هجری در سن ۶۲ سالگی سه سال پس از به پایان رسانیدن کتاب بدرود حیات گفته است.»
سردار اسعد در شرح تاریخ بختیاری مینویسد: «تاریخ بختیاری مبسوطا در این کتاب درج شده اما آنچه را که شفاهاً استماع کردهام و دست بدست رسیده در اینجا ایراد میشود.
تمام الوار بختیاری منقسم بدو تیره است یکی مهد بر وزن احد و دیگری ولایتی مهد عبارت است از اکرادیکه از جبلالسماق شام آمده در بختیاری منزل کردهاند و اتابکان لرستان از انطایفه میباشند و تا امروزه هم ریاست با مهد است و هیچ وقت ریاست با ولایتی نبوده ولایتی طایفه باشند که در بختیاری سکنا داشتهاند.
وجه تسمیه بختیاری درست معلوم نیست زیرا که تا اوایل سلطنت صفویه بهمان لر بزرگ معروف بوده پس از آن موسوم به بختیاری شدهاند.
اینطایفه منقسم میشوند بدو قسم هفتلنگ و چهارلنگ و هر قسمی از این دو طایفه منقسم میشوند بچهار تیره، چهار تیره هفت لنگ از قرار ذیل است
دورکی، بابادی، بختیاروند و دنیارانی
چهار تیره چهارلنگ از قرار ذیل است
محمود صالح، موکوئی، کیومرثی و ممیوند
جانکی که جزو بختیاری است دو قسمت شده یکی جانکی سردسیری، یکی جانکی گرمسیری و اینطوایف هفتلنگ و چهارلنگ منقسم بشعب کثیره میشوند و آن شعب نیز بشعب دیگر که ذکر هر یک اسباب طول کلام است.»
در شرح «غزوات عهد نادرشاه» در این کتاب میخوانیم: «جنگهای بختیاری در زمان سلطنت نادرشاه بی اندازه است.
مشهورترین جنگهای ایشان فتح قندهار و نزاع با افغانست گویند چهار هزار سواره بختیاری ملتزم رکاب نادرشاه بوده محاصر قندهار که هفده ماه طول کشید و چندین دفعه نادرشاه حمله برد و فتح میسر نشد از طرف دیگر جاسوسان بپادشاه ایران اطلاع دادند که آذوقه چند سال دیگر در قندهار موجود است.
نادر محض اینکه بمردم افغان حالی نماید که تا فتح قندهار را نکند از اینجا کوچ ندهد محل اردوی خود را بفرمود شهری بپای داشتند بنادرآباد موسوم نمود.
بختیاریها پس از آنکه فهمیدند که فتح قندهار دشوار است و نادر هم تا فتح نکند کوچ نخواهد داد با خود کنکاش کرده گفتند که بدستیاری اردوی نادری ما کاری از پیش نخواهیم برد اما اگر تنها بدینمقصود اقدام نمائیم ممکن است که فتح قندهار ما را میسر شود.
بدین رای همعهد و همداستان شدند و معاهده را بایمان غلیظ موکد کرده که یا مرگ یا فتح و معمول ایشان این بود که هر وقت خواستند کاری را بانجام برسانند سگی را کشته بخاک میسپردند و این برای این بود که کسی پشت با جنگ نکند و هرگاه کسی روی از جنگ بگرداند قبر این سگ به منزله قبر اموات او خواهد بود و تا امروز این رسم در میان بختیاری متداول و معمول است چنانکه در فتح طهران این اتفاق روی داد بختیاری پس از اینکه همرای و هم عقیده شدند این راز را پنهان داشته وعده بروز جمعه نهاده ظهر جمعه را که میدانستند مردم سنت و جماعت در مساجد مشغول ادای فرایض و جماعتند بدون امداد دیگران بقندهار حمله برده در شوالالمکرم سال ۱۱۵۰ برج بزرگ ایشان را که معروف به شاه برج بود بحیطه تصرف درآوردند نادر از صدای شلیک توب و تفنگ از خواب بیدار شد گمان کرد که افغان باردو شبیخون آورده تحقیق کرد معروض داشتند که جماعت بختیاری بقلعه قندهار حمله بردهاند فوراً بفرمود سوار و پیاده بکمک ایشان از دنبال برفتند و خود نیز ایشان را تعاقب داشته بشهر حمله آورد.
در حوالی شهر بیرق ایران را بر روی دیوار قلعه دید و بیرقدار که موسوم به صید مراد که از جوانان دلیر بختیاری بود آهنگی رسا داشت، فریاد همی زد (پاینده باد دولت نادری) و نیز پس از این فتح بختیاران با هم شور و مشورت کردند که ما از این پیش دانستهایم که هرگاه شهر قندهار فتح بشود کشوون ارک ششماه طول دارد بهتر این است که بدون امداد دیگران ارک را حصار داده بکشائیم و در فتح قندهار کسی را با خود شرکت نداده باشیم.
فوراً جمعی را مامور دروازه کرده که در بروی نادرشاه بگشایند و خود بطرف ارک حمله آوردند. نادرشاه بدون مانع و عائقی به قندهار ورود کرده جانب ارگ گرفت وقتی که داخل ارگ شد بختیاریان ارگ را فتح کرده بودند و همان صید مراد بیرق ایرانرا در دست داشت و بر روی باروی ارگ فریاد همی زد (پاینده باد دولت نادری).
خلاصه نادر بارک داخل شد بر روی تخت پادشاهان افغان بسلام نشسته امراء و سرکردگان سپاه ایران در حضورش بپای ستادند در اینموقع نادر را به حالت تکدر یافتند بجهه اینکه هر چند بختیاریان قندهار را مفتوح داشتند اما این یورش بدون اجازه نادر بود و چندین دفعه از این پیش نادر خود بشخصه یورش برده و فتح او را میسر نشده بود در این وقت میرزا مهدیخان منشی نادرشاه قطعه ذیل را انشاد کرده بعرض رسانید
تو مپندار بختیاری کرد / حق مدد کرده بختیاری کرد / شاه ایران و نادر توران / خاک در چشم قندهاری کرد»
در کتاب «تاریخ بختیاری» مولف اشاراتی دقیق به مراسم و آئینهای ایلی در عصر خود دارد. پارهای از این آداب اینک متروک گشته و آنچه هم باقی مانده است به اقتضای شرایط زمانه، دیر یا زود از میان خواهد رفت و فراموش خواهد شد. این مطالب از جنبه مردمشناسی تاریخی و شناخت و بررسی فرهنگ عشایری از وجوه مهم امتیاز کتاب است، به ویژه آنکه نویسنده از کنار این امور مانند بسیاری از نویسندگان قدیم بیاعتنا نگذشته و آنها را کم اهمیت تلقی نکرده و در برابر آنها درنگ نموده و به بیان جزئیاتی پرداخته که البته برای اهل آن دستمایهای مغتنم است.
کتاب «تاریخ بختیاری» تالیف علیقلیخان بختیاری (سردار اسعد) با ۸۸۰ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات یساولی به بازار کتاب آمد.
نظر شما