سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کتیبهها، همچون طرحهای هندسی و اسلیمی از شاخصترین و ماندگارترین نقوشی هستند که در آرایش آثار هنر و معماری سرزمینهای اسلامی به کار رفتهاند. استفاده از کتیبه منحصر به فرهنگ اسلامی نیست. سنت دیرپای کتیبهنگاری، به ویژه در تزیین نمای ساختمانها، در جهان کلاسیک رواج داشت و در روزگار نو صفحات چندین مجلد بزرگ از مجموعه کتیبههای یونانی و مجموعه کتیبههای لاتین را آکنده است.
کتیبهنگاری یادمانی همراه با نقش برجستههای دیواری در ایران باستان رواج داشت. معروفترین نمونه سنگ نوشته بیستون نزدیک کرمانشاه در جنوب غربی ایران است. در غرب در قرون وسطی، تصاویر اغلب جایگزین نوشتههایی شدند که در دوران باستان نمای بناها را میآراستند. مثلاً در کلیساهای رومیوار و گوتیک، نماها را معمولاً با نقش برجستههای پیکرنمایی تزیین میکردند که ترجمان تصویری جزئیات تعالیم کلیسا بودند.
در مقابل در سرزمینهای اسلامی سنت پیشین یادبودنویسی نه تنها تداوم یافت، بلکه دامن گسترد. آنچه کتیبههای اسلامی را از نمونههای پیشین متمایز میکند گستردگی آنها در زمان و مکان و محمل است، زیرا کتیبهها تقریباً در تمام انواع اشیای ساخت سرتاسر سرزمینهای اسلامی در همه دورهها کاربرد داشتهاند.
کتیبهها و اشیا
کتیبهها حتی به آثار صناعاتی راه یافتهاند. مثلاً منسوجات ابریشمی نمونهای از آن هستند. در دوران قدیم تقاضا برای پارچههای کتیبهدار به قدری زیاد بود که ابریشمبافان سرزمینهای اسلامی به زودی بر محدودیتهای این فن غلبه کردند و تا قرن چهارم بافندگان ایرانی دریافته بودند که چگونه نوارهای بلند کتیبهها را روی دستگاههای جولایی به ابریشمهای خوشنقش بیفزایند.
همچنین نوشتههای روی کفن، صندوقچه، قدح و ظروف در دوران قدیم مرسوم بوده است. کتیبههای قدحها و دیگر سفالینههای مشابه با دقت زیادی طرحریزی شدهاند و خط آنها نیز سزاوار عنوان خوشنویسی به معنای «نوشتهای زیبا» است.
کاربرد گسترده کتیبهها در این سفالینهها و دیگر اشیای سده چهارم پیامدهای گستردهتری برای پرسشهای کلانتر جامعه دوران میانه اسلامی دارد. همچنین کتیبهها جایگاه مهمی در تزیین بناهای امروزی سرزمینهای اسلامی دارند. با توجه به اهمیت کتابت در کلام وحی، شگفت نیست که کتابت به چنین جایگاه مهمی در فرهنگ اسلامی دست پیدا کرد. کتاب و کتابآرایی از صورتهای اصلی هنر شدند و به صف مهمترین نقشمایههای تزیینی پیوستند.
کاربرد فراوان کتیبهها در فرهنگ اسلامی دست کم از سده هجدهم توجه دانشوران غربی را برانگیخت، زیرا آنان به اهمیت کتیبهها در تاریخگذاری اشیا و آثار هنری پی برده بودند. کتیبههای روی سکهها از نخستین موارد مطالعه بودند، شاید از آن رو که تزیینات آنها، برخلاف سکههای اروپایی، منحصراً کتیبه بود.
سکهها و کتیبهها
در سدههای میانه متقدم سکههای اسلامی به شکل گسترده در اسکاندیناوی، شمال آلمان و روسیه مبادله میشدند و مجموعههای بزرگ در شمال اروپا علاقه دانشوران را برمیانگیخت. در ادامه محققان حوزه تحقیق را به کتیبههایی بر دیگر آثار هنر اسلامی گسترش دادند.
در اوایل سده نوزدهم چندین محقق دیگر در عرصه کتیبههای اسلامی سر برآوردند. با این حال تازه در آغاز قرن بیستم بود که مطالعه کتیبههای اسلامی مبنایی علمی یافت. بنیانگذار واقعی این مبحث «ماکس فانبرخم» سوئیسی بود که در مسیر شرقشناسی از عشق و معرفتی عمیق به هنر اسلامی لبریز شد و در رشته کتیبهشناسی اسلامی استادی بیبدیل گشت.
عربی زبان معیار نگارش کتیبههای جهان اسلام بود. در دوره میانه اسلامی زبان فارسی در شماری از کتیبههای ایران ظاهر شد. از اواخر سده پنجم به بعد، کتیبهنگاری فارسی، بر بناهایی که قراخانیان و دیگران در شرق جهان اسلام برپا کردند، ادامه یافت. فارسی زبان ادبی سرزمینهای شرق جهان اسلام بود و از قرن هفتم به بعد بر بناها و اشیای ساخت منطقهای وسیع ابیات فارسی میانگاشتند.
کتیبه پایهگذاری
رایجترین نوع کتیبه در معماری کتیبه پایهگذاری یا مرمت است. این نوع کتیبه شامل پنج عنصر اساسی به این ترتیب است: نام خدا، فعل گویای آنچه انجام شده است، هدف اثر، نام بانی تاریخ ساخت. این عناصر از همان زمان نخستین کتیبههای یادمانی روزگار امویان در اواخر سده نخست و اوایل سده دوم متداول بودند و با گذشت زمان و همچنان که کتیبههای طولانیتر و پیچیدهتر میشدند، متداول ماندند.
همچنین کتیبهنویسی یادمانی با انگیزههای سخنوری و تزیینی و با خطوط برجسته و پرجلوه از دیرباز در دنیای باستان متداول بود و امویان شام، نخستین سلسله مسلمان، با سفارش ساخت کتیبههای سنگی و معرق سنتهای کتیبهنگاری آن منطقه را ادامه دادند و بسیاری از همان قواعد و سبکها را، البته با تغییر خط لاتین به عربی، در پیش گرفتند.
کتیبههای اشیا به ما میگویند که از سده هشتم به بعد یکی از خیرات رایج امیران و درباریان وقف اشیای بزرگ فلزی به مساجد و زیارتگاههای مهم بوده است. این حامیان میخواستند از سخاوت خود یاد کنند و کتیبههای حاوی نام اهدا کننده مهمترین زینت اشیا بود. بسیاری از این اشیا وسایل روشنایی بودند. دیگر اشیای بزرگ فلزی اهدایی به مساجد و زیارتگاهها قدحهای بزرگ آب بودند.
سنت نوشتن اشعار بر اشیای فلزی در ایران رونقی ویژه یافت. از سده هشتم چندین بیت با مضمون امید و آرزوی نیک از بوستان سعدی متداول شد و در دوره تیموریان دامنه این سنت گسترشی چشمگیر یافت. چوب، شیشه و منسوجات دیگر اشیایی بودند که کتیبهها بر رویش نگاشته میشد.
کتیبهها را باید نه عنصری تزیینی، بلکه حافظه مکتوب تمدن اسلامی دانست؛ نوشتارهایی که میان ماده و معنا، هنر و تاریخ، ایمان و زندگی روزمره پیوندی ماندگار برقرار کردهاند. از سنگ و فلز و سفال تا پارچه و چوب، کتیبهها روایتگر جهانبینی مردمانی هستند که کلام را مقدس، نوشتن را هنر و ثبت را نوعی بقا میدانستند.
استمرار این سنت در معماری و هنر امروز سرزمینهای اسلامی نشان میدهد کتیبهنگاری هنوز زنده است؛ زبانی بصری که گذشته را به اکنون پیوند میزند و یادآور میشود که در این فرهنگ، کلمه نه تنها خوانده میشود، بلکه دیده، لمس و به یاد سپرده میشود.
کتاب «کتیبههای دوران اسلامی» تالیف شیلا بلر و ترجمه ولیالله کاووسی در ۴۴۰ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۴۹۰ هزار تومان از سوی نشر آبان به بازار کتاب آمده است.
این کتاب به عنوان نامزد چهل و سومین جایزه کتاب سال انتخاب شده است.
نظر شما