شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۲
پروژه ناتمام ملت‌سازی

محمدرضا فدایی گفت: آندره‌اس ویمر بر این باور است مطالعۀ ملّت‌سازی برای فهم جهان امروز لازم است. او اعتقاد دارد خیلی از بحران‌های معاصر -جنگ داخلی، دولت‌های ناکارآمد، دموکراسی‌های شکننده و امثالهم- صرفاً ناشی از فقر یا دیکتاتوری نیستند، بلکه نتیجۀ عدم تحقق واقعی ملّت‌سازی هستند.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آناهید خزیر: کتاب «ملت‌سازی» با زیرعنوان «چرا برخی کشورها یکپارچه می‌مانند و برخی تجزیه می‌شوند؟» نوشته آندره‌اس ویمر، در صدد است تا نگاهی جامع به فرآیند ملت‌سازی بیندازد. این کتاب دیدگاه جدیدی در مورد اینکه چرا برخی کشورها علیرغم تنوع‌های زبانی و قومی، به یکپارچگی ملی دست می‌یابند، ارائه می‌کند، در حالی که برخی دیگر به دلیل نابرابری سیاسی، سیاست‌های مشاجره‌آمیز یا حتی جدایی‌طلبی و جنگ‌های قومی بی‌ثبات شده‌اند. در بسیاری از پژوهش‌ها مفهوم دولت - ملت نقطه اتکای بحث پیرامون پایداری و ماندگاری کشورها یا شکست و فروپاشی آن‌ها است. آندره اس ویمر در کتاب ملت‌سازی با تأکید و تمرکز بر ملت، استثنایی در این قاعده غالب ایجاد کرده است. نویسنده در این اثر از شرایط تحقق یکپارچگی ملی هم از منظر تاریخی یعنی ناظر بر گذشته و هم از نظر شرایط کنونی سخن گفته است. این کتاب را محمدرضا فدایی ترجمه کرده و از سوی انتشارات شیرازه منتشر شده و در چهل‌وسومین دوره جایزه کتاب سال به عنوان نامزد شناخته شده است. با او درباره این کتاب گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

پروژه ناتمام ملت‌سازی

اهمیت ملت‌سازی چیست و دولت ملت‌ها از چه زمانی شکل گرفتند؟

اگر اجازه بدهید در ابتدای گفت‌وگو اشاره کنم آندریاس ویمر، نویسندۀ این کتاب با نظر به ارجاعاتی که به مقالات و کتاب‌هایش شده، یکی از سرشناس‌ترین و معتبرترین اندیشمندان در زمینۀ ملّت، قومیّت، دولت-ملّت، ملّی‌گرایی و مفاهیم مشابه است. او در این کتاب، سه جفت کشور کمابیش مشابه را انتخاب می‌کند و به مطالعۀ موردی آن‌ها به صورت زوجی می‌پردازد. این سه جفت کشور با وجود تشابهات‌شان از یک جنبۀ مهم با یکدیگر تفاوت دارند. چین و روسیه از جنبۀ همگونی زبانی؛ سوئیس و بلژیک از نظر نهادهای داوطلبانه و فراگیری آن‌ها؛ بوتسوانا و سومالی از لحاظ وضعیت عرضۀ کالاهای عمومی توسط دولت. سپس نویسنده با نظر به این تفاوت‌ها به بررسی فرایند ملّت‌سازی در این سه جفت کشور می‌پردازد. او در ادامه از مطالعۀ موردی فراتر می‌رود و با تحلیل داده‌های مأخوذ از تقریباً تمام کشورهای جهان -به جز چند خُردکشور- پژوهش خود را ادامه می‌دهد.

و اما در مورد سئوال شما. در تاریخ بشر، دولت-ملّت‌ها پدیده‌ای نسبتاً جدید به حساب می‌آیند. حدوداً تا پایان سدۀ ۱۸ انسان‌ها عمدتاً در چارچوب امپراتوری‌ها و پادشاهی‌ها زندگی می‌کردند. آن‌ها شهروند نبودند؛ رعیّت بودند. با وقوع انقلاب فرانسه اصل حاکمیت ملّت برای نخستین بار تداول یافت و دولت نمایندۀ ملّت قلمداد شد. این نگاه در اروپای سدۀ ۱۹ به پروژه‌ای عظیم به نام ملّت‌سازی تبدیل شد و در سدۀ ۲۰ ملّت‌سازی به صورت الگویی جهانی درآمد. ویمر اعتقاد دارد بحران امروز خیلی از کشورها این است که دولت دارند، اما ملّت فراگیر و تثبیت‌شده نه.

در مورد اهمیت ملّت‌سازی، ویمر ملّت‌سازی را هستۀ نظم سیاسی مدرن و موجب ثبات سیاسی، توسعۀ اقتصادی و جلوگیری از خشونت و جنگ داخلی می‌داند و معتقد است از زمانی که جهان وارد عصر دولت-ملّت شده، دیگر دولت نمی‌تواند فقط با زور، سنّت و … حکومت کند، بلکه برای بقاء و کارآمدی نیاز دارد مردمانش خود را بخشی از یک وجود مشترک بدانند و دولت را نمایندۀ این وجود مشترک. ملّت‌سازی از نظر ویمر یعنی فرایند تبدیل جمعیت متنوع و متشکّل از گروه‌های زبانی، مذهبی و منطقه‌ای به یک جامعۀ سیاسی که احساس تعلّق مشترک دارد. به همین دلیل ویمر می‌گوید مطالعۀ ملّت‌سازی برای فهم جهان امروز لازم است. او اعتقاد دارد خیلی از بحران‌های معاصر -جنگ داخلی، دولت‌های ناکارآمد، دموکراسی‌های شکننده و امثالهم- صرفاً ناشی از فقر یا دیکتاتوری نیستند، بلکه نتیجۀ عدم تحقق واقعی ملّت‌سازی هستند.

پروژه ناتمام ملت‌سازی
محمدرضا فدایی

ویمر ملت‌سازی را بیش از آنکه پروژه‌ای فرهنگی بداند، فرآیندی سیاسی تعریف می‌کند. تفاوت رویکرد سیاسی با سایر رویکردها (فرهنگی و اقتصادی) چیست و آیا اصولاً پروژه ملت‌سازی یک پروژه سیاسی است؟

ویمر ملّت‌سازی را اساساً فرایند سیاسی می‌داند، نه فرهنگی و اقتصادی. او بین ملّت‌سازی و نحوۀ توزیع قدرت ارتباط نزدیک می‌بیند. طبق رویکردهای فرهنگی، ملّت وقتی شکل می‌گیرد که مردم زبان، تاریخ، اسطوره‌ها و نمادهای مشترک داشته باشند. اما ویمر می‌گوید این نگاه علّت و معلول را وارونه می‌کند. او اعتقاد دارد دولت‌های جدید، زبان و فرهنگ مشترک را برقرار کردند تا قدرت سیاسی خود را تثبیت کنند. در رویکردهای اقتصادی گفته می‌شود ملّت‌سازی نتیجۀ رشد سرمایه‌داری، بازار، شهرنشینی و به‌هم‌وابستگی اقتصادی است. اما ویمر می‌گوید خیلی از کشورها رشد اقتصادی داشتند اما ملّت نشدند (مثل نیجریه یا عراق). بعضی کشورها نیز علیرغم فقر شدید ملّت ساختند (مثل ژاپن سدۀ ۱۹). ویمر به فراگیری دولت (میزان دسترسی به دولت) متمرکز است.

چرا برخی کشورها یکپارچه می‌مانند و برخی تجزیه می‌شوند؟ این پرسشی است که در زیرعنوان کتاب آمده است و نشان می‌دهد که کتاب با یک پرسش پراهمیت آغاز می‌شود.

از نظر ویمر عامل تعیین‌کننده در یکپارچگی و تجزیۀ کشورها تفاوت‌های قومی و زبانی نیستند، بلکه شیوۀ ساماندهی به قدرت سیاسی در آن‌ها است. او می‌گوید مسئلۀ اصلی این نیست که جامعه چقدر متنوع است، بلکه این است که دولت تا چه اندازه فراگیر یا انحصاری است. اگر دسترسی همگان به قدرت، منابع و منزلت سیاسی یکسان نباشد، گروه‌های محذوف تدریجاً دولت را متعلّق به خود نخواهند دانست. در نتیجه، تمایل به تجزیه یا حتی جنگ داخلی شکل می‌گیرد. او می‌گوید کشورهایی که یکپارچه می‌مانند لزوماً همگون نیستند، بلکه دولت‌هایی دارند که توانسته‌اند همۀ گروه‌های اصلی جامعه را در قدرت شریک کنند. لذا دولت در این کشورها به لحاظ نمادین و عملی متعلّق به همه است. از نگاه ویمر کشورها زمانی فرو می‌پاشند که بخش‌هایی از جمعیت به این نتیجه برسند که آینده‌ای درون آن دولت ندارند و زمانی یکپارچه می‌مانند که تمام گروه‌ها باور داشته باشند که می‌توانند درون همان ساختار به حقوق و قدرت برسند.

این کتاب تجربه ملت‌سازی در چندین کشور دنیا را مورد بررسی قرار می‌دهد. آیا می‌توان الگوهایی برای ملت‌سازی از یکدیگر متمایز کرد؟

از نظر ویمر، الگوی ملّت‌سازی در کشورها یکسان نیست و بسته به شرایط تاریخی، جغرافیایی و سیاسی آن‌ها متفاوت است. او در این کتاب با بررسی تاریخی و تطبیقی می‌گوید در برخی کشورها عوامل و شرایط باعث شده دولت و ملّت بتوانند به اتحاد سیاسی برسند، در برخی دیگر نه. او نشان می‌دهد تفاوت در فرجام ملّت‌سازی نه به دلیل تفاوت‌های زبانی و قومی، بلکه ناشی از ۳ سازوکار مهم است که عبارتند از (الف) نهادهای داوطلبانه، (ب) عرضۀ کالاهای عمومی که باعث می‌شود گروه‌های مختلف با دولت ارتباط برقرار کنند، (پ) وجود زبان میانجی یا مشترک که به تسهیل اتحاد سیاسی درون مرزهای قومی کمک می‌کند. ویمر نشان می‌دهد تفاوت‌ها در سطح جهان به این خاطر است که کشورها در این ۳ سازوکار کلیدی وضعیت یکسانی ندارند و این موضوع نهایتاً فرجام ملّت‌سازی را رقم می‌زند.

پروژه ناتمام ملت‌سازی
آندره‌اس ویمر

تجربه ملت‌سازی در ایران با چه الگویی صورت گرفته و آیا می‌توان آن را موفق دانست یا خیر؟

تنوع زبانی در ایران زیاد است، اما زبان مشترک وجود دارد. با شکل‌گیری دولت مدرن علیرغم کمبودها و احساس تبعیض‌ها دولت سعی داشته کالاهای عمومی را در کلّ کشور توزیع کند، گرچه هنوز نابرابری در این زمینه وجود دارد و در شهرهای بزرگ وضعیت عرضۀ کالاهای عمومی (جاده، مدرسه، درمانگاه و بیمارستان و …) بهتر از سایر نقاط است. نهادهای داوطلبانه (انجمن‌ها، تشکّل‌های مدنی، احزاب، تشکّل‌های محلّی و…) پس از مشروطیت رشد یافتند، اما وضعیت مطلوب ندارند. با تدقیق در این موارد و مؤلفه‌های دیگر (دولت متمرکز، سابقۀ مستعمرگی و…) که ویمر در کتابش به آن‌ها اشاره دارد، می‌توان وضعیت ملّت‌سازی در ایران را ارزیابی کرد. با این همه، برای ارزیابی دقیق نیازمند پژوهش علمی و دانشگاهی هستیم. محققان و دانشجویان با نظر به رویکرد ویمر می‌توانند اقدام به پژوهش در این زمینه کنند. دیدگاه‌های ویمر در این کتاب قابلیت بالایی در تبدیل به پروژه و پژوهش علمی و دانشگاهی دارند.

آیا ملت‌سازی پروژه‌ای پایان‌پذیر است یا فرآیندی ناتمام؟

از نظر ویمر ملّت‌سازی یک فرایند ناتمام و مستمر است، نه پروژه‌ای که بتوان آن را در یک زمان مشخص پایان‌یافته دانست. ویمر می‌گوید حتی کشورهایی که واحد سیاسی و فرهنگی نسبتاً یکپارچه دارند همیشه با چالش در زمینۀ گسترش شهروندی، مشارکت گروه‌ها در قدرت و توزیع منصفانه منابع مواجه‌اند. فرایند ملّت‌سازی در حال تکامل است، زیرا هر نسل، هر تغییر اقتصادی یا سیاسی و حتی هر بحران داخلی و خارجی می‌تواند مفهوم ملّت را تقویت یا تضعیف کند. بنابراین ملّت‌سازی نه نقطۀ پایان دارد، نه تثبیت‌شده است، بلکه مسیری پیوسته است که موفقیت یا شکست آن از پیش معلوم نیست. از نظر ویمر ملّت هرگز کاملاً ساخته نمی‌شود، بلکه همیشه در حال ساخته‌شدن و بازساخته‌شدن است.

در اوایل قرن ۲۱ سخن از این به میان آمد که با روندهای جهانی‌سازی دولت‌ملت‌ها روبه‌افول گذاشتند اما در سال‌های اخیر شاهد رشد و قوت ناسیونالیسم و ملی‌گرایی در سراسر دنیا هستیم آینده پروژه ملت‌سازی را چگونه می‌بینید و آیا فکر می‌کنید انسان‌ها کماکان به ملت‌سازی نیازمند خواهند بود یا خیر؟

جهانی‌شدن و دولت-ملّت‌ها را ویمر لزوماً در تضاد کامل نمی‌داند، اما قائل به اصطکاک بین آن‌ها است. او اعتقاد دارد جهانی‌شدن برخی خصایص دولت-ملّت‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. مرزهای اقتصادی و سیاسی انعطاف‌پذیر شده‌اند. دولت-ملّت‌ها امروزه قادر به تحدید شدید جریان سرمایه، تجارت، مهاجرت و فناوری نیستند و بخشی از کنترل خود بر منابع و سیاست‌های اقتصادی را از دست داده‌اند. علاوه بر این، جهانی‌شدن، هویت ملّی را به چالش می‌کشد، زیرا ارتباطات جهانی و شبکه‌های فرهنگی جهانی باعث می‌شوند افراد هویت‌های چندلایه داشته باشند. با این حال، ویمر دولت-ملّت را همچنان واحد اصلی سازماندهی سیاسی و هویت جمعی در جهان می‌داند و نقش ملّت‌سازی در ایجاد ثبات، مشارکت و توسعه را حیاتی تلقی می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها