سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۲
حکیمی نسبت به سرنوشت انسان‌های جهان دغدغه داشت

سیدسعید حسینی با اشاره به ویژگی انسان‌دوستی حکیمی گفت: «حکیمی نسبت به سرنوشت همه انسان‌ها در سراسر جهان دغدغه داشت و فارغ از فرقه و آیین، همواره نسبت به رنج آنان حساس بود. برای حکیمی، وحدت انسان‌ها اصلی‌ترین هدف و دغدغه بود و از تفرقه به‌عنوان عاملی شیطانی یاد می‌کرد.»

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا چهل‌وششمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» به بررسی کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» اثر محمدرضا حکیمی و واکاوی جایگاه آن در اندیشه دینی و تاریخ فکری معاصر اختصاص یافت. این نشست یکشنبه ۱۲ بهمن در تالار فرهنگ مرکز همایش‌های بین‌المللی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

در این نشست، محمد اسفندیاری، عضو هیئت علمی مؤسسه دارالعرفان، سیدسعید حسینی، پژوهشگر فلسفه و عرفان، و عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، محقق و قرآن‌پژوه، به طرح دیدگاه‌ها و تحلیل‌های خود درباره این اثر پرداختند و دبیری نشست را محمدرضا نوراللهیان، دین‌پژوه، بر عهده داشت.

کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» از آثار شاخص محمدرضا حکیمی در حوزه اندیشه دینی و بازخوانی تاریخ معاصر جهان اسلام است که در آن، تاریخ به‌مثابه عرصه‌ای برای شکل‌گیری آگاهی و کنش فکری مورد توجه قرار می‌گیرد و مفهوم «اقالیم قبله» بر وحدت معنوی امت اسلامی فراتر از مرزهای جغرافیایی و قومی دلالت دارد. محمدرضا حکیمی، متفکر دینی و نویسنده عدالت‌خواه معاصر که نام او با مکتب تفکیک گره خورده است، با پشتوانه‌ای عمیق از تحصیلات حوزوی در خراسان و بهره‌گیری از آموزه‌های استادانی چون ادیب نیشابوری، شیخ مجتبی قزوینی و سیدمحمدهادی میلانی، این اثر را در امتداد دغدغه‌های فکری و اجتماعی خود تألیف کرده است.

حکیمی نسبت به سرنوشت انسان‌های جهان دغدغه داشت
محمدرضا نوراللهیان

در ابتدای برنامه، محمدرضا نوراللهیان، دین‌پژوه و دبیر نشست، با اشاره به شخصیت تأثیرگذار محمدرضا حکیمی در تاریخ معاصر ایران، از علاقه و اشتیاق وی به شخصیت امام خمینی (ره) سخن گفت و افزود: «حکیمی در کنار شخصیت‌هایی مانند مطهری، بهشتی و شریعتی، با تأسیس نهادهایی مانند حسینیه ارشاد و مدارس مذهبی، نقش بسیار مهمی در تداوم تعلیمات دینی در جامعه داشت.» وی همچنین به نقش حکیمی در شکل‌گیری قرائتی عدالت‌طلبانه و مصلحانه از اسلام اشاره کرد.

حکیمی نسبت به سرنوشت انسان‌های جهان دغدغه داشت
محمد اسفندیاری

محمد اسفندیاری، عضو هیئت علمی مؤسسه دارالعرفان و سخنران نخست این نشست، با اشاره به جایگاه کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» در مجموعه «مرزبانان حماسه جاوید» گفت: «این کتاب سومین اثر این مجموعه است و رویکرد محمدرضا حکیمی در آن فراتر از زندگی‌نامه‌نویسی متعارف قرار می‌گیرد. حکیمی هرچند به مطالعه زندگی عالمان علاقه‌مند بود، اما هدف اصلی او نگارش تاریخ اندیشه‌ها و بازنمایی سیر فکری شخصیت‌ها در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی بود. این رویکرد، به‌جای تمرکز بر وقایع زندگی، اندیشه و منظومه فکری افراد را در مرکز توجه قرار می‌دهد.»

اسفندیاری با مقایسه آثار حکیمی با نمونه‌های شاخص جهانی در حوزه زندگی‌نامه‌نگاری فکری افزود: «در سطح بین‌المللی، متفکرانی چون آیزایا برلین با آثاری مانند «متفکران روس» و «ویکو و هردر»، هانا آرنت با کتاب «آیشمن در اورشلیم» و لشک کولاکوفسکی با اثر مرجع «جریان‌های اصلی در اندیشه مارکسیسم»، از جمله چهره‌هایی هستند که در روایت زندگی متفکران، مبانی اندیشه، زمینه‌های فکری و بستر تاریخی را محور قرار داده‌اند. حکیمی را نیز باید در همین چارچوب تحلیلی مطالعه و فهم کرد؛ چارچوبی که در آن، اندیشه و نظام فکری اشخاص، بنیان اصلی روایت تاریخی محسوب می‌شود.»

وی در ادامه، با اشاره به شخصیت‌ها و عالمانی که حکیمی برای زندگی‌نامه‌نویسی انتخاب می‌کرد، گفت: «معیار حکیمی در انتخاب شخصیت‌ها برای زندگی‌نامه‌نویسی، دو ویژگی خاص بود؛ نخست، تأکید بر جنبه شیعی بودن و دوم، توجه به جنبه انقلابی آنان.» وی تأکید کرد: «با وجود علاقه و اشتیاق بالای حکیمی نسبت به تشیع، به شهادت آثار و گفته‌های شخصی‌اش، او دچار تعصب، فرقه‌گرایی و ستیز مذهبی نشد و همواره بر تقریب مذاهب تأکید داشت و به نظر می‌رسد در این زمینه از اندیشه‌های شرف‌الدین تأثیر پذیرفته باشد.»

اسفندیاری درباره جنبه انقلابی متفکران مورد نظر حکیمی در آثارش افزود: «شخصیت‌های انقلابی ممکن است به دو آفت ناعقلانیت و خشونت مبتلا شوند؛ آفت‌هایی که معمولاً انقلاب‌ها را از درون فرسوده می‌کنند. حکیمی با انتخاب شخصیت‌هایی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی، شیخ محمد خیابانی و امام خمینی (ره)، نشان داد که تا حد امکان می‌کوشد از این دو آفت فاصله بگیرد.»

این عضو هیئت علمی دانشگاه درباره ویژگی‌های انقلابی کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» عنوان کرد: «این کتاب اثری دغدغه‌مند است. زمان تألیف آن بهمن‌ماه ۱۳۵۶ است و هدفش به حرکت درآوردن و بیدار کردن خواننده است. نویسنده در این اثر بیش از آنکه دغدغه‌ای صرفاً علمی داشته باشد، دغدغه‌ای سیاسی اجتماعی دارد و در پی حل مسئله استبداد حاکم بر جامعه است.»

حکیمی نسبت به سرنوشت انسان‌های جهان دغدغه داشت
سید سعید حسینی

سیدسعید حسینی، پژوهشگر فلسفه و عرفان، سخنران بعدی برنامه بود. وی با اشاره به علاقه و اشتیاق محمدرضا حکیمی به بیداری و بیدارگری در جامعه تأکید کرد: «حکیمی همواره از ما می‌خواست به دنبال روایت‌هایی برویم که در خدمت این هدف باشد؛ چراکه اساس دین، بیداری و بیدارگری است. او معتقد بود اگر دانشی در بستر اصلاح جامعه و بیداری انسان‌ها قرار نگیرد، نه به صاحب دانش خدمت می‌کند و نه به جامعه.»

حسینی با اشاره به ویژگی انسان‌دوستی حکیمی گفت: «حکیمی نسبت به سرنوشت همه انسان‌ها در سراسر جهان دغدغه داشت و فارغ از فرقه و آیین، همواره نسبت به رنج آنان حساس بود. برای حکیمی، وحدت انسان‌ها اصلی‌ترین هدف و دغدغه بود و از تفرقه به‌عنوان عاملی شیطانی یاد می‌کرد.»

این پژوهشگر فلسفه و عرفان درباره نگاه حکیمی به عدالت در جامعه اظهار داشت: «جریان اغنیایی که نسبت به فقرا بی‌تفاوت است، از شیطانی‌ترین جریان‌ها در طول تاریخ بوده و حکیمی همواره نسبت به آن هشدار می‌داد. او اغنیا را بدترین جریان اجتماعی می‌دانست که موجب تفرقه و ظلم می‌شوند؛ البته منظور او کارخانه‌دارانی که اشتغال‌زایی می‌کنند نبود، بلکه گروهی بود که بیت‌المال را می‌بلعند و جامعه را به گرسنگی می‌کشانند.»

حکیمی نسبت به سرنوشت انسان‌های جهان دغدغه داشت
عبدالکریم بی‌آزار شیرازی

عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، محقق و قرآن‌پژوه، به‌عنوان سخنران پایانی، به معرفی کتاب «مشعل اتحاد» پرداخت؛ اثری که به‌صورت مشترک توسط او و محمدرضا حکیمی تألیف شده است. وی با اشاره به خاطره‌ای از دیدار محمدرضا حکیمی با امام خمینی (ره) گفت که امام از حکیمی خواسته بودند کتابی درباره مسئله اتحاد تألیف کند.

به گفته بی‌آزار شیرازی، این اثر به پیشنهاد خود حکیمی و در قالب همکاری مشترک میان آن دو به نگارش درآمد. وی با اشاره به توجه ویژه حکیمی به اندیشه‌های شرف‌الدین و سید جمال‌الدین اسدآبادی افزود: «حکیمی بر این باور بود که استعمار همواره با سرکوب و نادیده گرفتن آثار این بزرگان درباره مسئله اتحاد همراه بوده و از همین رو تأکید داشت که باید رشته‌ای با عنوان استعمارشناسی در دانشگاه‌ها و مدارس ایجاد شود و راه‌هایی برای تحقق اتحاد میان امت اسلامی جست‌وجو شود.»

وی درباره شخصیت محمدرضا حکیمی و ابعاد مختلف آن گفت: «محمدرضا حکیمی در حوزه‌هایی چون فلسفه، فقه و کلام سررشته داشت و امام خمینی (ره) نیز با آگاهی از این توانمندی‌ها و آشنایی او با آثارش، پیشنهاد نگارش این کتاب را به حکیمی دادند.» این محقق در پایان تأکید کرد که آثار محمدرضا حکیمی در دوره‌های مختلف همواره مورد توجه بوده و همچنان جایگاه ویژه‌ای در میان پژوهشگران و علاقه‌مندان دارد.

در پایان برنامه، کلیپی از زندگی و آثار محمدرضا حکیمی، محصول سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، پخش شد و حاضران در بخش پرسش و پاسخ به گفت‌وگو با سخنرانان نشست پرداختند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها