به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از اصفهان، دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی مدرس ابنسینا با موضوع معنای زندگی در تامل طب و فلسفه از منظر ابنسینا، با سخنرانی حامد ناجی، دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان، در مدرسه ابنسینا برگزار شد. این نشست با استقبال پژوهشگران، دانشجویان فلسفه، علاقهمندان تاریخ اندیشه و حوزه کتاب همراه بود و کوشید تصویری جامع از دستگاه فکری ابنسینا در باب سعادت، کمال و معنای زندگی ارائه دهد؛ تصویری که بر پیوند ناگسستنی فلسفه نظری، اخلاق و طب استوار است.
ناجی در ابتدای سخنان خود با تاکید بر چندوجهی بودن شخصیت علمی ابنسینا اظهار کرد: ابنسینا متفکری است که نمیتوان او را صرفاً فیلسوف، پزشک یا متکلم دانست. دستگاه فکری وی مجموعهای منسجم از فلسفه، اخلاق، منطق و طب است که در نهایت همگی به یک پرسش بنیادین بازمیگردند و آن پرسش از سعادت و معنای زندگی انسان است.
وی برای تبیین جایگاه ابنسینا، بحث خود را با مرور کوتاهی بر نظریه سعادت در فلسفه یونان آغاز کرد و نشان داد که چگونه اندیشه سینوی، هم میراثدار و هم منتقد سنت ارسطویی و فارابی است.
سعادت از ارسطو تا ابنسینا؛ از غایت نقطهای تا فرآیند تدریجی
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان با اشاره به اینکه مفهوم سعادت از نخستین مفاهیم محوری در فلسفه اخلاق است، اظهار کرد: ارسطو را میتوان نخستین فیلسوفی دانست که بهطور نظاممند درباره سعادت سخن گفته است. در نگاه ارسطویی، هر موجودی دارای کارکرد خاص خود است و سعادت آن موجود در تحقق کامل همان کارکرد تعریف میشود. به تعبیر ارسطو، اگر هر موجودی به فعلیت تام فصل مقوم خود برسد، به سعادت دست یافته است. بر همین اساس، سعادت انسان نیز در پرورش قوه ناطقه و فعالیت نظری او معنا پیدا میکند.
وی افزود: در نظام ارسطویی، انسان دارای دو نوع فعالیت است؛ فعالیت اخلاقی و فعالیت نظری. اما در نهایت، فعالیت نظری برترین مرتبه را دارد و اخلاق بیشتر نقش طریقی ایفا میکند، نه موضوعی مستقل. یعنی اخلاق در خدمت آن است که شرایط تحقق فعالیت نظری و کمال عقلانی انسان را فراهم کند. این تلقی، اگرچه ساختاری منسجم دارد، اما پرسشهایی اساسی درباره نسبت زندگی روزمره، بدن، عواطف و معنای زیست انسانی باقی میگذارد.
ناجی با اشاره به نقدهای وارد بر این دیدگاه اظهار کرد: فارابی در ادامه این سنت، با تفکیک سهگانه قوای انسانی، افق تازهای گشود. در نگاه فارابی، انسان تنها دارای قوه نظری نیست، بلکه قوه فکری و قوه اخلاقی نیز دارد و سعادت انسانی حاصل هماهنگی و فعلیتیافتن هر سه قوه است. به بیان دیگر، انسان موجودی سهبُعدی است که تنها با یک بال نمیتواند به سوی سعادت پرواز کند.
وی با تاکید بر اینکه ابنسینا در این میان موضعی خاص اتخاذ میکند، ادامه داد: ابنسینا از حیث ساختار نظری، به ارسطو نزدیکتر است، اما در تفسیر سعادت و کمال انسانی، نوآوریهای مهمی دارد. مهمترین نکته در اندیشه سینوی، آن است که سعادت را امری نقطهای و صرفاً مربوط به آینده یا جهان پس از مرگ نمیداند، بلکه آن را فرآیندی تدریجی و تشکیکی میبیند که از همین زندگی آغاز میشود. در نگاه ابنسینا، غایت عین تحقق تدریجی است؛ همانگونه که سیب در مسیر رسیدن، در هر مرحله بهگونهای محقق میشود.
این پژوهشگر فلسفه تصریح کرد: در این تلقی، سعادت با کمال گره میخورد و کمال نیز امری نسبی و تشکیکی است. انسان در هر مرتبهای از وجود خود میتواند سهمی از کمال و سعادت را تجربه کند. از این منظر، معنای زندگی به یک هدف دوردست تقلیل نمییابد، بلکه در کیفیت زیستن و نحوه فعلیتبخشی به قوای انسانی در همین جهان معنا پیدا میکند.
بدن، مزاج و اخلاق؛ چرا طب در خدمت فلسفه است
ناجی در بخش دیگری از سخنان خود به یکی از نوآورانهترین ابعاد اندیشه ابنسینا پرداخت و اظهار کرد: نقطه تمایز اساسی ابنسینا با بسیاری از فیلسوفان اخلاق آن است که وی اخلاق را بدون توجه به بدن، مزاج و ساختار طبیعی انسان قابل فهم نمیداند. در دستگاه فکری سینوی، انسان دارای سه نوع روح است؛ روح نباتی، روح حیوانی و روح انسانی. هر یک از این مراتب، جایگاه و کارکرد خاص خود را دارند و کمال مرتبه بالاتر، بدون سامانیافتگی مرتبه پایینتر ممکن نیست.
وی افزود: روح نباتی با تغذیه، رشد و بقا مرتبط است، روح حیوانی با احساس، حرکت و هیجانات پیوند دارد وروح انسانی، محل عقل و تفکر است. اگر روح نباتی دچار اختلال باشد، روح حیوانی آسیب میبیند و در نهایت، روح انسانی نیز نمیتواند به کمال خود برسد. از این رو، ابنسینا بهدرستی طب را مقدمه اخلاق و فلسفه میداند، نه امری حاشیهای یا صرفاً ابزاری.
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان با اشاره به مفهوم مزاج در طب سینوی اظهار کرد: مزاج حاصل تعامل چهار عنصر اصلی طبیعت است و پدیدهای نوپدید بهشمار میآید که نه بهطور کامل مادی است و نه صرفاً صوری. شناخت مزاج، کلید تدبیر بدن و شرط لازم برای سلوک اخلاقی است. انسانی که مزاج خود را نشناسد، نمیتواند رفتارهای خود را بهدرستی تنظیم کند و انتظار رسیدن به فضیلت اخلاقی، انتظاری غیرواقعبینانه خواهد بود.
وی با تاکید بر نقش سبک زندگی در اندیشه ابنسینا ادامه داد: آنچه امروز از آن با عنوان سبک زندگی یاد میشود، در آثار ابنسینا جایگاهی محوری دارد. تغذیه، محل زندگی، نوع شغل، ازدواج و حتی چیدمان محیط زیست انسان، همگی بر مزاج اثر میگذارند و در نهایت، زمینهساز شکلگیری یا تضعیف فضایل اخلاقی میشوند. اخلاق در این معنا، صرفاً مجموعهای از دستورهای انتزاعی نیست، بلکه برآمده از تناسب دقیق میان ساختار طبیعی انسان و افعال اختیاری اوست.
ناجی با بیان اینکه ابنسینا اخلاق را امری فرآیندی میداند، اظهار کرد: فضیلت اخلاقی با تکرار رفتار متناسب با مزاج و عقل شکل میگیرد. همانگونه که رذایل اخلاقی نیز نتیجه تکرار افعال نامتناسباند. اصلاح اخلاق، بدون اصلاح زیرساختهای طبیعی و مزاجی، کاری سطحی و ناپایدار است. به همین دلیل، ابنسینا بر تدبیر بدن، اعتدال در خوردن، تنظیم هیجانات و تسلط عقل بر قوای حیوانی تاکید میکند.
معنای زندگی در اندیشه سینوی؛ کمالگرایی عقلانی و افق پس از مرگ
ناجی به تبیین نسبت معنای زندگی و سعادت اخروی در فلسفه ابنسینا پرداخت و اظهار کرد: ابنسینا را نمیتوان لذتگرا دانست، بلکه وی فیلسوفی کمالگراست. هرچند لذت را بهکلی نفی نمیکند، اما آن را نشانهای از تحقق کمال میداند، نه هدف نهایی زندگی. در نگاه سینوی، معنای زندگی در این است که انسان بهتدریج بر مراتب وجودی خود مسلط شود و روح انسانی را بر قوای نباتی و حیوانی حاکم سازد.
وی افزود: سعادت حقیقی انسان از منظر ابنسینا، پس از مرگ بهطور کامل محقق میشود، اما این امر به معنای بیاهمیت دانستن زندگی دنیوی نیست. برعکس، کیفیت زیست دنیوی تعیینکننده مرتبه وجودی انسان در حیات اخروی است. هر اندازه انسان در این جهان به کمالات عقلانی و اخلاقی دست یابد، در جهان دیگر نیز از سعادت بیشتری بهرهمند خواهد شد.
این استاد فلسفه با اشاره به نقش توبه و اصلاح اخلاقی در اندیشه سینوی تصریح کرد: ابنسینا توبه را امری دفعی و آنی نمیداند، بلکه آن را فرآیندی تدریجی میبیند که با تکرار افعال نیک و اصلاح تدریجی مزاج و ملکات نفسانی محقق میشود. رذایل اخلاقی، همچون کجی در چوب، با ضربهای واحد اصلاح نمیشوند، بلکه نیازمند صیقلدادن مداوماند.
ناجی در پایان سخنان خود اظهار کرد: اندیشه ابنسینا پارادایمی جامع برای فهم انسان ارائه میدهد؛ پارادایمی که در آن، صفات نفسانی، اخلاق، بدن و عقل در تعاملی پیچیده قرار دارند. بازخوانی این اندیشه، بهویژه در روزگار کنونی، میتواند افقهای تازهای برای گفتوگو میان فلسفه، پزشکی، اخلاق و مطالعات معنای زندگی بگشاید.
دومین نشست از سلسلهنشستهای تخصصی مدرس ابنسینا با تاکید بر اهمیت پیوند کتاب، فلسفه و طب در سنت اسلامی به کار خود پایان داد و برگزارکنندگان اعلام کردند این نشستها بهصورت منظم و هفتگی ادامه خواهد داشت تا زمینهای برای تعمیق مطالعات میانرشتهای در حوزه اندیشه ابنسینا و میراث فلسفی اسلامی فراهم شود.
نظر شما