به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، اخیراً به همت انتشارات ققنوس رمان گوتیک «بارونِ پیرِ انگلیسی» نوشته کلارا ریو با ترجمه مریم مهدوی عرضه شده است. این اثر از نخستین رمانهای گوتیک و اثری کلاسیک در این ژانر است که ما را با خود به فضایی آکنده از وحشت و رمز و راز میبرد. «بارون پیر انگلیسی» اولین اثر گوتیک است که به قلم یک نویسنده زن نوشته شده. از دیگر وجوه اهمیت این رمان، نسبتش با رمانیست که از آن به عنوان اولین رمان گوتیک تاریخ ادبیات غرب یاد میشود؛ رمان «قلعهی اوترانتو» اثر هوراس والپول. کلارا ریو «بارون پیر انگلیسی» را در پاسخ به «قلعهی اوترانتو» نوشته است و رمان او دومین رمان گوتیک کلاسیک به شمار میآید.
بارون پیر انگلیسی» داستان اشرافزادهای مرموز و رازهای پنهان اوست. در ادامه گفتوگوی ما را با مریم مهدوی - مترجم این رمان - میخوانید:
لطفاً ابتدا درباره آثار کلارا ریو و سبک نوشتاری و مضامین آثار او توضیحی بدهید. آیا در کارنامه او بهجز «بارون پیر انگلیسی» آثار دیگری هم در ژانر گوتیک وجود دارد؟
کلارا ریو در قرن هجدهم زندگی میکرده و اغلب آثارش رمانهای سنتی و اجتماعی و اخلاقیاند و فقط یک اثر گوتیک دارد که همین اثر هم درونمایههای اخلاقی دارد.
این اثر بین دیگر آثار کلاسیک ادبیات گوتیک چه جایگاهی دارد؟
بارون پیر انگلیسی دومین اثر گوتیک کلاسیک محسوب میشود و از این نظر اهمیت دارد که نویسنده آن زن (اولین زن گوتیکنویس) است. کلارا ریو در مقدمه کتاب گفته آن را در پاسخ به قلعه اوترانتوی والپول نوشته و میخواسته ژانر گوتیک را از تخیل و وهمپردازی زیاد پالوده و آن را اصلاح کند.
چه ویژگیهایی در این رمان، شما را به ترجمهاش ترغیب کرد؟
انتخاب کتاب با انتشارات بود. من فقط کتاب را خواندم و از آنجا که کار پیراسته و خواندنیای بود و به نظرم آمد برای مخاطب امروزی جذابیت دارد، ترجمهاش را قبول کردم.
اکنون داستانهای گوتیک تا چه اندازه مورد توجه مخاطبان هستند و مورد استقبال قرار میگیرند؟ آیا مخاطبان امروزی به آثار گوتیک کلاسیک مثل همین رمان هم به اندازه آثار تازه این ژانر علاقهمند هستند و گوتیکهای کلاسیک را میخوانند؟
گوتیکپسندها، بهخصوص نوجوانان، بیشتر دنبال آثار گوتیک مدرن هستند اما گوتیک کلاسیک هم مخاطبان خودش را دارد. اگر به زبان و حالوهوای تاریخی کتابهای کلاسیک علاقه داشته باشید و در عین حال به دنبال هیجان و خیالپردازی بیشتر باشید، گوتیک کلاسیک راضیتان میکند و فکر میکنم بیشترین دلیل اقبال به ژانر گوتیک به طور کلی پروبال دادن به خیال و اسرارآمیز بودنش است.
این رمان با کدام آثار گوتیک دیگر قابل مقایسه است و بیشتر شبیه چه آثار دیگری در این ژانر است؟
بارون پیر انگلیسی از نمونههای اولیه گوتیک است. خود نویسنده گفته که آن را در پاسخ به قلعه اوترانتوی والپول نوشته و خواسته سبک گوتیک را تعدیل و عقلانیتر کند، بنابراین شباهتی با تنها اثر گوتیک قبل از خودش ندارد اما تا آنجا که در نقدها آمده، تا حدی الهامبخش گوتیکنویسان بعد از خود بهویژه آن رادکلیف بوده است.

آیا در برگرداندن متن با توجه به اینکه نسخه در جاهایی مخدوش بوده چالشهایی داشتید؟
چالش عمده ترجمه آثار کلاسیک زبان و لحن آنهاست که چون پیشتر اثر دیگری در همین سبک و حالوهوا ترجمه کرده بودم با این لحن و زبان آشنا بودم. مخدوش شدن بخشهای کوچکی از نسخه اصلی اثر با گذشت زمان هم لطمهای به کلیت داستان نزده و در واقع، حاوی قسمتهای مهم و تأثیرگذار روایت نبوده است.
این داستان، با توجه به تصویرسازیهای بسیار جذابش، تا چه اندازه ظرفیت تبدیل شدن به فیلم را دارد و آیا فیلمی بر اساس آن ساخته شده است؟
تا آنجا که میدانم، هنوز فیلمی از روی آن ساخته نشده، اما قطعاً به دلیل فضای کلاسیک، مکانهای جذاب و پررمزوراز، توصیف دقیق شخصیتها و پرداختن به موضوعاتی چون عشق، خانواده، اخلاق، مذهب، نبرد، شجاعت و عدالت، ظرفیت تبدیل به فیلمی تماشایی را دارد.
با توجه به اینکه «بارون پیر انگلیسی» در واکنش به قلعه اوترانتو نوشته شده امتیازهای آن نسبت به قلعه اوترانتو چیست؟
این اثر اخلاقیتر، واقعگرایانهتر و به سبک کلاسیک نزدیکتر است. خود نویسنده تأکید کرده که خیالپردازی زیاد در قلعه اوترانتو او را دلزده کرده و تصمیم گرفته اثری در همان سبک اما باورپذیرتر بنویسد. از نظر من اثری کاملاً شستهرفته و عامهپسند است که کلاسیکخوانها و حتی کسانی که دوستدار ادبیات گوتیک نیستند هم از مطالعۀ آن لذت خواهند برد.
به نظرتان نویسنده در این رمان تا چه حد توانسته در همراه کردن مخاطب با خود موفق باشد تا بدون خستگی ذهنی روایت را دنبال کند؟
شاید هیجان داستان در مقایسه با بقیه آثار ادبی گوتیک کمتر باشد و بعضی جاها رنگوبوی اخلاق و تعلیم به خود بگیرد، اما به طور کلی، اثری پیراسته و خوشخوان و نسبتاً کوتاه است و مخاطب را درگیر نگه میدارد و او را خسته نمیکند.
اعتقاد به مشیت و خواست خدا یکی از عناصر اصلی این داستان است. آیا در تمام آثار گوتیک این نگاه وجود دارد؟
در آثار اولیه گوتیک این اعتقاد پررنگتر است، بهخصوص در آثار ریو که فرزند کشیش بود و در فضای مذهبی تعلیم دیده بود. اما فکر میکنم رفتهرفته با پیشرفت علم و فلسفه و روانشناسی، این رویکرد در آثار ادبی هم کمرنگتر و فردگرایی و نمایش ترس و بحرانهای روحی و اخلاقی بیشتر میشود.
اطناب در این داستان زیاد است و خیلی از جملات قابل حذف شدن هستند؛ به خصوص در دیالوگها. آیا این ویژگی سبکی دوره نگارش اثر است؟
بله. شاید بتوان گفت این نوع درازگویی را نهفقط در آثار گوتیک کلاسیک، که در بیشتر آثار ادبی قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میبینیم. نویسنده، بهتفصیل و با جزئیات، انگیزهها و ماجراها را توضیح میدهد و توجیه اخلاقی میآورد و دیالوگهای طولانی مینویسد تا هیچ نقطه ابهامی برای خواننده نماند.
نظر شما